علامت های سه‌گانه شرح صدر

سامانه تلاوت آیات وحی

فضیلت دعای اهل بیت المعمور ( یا من اظهر الجمیل ) ؛
ارسال نظر(0)









فضیلت
دعای اهل بیت المعمور( یا من اظهر الجمیل )؛

 *دعای یا اظهرالجمیل در بیان امام خمینی (ره)؛

رهبر بزرگ و والامقام انقلاب، امام خمینی (ره) در کتاب آداب الصلوة درباره این دعا سخنانی می‌فرمایند :

" (بدان‌ای سالک عزیز!) از ادعیه شریفه که بسیار فضیلت دارد و نیز مشتمل بر آداب مناجات بنده با حق است و مشتمل بر تعداد عطایای کامله الهیه است که با حال قنوت - که حال مناجات و انقطاع به حق است - تناسب تام دارد و بعضی از مشایخ بزرگ بر آن تقریباً مواظبت داشتند، دعای «یا من اظهرالجمیل» است که از کنوز عرش است و تحفه حق برای رسول خداست و برای هر یک از فقرات آن فضائل و ثواب‌های بسیار است چنانچه در توحید صدوق آمده است. "
                                                                                                  
آداب الصلوهًْ، امام خمینی (ره)، ص. ۳۷۴

 ** دعای یا من اظهرالجمیل در حدیث نبوی؛

علامه مجلسی(رض) از کتاب عده الداعی نقل می‌کند (در ایامی که وجود فاطمه (س) میخواست دنیا بیاید ) : عمر بن شعيب از جدش از پيامبر (صلى الله وعليه وآله وسلم ) كه جبرئيل از آسمان بر آن حضرت نازل شد و در حاليكه مى خنديد و بشارت مى داد، اين دعا را آورد و عرضه داشت : السلام عليك اى محمد! پاسخ فرمود و عليك السلام اى جبرئيل ! عرض كرد: خداى تعالى هديه اى براى تو فرستاد، فرمود: اى جبرئيل آن هديه چيست ؟ پاسخ داد: كلماتى از گنجهاى عرش ‍ كه حق تعالى تو را به آن كرامت داد ،
( این دعا رو حتما بخوانید ونگذارید به دست نااهلش بیافتد مخصوصا اشخاص منافق...) . پرسيد اى جبرئيل ! آن كلمات كدامند؟ پاسخ داد : بگو :
 
 يَا مَنْ‏ أَظْهَرَ الْجَمِيلَ‏ وَ سَتَرَ الْقَبِيحَ‏
يَا مَنْ لَمْ يُؤَاخِذْ بِالْجَرِيرَةِوَ لَمْ يَهْتِكِ السِّتْرَ
يَا عَظِيمَ الْعَفْوِ يَا حَسَنَ التَّجَاوُزِ
يَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ
، يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ
يَا صَاحِبَ كُلِّ نَجْوَى وَ يَا مُنْتَهَى كُلِّ شَكْوَى

‏يَا كَرِيمَ الصَّفْحِ يَا عَظِيمَ الْمَنِّ
يَا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ
قَبْلَ اسْتِحْقَاقِهَا
يَا رَبَّنَا وَ يَا سَيِّدَنَا وَ يَا مَوْلَانَا وَ يَا غَايَةَ رَغْبَتِنَا

أَسْأَلُكَ يَا اللَّهُ أَنْ لَا تُشَوِّهَ خَلْقِي بالنَّار .

 

                                         . . . بحار الانوار ج ۹۷ ص ۱۹۸ ح 32

 

هنگامی که بنده ای خدا را بخواند و بگوید :

یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح، (ای خدایی که زیبایی را آشکار و زشتی را پنهان می سازی)

* خدا او را پوشانده و در دنیا بر او رحمت میفرستد و در آخرت او را جمیل و زیبا می گرداند و با هزار پرده در دنیا و آخرت او را می پوشاند.
هنگامی که بگوید : یا من لم یؤاخذ  بالجریرة و لم یهتک الستر،(ای خدایی که به گناه مؤاخذه نمی کنی و پرده گنهکاران را نمی دری)

*  خدا او را در قیامت محاسبه نمی فرماید و در روزی که همه پرده ها پاره می شود و به کناری می رود از او پرده دری نمی فرماید .

هنگامی که بگوید : یا عظیم العفو، (ای صاحب عفو بزرگ)

 *خدا گناهان او را می آمرزد حتی اگر همچون کف دریا زیاد باشد.

هنگامی که بگوید : یا حسن التجاوز،(ای خدایی که از بدان به نیکویی در می گذری)

خدا نیز از او می گذرد حتی اگر گناهانی چون سرقت و شرب خمر و گناهان هولناک و دیگر کبائر را مرتکب شده باشد.
 هنگامی که بگوید : یا واسع المغفرة، (ای کسی که مغفرت و آمرزشت بسیار و گسترده است )
 *خداوند هفتاد باب از رحمت بر او می گشاید و او را در رحمت خویش فرو می برد تا هنگامی که از دنیا خارج شود.

هنگامی که بگوید : یا باسط الیدین بالرحمة، (ای خدایی که دستهایت به لطف و رحمت گشوده است)

* خداوند دست رحمتش را بر او می گشاید.

هنگامی که بگوید : یا صاحب کل نجوی و یا منتهی کل شکوی ،(ای آنکه از هر راز نهان آگهی ،ای پناه و مرجع همه شکوه ها )
* خداوند ثواب همه مصیبت دیده ها و همه مردم ، اعم از سالم و مریض و زیان دیده و مسکین و فقیر را تا روز قیامت به او عطا می فرماید.

هنگامی که بگوید : یا کریم الصفح (ای کریمی که از روی مهر از گناه در می گذری )

 * خداوند کرامت انبیاء را به او عطا فرماید .

هنگامی که بگوید : یا عظیم المن (ای کسی که منتی بزرگ بر بندگانت داری )

* روز قیامت آرزویش را برآورده سازد و آرزوهای خوب همه مردم را نیز برای او بر آورد.

هنگامی که بگوید : یا مبتدئا بالنعم قبل استحقاقها ، (ای خدایی که بدون سابقه استحقاق نعمتهایت را ارزانی داشتی)

* خدا اجر تمام کسانی که نعمتهایش را شکر گزارده اند به او عنایت  فرماید .

هنگامی که بگوید : یا ربنا و یا سیدنا (ای پروردگار و ای سید ما )

* خداوند به ملائکه اش می فرماید ای فرشتگان من شاهد باشید که من او را آمرزیده و به عدد تمام مخلوقات بهشت وجهنم و هفت آسمان و زمین و خورشید و ماه و ستارگان و قطره های باران و انواع مخلوقات و کوهها و سنگریزه ها و عرش و کرسی به او اجر و ثواب عطا نمودم .

هنگامی که بگوید : و یا مولانا ،(ای آقای ما )

 *خداوند قلب او را پر از نور ایمان گرداند .

هنگامی که بگوید : و یا غایة رغبتنا ، ( ای منتهای مطلوب ما )

 *خدا روز قیامت  آنچه را که او و دیگر خلائق به آن رغبت دارند به او عطا فرماید.

هنگامی که بگوید : اسئلک یا الله ان لا تشوه خلقی بالنار (ای خدا، از تو درخواست می کنم که خلقت مرا با  آتش ،زشت و قبیح نگردانی )
* خداوند جبار می فرماید : او را از آتش آزاد گرداندیم .ای ملائکه من شاهد باشید که او و پدر و مادرش و برادرانش و خانواده و فرزندانش و همسایگانش را از آتش آزاد گردانیدم و شفاعت او را در مورد هزار نفرکه آتش برآنها واجب شده است را میپذیرم....

                                                                       بحار الانوار ج ۹۷ ص ۱۹۸ ح ۳۲۳۲

 
                                        (صلوات+عج)



:: موضوعات مرتبط: *** 6 - خوشه چيني از خرمن عارفان ،
نویسنده : ashabequrani
تاریخ : دوشنبه 31 فروردین 1405
زمان : 09:09
می خواهید حال خود را هنگام ملاقات حضرت حجّت (عج) بدانید ؟
ارسال نظر(0)

 

 

می خواهید حال خود را هنگام ملاقات حضرت حجّت(عج) بدانید ؟

 

 السلام علیک یا تالی کتاب الله و ترجمانه

 

 

مرحوم حضرت آیت الله شیخ مجتبى تهرانی :

 

  اگر انسان کامل بخواهد به شکل مکتوب در آید صورتش می شود قرآن کریم ، همان‌گونه که امیرالمؤمنین امام علی «علیه السلام» قرآن ناطق بودند ، حال اگر این قرآن ، قرائتش و تفکر در آیاتش قلوب ما را متحول نمی کند ، شک نکنید که زیارت انسان کامل " حضرت حجت " هم قلوب ما را متحول نخواهد کرد !!!

 اگر می خواهید حال خود را هنگام ملاقات حضرت حجت بدانید ، ببینید الان در ملاقات با قرآن چه حالی دارید !!!

اگر مشتاق قرآنید می توانید امیدوار باشید که مشتاق حضرت حجت حقیقی هم هستید !!!

و لی اگر قرآن نزد شما مهجور است و با آن انسی ندارید و فکر می کنید که مشتاق حضرت حجت هستید ، آن شخص امام زمان ، زاده وهم و خیال خودتان است !!!

چرا که ثقلین ریسمانی هستند که از هم جدا نمیشوند !!!

و محال است با یکی بیگانه بود و مشتاق دیگری بود !!!

 

***************************************

 

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که

هر وقت در کوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم

میپرسند " چه کسی مرده است؟ " چه غفلت بزرگی که

می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است!! 

 

دکتر علی شریعتی (رحمت الله علیه)



:: موضوعات مرتبط: *** 6 - خوشه چيني از خرمن عارفان ،
نویسنده : ashabequrani
تاریخ : یکشنبه 30 فروردین 1405
زمان : 00:13
ماجرای آشیخ رجبعلی خیاط و عاشق دلباخته !
ارسال نظر(0)

 

 

ماجرای آشیخ رجبعلی خیاط و عاشق دلباخته !

 

 

 

آن مرد الهی، آشیخ رجبعلی خیّاط، دو سه روزی مریض شده بود و کارهای خیّاطی‌اش که به مردم وعده داده بود، مانده بود. ایشان خیلی عجیب اعتقاد داشت که باید از بازار زود بیرون بیایند، چون روایت هم داریم که در بازار زیاد نمانید، ایمانتان کم می‌شود. لذا ایشان بعدازظهرها کار را تعطیل می‌کرد و می‌آمد. نبود شبی که مسجد نباشد. اوّل وقت مسجد بود. امّا چون می‌خواست خلف وعده نشود، دو سه شبی مانده بود تا کارهایش را تمام کند .

آیت‌الله دزفولی تعریف می‌کرد که ایشان فرموده بودند: ساعت یک نیمه شب بود که از بازار آمدم. در آن زمان، برف سنگینی آمده بود که برف در آن تهران قدیم، خیلی زیاد بود، طوری که کوچه باز می‌کردند و ... . خود ایشان می‌گفتند:طوری بود که حتّی سگ هم پرسه نمی‌زد. هوا هم سوز شدیدی داشت. تا وارد صابونپرخانه شدم، دیدم یک جوان به دیوار تکیه داده و برف هم روی سرش نشسته بود. من گفتم: او احتمالاً از این معتادهاست و سنگ‌کوب - یا به تعبیری سکته کرده است .

رفتم او را تکان دادم که روی زمین بخوابانم و او را از این حال دربیاورم . وقتی تکان دادم، یک‌دفعه گفت: بله! بله! چه شده؟! دیدم او زنده است!تعجّب کردم! گفتم: چرا در این سرما، این‌جا ایستادی، حتّی روی سرت هم برف نشسته است؟!دیدم همان‌طور که تکیه داده بود، باز سرش را به عقب برد و چشمش به سمتی رفت.متوجّه شدم چشمش به یک پنجره است. فهمیدم، گفتم: عاشق شدی؟!

اشاره کرد: بله، تا گفت: بله، من زار زار گریه کردم. او تعجّب کرد که من دارم گریه می‌کنم. زبانش باز شد، گفت: مگر شما هم عاشقی؟! گفت: نه، تا الآن فکر می‌کردم عاشقم و مدّعی بودم، امّا از وقتی تو را دیدم، فهمیدم عاشق نیستم. تو عاشق هستی که سرما را نمی‌فهمی. تو عاشق هستی که برف روی سرت آمدم و متوجّه نیستی .

آیت الله دزفولی(اعلي اللّه مقامه الشّريف) می‌فرمود: آشیخ رجبعلی(اعلي اللّه مقامه الشّريف) اشک می‌ریخت و به من گفت: آقا نور! من همین‌طور روی برف‌ها نشستم و گریه می‌کردم. او هم شروع به گریه کرد. بعد از مدّتی دیگر من بلند شدم، آمدم. داشتم می‌آمدم، برگشتم عقب را نگاه کردم، دیدم او به جای این که پنجره را نگاه کند، دیگر دارد من را نگاه می‌کند و تعجّب است که من دیگر عاشق چه کسی شدم که به من جواب نداده و این‌طور مصرّ هستم .

بعد آشیخ رجبعلی(اعلي اللّه مقامه الشّريف) گفت: آقا نور! من خجالت کشیدم که مدّعی هستم عاشق امام زمانم. من چه زمانی دنبال امام زمان گشتم؟! آقا نور ! من مدّعی و عاشق عبادتم، امّا یک مواقعی اصلاً شب‌ها بلند نمی‌شوم، می‌گویم:برف آمده و آب حوض یخ زده، بیرون نمی‌روم. امّا می‌بینیم آن فرد عاشق است که برف را نفهمیده، من کجا عاشق هستم؟! عشق، این است که قرب حاصل کند .

عاشق اوّل عبد خدا می‌شود. شوق لله دارد و قرب برای او حاصل می‌شود.این عشق مجازی کاری با این جوان کرده که برف را هم نمی‌فهمد. اولیاء خدا این‌گونه هستند و از هر مطلبی بلافاصله مطلب دیگری را می‌گیرند . [ عبد خدا ، این است ]

{صلوات+عج}



:: موضوعات مرتبط: *** 6 - خوشه چيني از خرمن عارفان ،
نویسنده : ashabequrani
تاریخ : شنبه 29 فروردین 1405
زمان : 10:52
مرحوم چلویی چه کرد که امام زمان (عج) را دید ؟
ارسال نظر(0)

 

مرحوم چلویی چه کرد که امام زمان (عج) را دید ؟

 

 

اولیاء الهی نکته‌ای را در باب طهارت قلب بیان فرمودند که بسیار مهم است.

تمام آن­ها بیان فرمودند :

اوّلین و مهمترين مسئله در طهارت قلب ، لقمه است .

 

طوری که اوّل مرجع دین، شیخناالأعظم، حضرت مفید عزیز(روحی له الفدا و سلام اللّه علیه)، در پاسخ به سؤال شاگرد باعظمتش، آن سیّد عظیم‌الشّأن، آیت‌الله‌العظمی سیّد مرتضی علم‌الهدی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) که پرسید: آقا! چطور می‌شود امام زمان را دید، فرمودند: عزیزم! کأنّ می‌بینم اگر مردم بر لقمه‌های خود مراقبه و مواظبت می‌کردند، تمام اعضاء و جوارحشان، تبدیل به نور الهی می‌گشت و آن که چشمش نور الهی شد، طبعاً امام زمان بین می‌گردد.

لذا طبق فرمایش شیخناالاعظم اگر انسان لقمه را مراقبت و مواظبت کرد و این مسئله را جدّی گرفت و باورش شد که هرچه هست در این لقمه است، آن‌وقت است که وجودش نور الهی می­شود و معلوم است نور الهی، چهره آقا را می‌بیند و می‌شناسد.

 

خدا مرحوم چلویی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) را رحمت کند. ایشان به آقاجان، آیت‌الله‌العظمی ادیب(اعلی اللّه مقامه الشّریف) گفته بودند: من آن موقعی که نیّت کردم دیگر در هر لحظه لقمه را مراقبه کنم، وجود نازنین آقا را دیدم. آقا فرموده بودند: همین مراقبه تو باعث شده است چهره ملکوتی آقا را ببینی و برای همین چهره تو عالی شده است - نگاه به چهره ملکوتی آقا یعنی نگاه به وجه‌الله -

ایشان عجیب به لقمه مراقبه می‌کردند. در بازار وقتی این کارگرها می‌آمدند، برای صاحبکارهایشان غذا ببرند و به مغازه ایشان می­آمدند، ایشان اوّل یک مقدار کباب را برمی‌داشتند و در دهان آن­ها می‌گذاشتند.

آیت‌الله دزفولی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) فرموده بودند: رمز کار ایشان این بود که خودشان فرموده بودند: چون بوی کباب به مشام این­ها خورده و این‌ها جوان و نوجوان هستند، من می‌ترسم یکی از این ها دلش بخواهد و استادکار او هم آدمی نباشد که بخواهد به این بچّه یک لقمه از این غذا بدهد و خدای ناکرده یک موقعی در راه ناخنکی به غذا بزند و وجودش به لقمه حرام آلوده شود.

لذا همین که شاگردی وارد می‌شد، ایشان اوّل یک لقمه کباب برمی‌داشتند، به روغن کرمانشاهی می‌زدند و در دهان او می‌گذاشتند.

آیت‌الله‌العظمی‌ ادیب(اعلی اللّه مقامه الشّریف) که هیچ‌جا بیرون غذا نمی‌خوردند اصلاً رفتار ایشان نوع دیگری بود، مثل ما در وادی غذا و ... نبودند وقتی مرحوم چلویی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) هر از گاهی، برایشان غذا می‌آوردند، می‌فرمودند: این لقمه را می‌شود خورد.

ببینید کسی که روح الهی دارد تا کجا را می‌بیند! نکند یک نوجوان یا جوانی که آمده برای استادش یک پرس غذا بگیرد، بوی آن غذا، او را مست کند و خدای ناکرده به آن ناخنک بزند. به خصوص که اگر از آن صاحبکارش اخلاق تندی هم دیده باشد، بگوید: او که آن‌جا به من چیزی نمی‌دهد، بگذار یک ناخنکی به غذای او بزنم.

ایشان می‌گفتند: من مراقبه می‌کنم که بچّه‌های مردم به لقمه حرام دچار نشوند که روح طیّب و طاهر را از دست ندهند. این‌قدر لقمه مهم است.

حاج شیخ جعفر کاشف‌الغطاء(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، آن فقیه عظیم‌الشّأن و مرد الهی، نکته بسیار عالی بیان فرموده بودند، فرموده بودند: آن زمانی که طلحه و زبیر محضر مولی‌الموالی(صلوات اللّه و سلامه علیه) آمدند، درخواستی را بکنند – آن­ها با امیرالمؤمنین(صلوات اللّه و سلامه علیه) دوست و رفیق بودند و آن‌ها بودند که باعث تحریک مردم شده بودند تا در خانه امیرالمؤمنین(صلوات اللّه و سلامه علیه) بریزند و ایشان خلافت را بپذیرند. آن­ها سینه چاک کرده بودند که به تعبیر خودشان حضرت به ریاست برسد، وإلّا امام که امام است - حضرت پرسیدند: کارتان خصوصی است یا به اصطلاح امروزی‌ها دولتی؟ جواب دادند: خصوصی است، دیدند که حضرت روشنایی را خاموش کرد و بعد آنچه که متعلّق به خودش بود را روشن ‌کرد، فهمیدند چه خبر است، اگر آن موقع می‌فهمیدند که امیرالمؤمنین(صلوات اللّه و سلامه علیه) بالاترین لطف را به آن‌ها کرده، به دست و پای حضرت می‌افتادند.

چون شما فکر نکنید لقمه یعنی فقط خوردن. لقمه یعنی امکان دارد شما از وسیله نقلیّه دولتی استفاده کنید، یا امکان دارد از آن موقعیّتی که برای شما قرار دادند سوء استفاده کنید و ... . این‌ها خیلی مهم است و انسان باید دقیق باشد.

برکات دوری از لقمه حرام :

خیلی عجیب است! رفیق شهید بزرگوار، شهید رجایی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) می‌گوید: با هم دوره‌گردی می‌کردیم، کاسه بشقاب می‌فروختیم. آخر شب، وقتی می‌خواستیم پول را تقسیم کنیم، با این که هر دو یک سرمایه گذاشته بودیم امّا او می‌گفت: شما پنج نفرید، ما سه نفر، پول را تقسیم به هشت می‌کرد. می‌گفتم: نصف سرمایه را تو گذاشتی، نصف دیگر را من گذاشتم، هر دو هم به یک اندازه کار کردیم، می‌گفت: نه.

وقتی لقمه حرام نیامد، دید انسان هم باز می‌شود، بصیر می‌شود، می‌فهمد، حقوق را درک می‌کند و خدا هم برکات را بیشتر و بیشتر می­کند. چنین کسی حریص نمی‌شود، مال جمع نمی‌کند، «الَّذِی جَمَعَ مالًا وَ عَدَّدَهُ» این‌طور نمی‌شود. آن‌وقت ببینید خدا هم چه برکاتی به او مرحمت می‌کند. او را به ریاست‌جمهوری می‌رساند، ظاهر دنیا مثلاً ریاست، از آن طرف هم به شهادت ختم به خیرمی­شود.

 

حضور ابی‌عبدالله با طعام بهشتی بر مزار مرحوم چلویی :

 

لذا وقتی ایشان از دنیا رفت، ابوالعرفاء سر قبر مرحوم چلویی رفتند. بعد فرموده بودند: بدانید ابی‌عبدالله(عليه الصّلوة و السّلام) سه مرتبه با بشارت و طعام بهشتی این‌جا آمدند.

ما هم با بعضی از دوستان سر قبر ایشان رفتیم. اتّفاقاً یک خانمی هم آن بالا دفن است که آقا فرموده بود سر قبر این خانم هم بروید؛ چون این خانم چنان عفیفه بوده که سه مرتبه هم ابی‌عبدالله و هم بی بی دو عالم برای او این‌جا آمدند. او از بچّگی، قبل از سن تکلیف، دیگر حجابش را جلوی پدرش هم رویش نمی‌شده بردارد.

برای همین من سر قبر او نمی‌روم که او آمرزیده شود، من می‌روم که ثواب ببرم. قلب سلیم این است عزیز دلم! اجابت دعا می‌آورد. قلب سلیم دلش برای دیگران می‌سوزد. حتّی برای بچّه شاگرد بازاری دلش می‌سوزد. این قلب سلیم است.

خدایا! ما را این‌گونه قرار بده.

 

گزیده ای ازسخنرانی حضرت آیت الله روح الله قرهی(مد ظله العالی)

{صلوات+عج}



:: موضوعات مرتبط: *** 6 - خوشه چيني از خرمن عارفان ،
نویسنده : ashabequrani
تاریخ : جمعه 28 فروردین 1405
زمان : 00:23
دنبال اسم اعظم نباشيد .
ارسال نظر(0)

 

 

روايت حكيم از سلوك عرفا : دنبال اسم اعظم نباشيد .

 

 

عند العرفا و عند اهله هرچه كه مخالف با امر ذوالجلال و الاكرام باشد، گناه است .

 

محضر مبارك حضرت آيت الله بهاءالدّيني(اعلي اللّه مقامه الشّريف) بوديم. ايشان فرمودند: به نظر من اسم اعظم خود انسان است به شرط اين كه مبتلاي به گناه نشود ...!

وقتي انسان گناه نكرد،(مظهر) اسماءالله و صفات الله مي شود و عالم در يد اوست ...!

كنز خفي الهي آيت الله مولوي قندهاري(اعلي اللّه مقامه الشّريف) فرمودند: يك روز محضر آسيّد ابوالحسن اصفهاني(اعلي اللّه مقامه الشّريف) آن مرجع عظيم الشّأن و يكّه تاز بودم، در آن روز حال عجيبي داشتم و متغيّر بودم (ميدانيد خود كنز خفي الهي غيب گو بودند و آينده را مي ديدند. ايشان حوادث اين زمان را پيش بيني كرده بودند و مشهور بودند كه در جواني به محضر مولا رسيده اند).

 

آقا جانم (آسيّد ابوالحسن اصفهاني(اعلي اللّه مقامه الشّريف)) فرمودند: آقا محمّد حسن! متغيّري؟ گفتم: آقا! هر چه مي بينم، هيچ مي بينم، نفهميدم چه شد! فرمودند: ....

....حالِ هيچ ، خود همه چيز است (حرف بزرگي است) امّا عزيزم! مهمتر از هيچ بودن اين است كه هيچ چيزي در مقابل ذوالجلال و الاكرام نبيني كه خود گناه است. بعد با دستشان اشاره كردند و فرمودند: نگاه كن، باذن الله و باذن صاحب العصر و الزّمان(روحي له الفدا) عالم در تسخير من است.

 

آيت الله مولوي قندهاري(اعلي اللّه مقامه الشّريف) قسم خوردند و فرمودند: والله! اوج آسمانها و زمين را در دست اين پيرمرد با عظمت (آيت الله آقا سيّد ابوالحسن اصفهاني(اعلي اللّه مقامه الشّريف)) ديدم.

 

پس اكسير، خودِ انسان است. طبق فرمايش بزرگان اسم اعظم، خودِ انسان است امّا به اين شرط كه مبتلاي به گناه نشود.

 

عند العرفا و عند اهله هرچه كه مخالف با امر ذوالجلال و الاكرام باشد، گناه است. براي اولياء الهي گناه صغيره و كبيره معنا ندارد. كوچكترين گناه چون مخالفت با امر پروردگار عالم است، براي آنها گناه بزرگي است .

 

آنچه كه در عالم باعث تقرّب اولياء الهي، خصّيصين حضرت حق و آن كساني كه مقرّب ذوالجلال والاكرامند شده است، فقط يك چيز است و آن هم به حقيقت دوري جستن از گناه است. تنها توصيه حضرات معصومين(عليهم صلوات المصلّين)، اولياء الهي و خصّيصين حضرت حق به هر كسي كه به سمت پروردگار عالم دعوت كردند، اين بود كه گناه انسان را بيچاره مي كند و او را از مقام انسانيّت پايين ميكشد .

سيّد مرتضي ، آن شاگرد عظيم الشّأن حضرت شيخنا الاعظم، مفيد عزيز(روحي له الفدا) به محضرمبارك ايشان عرضه داشت: آقا جان! رمز اين محبّت بيش از حد حضرت حجّت (روحي له الفدا) به شما و رمز اتّصال شما به حضرت كه ما آن را از حالات شما فهميده ايم چيست؟ فرمودند: فقط به خاطر يك مطلب است كه مولايم به من عنايت دارد و آن اين كه من از اسم گناه متنفّرم ، چه رسد از فعلش!

لذا رمز موفقيت اولياء الهي اين است.


منبع : اولین جلسه درس اخلاق حضرت آیت الله قرهی (مد ظله العالی) در سال ۹0 چهارشنبه90/01/17

 

{صلوات+عج}



:: موضوعات مرتبط: *** 6 - خوشه چيني از خرمن عارفان ،
نویسنده : ashabequrani
تاریخ : پنج‌شنبه 27 فروردین 1405
زمان : 08:27
دعا ، استغفار و توبه در شهرالاستغفار ( ماه رجب )
ارسال نظر(0)

 

 

گلواژه اي از استاد اخلاق ، حاج آقا مجتبي تهراني (ره) :

 

دعا ، استغفار و توبه در شهرالاستغفار

 

ما كان الله لیفتح علی عبد باب‌الشكر و یغلق عنه باب‌‌الزیادۀ ولا لیفتح علی عبد باب‌الدعاء و یغلق عنه باب‌الاجابۀ و لا لیفتح لعبد باب‌التوبۀ و یغلق عنه باب‌المغفرة. (نهج‌البلاغه/حكمت 435)

ترجمه حدیث : از امیرالمومنین(ع) منقول است که فرمودند: این‏چنین نیست كه خداوند متعال در شكر را بر روی بنده‏ای بگشاید و ....

 

 

 

 

ما كان الله لیفتح علی عبد باب‌الشكر و یغلق عنه باب‌‌الزیادۀ ولا لیفتح علی عبد باب‌الدعاء و یغلق عنه باب‌الاجابۀ و لا لیفتح لعبد باب‌التوبۀ و یغلق عنه باب‌المغفرة. (نهج‌البلاغه/حكمت 435)

ترجمه حدیث: از امیرالمومنین(ع) منقول است که فرمودند : این‏چنین نیست كه خداوند متعال در شكر را بر روی بنده‏ای بگشاید و از آن طرف باب زیادتی نعمت را بر روی او ببندد؛ و در دعا را بر روی بنده‏ای بگشاید و از آن طرف باب اجابت را بر روی او ببندد؛ و در توبه را بر روی بنده‏ای بگشاید و از آن طرف باب مغفرت و آمرزش را بر روی او ببندد.

شرح حدیث : آن‏گاه كه خداوند امر می‌كند شكرگزار من باش، وقتی بنده ستایش و ثنا و حمد او را به جای آورد، خداوند در زیادتی نعمت را بر روی او می‌گشاید. هم‌چنان‏که در آیه شریفه می‌فرماید :

«لإن شكرتم لأزیدنّكم» (ابراهیم/7) اگر شكرگزارى كنید، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود. «ولا لیفتح علی عبد باب‌الدعاء و یغلق عنه باب‌الاجابۀ» ؛ این‏طور نیست که خداوند در دعا و مسألت را بر روی عبد بگشاید و از آن طرف در اجابت و پاسخ مثبت را بر روی او ببندد. خدا این‏طور نیست که بگوید «بخواه»، بعد وقتی بنده درخواست کرد، خدا او را محروم كند! در آیه شریفه می‌فرماید :

«ادعونی استجب لكم» (غافر/60) مرا بخوانید تا شما را اجابت كنم .‏

«ولا لیفتح لعبد باب‌التوبۀ و یغلق عنه باب‌‌المغفرۀ» ؛ خداوند این‏طور نیست كه از سویی در توبه را بر روی بنده‏اش بگشاید، ولی از آن‌طرف در مغفرت و آمرزش را بر روی او ببندد! خدا این‏طور نیست که بگوید «معذرت بخواه»، ولی عذر بنده را نپذیرد! در قرآن کریم می‌فرماید :

«و توبوا إلى‌الله جمیعاً» (نور/31) همگى به درگاه خدا توبه كنید. هنگامی که خود او خطاب می‌کند «توبوا»، آیا می‌خواهد توبه را قبول نكند؟!

در این‌جا حضرت علی(ع) بین سه چیز با سه چیز دیگر تلازم درست می‌كنند: 1ـ بین شكر و زیادتی نعمت؛ 2ـ بین دعا و اجابت؛ 3- بین توبه و مغفرت؛ و این سه یعنی «شكرگزاری، دعا و توبه كردن» از ناحیه خداوند آمده و او امر كرده؛ پس پی‏آمدش این است كه حال که این درها را باز كرده، باید آن درها را هم باز كند .

این جملات حضرت علی(ع) در این روایت بود. اما به مناسبت ماه رجب، تذکری عرض می‌کنم. در بین ماه‏های سال، ماه رجب از ماه‏هایی است که اختصاص دارد به همین مسایلی که در روایت اشاره شد؛ یعنی دعا، استغفار و توبه.

در روایتی امام صادق صلوات‌الله‌علیه از پیغمبر اکرم(ص) نقل می‌فرمایند که آن‌حضرت فرمودند :

«رجب شهرالاستغفار لأمّتی أكثروا فیه من‌الاستغفار فإنّه غفور رحیم» (وسایل‌الشیعه/10/511) ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خداوند آمرزنده و مهربان است. در مورد این ماه وارد شده است که بسیار بگویید:«استغفرالله و اسئله التوبة»

همچنین از آن‌‌حضرت نقل شده که فرمودند :

«من استغفرالله فی رجب و سأله‌‌التوبة سبعین مرّة بالغداة و سبعین مرّة بالعشی یقول أستغفرالله و أتوب إلیه فإذا بلغ تمام سبعین مرّة رفع یدیه و قال اللهم اغفر لی و تب علیّ فإن مات فی رجب مات مرضیّاً عنه و لا تمسّه النار ببركة رجب» (وسایل‌الشیعه/10/484)

یعنی: کسی که در ماه رجب هفتاد مرتبه در هنگام طلوع آفتاب و هفتاد مرتبه در هنگام غروب آفتاب بگوید:«أستغفرالله و أتوب إلیه» و سپس دست‌ها را بلند کند و بگوید : «اللهم اغفر لی و تب علیّ» ، اگر در ماه رجب بمیرد، خدا از او راضی باشد و به برکت ماه رجب، آتش او را مس نکند. همین‏ها است که در تمام روابط مادی و معنوی برای ما گره‌گشا است. این ایام را غنیمت بشمرید. در روایتی امام صادق(ع) فرمودند که براى امیرالمؤمنین علی(ع) شگفت‏ انگیز بود كه در چهار شب از ایام سال بی‏كار بماند (و عبادت نكند) و آن چهار شب عبارت بودند از شب اول ماه رجب، شب نیمه شعبان، شب عید فطر و شب عید قربان. (إقبال‏الأعمال/421)

همه ما گرفتاریم ؛ من بعید می‌دانم کسی بگوید من گرفتاری ندارم. اگر بگوید گرفتاری ندارم یا شوخی کرده یا نعوذبالله دروغ می‌گوید. همه ما گرفتاریم. حالا گره‏گشا کیست؟ خداست. بهترین موقعیت هم در دست شماست. در روایت علی(ع) هم ملاحظه کردید که فرمایش حضرت کاملاً بر طبق آیات قرآن بود. شكرش را بكن، نعمتش را اضافه می-كند. از آن‏طرف هم از خطاهایت استغفار كن، خداوند پوزش تو را هم می‏پذیرد، ان‏شاءالله.

{صلوات+عج}



:: موضوعات مرتبط: *** 6 - خوشه چيني از خرمن عارفان ،
نویسنده : ashabequrani
تاریخ : چهارشنبه 26 فروردین 1405
زمان : 08:05
تفاوت عظيم حضرت فاطمه(ع) و حضرت مريم(ع)
ارسال نظر(0)

 

 

تفاوت عظيم حضرت فاطمه(ع) و حضرت مريم(ع)

 

اگر کسي بخواهد طوفاني به‌پا کند، آن «نوح» مي‌طلبد که 9 قرن و نيم تلاش بکند تا خدا درباره او بفرمايد: «سلام علي نوح في‌العالمين» (1) جهاني‌شدن و جهان‌شمول شدن کار حضرت نوح(ع) است که 950 سال رنج ببرد! آن طوفان مي‌آورد، آن جهاني مي‌شود. حضرت موسي(ع) با همه تلاش و کوشش آيةللعالمين نبود...

 

 

 

•حضرت فاطمه(س)، رحمةللعالمین :

 

اگر کسي بخواهد طوفاني به‌پا کند، آن «نوح» مي‌طلبد که 9 قرن و نيم تلاش بکند تا خدا درباره او بفرمايد: «سلام علي نوح في‌العالمين» (1) جهاني‌شدن و جهان‌شمول شدن کار حضرت نوح(علیه السلام) است که 950 سال رنج ببرد! آن طوفان مي‌آورد، آن جهاني مي‌شود. حضرت موسي(علیه السلام) با همه تلاش و کوشش آيةللعالمين نبود؛ حضرت ابراهيم(علیه السلام) با همه سعي و تلاشش، معماري و مهندسي کعبه‌اش، کارمندي و کارگري کعبه‌اش، تبر کشيدن و بت‌شکن شدنش، «حرّقوه وانصروا ‌الهتکم» (2) را شنيدنش؛ مع ذلک آيةللعالمين نبود!

اگر کسي بخواهد جهاني بشود، يعني بين اوّلين و آخرين، حرفي براي گفتن داشته باشد؛ يا تلاش 950 ساله حضرت نوح(علیه السلام) مي‌طلبد که به تنهایي مي‌شود: « آية للعالمين». چون «سلام عالمين»، تنها کسي که در قرآن براي او چنين سلامي آمده، حضرت نوح(علیه السلام) است؛ که فرمود: «سلام علي نوح في‌العالمين». درباره موسي، عيسي و ابراهيم(علیهم السلام) دارد: «سلام علي ابراهيم» (3)، «سلام علي موسي و‌هارون» (4)؛ امّا في‌العالمين ندارد!

اگر کسي بخواهد جهاني بشود يا مانند حضرت نوح(علیها السلام) بايد قريب هزار سال زحمت بکشد؛ يا اگر نشد، نيمي از عالمين است، نه تمام عالمين. اگر حضرت مريم(علیها السلام) بخواهد عالمي بشود، به علاوه حضرت عيسي(علیه السلام) است؛ اگر حضرت عيسي(علیه السلام) بخواهد جهاني شود، به علاوه حضرت مريم(علیها السلام) است: و جعلنا ابن مريم و امّه آية للعالمين. امّا طبق بيان رسول گرامي(ص)، حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام)، سيّدة نساءالعالمين است؛ من‌الأوّلين و‌الآخرين. چون عدل قرآن کريم است، اين قرآن هم نذيرا للعالمين(5) است، ذکري للبشر(6) است و چون همتاي سایر انسان‌هاي کامل اهل‌بيت عصمت و طهارت(علیهم السلام) است؛ اين‌ها مي‌توانند پيام جهاني داشته باشند؛ مي‌شوند کلمه جامع.

•در کسب روزي «علمي» و «مادي» :

وقتي وجود مبارک حضرت زکريا وارد محضر حضرت مريم(علیها السلام)مي‌شد، روزي‌هاي غيبي را در محضر او مي‌يافت؛ مثلاً ميوه غيرفصل مي‌يافت: کلّما دخل عليها زکريّا‌ المحراب وجد عندها رزقاً، به حضرت مريم(علیها السلام) مي‌گفت: أنّي لک هذا؛ قالت هو من عند‌الله ان‌الله يرزق من يشاء(7) و مانند آن. هر وقت حضرت زکريا وارد مي‌شد؛ ميوه‌هاي غيرفصل را، غذاهاي تازه غيرمترقّب را نزد حضرت مريم(علیها السلام) مي‌ديد، از ایشان سؤال مي‌کرد: اين روزي از کجاست؟ مي‌فرمود: از ناحيه غيب ‌الهي است.

امّا وقتي رسول‌خدا(ص) رحلت کردند، طبق نقل مرحوم کليني رضوان‌الله‌تعالی‌علیه، جبرئيل که از بزرگ‌ترين فرشتگان وحي‌الهي است، براي وجود مبارک حضرت فاطمه(علیها السلام) نازل مي‌شد، اسرار عالم را به آن‌حضرت مي‌آموخت، يا به آن حضرت تقديم مي‌کرد. هر وقت حضرت علي‌بن أبيطالب(علیه السلام) وارد مي‌شد؛ مي‌ديد مطالب جديد، معارف تازه، روزي‌هاي ملکوتي و علوم غيبي تازه‌اي از حضرت زهرا(علیه السلام) مي‌شنود. به ایشان مي‌فرمود: أنّي لک هذا؛ اين خبرهاي غيبي از کجاست؟ اين‌که در گذشته دور چنين بود، در آينده دور چنين مي‌شود، در عرش چه خبر است، در لوح چه خبر است، در کرسي چه‌ خبر است، در کتاب مبين چه خبر است، در امّ‌الکتاب چه خبر است، در قيامت چه خبر است؛ اين حرف‌ها را کي گفت؟ قالت من عند‌الله، مي‌فرمود: اين را از نزد خدا مي‌گويم.

حضرت مريم(علیها السلام) ميوه‌هاي تابستاني را در زمستان در حضور خود مي‌ديد، به حضرت زکريا مي‌گفت: اين‌ها داده خداست؛ ولي حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) اخبار لوح و قلم را، اخبار عرش و فرش را، اخبار مبدأ و معاد را، اخبار لوح محفوظ را، اخبار آينده و گذشته را در پاسخ به حضرت علي(علیه السلام) مي‌گفت: هو من عند‌الله. بين اين روزي و آن روزي، بين «سيب و گلابي» و «عرش و فرش» خيلي فرق است!! بين «سيب و گلابي» و «عرش و فرش» به همان اندازه «عرش» و «فرش» فرق است. اين‌را که در مصحف حضرت فاطمه(علیها السلام) است، نشانه کلمه جامعه بودن آن‌حضرت است.

وقتي حضرت علي‌بن‌أبيطالب(علیه السلام) دست به قلم مي‌برد که فرمان پيغمبر را اجرا کند و قرآن بنويسد؛ با قداست همراه است. اما وقتي همين علي‌بن أبيطالب(علیه السلام) دست به قلم مي‌برد تا گفتار و کلمات نوراني حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) را که از جبرئيل(علیه السلام) دريافت مي‌کرد بنويسد، آن‌هم با قداست همراه است. حضرت علي(علیه السلام) مي‌شود منشي پيغمبر اکرم(ص)، قرآن تحويل مي‌دهد؛ حضرت علي(علیه السلام) مي‌شود منشي حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام)، مصحف فاطمه تحويل مي‌دهد. اين مصحف فاطمه همانند باطن قرآن، منبع علمي اهل‌بيت(علیهم السلام) است.

•کفالت حضرت زهرا(علیها السلام) در برابر کفالت حضرت مريم(علیها السلام) :

اگر کسي خواست ببيند چرا حضرت مريم(علیها السلام) نيمي از جهاني‌شدن است و تا حضرت عيسي(علیه السلام) ضميمه نشود، جهاني نخواهد شد؛ ولي حضرت فاطمه(علیها السلام) به تنهایي کلمه جامعه‌الهي است؛ بايد بداند کفيل حضرت مريم(علیها السلام)، حضرت زکريا بود: و کفّلها زکريا (8) يعني جعل‌الله سبحانه‌وتعالي زکريا کفيلاً للمريم؛ ولی کفيل وجود مبارک حضرت فاطمه(علیها السلام)، رسول گرامي اسلام(ص) است که اولين و آخرين، در پيشگاه رسالت آن‌حضرت خاضع‌اند.

 

(سخنراني علامه جوادي آملي در مراسم افتتاح شبستان امام خميني(ره) حرم ملکوتي کريمه اهل‌بيت(علیها السلام) ـ 5/ 5/ 1384)

 

پی‌نوشت‌ها :

1. صافات/79 2. انبياء/68

3. صافات/109 4. صافات/120

5. فرقان/1 6. مدّثر/31

7. آل‌عمران/37 8. آال‌عمران/37

 



:: موضوعات مرتبط: *** 6 - خوشه چيني از خرمن عارفان ،
نویسنده : ashabequrani
تاریخ : سه‌شنبه 25 فروردین 1405
زمان : 18:06
قسمتي از مناجات استاد بزرگ اخلاق حاج آقا مجتبی تهرانی (ره)
ارسال نظر(0)

 

 

قسمتي از مناجات استاد بزرگ اخلاق حاج آقا مجتبی تهرانی(ره) در ليالي قدر:

 

 

 

« یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعه مزجاة فاوف لنا الکیل و

تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین »

(سوره مبارکه یوسف / آیه ۸۸)

. . . . .

من همیشه قبل از اینکه از خداوند طلب مغفرت کنم، میگویم

خدایا من امشب از تمام کسانی که گردنشون حقی دارم ،

غیبت من رو کردن، مالی از من خوردن، آزاری رسوندن و ...

از همه اونها گذشتم . قلبا هم گذشتم و هیچ شکایتی ندارم.

خدایا اگر تو امشب من رو نبخشی و از سر تمام تقصیراتم نگذری،

من از تو بخشنده ترم و چنین چیزی غیر ممکنه !

پس حتما تو من رو بخشیدی.

خصوصا در لیالی قدر اینطور دعا کنید و ببینید چه حالی به شما دست میدهد.

خصوصا در حق کسانی که به شما بدی کردند؛ بیشتر دعا کنید.

ما در روایاتمان زیاد داریم که اگر در حق اینها دعا کنید

خداوند چندین برابر اون چیزی که خواستید رو برای خودتون مستجاب میکنه .

 

( نثار روح بلند این مرد الهي و همه علمای اسلام از اول تا آخر تاریخ صلواتی هدیه کنید به امید دعای خیرشون)

 

 

كليد درگاه آقاجانمان ، امام زمان (عج)

 

مكرر و در نهايت خشوع و خضوع ميگوئيم :


[ یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعه مزجاة فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین ]

( سوره مبارکه یوسف / آیه ۸۸)

« شرح پريشاني »

پر کن دوباره کِیْل مرا ایها العزیز
آخر کجا روم به کجا ایها العزیز

رو از من شکسته مگردان که سال‌هاست
رو کرده‌ام به سوی شما ایها العزیز

جان را گرفته‌ام به سردست و آمدم
از کوره راه‌های بلا ایها العزیز

وادی به وادی آمده‌‌ام از درت مران
وا کن دری به روی گدا ایها العزیز

چیزی که از بزرگی تو کم نمی‌شود
این کاسه را … فاوف لنا… ایها العزیز

خالی‌تر از دو چشم من این جان نیمه جان
محتاج یک نگاه تو یا ایها العزیز

ما، جان و مال باختگان را رها مکن
بگذار بگذرد شب ما ایها العزیز

دستم تهی است… راه بیابان گرفته‌ام
محتاج يك نگاه شما ایها العزیز

 

آقاجان !!! ؛ " مثل فرزندان يعقوب ، با شرمي سنگين به خدمت مولايمان مي رسيم ، از او مي خواهيم كه از خدا بخواهد ،گناهان سنگين و متفاوت ما را ببخشد و دستمان را براي آينده بگيرد . "

آري درست مثل فرزندان يعقوب مي گوييم :

« یا اَبانا اِستغفر لَنا ذنوبنا اِنّا کُنّا خاطِئین »

پدر ! تو براي ما آمرزش بخواه كه ما خطاكاريم . . .

{ صلوات + عج }



:: موضوعات مرتبط: *** 6 - خوشه چيني از خرمن عارفان ،
نویسنده : ashabequrani
تاریخ : دوشنبه 24 فروردین 1405
زمان : 08:04
توفیق زن بیش از مرد است!
ارسال نظر(0)

 

 

رسول خدا ( صلي الله عليه وسلم ) : گفتن تسبيحات اربعه " سبحان الله، والحمد لله، ولا اله إلاّ الله، والله اكبر" در نزد من ، از آنچه كه آفتاب بر آن طلوع نموده محبوبتر است .

 

 

 

توفيق زن بيش از مرد است و اگر انسان تنزل كند، حداقل بايد بگويد زن همانند مرد است. زيرا ‏تقريباً شش سال قبل از اين كه مرد، مكلف شود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذيرفته است .

به گزارش شفقنا به نقل از خبرگزاری حوزه حضرت آیت‌ الله العظمی جوادی‌آملی در پاسخ راز به تکلیف رسیدن دختران قبل از پسران را تشریح کردند :

متن سوال و پاسخ معظم‌له به شرح ذیل است :

* توفیق زن بیش از مرد است :

توفيق زن بيش از مرد است و اگر انسان تنزل كند، حداقل بايد بگويد زن همانند مرد است. زيرا ‏تقريباً شش سال قبل از اين كه مرد، مكلف شود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذيرفته است. زن ‏همين كه از نُه سالگى گذشت و وارد دهمين سال زندگى‎ ‎شد، خدا او را به حضور مى ‏پذيرد و با او ‏سخن مى ‏گويد و روزه را بر او واجب مى‏ كند، مناجات‌هاى او را به عنوان دستور مستحب شرعى ‏گوش مى ‏دهد. آن هنگام كه مرد به عنوان يك نوجوان در حال بازى کودکانه است، زن مشغول راز و نياز ‏و نماز است. شش سال زمينه ‏سازى كردن، از دوران نوجوانى او را به حضور پذيرفتن، نماز را كه ‏عمود دين است بر او واجب كردن، روزه را كه سپر دين است و حج را كه وفد الى ‏اللَّه است و ‏مهمانان در آن سفر به ضيافتگاه خداوند مى‏ روند، بر زن واجب كردن، اينها همه نشانه آن است كه ‏زن براى دريافت فضائل، شايسته ‏تر از مرد است. و اگر اين منطق درست تبيين و اجرا گردد، نتيجتاً ‏معلوم خواهد شد كه زن بالاتر از مرد و لااقل همتاى مرد است .

* یک دستورالعمل :

‏ ‎ ‎زن گرچه ممكن است در طى دوران عادت از برخى از عبادت محروم باشد اما تمامى آن‏ها ‏جبران ‏پذير است، زيرا قضاى روزه‏ ها را به جا مى ‏آورد و براى نماز اگر وضو بگيرد و در مصلّاى خود رو به ‏قبله بنشيند، و به مقدار نماز، ذكر بگويد ثواب نماز را مى ‏برد. همان گونه كه اگر مسافرى پس از ‏خواندن دو ركعت واجب، سى يا چهل بار تسبيحات اربعه را تكرار كند، جبران آن دو ركعت ساقط ‏شده را خواهد كرد.

پس اين گونه از فضائل جبران‏ پذير است.‏ ‎ ‎عمده آن است كه مرد وقتى پانزده سالگى را تمام نمود و وارد شانزدهمين سال زندگى شد، ‏شايستگى خطاب الهى را كسب مى ‏نمايد و قبل از آن چنين لياقتى ندارد، زيرا بلوغ، زمينه تشرف به ‏مقام عبوديت است‎ .

* جشن تکلیف :

درباره يكى از علماى شيعه، ابن طاووس - رضوان اللَّه عليه - نقل شده است كه روز بلوغش ‏را جشن گرفت، او وقتى از پانزده سالگى وارد شانزدهمين سال زندگى شد دوستان و آشنايان خود ‏را به شكرانه اين كه من نَمُردم و سنّ من به حدّى رسيد كه خداى سبحان با من سخن گفت و از ‏من تكليف طلب كرد، جشن گرفت چون انسان‎ ‎تا قبل از بلوغ، مورد خطاب تكليفى خدا نيست، و به ‏هنگام بلوغ لياقت مى‏ يابد كه مورد خطاب خداى سبحان واقع شود. - اما این که آيا اين جشن، در اسلام ‏مشروعيت دارد و جزو سنن هست يا نه؟ مسأله‏ اى جداگانه است، كسى به قصد ورودِ سنّت اقدام ‏به برگزارى اين مراسم نمى‏ كند، بلكه اين جشن را به شكرانه يك نعمت برگزار مى‏ نمايد. و شايد ‏مرحوم سيد ابن طاووس، زير پوشش اطلاقات اوليه كه هر نعمتى به شما رسيده است حق‏ شناس و ‏شاكر باشيد، اين چنين عملى را انجام داده است‎- .‎ ‎ ‎بر اين اساس، بلوغ يك شرافت است. آنها كه اهل عرفان هستند، مى ‏گويند ما مشرَّف شديم نه ‏مكلّف، چون زحمت و مشقتى در كار نيست، بلكه شرف در كار است. لذا در مناجات‏ الذاكرين امام ‏سجاد (ع) مى ‏خوانيم «يا من ذكره شرف» اى خدايى كه نام تو مايه ‏شرافت است.‏ ‎ ‎اگر كسى به جايى برسد كه ذكر خدا گويد و در سايه اين ذكر، به ياد خدا باشد و خدا هم به ياد او ‏باشد، شرافتى نصيب او گرديده است، و این است که زن شش سال قبل از مرد به اين شرافت مى ‏رسد.

اگر ‏چنانچه به اين نكته دقت شود، قبل از اين كه مرد به راه بيفتد و در صراط مستقيم گام بردارد، زن ‏بخش زيادى از اين راه را طى كرده است. بنابراين هم آن محروميت‏ هايى كه زن در دوران عادت دارد ‏قابل جبران است و هم شش سال قبل از مرد، از همه مزايايى كه مرد محروم است برخوردار ‏مى‏ شود.‏

* دلایل جبران محرومیت از عبادات :

‎ ‎در پايان عمر نيز براى زنان غير سادات پس از سن پنجاه سالگى سخن از ايام محروميت نيست ‏و در اين مدت محروميت نيز اولاً، ايام عادت محدود و چند روز بيشتر نيست. ثانياً، آنها كه باردارند و ‏توفيق حمل امانت را دارند نيز محروميت از عبادت شامل آنها نمى‏ شود، چون غالباً عادت با حمل ‏جمع نمى‏ شود. ثالثاً، مدت شش سالى كه زن قبل از بلوغ مرد، بالغ مى ‏شود، همه نقص‏ ها را ‏ترميم مى ‏كند. بنابراين اگر نقصانى در ايمان باشد، علت آن هم نقص در عبادت باشد، نه تنها قابل ‏جبران است، بلكه اگر زن به اين فكر بيفتد كه دوران شش ساله را مغتنم شمارد، عظمتى فزون تر نيز ‏خواهد يافت.‏‎ ‎از آنچه گفته شد روشن مى‏ شود سِرّ بيان حضرت امير - سلام‏ اللَّه عليه - در نهج ‏البلاغه كه در ‏وصف زن خطاب به امام مجتبى عليه السلام مى ‏فرمايد‎:‎ ‎ »‎فاِنّ المرأة ريحانة وليست بقهرمانة»(1).‏ ‎ ‎يعنى اين كه زن ريحان است، بايد او را زودتر از مرد، تحت تربيت و تكليف قرار داد، در غير اين ‏صورت ضايع مى ‏شود. روايتى ديگر نيز از حضرت صادق - سلام ‏اللَّه عليه - نقل شده است كه ‏مى‏ فرمايد:‏ ‎ »‎من اتّخذ امرأة فليكرمها فانّما امرأة أحدكم لعبة فمن اتّخذها فلا يضيّعها»(2).‏ ‎ ‎مراد از لعب در روايت، بازيچه و اسباب‏ بازى نيست، بلكه يعنى، زن ريحانه است، اين ريحانه را ‏ضايع نكنيد. اسلام به اولياى مدرسه و منزل دستور مى ‏دهد كه به دخترها بيش از پسرها رسيدگى ‏كنيد. اگر تكليف بر دختر، شش سال قبل از پسر شروع مى ‏شود بنابراين اولياى منزل و مدرسه ‏مسؤوليت شان نسبت به دخترها بيش از پسرهاست‎ ‎ ‎روى اين تحليل، معلوم مى ‏شود زن براى نماز و راز و نياز، زودتر از مرد آمادگى پيدا مى‏ كند و اگر‎ ‎احياناً راه‌هاى عاطفى، زمينه ‏هاى انحراف را پيش روى زن قرار دهد، تكاليف عبادى آن راه‌ها را تعديل ‏مى‏ كند تا مبادا به انحراف برود‎. ‎

 

منابع:
‏ (1) نهج البلاغه، نامه 31.‏ ‏(2) بحارالانوار، ج103، ص224.‏ ‏(3)زن در آئينه جلال و جمال، صفحات 379 ـ 382.

 

{صلوات+عج}



:: موضوعات مرتبط: *** 6 - خوشه چيني از خرمن عارفان ،
نویسنده : ashabequrani
تاریخ : یکشنبه 23 فروردین 1405
زمان : 09:38
علامت های سه‌گانه شرح صدر
ارسال نظر(0)

 

علامتهای سه‌گانه شرح صدر :

گفتاري از حضرت آيت الله جوادي آملي (دامت بركاته)

 

 

 

شرح صدر را ابن‌مسعود از وجود مبارك رسول گرامي(عليه و علي آله آلاف التحيّة والثناء) پرسيد كه شرح صدر نشانه‌اي دارد يا نه؟ فرمود: آري, شرح صدر علامتي دارد، انسان « مشروح‌الصدر» اوصافي دارد :

« الْإِنَابَةَ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ وَ التَّجَافِيَ عَنْ دَارِ الْغُرُورِ وَ الِاسْتِعْدَادُ لِلْمَوْتِ »

اينها علامت‌هاي شرح صدر است . علم نافع آن است كه جاي چيزي را تنگ نكند, يك : به آن ظرف ظرفيّت دهد دو : آن شخص مي‌شود « مشروح‌الصدر» سه: علامت آن اين اصول سه‌گانه است چهار:يعنی تجافي از «دار الغرور»، اين مقامات و عناوين اعتباري جز نيرنگ چيزي نيست. انسان بايد به جامعه خدمت كند اگر به فكر عنوان باشد و به فكر عناوين وهمي و خيالي باشد اين هم راه ديگران را مي‌بندد و هم راه خود را نمي‌بيند، تجافي از «دار الغرور» و انابه به «دار الخلود» و آماده شدن براي پديده مرگ و مرگ را إماته كردن اينها نشانه شرح صدر است .

از وجود مبارك امام سجاد(صلوات الله و سلامه عليه) نقل شده است كه در شب 27 ماه مبارك رمضان مكرّر اين دعاي نوراني را تا صبح زمزمه مي‌كردند : « اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي التَّجَافِيَ عَنْ دَارِ الْغُرُورِ وَ الْإِنَابَةَ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ وَ الِاسْتِعْدَادَ لِلْمَوْتِ قَبْلَ حُلُولِ الْفَوْتِ»

گاهي شرح صدر مي‌خواهند مي‌گويند : ﴿رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي﴾, گاهي لوازم آن را از ذات اقدس اله مسئلت مي‌كنند مي‌گويند: « اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي التَّجَافِيَ عَنْ دَارِ الْغُرُورِ » و مانند آ‌ن.


اميدواريم همه ما ـ ان‌شاءالله ـ « مشروح‌الصدر » باشيم , همه ما علم نافع تهيه كنيم, همه ما چراغ هدايت باشيم, جامعه ما با فرهنگ ديني اين‌چنين آشنا ‌شود كه هرگز بيراهه نرود و راه كسي را نبندد و بداند انسان مرگ را مي‌ميراند و بداند مرگ پديده‌اي است در اثناي راه نه پايان راه و بداند مرگ, تخلّل عدم بين متحرّك و هدف نيست و بداند انسان كاري مي‌كند كه نه از جماد و نبات و حيوان ساخته است نه از فرشته و مَلك برمي‌آيد و مبارزات سه‌گانه و نفس‌گير براي انسان طرح شده است نه براي غير انسان، زيرا غير انسان يا « منقطع‌الآخر» است يا « منقطع‌الأول» است. اميدواريم بيانات نوراني اهل بيت براي جامعه ما راه‎گشا باشد در گوينده و شنونده اثر كند همه ما به فيض و فوز الهي بار يابيم.

« غفر الله لنا و لكم و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »

قسمت پاياني بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دامت بركاته)در برنامه تلويزيوني «دانش هدايتگر» ؛ قم ؛ آذر 1392



:: موضوعات مرتبط: *** 6 - خوشه چيني از خرمن عارفان ،
نویسنده : ashabequrani
تاریخ : شنبه 22 فروردین 1405
زمان : 15:19

صفحه قبل1صفحه بعد


.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران