اصحاب قرآنی یاوران حضرت مهدی(عج)

سامانه تلاوت آیات وحی

دستورالعمل اخلاقي و عرفانی از آیت الله سيدعلی آقا قاضی(ره)
ارسال نظر(0)

مقدمه :

هدف از خلقت انسان رسیدن به قرب الهی است و این هدف جز با تزكیه و تهذیب نفس به دست نمی‌آید. خداوند متعال در فرازهای اول سوره شمس به تبیین ضرورت و اهمیت تزكیه و تهذیب نفس پرداخته و بعد از سوگندهای پی در پی و محكم و تاكیدهای فراوان می‌فرماید: «قد افلح من زكیها وقد خاب من دسیها» ؛ «به تحقیق كسی كه نفس را پاك كند رستگار شود و كسی كه آن را تباه كند، بی بهره شود.‌»

می دانیم كه هر چه سوگندهای قرآن در مورد یك مساله، بیشتر و محكم‌تر باشد، دلیل بر اهمیت و سرنوشت ساز بودن آن مساله است؛ بنابراین تهذیب نفس جایگاه والایی در زندگی انسان دارد و اگر انسان بخواهد رستگار شود، باید خود را تزكیه كند و گرنه از سعادت و رستگاری محروم می‌شود.

از سوی دیگر تزكیه بدون داشتن استاد و برنامه و دستورالعمل مشخص، امكان پذیر نیست. داشتن یك استاد، برنامه و دستورالعمل مطمئن و پیروی از آن یك ضرورت است.

امام خمینی رحمه الله می‌فرماید: «مواظب باشید مبادا پنجاه سال با كد یمین و عرق جبین در حوزه‌ها جهنم كسب نمایید، به فكر باشید در زمینه تهذیب و تزكیه نفس و اصلاح اخلاق، برنامه تنظیم كنید؛ استاد اخلاق برای خود معین نمایید.‌»

آیت آلله قاضی رحمه الله یكی از بزرگان اخلاق بود كه دستورالعمل‌های اخلاقی او می‌تواند راهگشای ما برای رسیدن به مراحل عالی معنویت باشد.

حضرت امام خمینی رحمه الله درباره او می‌فرماید: «قاضی، كوهی بود از عظمت و مقام توحید.‌»

علامه طباطبائی رحمه الله می‌فرماید: «ما هر چه در این مورد داریم، از مرحوم قاضی داریم. چه آنچه را كه در حیاتش از او تعلیم گرفتیم و از محضرش استفاده كردیم، چه طریقی كه خودمان داریم، از مرحوم قاضی گرفته ایم.»

آیت الله سید هاشم حداد می‌فرماید: «از صدر اسلام تا به حال، عارفی به جامعیت مرحوم قاضی نیامده است.»

در این مقاله چكيده اي از دستور العمل اخلاقی و عرفانی آیت الله قاضی(رحمه الله تعالي عليه) در مورد تهذيب نفس آورده شده است .

دستورالعمل اخلاقي و عرفانی از آیت الله سيدعلی آقا قاضی (ره)

آیت الله سید علی قاضی برای گذشتن از نفس اماره و خواهش‌های نفسانی، به شاگردان و تلامذه و مریدان سیر و سلوك الی الله دستور می‌دادند روایت عنوان بصری را بنویسند و بدان عمل كنند؛ یعنی، یك دستور اساسی و مهم، عمل طبق مضمون این روایت بود و علاوه بر این می‌فرمودند: باید آن را در جیب خود داشته باشند و هفته‌ای یكی دو بار آن را مطالعه نمایند. این روایت، بسیار مهم است و حاوی مطالب جامعی در بیان كیفیت معاشرت و خلوت و كیفیت و مقدار غذا و كیفیت تحصیل علم و یفیت حلم و مقدار شكیبایی و بردباری و تحمل شدائد در برابر گفتار هرزه گویان و بالاخره مقام عبودیت و تسلیم و رضا و وصول به اعلا ذروه عرفان و قله توحید است. از این رو شاگردان خود را بدون التزام به مضمون این روایت نمی‌پذیرفتند .

این روایت را «عنوان بصری‌» از امام صادق علیه السلام نقل می‌كند كه به جهت رعایت اختصار، تنها بخشی از آن را كه شامل دستور العمل است، بیان می‌كنیم :

عنوان بصری می‌گوید: عرض كردم ،‌ ای اباعبدالله ! حقیقت عبودیت چیست ؟

* حقیقت عبودیت :

فرمود : سه چیز است :

1 - بنده خدا برای خودش در آنچه خدا به وی سپرده ملکیتی نبیند. چرا که بردگان مالی ندارند، همه اموال را مال خدا می‌بیند ‌و در جایی که خداوند امرشان کرده مصرف کنند قرار می‌دهند .

2 - و بنده خدا برای خودش مصلحت اندیشی و تدبیر نکند .

3 - و تمام اشتغال او به کاری منحصر شود که خداوند او را به آن کار امر و یا از آن نهی فرموده است .

بنابراین، اگر بنده خدا برای خودش در آنچه خدا به او سپرده ملکیتی نبیند، انفاق کردن در آنچه خدا امرش کرده بر او آسان می‌شود و چون بنده خدا تدبیر امور خود را به مدبرش بسپارد مصائب و مشکلات دنیا بر وی آسان می‌‌شود و زمانی که اشتغال ورزد به آنچه خداوند به وی امر و نهی کرده، دیگر فراغتی برای خودنمایی و فخرفروشی بر مردم نمی‌یابد .

چون خداوند بنده خود را به این سه خصلت گرامی دارد، دنیا و ابلیس و مردم در نظر وی آسان می‌‌شود و به جهت زیاده‌اندوزی و فخر‌فروشی و مباهات بر مردم دنبال دنیا نمی‌رود و برای عزت و بزرگی آنچه را که در دست مردم است طلب نمی‌کند و روزگارش را به تباهی از کف نمی‌دهد و این اولین پله از نردبان تقوا است .

گفتم: یا اباعبدالله! مرا سفارش و توصیه‌ای کن، فرمود : تو را به 9 چیز سفارش می‌کنم که آن‌ها توصیه‌ام به آرزومندان راه خداوند است. و از پروردگار خواهانم تا تو را در انجام آن‌ها موفق نماید :

سه مورد آن در تربیت و تأدیب نفس و سه مورد در صبر و بردباری و سه امر آن در علم و دانش است . پس ، نگهدارنده این سفارشات باش و مبادا در انجام آن‌ها سستی کنی. عنوان می‌گوید: دلم را برای گفته‌هایش خالی و فارغ کردم . پس حضرت بیان کرد : اما آنچه در تربیت نفس است :

* سه خصلت تربیت نفس :

1- مبادات چیزی را بخوردی که بدان اشتها نداری که این حماقت و نادانی را به همراه دارد .

2 - نخور مگر آنگاه که گرسنه شوی .

3 - چون خواستی بخوری به نام خداوند از حلال بخور و یادآور سخن رسول‌الله(ص) را که فرمود: هیچ وقت آدمی ظرفی را بدتر از شکمش پر نکرده است، پس اگر ناچار به خوردن شدی یک سوم شکم را برای طعام و یک سوم برای آب و ثلث دیگر را برای تنفس باز گذارد .

: سه خصلت صبوری *

1- اگر کسی به تو گوید : اگر سخنی گویی ده برابر می‌شنوی تو بگو : اگر ده تا بگویی سخنی هم نشنوی

2 - اگر کسی تو را دشنام دهد به او بگو: اگر در گفته‌ات راستگویی، از خداوند خواهانم که از من درگذرد و اگر دروغ‌گویی از خداوند خواهانم از تو درگذرد .

3 - اگر کسی تو را تهدید به ناسزاگویی کند تو او را به خیرخواهی و مراعاتش مژده بده .

* سه خصلت درباره علم :

1 - آنچه را که نمی‌دانی از دانایان بپرس و مبادا سؤالی برای امتحان کردن و به زحمت انداختن از آنان بپرسی .

2 - مبادا بر اساس خودرأیی و خود محوری دست به کاری زنی و در تمام کارهایی که زمینه احتیاط وجود دارد، مسیر احتیاط را رها مکن .

3 - از فتوا دادن بگریز، همان طور که از شیر درنده ‌می‌گریزی مراقب باش گردن خویش را پل عبور مردم قرار ندهی .

سپس حضرت(ع) فرمودند: ای اباعبدالله! دیگر از نزدم برخیز به راستی که برایت خیرخواهی کردم و ذکر و وردم را از بین نبر که من مردی بدگمان به نفسم هستم و بر گذشت عمر و ساعات زندگی دقت دارم و سلام بر پیروان هدایت .

{صلوات+عج}


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : شنبه 20 دی 1393
زمان : 11:23
دستورالعمل اخلاقي و عرفانی از آیت الله سيدعلی آقا قاضی(ره)
ارسال نظر(0)

 

مقدمه :

 

     هدف از خلقت انسان رسیدن به قرب الهی است و این هدف جز با تزكیه و تهذیب نفس به دست نمی‌آید. خداوند متعال در فرازهای اول سوره شمس به تبیین ضرورت و اهمیت تزكیه و تهذیب نفس پرداخته و بعد از سوگندهای پی در پی و محكم و تاكیدهای فراوان  می‌فرماید: «قد افلح من زكیها وقد خاب من دسیها» ؛ «به تحقیق كسی كه نفس را پاك كند رستگار شود و كسی كه آن را تباه كند، بی بهره شود.‌»

    می دانیم كه هر چه سوگندهای قرآن در مورد یك مساله، بیشتر و محكم‌تر باشد، دلیل بر اهمیت و سرنوشت ساز بودن آن مساله است؛ بنابراین تهذیب نفس جایگاه والایی در زندگی انسان دارد و اگر انسان بخواهد رستگار شود، باید خود را تزكیه كند و گرنه از سعادت و رستگاری محروم می‌شود.

از سوی دیگر تزكیه بدون داشتن استاد و برنامه و دستورالعمل مشخص، امكان پذیر نیست. داشتن یك استاد، برنامه و دستورالعمل مطمئن و پیروی از آن یك ضرورت است.

امام خمینی رحمه الله می‌فرماید: «مواظب باشید مبادا پنجاه سال با كد یمین و عرق جبین در حوزه‌ها جهنم كسب نمایید، به فكر باشید در زمینه تهذیب و تزكیه نفس و اصلاح اخلاق، برنامه تنظیم كنید؛ استاد اخلاق برای خود معین نمایید.‌»

آیت آلله قاضی رحمه الله یكی از بزرگان اخلاق بود كه دستورالعمل‌های اخلاقی او می‌تواند راهگشای ما برای رسیدن به مراحل عالی معنویت باشد.

حضرت امام خمینی رحمه الله درباره او می‌فرماید: «قاضی، كوهی بود از عظمت و مقام توحید.‌»

علامه طباطبائی رحمه الله می‌فرماید: «ما هر چه در این مورد داریم، از مرحوم قاضی داریم. چه آنچه را كه در حیاتش از او تعلیم گرفتیم و از محضرش استفاده كردیم، چه طریقی كه خودمان داریم، از مرحوم قاضی گرفته ایم.»

آیت الله سید هاشم حداد می‌فرماید: «از صدر اسلام تا به حال، عارفی به جامعیت مرحوم قاضی نیامده است.»

   در این مقاله  چكيده اي از دستور العمل اخلاقی و عرفانی آیت الله قاضی(رحمه الله تعالي عليه) در مورد تهذيب نفس آورده شده است .

 

 

دستورالعمل اخلاقي و عرفانی از آیت الله سيدعلی آقا قاضی (ره)

 

 

 

 

       آیت الله سید علی قاضی برای گذشتن از نفس اماره و خواهش‌های نفسانی، به شاگردان و تلامذه و مریدان سیر و سلوك الی الله دستور می‌دادند روایت عنوان بصری را بنویسند و بدان عمل كنند؛ یعنی، یك دستور اساسی و مهم، عمل طبق مضمون این روایت بود و علاوه بر این می‌فرمودند: باید آن را در جیب خود داشته باشند و هفته‌ای یكی دو بار آن را مطالعه نمایند. این روایت، بسیار مهم است و حاوی مطالب جامعی در بیان كیفیت معاشرت و خلوت و كیفیت و مقدار غذا و كیفیت تحصیل علم و یفیت حلم و مقدار شكیبایی و بردباری و تحمل شدائد در برابر گفتار هرزه گویان و بالاخره مقام عبودیت و تسلیم و رضا و وصول به اعلا ذروه عرفان و قله توحید است. از این رو شاگردان خود را بدون التزام به مضمون این روایت نمی‌پذیرفتند .

این روایت را «عنوان بصری‌» از امام صادق علیه السلام نقل می‌كند كه به جهت رعایت اختصار، تنها بخشی از آن را كه شامل دستور العمل است، بیان می‌كنیم :

عنوان بصری می‌گوید: عرض كردم ،‌ ای اباعبدالله ! حقیقت عبودیت چیست ؟

*  حقیقت عبودیت :

فرمود : سه چیز است :

1 -  بنده خدا برای خودش در آنچه خدا به وی سپرده ملکیتی نبیند. چرا که بردگان مالی ندارند، همه اموال را مال خدا می‌بیند ‌و در جایی که خداوند امرشان کرده مصرف کنند قرار می‌دهند .

2 -  و بنده خدا برای خودش مصلحت اندیشی و تدبیر نکند .

3 -  و تمام اشتغال او به کاری منحصر شود که خداوند او را به آن کار امر و یا از آن نهی فرموده است .

بنابراین، اگر بنده خدا برای خودش در آنچه خدا به او سپرده ملکیتی نبیند، انفاق کردن در آنچه خدا امرش کرده بر او آسان می‌شود و چون بنده خدا تدبیر امور خود را به مدبرش بسپارد مصائب و مشکلات دنیا بر وی آسان می‌‌شود و زمانی که اشتغال ورزد به آنچه خداوند به وی امر و نهی کرده، دیگر فراغتی برای خودنمایی و فخرفروشی بر مردم نمی‌یابد .

چون خداوند بنده خود را به این سه خصلت گرامی دارد، دنیا و ابلیس و مردم در نظر وی آسان می‌‌شود و به جهت زیاده‌اندوزی و فخر‌فروشی و مباهات بر مردم دنبال دنیا نمی‌رود و برای عزت و بزرگی آنچه را که در دست مردم است طلب نمی‌کند و روزگارش را به تباهی از کف نمی‌دهد و این اولین پله از نردبان تقوا است .

گفتم: یا اباعبدالله! مرا سفارش و توصیه‌ای کن، فرمود : تو را به 9 چیز سفارش می‌کنم که آن‌ها توصیه‌ام به آرزومندان راه خداوند است. و از پروردگار خواهانم تا تو را در انجام آن‌ها موفق نماید :

سه مورد آن در تربیت و تأدیب نفس و سه مورد در صبر و بردباری و سه امر آن در علم و دانش است . پس ، نگهدارنده این سفارشات باش و مبادا در انجام آن‌ها سستی کنی. عنوان می‌گوید: دلم را برای گفته‌هایش خالی و فارغ کردم . پس حضرت بیان کرد : اما آنچه در تربیت نفس است :

 * سه خصلت تربیت نفس : 

1-   مبادات چیزی را بخوردی که بدان اشتها نداری که این حماقت و نادانی را به همراه دارد .

2 -  نخور مگر آنگاه که گرسنه شوی .

3 -  چون خواستی بخوری به نام خداوند از حلال بخور و یادآور سخن رسول‌الله(ص) را که فرمود: هیچ وقت آدمی ظرفی را بدتر از شکمش پر نکرده است، پس اگر ناچار به خوردن شدی یک سوم شکم را برای طعام و یک سوم برای آب و ثلث دیگر را برای تنفس باز گذارد .

: سه خصلت صبوری *

 1-  اگر کسی به تو گوید : اگر سخنی گویی ده برابر می‌شنوی تو بگو : اگر ده تا بگویی سخنی هم نشنوی

2 - اگر کسی تو را دشنام دهد به او بگو: اگر در گفته‌ات راستگویی، از خداوند خواهانم که از من درگذرد و اگر دروغ‌گویی از خداوند خواهانم از تو درگذرد .

3 - اگر کسی تو را تهدید به ناسزاگویی کند تو او را به خیرخواهی و مراعاتش مژده بده .

 * سه خصلت درباره علم :  

1 -  آنچه را که نمی‌دانی از دانایان بپرس و مبادا سؤالی برای امتحان کردن و به زحمت انداختن از آنان بپرسی .

2 -  مبادا بر اساس خودرأیی و خود محوری دست به کاری زنی و در تمام کارهایی که زمینه احتیاط وجود دارد، مسیر احتیاط را رها مکن .

3 -  از فتوا دادن بگریز، همان طور که از شیر درنده ‌می‌گریزی مراقب باش گردن خویش را پل عبور مردم قرار ندهی .

سپس حضرت(ع) فرمودند: ای اباعبدالله! دیگر از نزدم برخیز به راستی که برایت خیرخواهی کردم و ذکر و وردم را از بین نبر که من مردی بدگمان به نفسم هستم و بر گذشت عمر و ساعات زندگی دقت دارم و سلام بر پیروان هدایت . 

{صلوات+عج}


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : شنبه 20 دی 1393
زمان : 11:23
ناله هدهدي نزد سليمان ها
ارسال نظر(0)

ناله هدهدي نزد سليمان ها

نامه دردمندانه حجت الاسلام قرائتی درباره مهجوریت قرآن

حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در روزهایی که آرام آرام به ماه مبارک رمضان نزدیک می‌شديم، در نامه‌ای مهم و در خور تأمل نکاتی را به مبلغان دینی وملت ایران متذکر شده است. متن این نامه بدین شرح است :

بسم الله الرحمن الرحیم


ناله

خدمت سروران گرامی
سلام علیكم

طبق معمول هر سال همین كه به ماه رمضان نزدیك می شویم دقایقی از وقت شما را راجع به مهمترین مسئله می گیرم و از اینكه كار قرآن به جایی رسیده كه باید مثل من این حرفها را بزند (كه از دهانم بزرگتر است) شرمنده ام .

1- آیا می دانید كه در همه مساجد در شب قدر دعای شریف جوشن كبیر و عزاداری و مراسم قرآن سر گرفتن بحمدالله برگزار می شود اما چرا در شب قدر كه شب نزول قرآن است تفسیر رنگی ندارد؟

2- آیا می دانید سرگرم شدن به چاپ و صوت و تجوید و ظاهر قرآن بیش از توجه به محتوای قرآن است؟

3- آیا می دانید به ما دستور داده اند كه هر گاه فتنه های زیاد مانند پاره هایی از شب تار به شما روی آورد به قرآن پناه ببرید؟ (فَإِذَا الْتَبَسَتْ‏ عَلَيْكُمُ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّع)‏

4- آیا می دانید بعضی به اسم این كه دین از سیاست جداست به صدها آیه سیاسی بی توجهی می كنند؟

5- آیا می دانید آن مقدار كه در متون آموزش و پرورش و دانشگاه كلمات عربی را تزریق می كنند كارساز نیست و فارغ التحصیلان ما نمی توانند اكثرا یك صفحه قرآن را بی غلط بخوانند؟

6- آیا می دانید بعضی به خیال اینكه قرآن از فهم بشر بالاتر است و فهم آن مخصوص اهل بیت است از تدبر در آن می ترسند، با اینكه خداوند دستور به تدبر داده است و در حدیث می خوانیم: من زعم ان كتاب الله مبهم فقد هلك و اهلك، راستی اگر قرآن را نمی توان فهمید پس چگونه به ما دستور داده اند روایات را بر قرآن عرضه كنیم و اگر ضد آن بود آن روایات را به دیوار بزنیم؟

7- آیا می دانید مهجوریت قرآن غافلانه نیست زیرا در قرآن می خوانیم در روز قیامت پیامبر(ص) می فرماید: پروردگارا قوم من قرآن را مهجور گرفتند و نمی فرماید قرآن نزد قوم من مهجور بود و مهجور گرفتن با توجه و عمد است؟ وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً

8- آیا می دانید آیه وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً چه معنایی دارد :
الف: در پر خطر ترین دادگاه یعنی روز قیامت
ب: نزد عالی ترین قاضی یعنی خداوند
ج: از محبوبترین و بالاترین مقام هستی یعنی پیامبر(ص)
د: شكایت توسط كسی است كه مظهر رحمه للعالمین است .
ه: شكایت پدر از فرزند است انا و علی ابوا هذه الامه
و: شكایت حتمی است چون با فعل ماضی آمده است. (وَ قالَ الرَّسُولُ)
ز: شكایت با استمداد از كلمه یا رب است .
ح: شكایت از كسی است كه امید شفاعت از او داریم. ویل لمن كان شفعاء ه خصماءه؟

9- آیا می دانید بعضی ها نمی توانند قرآن بخوانند؟
بعضی به غلط می خوانند .
بعضی كه می توانند درست بخوانند نمی خوانند .
و بعضی كه می خوانند تدبر نمی كنند .
و بعضی به آن عمل نمی كنند .
و بعضی قرآن را محور كار خود نمی دانند و در درسها و سخنرانی ها و نوشته به قرآن اولویت نمی دهند .
و بعضی قرآن را تنها برای مهریه عروس، بالای سر مسافر، سوگند یاد كردن، كتاب استخاره و امثال آن می خواهند .

10- آیا می دانید مثال ما مثال بیماری است كه بجای مصرف دارو مشغول چیدن و تنظیم انواع قرص هاست؟

11- آیا می دانید مثال ما مثال مهمانی است كه به جای گوش دادن به سخنان صاحبخانه به نقش و نگار در و پنجره توجه می كند؟

12- آیا می دانید گروهی به جای تدبر در قرآن و پیام و الهام گرفتن از آن و عمل به آن به سراغ حواشی آن می روند و بیشتر عمر خود را صرف مباحث علوم قرآن مانند محكم و متشابه، ناسخ و منسوخ، تاویل، شان نزول، تاریخ كتابت، تاریخ ترجمه، تاریخ تفسیر، طبقات مفسرین، تفاوت كتب تفسیری و امثال این بحث ها می كنند؟

( البته بعضی از این بحث ها نظیر بحث اعجاز و بحث سلامت از تحریف ضروری است اما صرف بیشتر عمر به این علوم مانند كسی است كه به جای شنا در استخر، دور استخر می دود .)



13- آیا می دانید بعضی بجای بیان روح قرآن آنقدر به نقل اقوال می پردازند كه خود قرآن در آن اقوال گم می شود و بعضی آنقدر احتمالات متعددی را مطرح می كنند كه حتی محكمات قرآن، متشابه می شود؟

14- بعضی وارد گود عرفان، بعضی وارد تحقیق مفصل روی لغات، بعضی در مقام نقل شان نزول های متعدد و بعضی قرآن را به دون توجه به روایات معتبر رسیده از اهل بیت(ع) تفسیر می كنند؟ در حالی كه خود قرآن به ما می فرماید: وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا یعنی سخنان پیامبر(ص) را كه خود مستقیما فرموده و یا به اهل بیت ارجاع داده باید بگیریم و در روایات متواتر می خوانیم بین قرآن و اهل بیت هرگز جدایی نیست و اگر به هر دو تكیه كنید هرگز گمراه نمی شوید؟

15- آیا می دانید در بسیاری از سخنرانی ها سهم تاریخ، تحلیل سیاسی، شعر و خواب و خطابه و روضه و امثال آن داده می شود ولی سهم قرآن داده نمی شود با اینكه خداوند به پیامبر(ص) می فرماید سخنرانی تو باید درباره بیان قرآن باشد لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِم‏ ؟

16- آیا می دانید هزاران پایان نامه در علوم قرآن نوشته می شود ولی این پایان نامه ها در دانشگاه ها بایگانی و جامعه از آن خیری نمی بیند؟

17- آیا می دانید در دانشگاه های قرآن و حدیث سرفصلهای علوم قرآن كاربردی نیست و نیازسنجی نشده است؟

18- آیا می دانید تلاوت زیبا در مواردی به هنرنمایی تبدیل شده است؟

19- آیا می دانید در آموزش صرف و نحو از آیات قرآن و روایات كمتر استفاده می شود؟

20- آیا می دانید فیلم های كوتاهی با مضامین قرآنی نایاب است؟

21- آیا می دانید تفسیر ساده برای نوجوانان نایاب است؟

22- آیا می دانید بیان صحیح از قصه های قرآن برای نوجوانان نایاب است؟

23- آیا می دانید موقوفات برای قرآن كمیاب است؟

24- آیا می دانید نذر تلاوت قرآن نایاب است؟

25- آیا می دانید توجه به قرآن در نام شبی با قرآن مطرح می شود؟ آیا درست است كه بگوییم شبی با اكسیژن و یا شبی با سلامتی؟

26- آیا می دانید در بسیاری از حوزه ها و نزد بسیاری از مدرسین تدبر در قرآن درس جنبی است نه اصلی؟
27- آیا می دانید توجه به كتاب مخلوق بیش از كتاب خالق است؟

28- آیا می دانید كه به آیه خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ عمل نكرده ایم؟

29- آیا می دانید اگر كتاب آسمانی را به پا نداریم خداوند لقب پوچی به ما داده است؟ قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ حَتَّى تُقيمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُم‏

30- آیا می دانید كلمه اقامه در قرآن در چهار جا به كار رفته است :
أَقيمُوا الدِّين‏
أَقيمُوا الْوَزْنَ
أَقيمُوا الصَّلاةَ

وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِم .‏

31- آیا می دانید اگر ما كتاب آسمانی را بپا داریم وضع اقتصادی ما بسیار خوب می شود؟

( وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِم )

32- آیا می دانید باید تلاوت هر آیه ای ایمان ما را زیاد كند؟ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إيماناً

33- آیا می دانید تلاوت قرآن باید دل ما را بلرزاند؟ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُم‏

34- آیا می دانید گروهی از جن همین كه برای اولین بار صدای قرآن را شنیدند ایمان آوردند (يَهْدي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ) و دیگران را به پیروی از آن دعوت كردند (يا قَوْمَنا أَجيبُوا داعِيَ اللَّهِ) ولی ما این همه قرآن شنیدیم، نه دلی تكان و نه ایمانی زیاد و نه اشكی جاری و نه رشدی اضافه و نه تبلیغی صورت گرفت؟

35- آیا می دانید قرآن ذكر است إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْر و اعراض از آن زندگی نكبتی را به بار می آورد (وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكا)

36- آیا می دانید در قیامت بعضی شفاعت ها برای بعضی مفید نیست؟ فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعينَ ولی شفاعت قرآن حتما كارساز است. ( شافع مشفع )

37- آیا می دانید قرآن كشتی بی سوراخ است؟ إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُون ‏ ولی در نقل تاریخ، احتمال دروغ است و در روایات نیز روایات جعلی زیاد است؟

38- آیا می دانید قرآن مثل دریا است كه هر كسی از آن بهره ای دارد. بعضی با نگاه، بعضی با شنا، بعضی با قایق رانی، و بعضی با غواصی. قرآن نیز این گونه است كه:كِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى أَرْبَعَةِ أَشْيَاءَ عَلَى الْعِبَارَةِ وَ الْإِشَارَةِ وَ اللَّطَائِفِ وَ الْحَقَائِقِ فَالْعِبَارَةُ لِلْعَوَامِّ وَ الْإِشَارَةُ لِلْخَوَاصِّ وَ اللَّطَائِفُ لِلْأَوْلِيَاءِ وَ الْحَقَائِقُ لِلْأَنْبِيَاءِ.

39- آیا می دانید عجایب قرآن قابل شمارش نیست؟ امیرالمومنین فرمود: لَا تُحْصَى‏ عَجَائِبُه‏

40- آیا می دانید عجایب قرآن كهنه شدنی نیست؟ لَا تَفْنَى‏ عَجَائِبُهُ‏

41- آیا می دانید بزرگانی مانند ملاصدرا و فیض كاشانی و امام خمینی و بسیاری دیگر اقرار كرده اند كه چرا بیشتر عمر خود را صرف قرآن نكرده اند؟

42- آیا می دانید علمای ربانی، علمای قرآنی هستند كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتابَ وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ

43- آیا می دانید قرآن نور است و كسی كه خودش نور ندارد نمی تواند مردم را از ظلمات به نور دعوت كند؟

44- آیا می دانید كه عظمت ماه مبارك رمضان به روزه نیست بلكه به نزول قرآن است: شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآن‏ و نفرمود: شهر رمضان الذی كتب فیه الصیام

45- آیا می دانید در نمایشگاه كتاب توجه مردم به كتب تفسیری زیاد شده است؟

46- آیا می دانید عزیزانی كه مسیر سخنرانی های خود را به سمت قرآن سوق داده اند مخاطبین كمی و كیفی بیشتری دارند؟

47- آیا می دانید اینكه پیامبر (ص) فرمود هرگز نباید بین قرآن واهل بیت جدایی باشد بنابراین سزاوار است در كنار هر جلسه عزاداری یك جلسه قرآن هم باشد؟

48- آیا می دانید كه امام رضا فرمود نماز بر مردم واجب شد تا قرآن از مهجوریت بیرون آید؟ عَنِ الرِّضَا ع أَنَّهُ قَالَ‏ أُمِرَ النَّاسُ بِالْقِرَاءَةِ فِي الصَّلَاةِ لِئَلَّا يَكُونَ الْقُرْآنُ مَهْجُوراً مُضَيَّعا

سروران گرامی باید به پا خیزیم و اگر غفلت یا تقصیر و قصوری بوده از خداوند عذر خواهی كنیم و از امروز قرآن را جدی بگیریم؟ خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ

نكاتی به نظر می رسد كه بیان می كنم عزم و تصمیم با شما. ولی بدانیم اگر عزم نداشته باشیم مثل پدر خود حضرت آدم قابل توبیخیم كه قرآن می فرماید: َ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْما
همه به پا خیزیم و برای خدا و شادی دل پیامبر(ص) و چشیدن مزه قرآن و چشاندن آن مزه به دیگران یك نهضتی ایجاد كنیم مثلا :
كسانی كه توان تدریس تفسیر دارند تفسیر را وارد حوزه درسی خود نمایند.

1 - یعنی برنامه ریزی حوزه جوری باشد كه هر طلبه حداقل در هر سال با یك جزء تفسیر آشنا شود .
2- اهل منبر نیمی از سخنرانی خود را به بیان آیات قرآن اختصاص دهند .
3- در همه روزنامه ها و مجلات ستونی برای فهم گوشه ای از آیات قرآن اختصاص یابد .
4- صدا و سیما از قصه ها و آیات كوتاه با هنر و نمایش و یا از مثال های قرآن با امكانات هنری خود بهره گیرد .
5- آموزش پرورش و دانشگاه تفسیر آیاتی را كه هر روز با آن سر و كار داریم در متون كتاب درسی تزریق كنند .
6- موضوعاتی كه برای همه مردم مورد نیاز است از قرآن استخراج شود .
7- اگر از تاریخ می گوییم حوادث تاریخی قرآن را در اولویت قرار دهیم .
8- اگر از اخلاق می گوییم آیات اخلاقی قرآن را مطرح كنیم .
9- اگر مثالی می زنیم یا تشبیه به كار می بریم قرآن را فراموش نكنیم .
10- اگر فضایل امیرالمومنین (ع) را می گوییم آیاتی كه در شان آن بزرگوار است در اولویت قرار دهیم .
11- اگر از حضرت مهدی (ع) و حكومت ایشان سخن می گوییم از منابعی كه قرآن و مهدویت را بررسی كرده اند استفاده نماییم؟
12- در عزل و نصب ها، قهر و صلح ها، ارتباط و ترك روابط، انتخاب همسر، آیین همسرداری، انتخاب شغل، عبادات و سیاست، خطوط كلی اقتصاد، حقوق، مدیریت و هر رشته دیگر اول بسراغ قرآن برویم بعد نهج البلاغه و روایات معتبر، بعد سیره اهل بیت (ع) و در پایان از تجربه های تاریخی بزرگان استفاده كنیم این آرزو آغازی است . كه می توان از ماه رجب و شعبان و رمضان كمك گرفت زیرا ماشین هایی كه هوا گرفته در سرازیری ها روشن می شود و سرازیری عبادات و قرآن ماه رمضان است .

در پایان، این ناله ی هدهدی بود نزد سلیمان ها كه اگر سلیمان ها توجه فرمایند بالقیس های دنیا به اسلام رو خواهند آورد ولی اگر بگویند این هدهد پرنده كوچكی است و حرف او الزام آور نیست حركتی صورت نخواهد گرفت .
و الامر الیكم
و السلام

......................................................

1- كافی، ج2، ص 599
2- محاسن، ج 1، ص 421
3- فرقان، 30
4- حشر،7
5- مریم، 12
6- مائده، 68
7- شوری، 13
8- رحمن، 9
9- بقره،43
10- مائده،66
11- مائده،66
12- انفال،2
13- انفال،2
14- جن، 2
15- احقاف، 31
16- حجر، 9
17- طه، 124
18- مدثر، 48
19- حجر، 9
20- عوالی الئالی ج 4 ص 105
21- كافی، ج 2، ص 599
22- بحارالانوار، ج 2، ص 284
23- آل عمران، 79
24- بقره، 185
25- من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 310
26- مریم، 12
27- طه، 115

{صلوات+عج}


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : یکشنبه 14 دی 1393
زمان : 08:29
ناله هدهدي نزد سليمان ها
ارسال نظر(0)

 

 

ناله هدهدي نزد سليمان ها

 

 

 

نامه دردمندانه حجت الاسلام قرائتی درباره مهجوریت قرآن

 

 

حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در روزهایی که آرام آرام به ماه مبارک رمضان نزدیک می‌شديم، در نامه‌ای مهم و در خور تأمل نکاتی را به مبلغان دینی وملت ایران متذکر شده است. متن این نامه بدین شرح است :

 

بسم الله الرحمن الرحیم


             ناله

خدمت سروران گرامی
سلام علیكم

طبق معمول هر سال همین كه به ماه رمضان نزدیك می شویم دقایقی از وقت شما را راجع به مهمترین مسئله می گیرم و از اینكه كار قرآن به جایی رسیده كه باید مثل من این حرفها را بزند (كه از دهانم بزرگتر است) شرمنده ام .

    1-  آیا می دانید كه در همه مساجد در شب قدر دعای شریف جوشن كبیر و عزاداری و مراسم قرآن سر گرفتن بحمدالله برگزار می شود اما چرا در شب قدر كه شب نزول قرآن است تفسیر رنگی ندارد؟

    2- آیا می دانید سرگرم شدن به چاپ و صوت و تجوید و ظاهر قرآن بیش از توجه به محتوای قرآن است؟  

    3- آیا می دانید به ما دستور داده اند كه هر گاه فتنه های زیاد مانند پاره هایی از شب تار به شما روی آورد به قرآن پناه ببرید؟ (فَإِذَا الْتَبَسَتْ‏ عَلَيْكُمُ الْفِتَنُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ فَإِنَّهُ شَافِعٌ مُشَفَّع)‏

    4- آیا می دانید بعضی به اسم این كه دین از سیاست جداست به صدها آیه سیاسی بی توجهی می كنند؟

    5- آیا می دانید آن مقدار كه در متون آموزش و پرورش و دانشگاه كلمات عربی را تزریق می كنند كارساز نیست و فارغ التحصیلان ما نمی توانند اكثرا یك صفحه قرآن را بی غلط بخوانند؟

    6- آیا می دانید بعضی به خیال اینكه قرآن از فهم بشر بالاتر است و فهم آن مخصوص اهل بیت است از تدبر در آن   می ترسند، با اینكه خداوند دستور به تدبر داده است و در حدیث می خوانیم: من زعم ان كتاب الله مبهم فقد هلك و اهلك، راستی اگر قرآن را نمی توان فهمید پس چگونه به ما دستور داده اند روایات را بر قرآن عرضه كنیم و اگر ضد آن بود آن روایات را به دیوار بزنیم؟

   7- آیا می دانید مهجوریت  قرآن غافلانه نیست زیرا در قرآن می خوانیم در روز قیامت پیامبر(ص) می فرماید: پروردگارا قوم من قرآن را مهجور گرفتند و نمی فرماید قرآن نزد قوم من مهجور بود و مهجور گرفتن با توجه و عمد است؟  وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً  

   8- آیا می دانید آیه وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً چه معنایی دارد :
الف: در پر خطر ترین دادگاه یعنی روز قیامت
ب: نزد عالی ترین قاضی یعنی خداوند
ج: از محبوبترین و بالاترین مقام هستی یعنی پیامبر(ص)
د: شكایت توسط كسی است كه مظهر رحمه للعالمین است .
ه: شكایت پدر از فرزند است انا و علی ابوا هذه الامه
و: شكایت حتمی است چون با فعل ماضی آمده است. (وَ قالَ الرَّسُولُ)
ز: شكایت با استمداد از كلمه یا رب است .
ح: شكایت از كسی است كه امید شفاعت از او داریم. ویل لمن كان شفعاء ه خصماءه؟

  9- آیا می دانید بعضی ها نمی توانند قرآن بخوانند؟
بعضی به غلط می خوانند .
بعضی كه می توانند درست بخوانند نمی خوانند .
و بعضی كه می خوانند تدبر نمی كنند .
و بعضی به آن عمل نمی كنند .
و بعضی قرآن را محور كار خود نمی دانند و در درسها و سخنرانی ها و نوشته به قرآن اولویت نمی دهند .
و بعضی قرآن را تنها برای مهریه عروس، بالای سر مسافر، سوگند یاد كردن، كتاب استخاره و امثال آن می خواهند .

 10- آیا می دانید مثال ما مثال بیماری است كه بجای مصرف دارو مشغول چیدن و تنظیم انواع قرص هاست؟

 11- آیا می دانید مثال ما مثال مهمانی است كه به جای گوش دادن به سخنان صاحبخانه به نقش و نگار در و پنجره توجه می كند؟

12- آیا می دانید گروهی به جای تدبر در قرآن و پیام و الهام گرفتن از آن و عمل به آن به سراغ حواشی آن می روند و بیشتر عمر خود را صرف مباحث علوم قرآن مانند محكم و متشابه، ناسخ و منسوخ، تاویل، شان نزول، تاریخ كتابت، تاریخ ترجمه، تاریخ تفسیر، طبقات مفسرین، تفاوت كتب تفسیری و امثال این بحث ها می كنند؟

 ( البته بعضی از این بحث ها نظیر بحث اعجاز و بحث سلامت از تحریف ضروری است اما صرف بیشتر عمر به این علوم مانند كسی است كه به جای شنا در استخر، دور استخر می دود .)



13- آیا می دانید بعضی بجای بیان روح قرآن آنقدر به نقل اقوال می پردازند كه خود قرآن در آن اقوال گم می شود و بعضی آنقدر احتمالات متعددی را مطرح می كنند كه حتی محكمات قرآن، متشابه می شود؟

14-  بعضی وارد گود عرفان، بعضی وارد تحقیق مفصل روی لغات، بعضی در مقام نقل شان نزول های متعدد و بعضی قرآن را به دون توجه به روایات معتبر رسیده از اهل بیت(ع) تفسیر می كنند؟ در حالی كه خود قرآن به ما می فرماید: وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا  یعنی سخنان پیامبر(ص) را كه خود مستقیما فرموده و یا به اهل بیت ارجاع داده باید بگیریم و در روایات متواتر می خوانیم بین قرآن و اهل بیت هرگز جدایی نیست و اگر به هر دو تكیه كنید هرگز گمراه نمی شوید؟

15- آیا می دانید در بسیاری از سخنرانی ها سهم تاریخ، تحلیل سیاسی، شعر و خواب و خطابه و روضه و امثال آن داده می شود ولی سهم قرآن داده نمی شود با اینكه خداوند به پیامبر(ص) می فرماید سخنرانی تو باید درباره بیان قرآن باشد لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِم‏ ؟

16- آیا می دانید هزاران پایان نامه در علوم قرآن نوشته می شود ولی این پایان نامه ها در دانشگاه ها بایگانی و جامعه از آن خیری نمی بیند؟

17- آیا می دانید در دانشگاه های قرآن و حدیث سرفصلهای علوم قرآن كاربردی نیست و نیازسنجی نشده است؟

18- آیا می دانید تلاوت زیبا در مواردی به هنرنمایی تبدیل شده است؟

19- آیا می دانید در آموزش صرف و نحو از آیات قرآن و روایات كمتر استفاده می شود؟

20- آیا می دانید فیلم های كوتاهی با مضامین قرآنی نایاب است؟

21- آیا می دانید تفسیر ساده برای نوجوانان نایاب است؟

22- آیا می دانید بیان صحیح از قصه های قرآن برای نوجوانان نایاب است؟

23- آیا می دانید موقوفات برای قرآن كمیاب است؟

24- آیا می دانید نذر تلاوت قرآن نایاب است؟

25- آیا می دانید توجه به قرآن در نام شبی با قرآن مطرح می شود؟ آیا درست است كه بگوییم شبی با اكسیژن و یا شبی با سلامتی؟

26- آیا می دانید در بسیاری از حوزه ها  و نزد بسیاری از مدرسین تدبر در قرآن درس جنبی است نه اصلی؟
27- آیا می دانید توجه به كتاب مخلوق بیش از كتاب خالق است؟

28- آیا می دانید كه به آیه خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ  عمل نكرده ایم؟

29- آیا می دانید اگر كتاب آسمانی را به پا نداریم خداوند لقب پوچی به ما داده است؟ قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ حَتَّى تُقيمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُم‏  

30- آیا می دانید كلمه اقامه در قرآن در چهار جا به كار رفته است :
     أَقيمُوا الدِّين‏  
      أَقيمُوا الْوَزْنَ  
      أَقيمُوا الصَّلاةَ   

      وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِم .‏ 

31- آیا می دانید اگر ما كتاب آسمانی را بپا داریم وضع اقتصادی ما بسیار خوب می شود؟

 ( وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِم )

32- آیا می دانید باید تلاوت هر آیه ای ایمان ما را زیاد كند؟ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إيماناً

33- آیا می دانید تلاوت قرآن باید دل ما را بلرزاند؟ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُم‏

34- آیا می دانید گروهی از جن همین كه برای اولین بار صدای قرآن را شنیدند ایمان آوردند (يَهْدي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ)   و دیگران را به پیروی از آن دعوت كردند (يا قَوْمَنا أَجيبُوا داعِيَ اللَّهِ)  ولی ما این همه قرآن شنیدیم، نه دلی تكان و نه ایمانی زیاد و نه اشكی جاری و نه رشدی اضافه و نه تبلیغی صورت گرفت؟

35- آیا می دانید قرآن ذكر است إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْر  و اعراض از آن زندگی نكبتی را به بار می آورد (وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكا)

36- آیا می دانید در قیامت بعضی شفاعت ها برای بعضی مفید نیست؟ فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعينَ  ولی شفاعت قرآن حتما كارساز است. ( شافع مشفع )

37- آیا می دانید قرآن كشتی بی سوراخ است؟ إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُون  ‏ ولی در نقل تاریخ، احتمال دروغ است و در روایات نیز روایات جعلی زیاد است؟

38- آیا می دانید قرآن مثل دریا است كه هر كسی از آن بهره ای دارد. بعضی با نگاه، بعضی با شنا، بعضی با قایق رانی، و بعضی با غواصی. قرآن نیز این گونه است كه:كِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى أَرْبَعَةِ أَشْيَاءَ عَلَى الْعِبَارَةِ وَ الْإِشَارَةِ وَ اللَّطَائِفِ وَ الْحَقَائِقِ فَالْعِبَارَةُ لِلْعَوَامِّ وَ الْإِشَارَةُ لِلْخَوَاصِّ وَ اللَّطَائِفُ لِلْأَوْلِيَاءِ وَ الْحَقَائِقُ لِلْأَنْبِيَاءِ.

39- آیا می دانید عجایب قرآن قابل شمارش نیست؟ امیرالمومنین فرمود: لَا تُحْصَى‏ عَجَائِبُه‏

40- آیا می دانید عجایب قرآن كهنه شدنی نیست؟ لَا تَفْنَى‏ عَجَائِبُهُ‏  

41- آیا می دانید بزرگانی مانند ملاصدرا و فیض كاشانی و امام خمینی و بسیاری دیگر اقرار كرده اند كه چرا بیشتر عمر خود را صرف قرآن نكرده اند؟

42- آیا می دانید علمای ربانی، علمای قرآنی هستند كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِما كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتابَ وَ بِما كُنْتُمْ تَدْرُسُونَ  

43- آیا می دانید قرآن نور است و كسی كه خودش نور ندارد نمی تواند مردم را از ظلمات به نور دعوت كند؟

44- آیا می دانید كه عظمت ماه مبارك رمضان به روزه نیست بلكه به نزول قرآن است: شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآن‏ و نفرمود: شهر رمضان الذی كتب فیه الصیام

45- آیا می دانید در نمایشگاه كتاب توجه مردم به كتب تفسیری زیاد شده است؟

46- آیا می دانید عزیزانی كه مسیر سخنرانی های خود را به سمت قرآن سوق داده اند مخاطبین كمی و كیفی بیشتری دارند؟

47- آیا می دانید اینكه پیامبر (ص) فرمود هرگز نباید بین قرآن واهل بیت جدایی باشد بنابراین سزاوار است در كنار هر جلسه عزاداری یك جلسه قرآن هم باشد؟

48- آیا می دانید كه امام رضا فرمود نماز بر مردم واجب شد تا قرآن از مهجوریت بیرون آید؟ عَنِ الرِّضَا ع أَنَّهُ قَالَ‏ أُمِرَ النَّاسُ بِالْقِرَاءَةِ فِي الصَّلَاةِ لِئَلَّا يَكُونَ الْقُرْآنُ مَهْجُوراً مُضَيَّعا

 سروران گرامی باید به پا خیزیم و اگر غفلت یا تقصیر و قصوری بوده از خداوند عذر خواهی كنیم و از امروز قرآن را جدی بگیریم؟ خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ  

نكاتی به نظر می رسد كه بیان می كنم عزم و تصمیم با شما. ولی بدانیم اگر عزم نداشته باشیم مثل پدر خود حضرت آدم قابل توبیخیم كه قرآن می فرماید: َ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْما
همه به پا خیزیم و برای خدا و شادی دل پیامبر(ص) و چشیدن مزه قرآن و چشاندن آن مزه به دیگران یك نهضتی ایجاد كنیم مثلا :
كسانی كه توان تدریس تفسیر دارند تفسیر را وارد حوزه درسی خود نمایند.

1 - یعنی برنامه ریزی حوزه جوری باشد كه هر طلبه حداقل در هر سال با یك جزء تفسیر آشنا شود .
2- اهل منبر نیمی از سخنرانی خود را به بیان آیات قرآن اختصاص دهند .
3- در همه روزنامه ها و مجلات ستونی برای فهم گوشه ای از آیات قرآن اختصاص یابد .
4- صدا و سیما از قصه ها و آیات كوتاه با هنر و نمایش و یا از مثال های قرآن با امكانات هنری خود بهره گیرد .
5- آموزش پرورش و دانشگاه تفسیر آیاتی را كه هر روز با آن سر و كار داریم در متون كتاب درسی تزریق كنند .
6- موضوعاتی كه برای همه مردم مورد نیاز است از قرآن استخراج شود .
7- اگر از تاریخ می گوییم حوادث تاریخی قرآن را در اولویت قرار دهیم .
8- اگر از اخلاق می گوییم آیات اخلاقی قرآن را مطرح كنیم .
9- اگر مثالی می زنیم یا تشبیه به كار می بریم قرآن را فراموش نكنیم .
10- اگر فضایل امیرالمومنین (ع) را می گوییم آیاتی كه در شان آن بزرگوار  است در اولویت قرار دهیم .
11- اگر از حضرت مهدی (ع) و حكومت ایشان سخن می گوییم از منابعی كه قرآن و مهدویت را بررسی كرده اند استفاده نماییم؟
12- در عزل و نصب ها، قهر و صلح ها، ارتباط و ترك روابط، انتخاب همسر، آیین همسرداری، انتخاب شغل، عبادات و سیاست، خطوط كلی اقتصاد، حقوق، مدیریت و هر رشته دیگر اول بسراغ قرآن برویم بعد نهج البلاغه و روایات معتبر، بعد سیره اهل بیت (ع) و در پایان از تجربه های تاریخی بزرگان استفاده كنیم این آرزو آغازی است . كه می توان از ماه رجب و شعبان و رمضان كمك گرفت زیرا ماشین هایی كه هوا گرفته در سرازیری ها روشن می شود و سرازیری عبادات و قرآن ماه رمضان است .

در پایان، این ناله ی هدهدی بود نزد سلیمان ها كه اگر سلیمان ها توجه فرمایند بالقیس های دنیا به اسلام رو خواهند آورد ولی اگر بگویند این هدهد پرنده كوچكی است و حرف او الزام آور نیست حركتی صورت نخواهد گرفت .
و الامر الیكم
و السلام

......................................................

 1- كافی، ج2، ص 599
2- محاسن، ج 1، ص 421
3- فرقان، 30
4- حشر،7
5- مریم، 12
6- مائده، 68
7- شوری، 13
8- رحمن، 9
9- بقره،43
10- مائده،66
11- مائده،66
12- انفال،2
13- انفال،2
14- جن، 2
15- احقاف، 31
16- حجر، 9
 17- طه، 124
 18- مدثر، 48
19- حجر، 9
20- عوالی الئالی ج 4 ص 105
21- كافی، ج 2، ص 599
22- بحارالانوار، ج 2، ص 284
23- آل عمران، 79
24- بقره، 185
25- من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 310
26- مریم، 12
27- طه، 115

{صلوات+عج}


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : یکشنبه 14 دی 1393
زمان : 08:29
احترام به قرآن، تنها راه نجات
ارسال نظر(0)

احترام به قرآن، تنها راه نجات

ضرورت مهجوريت زدائي از قرآن :


« قرآن محترم است و بايد جلدش را نيز بوسيد و بالاي سر گذاشت. مرحوم علامه طباطبايي (ره) شب‏هاي پنج‏شنبه و جمعه جلسات هفتگي با بعضي از شاگردان خود داشتند. در خانه بيشتر طلبه‏ ها كتاب و قرآن و كتابخانه وجود دارد. هنگامي كه مي‏خواستند در اتاق بنشينند، مواظب بودند تا پشت به قرآن ننشينند. حتي اگر كتاب روايت اهل بيت (ع) مثل بحارالانوار، روي زمين بود، آن‏ را برداشته و بوسيده و كنار مي‏گذاشتند. اين نشانه تقوي است.


خدا درباره قرباني مي‏فرمايد:«لَنْ ينالَ اللّهَ لُحُومُها وَ لادِماوها»(1)؛ خدا كه مي فرمايد قرباني كنيد، براي اين نيست كه خون يا گوشت قرباني به خدا مي‏رسد. خدا به گوشت و خون قرباني كاري ندارد «وَ لكِنْ ينالُهُ التَّقْوي مِنْكُمْ»؛ آن تقوايي كه در دل شما وجود دارد با خدا ارتباط برقرار مي كند. تقوا نشانه آن است كه براي خدا و دين خدا احترام قائل شده ايد. احترامي كه به قرآن مي گذاريد نيز شما را در نزد خدا عزيز مي‏كند وگرنه بوسيدن و اين سو و آن سو نهادن قرآن كه تاثيري براي خدا ندارد.
قرآن مي‏گويد:«وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ اَنْصِتُوا»(2)؛ با اين حال عده اي در هنگام قرائت قرآن مي گويند و مي خندند و اصلاً توجه و احترامي به قرآن نمي كنند. عالم هستي اسراري دارد. اين كاغذ كه مي بينيد بر روي آن قرآن چاپ شده است. آنچه به صورت نوشته بر روي آن است نمايانگر آن چيزي است كه بر پيغمبر خدا نازل شده است. به همين دليل خدا در اين نوشته نوري قرار مي‏دهد كه اگر اين نور، مرده‏اي را زنده كند، نبايد تعجب كرد. ايمان ما ضعيف است.

قدرت پنهان فوق العاده در آيات :


آيات قرآن تا آنجا قدرت دارد كه خدا مي فرمايد:«وَ لَوْ اَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ اَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْاَرْضُ اَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتي»(3)؛ چه بسا كساني هستند كه با استفاده از چند آيه قرآن به صورتي خاص، مي توانند طي‏الارض داشته يا بيماري لاعلاجي را شفا داده و يا مشكلاتي لاينحل را حل كنند. قرآن داراي چنين عظمتي است. خوشبختانه پس از انقلاب اسلامي اهميت يادگيري و فراگيري قرآن وترويج آن براي همه آشكار شده است. اما آنچه مايه تاسف است عمل نكردن به تعاليم قرآن است. با اينكه مي‏دانيم قرآن و محتواي آن چيست اما براي عمل و به كارگيري آن تلاش نمي كنيم. بعضي از دستورات قرآن هست كه شايد انسان در طول عمر يك مرتبه يا دو مرتبه هم، موفق به اجراي آن نشود. مثل آيه سوره مزمل كه خدا مي فرمايد:«إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ اَنَّكَ تَقُومُ اَدْني مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ»(4)؛ قرآن درباره عده اي از اهل كتاب مي‏فرمايد:«إِذا تُتْلي عَلَيْهِمْ آياتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُكِيًّا»(5)؛ تاكنون چند نفر از مسلمانان را ديده ايد كه همچون اين دسته از اهل كتاب با شنيدن آيات قرآن بر روي زمين بيفتند و سر به سجده بگذارند: «وَ يَخِرُّونَ لِلْاَذْقانِ يَبْكُونَ وَ يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً»(6)؛ آيا در طول عمر خود به چنين دستوري عمل كرده ايم؟ اين نشانه ضعيفي ايمان است. اين ايمان‏ها با ايمان كربلايي كاظم، خيلي فاصله دارد. ايمان به خدا هيچ ارتباطي به اين ندارد كه ما چه ميزان اصطلاحات و الفاظ، يا چند زبان خارجي مي دانيم، يا اينکه درجه دكتري يا پرفسوري يا حجت الاسلام يا آيت‏اللهي داشته باشيم. يك يهودي ممكن است، ايمان قوي داشته باشد و اسلام بياورد و از اولياءالله شود تا جايي كه قرآن از او تعريف كند. عالم مستجاب‏الدعوه‏اي نيز ممكن است، تا جايي تنزل پيدا كند كه قرآن بگويد مثل سگ مي‏ماند. اين ويژگي انسان است مي‏تواند تا اعلي عليين اوج بگيرد و مي‏تواند تا اسفل السافلين تنزل كند. اين به اراده انسان بستگي دارد.

سقوط در انتهاي گمراهي :


بايد قدر لحظه هاي عمر را بدانيم، قدر نفس‏هايي كه مي كشيم.حساب کنيم از صبح تا شام درباره چه چيزهايي صحبت كرديم و اين صحبت ها چه فايده‏اي داشته؟ درباره چه چيزهايي فكر كرديم و چه نتيجه‏اي گرفتيم؟ آيا درباره قرآن و خدا فكر كرديم؟
بدون محاسبه نفس، انسان آنقدر سقوط مي کند که نبوت پيامبر و نورانيت قرآن و حتي وجود خدا را انكار مي كند و با تصور غلط خود مي گويد: «پيغمبر(ص) همچون مرتاض ها براي چله‏ نشيني به كوه حرا مي رفت و پس از يافتن خلسه اي عرفاني و روحي، در حالت خلسه و توهم، مي پنداشت كه كسي به او گفته است «اقرء»؛ بخوان! براي همين مي گويد قرآن مجموعه اي از ذهنيت‏هايي است كه پيامبر در آن دوران داشته است!
انسان وقتي تنزل مي‏كند، به زير صفر رسيده و از چهارپايان هم پست‏تر و بي‏شعورتر و نفهم‏تر مي‏شود. چهارپا بر افراد گمراه و هتّاك به قرآن شرف دارد. قرآن هم مي‏فرمايد:«اُولئِكَ كَالْاَنْعامِ بَلْ هُمْ اَضَلُّ»(7)؛ و در جايي ديگر مي‏فرمايد:«فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ»؛ اگر كسي، مدتي درس خواند يا از اسلام سخن گفت و يا عبادتي انجام داد و حتي به درجه اولياء رسيد، اين دليل نمي‏شود تا آخر عمر از اولياء الله باقي بماند.

احترام به قرآن، تنها راه نجات انسان :


اگر ما بخواهيم از قرآن استفاده كنيم از همين احترام ها بايد آغاز كنيم، بايد جلد قرآن را ببوسيم و روي چشم بنهيم. وقتي صداي قرآن مي آيد سكوت كنيم و بشنويم و احترام كنيم. اينها زمينه اي مي‏شود تا انسان ايمان پيدا بكند و آن را تقويت نمايد. رشد ايمان به عمل است نه با حرف و نه با جدل. البته بايد پاسخ شبهات را براي اتمام حجت بيان كرد ولي بايد دانست چنين افرادي با اين پاسخ ها از گمراهي بيرون نمي آيند:خَتَمَ اللّهُ عَلي قُلُوبِهِمْ، فَمَنْ يَهْدِي مَنْ اَضَلَّ اللّهُ»(8)؛«اَفَرَاَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ اَضَلَّهُ اللّهُ عَلي عِلْمٍ»(9)؛ خدا او را گمراه كرده است. البته در مورد كسي كه گرفتار شبهه شده و به دنبال هدايت است، بايد شبهه را پاسخ گفت. با اين اوصاف اگر احترام به قرآن از همين مراحل ابتدايي شروع شد، به معناي كلام آن بيشتر توجه كرده و سعي مي‏كنيم معني آن را فهميده و به آن عمل كنيم. وقتي به قرآن عمل كرديم از نورانيت آن استفاده مي‏كنيم و هر لحظه بر توفيقات ما افزون مي شود تا گام به گام به سمت خدا نزديك تر شويم. اما وقتي درست بر ضد قرآن عمل ‏كنيم:«ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ اَساوا السُّواي اَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللّهِ»(10)؛ سرانجامِ گناه، ضعف ايمان خواهد بود و سرانجامِ ضعف ايمان، كفر.»


سخنراني آيت اللّه مصباح يزدي(دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري ،قم، 18/06/87



1. حج / 37. 2. اعراف / 204. 3. رعد / 31.
4. مزمل / 20. 5. مريم / 58. 6. اسراء / 109.
7. اعراف / 179. 8. روم / 29. 9. جاثيه / 23.
10. روم / 10.


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : سه‌شنبه 09 دی 1393
زمان : 00:20
احترام به قرآن، تنها راه نجات
ارسال نظر(0)

 

 

احترام به قرآن، تنها راه نجات

 

 

 

ضرورت مهجوريت زدائي از قرآن :


  « قرآن محترم است و بايد جلدش را نيز بوسيد و بالاي سر گذاشت. مرحوم علامه طباطبايي (ره) شب‏هاي پنج‏شنبه و جمعه جلسات هفتگي با بعضي از شاگردان خود داشتند. در خانه بيشتر طلبه‏ ها كتاب و قرآن و كتابخانه وجود دارد. هنگامي كه مي‏خواستند در اتاق بنشينند، مواظب بودند تا پشت به قرآن ننشينند. حتي اگر كتاب روايت اهل بيت (ع) مثل بحارالانوار، روي زمين بود، آن‏ را برداشته و بوسيده و كنار مي‏گذاشتند. اين نشانه تقوي است.


    خدا درباره قرباني مي‏فرمايد:«لَنْ ينالَ اللّهَ لُحُومُها وَ لادِماوها»(1)؛ خدا كه مي فرمايد قرباني كنيد، براي اين نيست كه خون يا گوشت قرباني به خدا مي‏رسد. خدا به گوشت و خون قرباني كاري ندارد «وَ لكِنْ ينالُهُ التَّقْوي مِنْكُمْ»؛ آن تقوايي كه در دل شما وجود دارد با خدا ارتباط برقرار مي كند. تقوا نشانه آن است كه براي خدا و دين خدا احترام قائل شده ايد. احترامي كه به قرآن مي گذاريد نيز شما را در نزد خدا عزيز مي‏كند وگرنه بوسيدن و اين سو و آن سو نهادن قرآن كه تاثيري براي خدا ندارد.
    قرآن مي‏گويد:«وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ اَنْصِتُوا»(2)؛ با اين حال عده اي در هنگام قرائت قرآن مي گويند و مي خندند و اصلاً توجه و احترامي به قرآن نمي كنند. عالم هستي اسراري دارد. اين كاغذ كه مي بينيد بر روي آن قرآن چاپ شده است. آنچه به صورت نوشته بر روي آن است نمايانگر آن چيزي است كه بر پيغمبر خدا نازل شده است. به همين دليل خدا در اين نوشته نوري قرار مي‏دهد كه اگر اين نور، مرده‏اي را زنده كند، نبايد تعجب كرد. ايمان ما ضعيف است.
    
    قدرت پنهان فوق العاده در آيات :


    آيات قرآن تا آنجا قدرت دارد كه خدا مي فرمايد:«وَ لَوْ اَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ اَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْاَرْضُ اَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتي»(3)؛ چه بسا كساني هستند كه با استفاده از چند آيه قرآن به صورتي خاص، مي توانند طي‏الارض داشته يا بيماري لاعلاجي را شفا داده و يا مشكلاتي لاينحل را حل كنند. قرآن داراي چنين عظمتي است. خوشبختانه پس از انقلاب اسلامي اهميت يادگيري و فراگيري قرآن وترويج آن براي همه آشكار شده است. اما آنچه مايه تاسف است عمل نكردن به تعاليم قرآن است. با اينكه مي‏دانيم قرآن و محتواي آن چيست اما براي عمل و به كارگيري آن تلاش نمي كنيم. بعضي از دستورات قرآن هست كه شايد انسان در طول عمر يك مرتبه يا دو مرتبه هم، موفق به اجراي آن نشود. مثل آيه سوره مزمل كه خدا مي فرمايد:«إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ اَنَّكَ تَقُومُ اَدْني مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ»(4)؛ قرآن درباره عده اي از اهل كتاب مي‏فرمايد:«إِذا تُتْلي عَلَيْهِمْ آياتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُكِيًّا»(5)؛ تاكنون چند نفر از مسلمانان را ديده ايد كه همچون اين دسته از اهل كتاب با شنيدن آيات قرآن بر روي زمين بيفتند و سر به سجده بگذارند: «وَ يَخِرُّونَ لِلْاَذْقانِ يَبْكُونَ وَ يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً»(6)؛ آيا در طول عمر خود به چنين دستوري عمل كرده ايم؟ اين نشانه ضعيفي ايمان است. اين ايمان‏ها با ايمان كربلايي كاظم، خيلي فاصله دارد. ايمان به خدا هيچ ارتباطي به اين ندارد كه ما چه ميزان اصطلاحات و الفاظ، يا چند زبان خارجي مي دانيم، يا اينکه درجه دكتري يا پرفسوري يا حجت الاسلام يا آيت‏اللهي داشته باشيم. يك يهودي ممكن است، ايمان قوي داشته باشد و اسلام بياورد و از اولياءالله شود تا جايي كه قرآن از او تعريف كند. عالم مستجاب‏الدعوه‏اي نيز ممكن است، تا جايي تنزل پيدا كند كه قرآن بگويد مثل سگ مي‏ماند. اين ويژگي انسان است مي‏تواند تا اعلي عليين اوج بگيرد و مي‏تواند تا اسفل السافلين تنزل كند. اين به اراده انسان بستگي دارد.
    
    سقوط در انتهاي گمراهي :


    بايد قدر لحظه هاي عمر را بدانيم، قدر نفس‏هايي كه مي كشيم.حساب کنيم از صبح تا شام درباره چه چيزهايي صحبت كرديم و اين صحبت ها چه فايده‏اي داشته؟ درباره چه چيزهايي فكر كرديم و چه نتيجه‏اي گرفتيم؟ آيا درباره قرآن و خدا فكر كرديم؟
    بدون محاسبه نفس، انسان آنقدر سقوط مي کند که نبوت پيامبر و نورانيت قرآن و حتي وجود خدا را انكار مي كند و با تصور غلط خود مي گويد: «پيغمبر(ص) همچون مرتاض ها براي چله‏ نشيني به كوه حرا مي رفت و پس از يافتن خلسه اي عرفاني و روحي، در حالت خلسه و توهم، مي پنداشت كه كسي به او گفته است «اقرء»؛ بخوان! براي همين مي گويد قرآن مجموعه اي از ذهنيت‏هايي است كه پيامبر در آن دوران داشته است!
    انسان وقتي تنزل مي‏كند، به زير صفر رسيده و از چهارپايان هم پست‏تر و بي‏شعورتر و نفهم‏تر مي‏شود. چهارپا بر افراد گمراه و هتّاك به قرآن شرف دارد. قرآن هم مي‏فرمايد:«اُولئِكَ كَالْاَنْعامِ بَلْ هُمْ اَضَلُّ»(7)؛ و در جايي ديگر مي‏فرمايد:«فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ»؛ اگر كسي، مدتي درس خواند يا از اسلام سخن گفت و يا عبادتي انجام داد و حتي به درجه اولياء رسيد، اين دليل نمي‏شود تا آخر عمر از اولياء الله باقي بماند.
    
    احترام به قرآن، تنها راه نجات انسان :


  اگر ما بخواهيم از قرآن استفاده كنيم از همين احترام ها بايد آغاز كنيم، بايد جلد قرآن را ببوسيم و روي چشم بنهيم. وقتي صداي قرآن مي آيد سكوت كنيم و بشنويم و احترام كنيم. اينها زمينه اي مي‏شود تا انسان ايمان پيدا بكند و آن را تقويت نمايد. رشد ايمان به عمل است نه با حرف و نه با جدل. البته بايد پاسخ شبهات را براي اتمام حجت بيان كرد ولي بايد دانست چنين افرادي با اين پاسخ ها از گمراهي بيرون نمي آيند:خَتَمَ اللّهُ عَلي قُلُوبِهِمْ، فَمَنْ يَهْدِي مَنْ اَضَلَّ اللّهُ»(8)؛«اَفَرَاَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ اَضَلَّهُ اللّهُ عَلي عِلْمٍ»(9)؛ خدا او را گمراه كرده است. البته در مورد كسي كه گرفتار شبهه شده و به دنبال هدايت است، بايد شبهه را پاسخ گفت. با اين اوصاف اگر احترام به قرآن از همين مراحل ابتدايي شروع شد، به معناي كلام آن بيشتر توجه كرده و سعي مي‏كنيم معني آن را فهميده و به آن عمل كنيم. وقتي به قرآن عمل كرديم از نورانيت آن استفاده مي‏كنيم و هر لحظه بر توفيقات ما افزون مي شود تا گام به گام به سمت خدا نزديك تر شويم. اما وقتي درست بر ضد قرآن عمل ‏كنيم:«ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ اَساوا السُّواي اَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللّهِ»(10)؛ سرانجامِ گناه، ضعف ايمان خواهد بود و سرانجامِ ضعف ايمان، كفر.»


    سخنراني آيت اللّه مصباح يزدي(دامت بركاته)     در دفتر مقام معظم رهبري ،قم، 18/06/87


    
    1. حج / 37. 2. اعراف / 204. 3. رعد / 31.
    4. مزمل / 20. 5. مريم / 58. 6. اسراء / 109.
    7. اعراف / 179. 8. روم / 29. 9. جاثيه / 23.
    10. روم / 10.


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : سه‌شنبه 09 دی 1393
زمان : 00:20
ضرورت مهجوریت زدایی از قرآن
ارسال نظر(0)

وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا .

الفرقان/30


اين آيه، از گلايه‏ ى پيامبر اسلام (صَليَّ اللهُ عليهِ و آله) سخن مي‏گويد و آن حضرت چون (رحمه للعالمين) است نفرين نمي‏كند .


امام رضا (عليه السلام) فرمود: دليل آن كه در نماز، قرآن ميخوانيم آن است كه قرآن از مهجوريّت خارج شود.


در روايات آمده است : هر روز پنجاه آيه از قرآن را بخوانيد و هدفتان رسيدن به آخر سوره نباشد، آرام بخوانيد و دل خود را با تلاوت قرآن تكان دهيد و هرگاه فتنه ها همچون شب تاريك به شما هجوم آوردند، به قرآن پناه بريد.


به نظرم رسيد اقرار بعضى‏ بزرگان را درباره‏ ى مهجوريّت قرآن نقل كنم :


الف : ملاصدرا در مقدمه تفسير سوره واقعه ميگويد: بسيار به مطالعه كتب حكما پرداختم
تا آنجا كه گمان كردم كسى‏ هستم، ولى‏ همين كه كمى‏ بصيرتم باز شد، خودم را از علوم
واقعى‏ خالى‏ ديدم. در آخر عمر به فكر رفتم كه به سراغ تدبّر در قرآن و روايات محمّد و
آل محمّد: بروم. يقين كردم كه كارم بى‏ اساس بوده است، زيرا در طول عمرم به جاى‏ نور
در سايه ايستاده بودم. از غصه جانم آتش گرفت و قلبم شعله كشيد، تا رحمت الهى‏ دستم را
گرفت و مرا با اسرار قرآن آشنا كرد و شروع به تفسير و تدبّر در قرآن كردم، درِ خانه‏ى وحى‏
را كوبيدم، درها باز شد و پرده ها كنار رفت و ديدم فرشتگان به من ميگويند : « سلام عليكم
طبتم فادخلوها خالدين. »


ب : فيض كاشانى‏ مي‏گويد: كتاب ها و رساله ها نوشتم، تحقيقاتى‏ كردم، ولى‏ در هيچ يك
از علوم دوائى‏ براى‏ دردم و آبى‏ براى‏ عطشم نيافتم، بر خود ترسيدم و به سوى‏ خدا فرار و
انابه كردم تا خداوند مرا از طريق تعمّق در قرآن و حديث هدايت كرد.


ج : امام خمينى‏ : در گفتارى‏ از اينكه تمام عمر خود را در راه قرآن صرف نكرده، تأسّف
مي‏خورد و به حوزه ها و دانشگاه ها سفارش ميكند كه قرآن و ابعاد گوناگون آن را در همه‏ ى
رشته ها، مقصد اعلى‏ قرار دهند تا مبادا در آخر عمر بر ايّام جوانى‏ تأسّف بخورند.


«هجر »، جدايى‏ با عمل، بدن، زبان و قلب را شامل مي‏شود. رابطه‏ ى ميان انسان و كتاب آسماني، بايد دائمى‏ و در تمام زمينه ها باشد، زيرا كلمه‏ ى «هجر» در جايى‏ به كار مي‏رود كه ميان انسان و آن چيز رابطه باشد.
بنابراين بايد تلاشى‏ همه جانبه داشته باشيم تا قرآن را از مهجوريّت در آوريم و آن را در همه‏ ى ابعاد زندگي، محور علمى‏ و عملى‏ خود قرار دهيم تا رضايت پيامبر عزيز اسلام را جلب كنيم.
نخواندن قرآن، ترجيح غير قرآن بر قرآن، محور قرار ندادن آن، تدبّر نكردن در آن، تعليم ندادنش به ديگران و عمل نكردن به آن، از مصاديق مهجور كردن قرآن است. حتّى‏ كسى‏ كه قرآن را فرا گيرد ولى‏ آن را كنار گذارد و به آن نگاه نكند و تعهّدى‏ نداشته باشد، او نيز قرآن را مهجوركرده است .


1- در قيامت يكى‏ از شاكيان، پيامبر اكرم (صَليَّ اللهُ عليهِ و آله) است.(و قال الرسول)
2- انتقاد از كسانى‏ است كه آگاهانه قرآن را كنار مى‏گذارند. (اتّخذوا...) و نفرمود : « كان عندهم مهجورا »
3- جمع آورى‏ و تدوين قرآن، در زمان شخص پيامبر اكرم (صَليَّ اللهُ عليهِ و آله) انجام شده و لذا
مورد اشاره و خطاب قرار گرفته است. (هذَا القرآن)
4- مهجوريّت قرآن و گلايه‏ ى پيامبر و مسئوليّت ما قطعى‏ است.( «قال» فعل ماضى‏ نشانه‏ى حتمى‏ بودن است)
5-تلاوت ظاهرى‏ كافى‏ نيست، بلكه مهجوريّت زدايى‏ لازم است. (مهجورا)

( بر گرفته از تفسير نور )

{صلوات+عج}


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : دوشنبه 08 دی 1393
زمان : 23:03
ضرورت مهجوریت زدایی از قرآن
ارسال نظر(0)

 

 

وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا .

                                                               الفرقان/30

 

 

 


     اين آيه، از گلايه‏ ى پيامبر اسلام (صَليَّ اللهُ عليهِ و آله) سخن مي‏گويد و آن حضرت چون  (رحمه للعالمين)  است نفرين نمي‏كند .


امام رضا (عليه السلام) فرمود: دليل آن كه در نماز، قرآن ميخوانيم آن است كه قرآن از مهجوريّت خارج شود.


در روايات آمده است : هر روز پنجاه آيه از قرآن را بخوانيد و هدفتان رسيدن به آخر سوره نباشد، آرام بخوانيد و دل خود را با تلاوت قرآن تكان دهيد و هرگاه فتنه ها همچون شب تاريك به شما هجوم آوردند، به قرآن پناه بريد.


به نظرم رسيد اقرار بعضى‏ بزرگان را درباره‏ ى مهجوريّت قرآن نقل كنم :


الف : ملاصدرا در مقدمه تفسير سوره واقعه ميگويد: بسيار به مطالعه كتب حكما پرداختم
تا آنجا كه گمان كردم كسى‏ هستم، ولى‏ همين كه كمى‏ بصيرتم باز شد، خودم را از علوم
واقعى‏ خالى‏ ديدم. در آخر عمر به فكر رفتم كه به سراغ تدبّر در قرآن و روايات محمّد و
آل محمّد: بروم. يقين كردم كه كارم بى‏ اساس بوده است، زيرا در طول عمرم به جاى‏ نور
در سايه ايستاده بودم. از غصه جانم آتش گرفت و قلبم شعله كشيد، تا رحمت الهى‏ دستم را
گرفت و مرا با اسرار قرآن آشنا كرد و شروع به تفسير و تدبّر در قرآن كردم، درِ خانه‏ى وحى‏
را كوبيدم، درها باز شد و پرده ها كنار رفت و ديدم فرشتگان به من ميگويند :  « سلام عليكم
طبتم فادخلوها خالدين. »


ب : فيض كاشانى‏ مي‏گويد: كتاب ها و رساله ها نوشتم، تحقيقاتى‏ كردم، ولى‏ در هيچ يك
از علوم دوائى‏ براى‏ دردم و آبى‏ براى‏ عطشم نيافتم، بر خود ترسيدم و به سوى‏ خدا فرار و
انابه كردم تا خداوند مرا از طريق تعمّق در قرآن و حديث هدايت كرد.


ج : امام خمينى‏ : در گفتارى‏ از اينكه تمام عمر خود را در راه قرآن صرف نكرده، تأسّف
مي‏خورد و به حوزه ها و دانشگاه ها سفارش ميكند كه قرآن و ابعاد گوناگون آن را در همه‏ ى
رشته ها، مقصد اعلى‏ قرار دهند تا مبادا در آخر عمر بر ايّام جوانى‏ تأسّف بخورند.


«هجر »، جدايى‏ با عمل، بدن، زبان و قلب را شامل مي‏شود. رابطه‏ ى ميان انسان و كتاب آسماني، بايد دائمى‏ و در تمام زمينه ها باشد، زيرا كلمه‏ ى «هجر» در جايى‏ به كار مي‏رود كه ميان انسان و آن چيز رابطه باشد.
بنابراين بايد تلاشى‏ همه جانبه داشته باشيم تا قرآن را از مهجوريّت در آوريم و آن را در همه‏ ى ابعاد زندگي، محور علمى‏ و عملى‏ خود قرار دهيم تا رضايت پيامبر عزيز اسلام را جلب كنيم.
نخواندن قرآن، ترجيح غير قرآن بر قرآن، محور قرار ندادن آن، تدبّر نكردن در آن، تعليم ندادنش به ديگران و عمل نكردن به آن، از مصاديق مهجور كردن قرآن است. حتّى‏ كسى‏ كه قرآن را فرا گيرد ولى‏ آن را كنار گذارد و به آن نگاه نكند و تعهّدى‏ نداشته باشد، او نيز قرآن را مهجوركرده است .


  1-  در قيامت يكى‏ از شاكيان، پيامبر اكرم (صَليَّ اللهُ عليهِ و آله) است.(و قال الرسول)
  2- انتقاد از كسانى‏ است كه آگاهانه قرآن را كنار می‏گذارند. (اتّخذوا...) و نفرمود : « كان عندهم مهجورا »
  3- جمع آورى‏ و تدوين قرآن، در زمان شخص پيامبر اكرم (صَليَّ اللهُ عليهِ و آله) انجام شده و لذا
       مورد اشاره و خطاب قرار گرفته است. (هذَا القرآن)
  4- مهجوريّت قرآن و گلايه‏ ى پيامبر و مسئوليّت ما قطعى‏ است.( «قال» فعل ماضى‏ نشانه‏ى حتمى‏ بودن است)
  5-تلاوت ظاهرى‏ كافى‏ نيست، بلكه مهجوريّت زدايى‏ لازم است. (مهجورا)

    (  بر گرفته از تفسير نور  )

{صلوات+عج}


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : دوشنبه 08 دی 1393
زمان : 23:03
راز فریاد آیت‌الله بهجت (ره) هنگام سلام نماز
ارسال نظر(0)

راز فریاد آیت‌الله بهجت (ره) هنگام سلام نماز :


فریادهای آقای بهجت (ره) هنگام سلام نماز برای من سئوال شده بود،

گفتم اگر ندانم چرا فریاد می‌کشد دیگر برای نماز به قم نميروم .



« تهران زندگی می‌کردم ، کارم در زمینه کامپیوتر بود، روزی از تلویزیون یکی از نمازهایی را که آیت‌الله بهجت (ره) می‌خواندند را دیدم و لذت بردم .

تصمیم گرفتم به قم بروم و نماز جماعتم را به امامت آیت‌الله بهجت (ره) بخوانم، همین کار را هم کردم ، به قم رفتم ، دیدم بله همان نماز باشکوهی که در تلویزیون دیدم در قم اقامه می‌شود ، نمازهای پشت آقا بسیار برایم شیرین و لذت بخش بود، برنامه‌ام را طوری تنظیم کردم که هر روز صبح بروم قم و نماز صبحم را به امامت آقای بهجت بخوانم و به تهران برگردم .

یک سال کارم همین شده بود، هر روز صبح می‌رفتم قم نماز می‌خواندم و برمی‌گشتم، در این زمان شیطان هم بیکار ننشسته بود، هر روز مرا وسوسه می‌کرد که چرا از کار و زندگی می‌زنی و به قم می‌روی ؟ خوب همین نماز را در تهران بخوان و . . .

کم کم نسبت به فریادهای آیت‌الله بهجت (ره) هنگام سلام دادن آخر نماز حساس شده بودم ، آخه چرا آقا فریاد می‌کشه ؟ چرا داد می‌زنه ؟ چرا با درد سلام می‌ده ؟ حساسیتم طوری شده بود که خودم قبل از سلام‌های آقا سلام می‌دادم .

به خودم گفتم من اگر نفهمم چرا آقا موقع سلام آخر نماز فریاد می‌کشه دیگه نمیام قم نماز بخونم، همون تهران می‌خونم ، این هفته هفته آخرمه . . .

یک روز آومدم و رفتم دم درب منزل آقا، در زدم، گفتم باید بپرسم دلیل این فریادهای بلند چیه، رفتم دیدم آقا میهمان داشتند، گوشه اتاق نشستم و در افکار خودم غوطه‌ور شدم، تو ذهن خودم با آقا حرف می‌زدم، آقا اگر بهم نگی میرم هان ! آقا دیگه نمیام پشتت نماز بخونم هان ! تو همین افکار بودم که آیت‌الله بهجت انگار حرفامو شنیده باشه سر بلند کرد و به من خیره شد، به خودم لرزیدم ، یعنی آقا فهمیده من چی می‌گفتم ؟ من که تو دلم گفتم، بلند حرفی نزدم، چطور شنید ؟

سرم را پایین انداختم و آرام از مجلس خارج شدم و به تهران برگشتم، در راه دائما با خودم می‌گفتم آقا چطور حرف‌های من را شنید؟ در همین افکار بودم تا اینکه شب شد و خوابیدم، در خواب دیدم پشت آیت‌الله بهجت (ره) ایستادم و در صف اول نماز می‌خوانم، متعجب شدم ، در بیداری اصلا نمی‌توانستم به چند صف جلو برسم چه برسد به اینکه برم صف اول !

خوشحال بودم و پشت آقا نماز می‌خواندم ، یک دفعه تعجب کردم، دیدم در جلوی آقا، روبروی محراب یک دربی باز است به یک باغ بزرگ و آباد، آخه این در رو کی باز کردند؟ اصلا قم چنین باغ بزرگی نداره ، تعجب کردم ، باغ سر سبز و پر از میوه‌ای بود ، خدای من این باغ کجا بوده ؟ در همین افکار بودم که به سلام آخر نماز رسیدیم ، در انتهای نماز و هنگام سلام نماز درب باغ محکم بسته شد، یک لحظه از خواب پریدم .
یعنی من خواب بودم ؟ آقا جواب سئوال من رو در خواب دادند، پس راز این فریاد بلند آقا هنگام سلام نماز درد دل کندن از آن باغ آباد و بازگشت به زمین خاکی بود ؟ به دلیل این درد آقا فریاد می‌کشید ، من جواب سئوالم رو گرفته بودم و پس از آن سه سال دیگر عاشقانه هر روز صبح برای نماز به قم می‌رفتم و سپس به تهران بازمی‌گشتم تا آقا رحلت کردند . »

این مطالب خاطرات یکی از نمازگزاران حضرت آیت‌الله العظمی بهجت (ره) بود که توسط پسر این مرجع تقلید فقید در مراسم سالگرد حضرت آیت‌الله بهجت (ره) در مسجد صاحب الزمان (عج) ورامین بازگو شد .

{ صلوات+عج }


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : دوشنبه 08 دی 1393
زمان : 08:51
راز فریاد آیت‌الله بهجت (ره) هنگام سلام نماز
ارسال نظر(0)

 

 

راز فریاد آیت‌الله بهجت (ره) هنگام سلام نماز :

 

 فریادهای آقای بهجت (ره) هنگام سلام نماز برای من سئوال شده بود،

گفتم اگر ندانم چرا فریاد می‌کشد دیگر برای نماز به قم نميروم .

 

 

 



     « تهران زندگی می‌کردم ، کارم در زمینه کامپیوتر بود، روزی از تلویزیون یکی از نمازهایی را که آیت‌الله بهجت (ره) می‌خواندند را دیدم و لذت بردم .

    تصمیم گرفتم به قم بروم و نماز جماعتم را به امامت آیت‌الله بهجت (ره) بخوانم، همین کار را هم کردم ، به قم رفتم ، دیدم بله همان نماز باشکوهی که در تلویزیون دیدم در قم اقامه می‌شود ، نمازهای پشت آقا بسیار برایم شیرین و لذت بخش بود، برنامه‌ام را طوری تنظیم کردم که هر روز صبح بروم قم و نماز صبحم را به امامت آقای بهجت بخوانم و به تهران برگردم .

   یک سال کارم همین شده بود، هر روز صبح می‌رفتم قم نماز می‌خواندم و برمی‌گشتم، در این زمان شیطان هم بیکار ننشسته بود، هر روز مرا وسوسه می‌کرد که چرا از کار و زندگی می‌زنی و به قم می‌روی ؟  خوب همین نماز را در تهران بخوان و . . .

    کم کم نسبت به فریادهای آیت‌الله بهجت (ره) هنگام سلام دادن آخر نماز حساس شده بودم ، آخه چرا آقا فریاد می‌کشه ؟ چرا داد می‌زنه ؟ چرا با درد سلام می‌ده ؟ حساسیتم طوری شده بود که خودم قبل از سلام‌های آقا سلام می‌دادم .

به خودم گفتم من اگر نفهمم چرا آقا موقع سلام آخر نماز فریاد می‌کشه دیگه نمیام قم نماز بخونم، همون تهران می‌خونم ، این هفته هفته آخرمه . . .

   یک روز آومدم و رفتم دم درب منزل آقا، در زدم، گفتم باید بپرسم دلیل این فریادهای بلند چیه، رفتم دیدم آقا میهمان داشتند، گوشه اتاق نشستم و در افکار خودم غوطه‌ور شدم، تو ذهن خودم با آقا حرف می‌زدم، آقا اگر بهم نگی میرم هان ! آقا دیگه نمیام پشتت نماز بخونم هان ! تو همین افکار بودم که آیت‌الله بهجت انگار حرفامو شنیده باشه سر بلند کرد و به من خیره شد، به خودم لرزیدم ، یعنی آقا فهمیده من چی می‌گفتم ؟ من که تو دلم گفتم، بلند حرفی نزدم، چطور شنید ؟

سرم را پایین انداختم و آرام از مجلس خارج شدم و به تهران برگشتم، در راه دائما با خودم می‌گفتم آقا چطور حرف‌های من را شنید؟ در همین افکار بودم تا اینکه شب شد و خوابیدم، در خواب دیدم پشت آیت‌الله بهجت (ره) ایستادم و در صف اول نماز می‌خوانم، متعجب شدم ، در بیداری اصلا نمی‌توانستم به چند صف جلو برسم چه برسد به اینکه برم صف اول !

   خوشحال بودم و پشت آقا نماز می‌خواندم ، یک دفعه تعجب کردم، دیدم در جلوی آقا، روبروی محراب یک دربی باز است به یک باغ بزرگ و آباد، آخه این در رو کی باز کردند؟ اصلا قم چنین باغ بزرگی نداره ، تعجب کردم ، باغ سر سبز و پر از میوه‌ای بود ، خدای من این باغ کجا بوده ؟ در همین افکار بودم که به سلام آخر نماز رسیدیم ، در انتهای نماز و هنگام سلام نماز درب باغ محکم بسته شد، یک لحظه از خواب پریدم .
    یعنی من خواب بودم ؟ آقا جواب سئوال من رو در خواب دادند، پس راز این فریاد بلند آقا هنگام سلام نماز درد دل کندن از آن باغ آباد و بازگشت به زمین خاکی بود ؟ به دلیل این درد آقا فریاد می‌کشید ، من جواب سئوالم رو گرفته بودم و پس از آن سه سال دیگر عاشقانه هر روز صبح برای نماز به قم می‌رفتم و سپس به تهران بازمی‌گشتم تا آقا رحلت کردند . »

     این مطالب خاطرات یکی از نمازگزاران حضرت آیت‌الله العظمی بهجت (ره) بود که توسط پسر این مرجع تقلید فقید در مراسم سالگرد حضرت آیت‌الله بهجت (ره) در مسجد صاحب الزمان (عج) ورامین بازگو شد .

 { صلوات+عج }


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : دوشنبه 08 دی 1393
زمان : 08:51


.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران