اصحاب قرآنی یاوران حضرت مهدی(عج)

سامانه تلاوت آیات وحی

اعجاز صلوات و نابود شدن گناهان .
ارسال نظر(0) | ادامه مطلب...

 

اعجاز صلوات و نابود شدن گناهان

 

 

 

 

[ گشتيم و گشتيم ، ذكري بالاتراز صلوات پيدانكرديم !!! ]

                                                                           آيت الله بهجت (ره)

 

 

    محقّق اردبيلى قدس سره در كتاب «زبدة البيان» فرموده است : روايت شده است‏ كه از پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم درباره آيه شريفه « إنَّ اللَّهَ وَمَلائِكَتَه يُصَلُّون عَلَى النبيّ . . . » ، « خدا و ملائكه ‏اش بر پيغمبر درود مى فرستد . . . » سئوال شد.

   آن حضرت در جواب فرمود:

اين از علوم پوشيده و پنهان است، اگر از من سئوال نكرده بوديد پرده از آن برنمى‏ داشتم وخبر نمى ‏دادم.

خداوند دو فرشته را بر من موكّل ساخته است، هر گاه نزد مسلمانى يادى از من شود و او برمن صلوات فرستد آن دو فرشته گويند: « غفر اللَّه لك » خداوند ترا بيامرزد، خدا و ساير فرشتگانش به دعاى اين دو فرشته آمين گويند.

و اگر نزد مسلمانى يادى از من به ميان آيد و او بر من صلوات نفرستد آن دو فرشته گويند: « لا غفر اللَّه لك » خدا ترا نيامرزد، خدا و فرشتگان نيز به دعاى اين دو فرشته آمين گويند.

   و نيز فرموده است : در حديث است كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرموده است:

من ذكرت عنده فلم يصلّ عليّ فدخل النار فأبعده اللَّه عزّوجلّ من رحمته.

كسى كه من نزد او ياد شوم و بر من صلوات نفرستد پس داخل آتش گردد خدا او را از رحمتش دوركرده است.

   مؤلّف رحمه الله گويد : از اين حديث كه فرموده است : « اگر نزد كسى ياد شوم و بر من ‏صلوات نفرستد داخل آتش مى ‏گردد» استفاده مى‏شود كه اين عمل واجب است ‏زيرا بر ترك آن وعده عذاب داده شده و هر عملى كه چنين باشد واجب است.

   و عدّه اى از علماء مثل ابن بابويه، فاضل مقداد، كرخى و سيّد على‏ خان رحمهم الله  - شارح صحيفه سجّاديّه - قائل به وجوب آن هستند، در ميان عامّه هم طحاوى وزمخشرى اين قول را اختيار كرده اند.

 

در حديث ديگر از رسول اعظم ( ص) :

 

قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : « من صلی علی مرّة لا یبقی علیه من المعصیة ذرّة » ؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: کسی که یک بار به گونه ای خالصانه و خدا پسند بر من صلوات بفرستد همه گناهان او در معرض غفران قرار می گیرد .

البته اين حدیث در منابع مختلف با تعابیر مختلفی مشاهده می شود از جمله در مستدرک الوسائل، ج 5، ص 334 آمده است:     « من صلی علی مرةٌ لم یبق علیه من المعصیة ذرة »  .  « همچنین در کتاب اللمعة البیضاء نوشته تبریزی انصاری، ص 492 آمده است:  « من صلی علی مرة لم یبق من ذنوبه ذرة » البته در کتاب بحارالانوار، ج 91، ص 63 نیز آمده است :  « من صلی علی مرة فتح اللّه علیه باب من العافیة  »    و

 

قال صلی الله علیه و آله : من صلی علی مرة لم یبق من ذنوبه ذرة  .  

    

یکبار ارْ کسی ، صلواتی نثار من بنمود با صداقت و اخلاص راستین

نابود می شود همه جرم و گناه او شرط آن که حقِّ ناس نباشد بدان قرین

بحارالانوار،ج 91،ص 63.

 

ادامه مطلب :    فضيلت صلوات فرستادن بر محمّد و آل محمّد عليهم السلام

                       20 حديث معتبر ، زيبا و دلنشين  در عظمت صلوات .

 

 

 


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : پنج‌شنبه 03 مهر 1393
زمان : 10:09
ميقات حضرت موسي(ع) ، درخواست از خدا و پاسخ !!!
ارسال نظر(0) | ادامه مطلب...

ميقات حضرت موسي(ع) ، درخواست از خدا و پاسخ !!!

وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ...

وَلَمَّا جَاء مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ ! قَالَ لَن تَرَانِي !!! .....

(آيه 142و 143 اعراف)

و با موسى، سى شب وعده گذاشتيم و آن را با دَه شب ديگر تمام كرديم. تا آنكه وقت معينِ پروردگارش در چهل شب به سر آمد. ....

و چون موسى به ميعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت ، عرض كرد :« پروردگارا ، خود را به من بنماى تا بر تو بنگرم » .

فرمود : « هرگز مرا نخواهى ديد » !!! ليكن به كوه بنگر پس اگر بر جاى خود قرار گرفت به زودى مرا خواهى ديد . پس چون پروردگارش به كوه جلوه نمود، آن را ريز ريز ساخت، و موسى بيهوش بر زمين افتاد ، و چون به خود آمد ، گفت : تو منزهى ! به درگاهت توبه كردم و من نخستين مؤمنانم .

* * * بر اساس اين واقعه عظيم شاعران خوش ذوق سروده هائي دارند :

شيخ اجل سعدي مي گويد:

چو رسي به طور سينا "ارني" مگو و بگذر

که نيرزد اين تمنا به جواب" لن تراني"

در جواب سعدي شاعري مي گويد : ( احتمالا حافظ )



چو رسي به طور سينا "ارني" بگو و مگذر

تو صداي دوست بشنو نه جواب "لن تراني"



و در جواب اين دو ، شاعر ديگريمي گويد : ( احتمالا مولانا )

"ارنی"کسی بگويد که تو را نديده باشد

تو که با منی هميشه چه " ترا " چه " لن ترانی"

علامه طباطبایی فرموده :

سحر آمدم به کويت که ببينمت نهانی

" ارنی " نگفته گفتی دو هزار " لن ترانی "

ادامه مطلب : تفسير آيات و اثبات ولايت اميرالمؤمنين (ع)

1- وعده گاه بزرگ

2- تقاضاي مشاهده پر وردگار

*********************************************************

{صلوات+عج}


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : سه‌شنبه 01 مهر 1393
زمان : 09:54
ميقات حضرت موسي(ع) ، درخواست از خدا و پاسخ !!!
ارسال نظر(0) | ادامه مطلب...

 

 

 

ميقات حضرت موسي(ع) ، درخواست از خدا و پاسخ !!!

 

 

وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً  ...

 

وَلَمَّا جَاء مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ !  قَالَ لَن تَرَانِي !!! .....

                                                                          (آيه 142و 143 اعراف)

 

و با موسى، سى شب وعده گذاشتيم و آن را با دَه شب ديگر تمام كرديم. تا آنكه وقت معينِ پروردگارش در چهل شب به سر آمد. ....

و چون موسى به ميعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت ، عرض كرد   : « پروردگارا ، خود را به من بنماى تا بر تو بنگرم » .

فرمود : « هرگز مرا نخواهى ديد » !!! ليكن به كوه بنگر پس اگر بر جاى خود قرار گرفت به زودى مرا خواهى ديد .  پس چون پروردگارش به كوه جلوه نمود، آن را ريز ريز ساخت، و موسى بيهوش بر زمين افتاد ، و چون به خود آمد ، گفت : تو منزهى ! به درگاهت توبه كردم و من نخستين مؤمنانم .

 

 

 * * *  بر اساس اين واقعه عظيم  شاعران خوش ذوق سروده هائي دارند :

 

 

شيخ اجل سعدي مي گويد:

   

چو رسي به طور سينا "ارني" مگو و بگذر

که نيرزد اين تمنا به جواب" لن تراني"

 

  در جواب سعدي شاعري مي گويد : ( احتمالا حافظ



چو رسي به طور سينا "ارني" بگو و مگذر

تو صداي دوست بشنو نه جواب "لن تراني"



    و در جواب اين دو ، شاعر ديگري مي گويد : ( احتمالا مولانا )

 

"ارنی" کسی بگويد که تو را نديده باشد 

تو که با منی هميشه چه " ترا " چه " لن ترانی"

 

علامه طباطبایی فرموده :

 

سحر آمدم به کويت که ببينمت نهانی

 

 " ارنی " نگفته  گفتی دو هزار "  لن ترانی "

 

    ادامه مطلب : تفسير آيات و اثبات ولايت اميرالمؤمنين (ع)

                   1-  وعده گاه بزرگ

                   2-  تقاضاي مشاهده پر وردگار

 

*********************************************************

 

{صلوات+عج}

 


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : سه‌شنبه 01 مهر 1393
زمان : 09:54
نذر جالب میرزا جوادآقا ملکی تبریزی در حق شهروند آلمانی
ارسال نظر(0)

نذر جالب میرزا جوادآقا ملکی تبریزی در حق شهروند آلمانی

زمانی میرزا جواد آقا ملکی تبریزی برای فردی که ساکن کشور آلمان بود و همسرش بچه‌دار نمی‌شد، نذری کرد. بعد از مدتی آن فرد همراه با فرزندش خدمت میرزا جوادآقا ملکی رفت و پرسید چه نذری برای من کردید؟

حجت‌الاسلام علی یعقوبی از پژوهشگران مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی در گفت‌وگو با خبرنگار آیین و اندیشه در پاسخ به این پرسش که اگر کسی دارای فضایل اخلاقی اعم از صبر، بخشش، سخاوت و اخلاق خوش باشد اما به دلیل داشتن خانواده نه چندان مذهبی، در انجام واجبات و ترک محرمات کوتاهی کند آیا این فرد می‌تواند بدون حساب و کتاب وارد بهشت شود، گفت: یکی از مواردی که پوزه شیطان را به خاک می‌مالد و در به بهشت رفتن انسان‌ها تسریع می‌کند، سخاوت است.

وی اظهار داشت: پیامبر اکرم(ص) به فرزند حاتم طایی این مطلب را فرمودند: با توجه به اینکه پدر شما سخاوت زیادی داشت آنچه که باعث می‌شود پدر شما به جهنم نرود سخی بودن و سخاوت بیش از اندازه ایشان بوده است. لذا حضرت رسول(ص) چیزی که به صراحتاً مشخص کند حاتم طایی اهل بهشت است یا خیر را بیان نفرمودند.

این پژوهشگر مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی با تأکید بر اینکه متن آیات و روایات ما صراحتاً در برخی از موارد، ولایت امیرالمؤمنین (ع) و نماز را شرط بهشتی شدن افراد معرفی می‌کند، عنوان کرد: فردی نزد امام صادق (ع) آمد و از اخلاق بد فرد دیگری شکایت کرد و به حضرت گفت: عاقبت این فرد چگونه خواهد بود و ارزیابی شما از رفتار وی چیست؟ حضرت فرمود آیا ایشان اهل نماز است یا خیر؟ آن شخص پاسخ داد: بله اهل نماز است و از این رو امام صادق (ع) فرمودند اکنون که اهل نماز است عاقبتش ختم به خیر می‌شود.

وی تصریح کرد:‌ سخاوت و بخشش بسیار، نیکو است و اگر به حد بسیار فراتر از توان شخص برسد مانند حاتم طایی ثمره آن این است که فرد به جهنم نمی‌رود اما لزوماً بدین معنا نیست که او حتماً به بهشت می‌رود. لذا خداوند مسیر بهشت را مشخص کرده و فرموده هر کس از آن تخطی کند خط قرمز محسوب می‌شود که ممکن است در صورت عبور از این خطوط قرمز سرنوشت خوبی در انتظار فرد نباشد.

یعقوبی با اشاره به وجود برخی از اعمال و ادعیه در مفاتیح‌الجنان، در خصوص اینکه اگر فرد آنها را انجام دهد بدون حساب و کتاب وارد بهشت می‌شود، گفت: وقتی مفاتیح الجنان را می‌گشاییم به طور مثال، اعمالی با عنوان اعمال روز عید غدیر خم مواجه می‌شویم که این کلام از تکریم وپذیرش ولایت امیر‌المؤمنین(ع) حکایت دارد که بیانگر اهمیت و جایگاه مسئله ولایت است.

وی ابراز داشت: گاهی اوقات این سؤال برای برخی از افراد به وجود می‌آید اینکه چرا دعاهای ما مستجاب نمی‌شود؟ در پاسخ به این دسته از افراد باید گفت همانطور که می‌دانیم «مفاتیح‌الجنان» کلید بهشت است «مفاتیح» به معنای کلید و «جنان» به معنای بهشت است آیا به نظر شما رفتن به بهشت تنها با خواندن یک یا چند دعا میسر خواهد شد مگر دین ما فقط یک دعا است؟! در حالی که دین اسلام گزینه‌های مختلفی همچون نماز، خمس، حج، ذکات، جهاد، احسان، احترام به پدر و مادر و ... دارد که همه این موارد باید رعایت شود نه اینکه یک طرفه خیمه دین را بگیریم و جانب دیگر آن را رها کنیم.

این مدرس حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: خداوند متعال در اولین آیات از قرآن کریم می‌فرماید: «ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ» این کتاب با آن جامعیتی که دارد برای متقین است و در جای دیگر می‌فرماید: «وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا» لذا همین قرآنی که برای مؤمنین شفا و رحمت است برای گروهی از انسان‌ها چیزی جز خسارت نیست. بنابراین قرآن کریم شمشیر دولبه‌ای است و اینطور نیست که هر کس آیات قرآن را خواند به طور مثال مریضش شفا یابد.

وی ادامه داد: یکی از افراد به بنده می‌گفت من هر وقت دعای «سریع‌الإجابه» را می‌خوانم یکی از بستگانم فوت می‌کند! در اینجا باید گفت که دعا یک رابطه دو طرفه است و نباید انتظار داشت که هر موقع شخص یک دعایی را می‌خواند فواید و آثاری که برای آن دعا ذکر شده همگی در حق فرد، ساری و جاری شود بلکه این موضوع به خود شخص بستگی دارد.

پژوهشگر مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی گفت: زمانی میرزا جواد آقا ملکی تبریزی برای فردی که ساکن کشور آلمان بود و همسرش بچه‌دار نمی‌شد، نذری کرد و بعد از مدتی آن فرد همراه با فرزندش خدمت میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رسید و از ایشان هزینه ادا کردن نذرش را درخواست کرد و گفت: بفرمایید چه نذری برای بنده کرده‌اید تا من هزینه نذر را پرداخت کنم. میرزا جواد آقا ملکی تبریزی فرمودند که من فقط یک صلوات برای شما نذر کرده بودم!

وی اظهار داشت: شما حساب کنید ما هزاران صلوات نذر می‌کنیم اما هیچ اتفاقی نمی‌افتد ولی چگونه است میرزا جواد آقا ملکی تبریزی با یک صلوات موجبات اجابت درخواست یکی از بندگان خدا را فراهم می‌کند. پس این امور برای افرادی است که زمینه و ضمیر قلبشان مساعد باشد تا دعاها در آن موثر افتد. از این رو صرف دعا خواندن و یا به کسی کمک کردن خوب است و چه بسا ممکن است موجب نجات انسان شود اما هیچ تضمینی برای بهشتی شدن افراد وجود ندارد.

{صلوات+عج}


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : دوشنبه 10 شهریور 1393
زمان : 09:19
نذر جالب میرزا جوادآقا ملکی تبریزی در حق شهروند آلمانی
ارسال نظر(0)

 

 

نذر جالب میرزا جوادآقا ملکی تبریزی در حق شهروند آلمانی

 

زمانی میرزا جواد آقا ملکی تبریزی برای فردی که ساکن کشور آلمان بود و همسرش بچه‌دار نمی‌شد، نذری کرد. بعد از مدتی آن فرد همراه با فرزندش خدمت میرزا جوادآقا ملکی رفت و پرسید چه نذری برای من کردید؟

 

 

 

 

   حجت‌الاسلام علی یعقوبی از پژوهشگران مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی در گفت‌وگو با خبرنگار آیین و اندیشه  در پاسخ به این پرسش که اگر کسی دارای فضایل اخلاقی اعم از صبر، بخشش، سخاوت و اخلاق خوش باشد اما به دلیل داشتن خانواده نه چندان مذهبی، در انجام واجبات و ترک محرمات کوتاهی کند آیا این فرد می‌تواند بدون حساب و کتاب وارد بهشت شود، گفت: یکی از مواردی که پوزه شیطان را به خاک می‌مالد و در به بهشت رفتن انسان‌ها تسریع می‌کند، سخاوت است.

وی اظهار داشت: پیامبر اکرم(ص) به فرزند حاتم طایی این مطلب را فرمودند: با توجه به اینکه پدر شما سخاوت زیادی داشت آنچه که باعث می‌شود پدر شما به جهنم نرود سخی بودن و سخاوت بیش از اندازه ایشان بوده است. لذا حضرت رسول(ص) چیزی که به صراحتاً مشخص کند حاتم طایی اهل بهشت است یا خیر را بیان نفرمودند.

این پژوهشگر مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی با تأکید بر اینکه متن آیات و روایات ما صراحتاً در برخی از موارد، ولایت امیرالمؤمنین (ع) و نماز را شرط بهشتی شدن افراد معرفی می‌کند، عنوان کرد: فردی نزد امام صادق (ع) آمد و از اخلاق بد فرد دیگری شکایت کرد و به حضرت گفت: عاقبت این فرد چگونه خواهد بود و ارزیابی شما از رفتار وی چیست؟ حضرت فرمود آیا ایشان اهل نماز است یا خیر؟ آن شخص پاسخ داد: بله اهل نماز است و از این رو  امام صادق (ع) فرمودند اکنون که اهل نماز است عاقبتش ختم به خیر می‌شود.

وی تصریح کرد:‌ سخاوت و بخشش بسیار، نیکو است و اگر به حد بسیار فراتر از توان شخص برسد مانند حاتم طایی ثمره آن این است که فرد به جهنم نمی‌رود اما لزوماً بدین معنا نیست که او حتماً به بهشت می‌رود. لذا خداوند مسیر بهشت را مشخص کرده و فرموده هر کس از آن تخطی کند خط قرمز محسوب می‌شود که ممکن است در صورت عبور از این خطوط قرمز سرنوشت خوبی در انتظار فرد نباشد.

یعقوبی با اشاره به وجود برخی از اعمال و ادعیه در مفاتیح‌الجنان، در خصوص اینکه اگر فرد آنها را انجام دهد بدون حساب و کتاب وارد بهشت می‌شود، گفت: وقتی مفاتیح الجنان را می‌گشاییم به طور مثال، اعمالی با عنوان اعمال روز عید غدیر خم مواجه می‌شویم که این کلام از تکریم و پذیرش ولایت امیر‌المؤمنین(ع) حکایت دارد که بیانگر اهمیت و جایگاه مسئله ولایت است.

وی ابراز داشت: گاهی اوقات این سؤال برای برخی از افراد به وجود می‌آید اینکه چرا دعاهای ما مستجاب نمی‌شود؟ در پاسخ به این دسته از افراد باید گفت همانطور که می‌دانیم «مفاتیح‌الجنان» کلید بهشت است «مفاتیح» به معنای کلید و «جنان» به معنای بهشت است آیا به نظر شما رفتن به بهشت تنها با خواندن یک یا چند دعا میسر خواهد شد مگر دین ما فقط یک دعا است؟! در حالی که دین اسلام گزینه‌های مختلفی همچون نماز، خمس، حج، ذکات، جهاد، احسان، احترام به پدر و مادر و ... دارد که همه این موارد باید رعایت شود نه اینکه یک طرفه خیمه دین را بگیریم و جانب دیگر آن را رها کنیم.

این مدرس حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: خداوند متعال در اولین آیات از قرآن کریم می‌فرماید: «ذَلِکَ الْکِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ» این کتاب با آن جامعیتی که دارد برای متقین است و در جای دیگر می‌فرماید: «وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا» لذا همین قرآنی که برای مؤمنین شفا و رحمت است برای گروهی از انسان‌ها چیزی جز خسارت نیست. بنابراین قرآن کریم شمشیر دولبه‌ای است و اینطور نیست که هر کس آیات قرآن را خواند به طور مثال مریضش شفا یابد.

وی ادامه داد: یکی از افراد به بنده می‌گفت من هر وقت دعای «سریع‌الإجابه» را می‌خوانم یکی از بستگانم فوت می‌کند! در اینجا باید گفت که دعا یک رابطه دو طرفه است و نباید انتظار داشت که هر موقع شخص یک دعایی را می‌خواند فواید و آثاری که برای آن دعا ذکر شده همگی در حق فرد، ساری و جاری شود بلکه این موضوع به خود شخص بستگی دارد.

پژوهشگر مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی گفت: زمانی میرزا جواد آقا ملکی تبریزی برای فردی که ساکن کشور آلمان بود و همسرش بچه‌دار نمی‌شد، نذری کرد و بعد از مدتی آن فرد همراه با فرزندش خدمت میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رسید و از ایشان هزینه ادا کردن نذرش را درخواست کرد و گفت: بفرمایید چه نذری برای بنده کرده‌اید تا من هزینه نذر را پرداخت کنم. میرزا جواد آقا ملکی تبریزی فرمودند که من فقط یک صلوات برای شما نذر کرده بودم!

وی اظهار داشت: شما حساب کنید ما هزاران صلوات نذر می‌کنیم اما هیچ اتفاقی نمی‌افتد ولی چگونه است میرزا جواد آقا ملکی تبریزی با یک صلوات موجبات اجابت درخواست یکی از بندگان خدا را فراهم می‌کند. پس این امور برای افرادی است که زمینه و ضمیر قلبشان مساعد باشد تا دعاها در آن موثر افتد. از این رو صرف دعا خواندن و یا به کسی کمک کردن خوب است و چه بسا ممکن است موجب نجات انسان شود اما هیچ تضمینی برای بهشتی شدن افراد وجود ندارد.

 

{صلوات+عج}


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : دوشنبه 10 شهریور 1393
زمان : 09:19
غزل زیبای سروده شده توسط امام راحل و جواب مقام معظم رهبری
ارسال نظر(0)

تو که خود خال لبی ، از چه گرفتار شدی ؟ !

غزل زیبای سروده شده توسط امام راحل

و جواب مقام معظم رهبری با شعر

امام خمینی(ره) :


من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم

فارغ از خود شدم و كوس اناالحق بزدم
همچو منصور خریدار سر دار شدم

غم دلدار فكنده است به جانم، شررى
كه به جان آمدم و شهره بازار شدم

درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز
كه من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم

جامه زهد و ریا كَندم و بر تن كردم
خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم

واعظ شهر كه از پند خود آزارم داد
از دم رند مى آلوده مددكار شدم

بگذارید كه از بتكده یادى بكنم
من كه با دست بت میكده بیدار شدم



رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه ای:


تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
تو طبیب دل مایی ز چه بیمار شدی

تو که فارغ شده بودی ز همه کون و مکان
دار منصور بریدی همه تن دار شدی

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر
ای که در قول و عمل شهره بازار شدی

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی

خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته در بار تو هشیار شدی

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو دیدار شدی

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم
ببریدی ز همه خلق و به خلق یار شدی

{صلوات+عج}


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : دوشنبه 10 شهریور 1393
زمان : 08:55
غزل زیبای سروده شده توسط امام راحل و جواب مقام معظم رهبری
ارسال نظر(0)

 

 

تو که خود خال لبی ، از چه گرفتار شدی ؟ !

 

 

 

 

 

 

غزل زیبای سروده شده توسط امام راحل

و جواب مقام معظم رهبری با شعر

 

 

امام خمینی(ره) :


من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم

فارغ از خود شدم و كوس اناالحق بزدم
همچو منصور خریدار سر دار شدم

غم دلدار فكنده است به جانم، شررى
كه به جان آمدم و شهره بازار شدم

درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز
كه من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم

جامه زهد و ریا كَندم و بر تن كردم
خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم

واعظ شهر كه از پند خود آزارم داد
از دم رند مى آلوده مددكار شدم

بگذارید كه از بتكده یادى بكنم
من كه با دست بت میكده بیدار شدم



رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه ای:


تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
تو طبیب دل مایی ز چه بیمار شدی

تو که فارغ شده بودی ز همه کون و مکان
دار منصور بریدی همه تن دار شدی

عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر
ای که در قول و عمل شهره بازار شدی

مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی

خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته در بار تو هشیار شدی

واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو دیدار شدی

یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم
ببریدی ز همه خلق و به خلق یار شدی

 

 {صلوات+عج}

 


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : دوشنبه 10 شهریور 1393
زمان : 08:55
تشرف حضرت آيت الله العظمي مرعشي نجفي (قدسه سره)
ارسال نظر(0)

تشرف حضرت آيت الله العظمي مرعشي نجفي (قدسه سره)

از زبان معظم له

******************************************

در ایام تحصیل علوم دینی و فقه اهل بیت علیم السّلام در نجف اشرف، شوق زیاد جهت دیدار جمال مولایمان بقیة اللّه الاعظم داشتم. با خود عهد کردم که چهل شب چهارشنبه پیاده به مسجد سهله بروم به این نیت که جمال آقا صاحب الامر علیه السّلام را زیارت و به فوز بزرگ نائل شوم.

تا ۳۵ یا ۳۶ شب چهارشنبه ادامه دادم، تصادفاً در این شب رفتنم از نجف به تأخیر افتاد و هوا ابری و بارانی بود. نزدیک مسجد سهله خندقی بود، هنگامی که به آنجا رسیدم بر اثر تاریکی شب وحشت و ترس وجودم را فرا گرفت مخصوصاً از زیادی قطّاع الطّریق و دزدها، ناگهان صدای پایی را از دنبال سر شنیدم که بیشتر موجب ترس و وحشتم گردید.

برگشتم به عقب سید عر بی را با لباس اهل بادیه دیدم، نزدیک من آمد و با زبان فصیح گفت:« ای سیّد! سلام علیکم» ترس و وحشت به کلی از وجودم رفت و اطمینان و سکون نفس پیدا کردم.

سخن می گفتیم و می رفتیم ، از من سؤال کرد:« قصد کجا داری؟» گفتم:« مسجد سهله» ، فرمود:« به چه جهت؟» گفتم:« به قصد تشرّف به زیارت ولیّ عصر علیه السّلام ».

مقداری که رفتیم به مسجد زید بن صوحان که مسجد کوچکی است نزدیک مسجد سهله رسیدیم، داخل مسجد شده و نماز خواندیم و بعد از دعایی که سیّد خواند که کَاَنَّ با او دیوار و سنگ ها آن دعا را می خواندند، احساس انقلابی عجیب در خود نمودم که از وصف آن عاجزم.

بعد از دعا سیّد فرمود:« سیّد تو گرسنه ای ، چه خوب است شام بخوری» پس سفره ای را که زیر عبا داشت بیرون آورده و در آن سه قرص نان و دو یا سه خیار سبز تازه بود. کَاَنَّ تازه از باغ چیده و آن وقت چلّه زمستان و سرمای زننده ای بود و من منتقل به این معنا نشدم که این آقا این خیار سبز تازه را در این فصل زمستان از کجا آورده؟ طبق دستور آقا شام خوردم.

سپس فرمود:« بلند شو تا به مسجد سهله برویم» داخل مسجد شدیم، آقا مشغول اعمال وارده در مقامات شد و من هم به متابعت آن حضرت انجام وظیفه میکردم و بدون اختیار نماز مغرب و عشا را به آقا اقتدا کردم و متوجه نبودم که این آقا کیست.

بعد از آنکه اعمال تمام شد، آن بزرگوار فرمود:«ای سیّد آیا مثل دیگران بعد از اعمال مسجد سهله به مسجد کوفه می روی یا در همین جا می مانی؟» گفتم:«می مانم». در وسط مسجد در مقام امام صادق علیه السّلام نشستیم، به سیّد گفتم:«آیا چای یا قهوه یا دخانیات میل داری آماده کنم؟» در جواب، کلام جامع را فرمود:« این امور از فضول زندگیست و ما از این فضولات دوریم» این کلام در عمق وجودم اثر گذاشت به نحوی که هرگاه یادم می آید ارکان وجودم می لرزد.

به هر حال مجلس حدود ۲ ساعت طول کشید و در این مدت مطالبی رد و بدل شد که به بعضی از آنها اشاره می کنم.

از جمله مطالب در این جلسه، تأکید سيد عرب بر اعمال ذيل بود :

1 – تلاوت و قرائت این سوره ها بعد از نمازهای واجب بود : بعد از نماز صبح سوره یاسین، بعد از نماز ظهر سوره عم، بعد از نماز عصر سوره نوح، بعد از نماز مغرب سوره واقعه و بعد از نماز عشا سوره ملک.

2 – تأکید فرمود که:« بعد از نمازهای پنجگانه این دعا را بخوان : «اللّهمَ سَرّحُنی عَن الهُمُومِ وَ الغُمُومِ وَ وَحْشَةِ الصّدرِ وَ وَسْوَسَةِ الشّیْطانِ بِرَحْمَتِکَ یا أرْحَمَ الرّاحِمین».

3 –دیگر تأکید بر خواندن این دعا بعد از ذکر رکوع در نمازهای یومیه، خصوصاً رکعت آخر:

«اللهمَ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ تَرَحَّمْ عَلی عَجْزِنا وَ اَغِثنا بِحَقِهم».

4 – درتعریف و تمجید از شرایع الاسلام مرحوم محقق حلّی فرمود:« تمام آن مطابق با واقع است مگر کمی از مسائل آن».

5 – تأکید بر خواندن قرآن و هدیه کردن ثواب آن برای شیعیانی که وارثی ندارند، یا دارند و لیکن یادی از آنها نمی کنند.

6 – تأکید بر زیارت سیّدالشهداء علیه السّلام.

7 –دعا در حق من و فرمود: قرار دهد خدا تو را از خدمتگزاران شرع .

پرسیدم : « نمی دانم آیا عاقبت کارم خیر است و آیا من نزد صاحب شرع مقدس رو سفیدم؟»

فرمود : « عاقبت تو خیر و سعیت مشکور، و رو سفیدی».

گفتم:« نمی دانم آیا پدر و مادر و اساتید و ذوی الحقوق از من راضی هستند یا نه؟»

فرمود:« تمام آنها از تو راضیند و درباره ات دعا می کنند».

استدعای دعا کردم برای خودم که موفق باشم برای تألیف و تصنیف،

دعا فرمودند ؛

در این جا مطالب دیگریست که مجال تفصیل و بیان آن نیست.

پس خواستم از مسجد بیرون روم به خاطر حاجتی، آمدم نزد حوضی که در وسط راه قبل از خارج شدن از مسجد قرار دارد. به ذهنم رسید چه شبی بود و این سیّد عرب کیست که این همه با فضیلت است؟ شاید همان مقصود و معشوقم باشد، تا به ذهنم رسید این معنی خطور کرد، مضطرب برگشتم و آن آقا را ندیدم و کسی هم در مسجد نبود !

یقین پیدا کردم که آقا را زیارت کردم و غافل بودم، مشغول گریه شدم و همچون دیوانه اطراف مسجد گردش می کردم تا صبح شد ( چون عاشقی که بعد از وصال مبتلا به هجران شود ).

این بود اجمالی از تفصیل که هر وقت آن شب یادم می آید، بهت زده می شوم.

به نقل از کتاب:« شیفتگان حضرت مهدی» جلد اول

يك چشم زدن غافل از اين ماه نباشيد شايد كه نگاهي كند آگاه نباشيد

{ صلوات+عج }


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : پنج‌شنبه 06 شهریور 1393
زمان : 10:39
تشرف حضرت آيت الله العظمي مرعشي نجفي (قدسه سره)
ارسال نظر(0)

 

 

تشرف حضرت آيت الله العظمي مرعشي نجفي (قدسه سره)

 

    از زبان معظم له

 

******************************************

 

در ایام تحصیل علوم دینی و فقه اهل بیت علیم السّلام در نجف اشرف، شوق زیاد جهت دیدار جمال مولایمان بقیة اللّه الاعظم داشتم. با خود عهد کردم که چهل شب  چهارشنبه پیاده به مسجد سهله بروم به این نیت که جمال آقا صاحب الامر علیه السّلام   را زیارت و به فوز بزرگ نائل شوم.

تا ۳۵ یا ۳۶ شب چهارشنبه ادامه دادم، تصادفاً در این شب رفتنم از نجف به تأخیر افتاد و هوا ابری و بارانی بود. نزدیک مسجد سهله خندقی بود، هنگامی که به آنجا رسیدم  بر اثر تاریکی شب وحشت و ترس وجودم را  فرا گرفت مخصوصاً از زیادی قطّاع الطّریق و دزدها، ناگهان صدای پایی را از دنبال سر شنیدم که بیشتر  موجب ترس و وحشتم گردید.

برگشتم به عقب سید عر بی را با لباس اهل بادیه دیدم، نزدیک من آمد و با زبان  فصیح  گفت:« ای سیّد! سلام علیکم»  ترس و وحشت  به کلی از وجودم رفت  و اطمینان و سکون  نفس  پیدا  کردم.

سخن می گفتیم و می رفتیم ، از من سؤال کرد:« قصد کجا داری؟»  گفتم:« مسجد سهله» ، فرمود:« به چه جهت؟»  گفتم:« به قصد تشرّف به زیارت ولیّ عصر علیه السّلام  ».

مقداری که رفتیم به مسجد زید بن صوحان که مسجد کوچکی است نزدیک مسجد سهله رسیدیم، داخل مسجد شده و نماز خواندیم و بعد از دعایی که سیّد خواند که  کَاَنَّ  با او دیوار و سنگ ها آن  دعا را می خواندند، احساس  انقلابی عجیب  در  خود نمودم که از وصف آن عاجزم.

بعد از دعا سیّد فرمود:« سیّد تو گرسنه ای ، چه  خوب است  شام بخوری»  پس  سفره ای را که زیر عبا داشت بیرون آورده و در آن سه قرص نان و دو یا سه  خیار سبز تازه بود. کَاَنَّ  تازه از باغ چیده و آن وقت چلّه زمستان و سرمای زننده ای بود و من منتقل به این معنا نشدم که این آقا این خیار سبز تازه را در این فصل زمستان از کجا آورده؟ طبق دستور آقا شام خوردم.

سپس فرمود:« بلند شو تا به مسجد سهله برویم» داخل مسجد شدیم، آقا مشغول اعمال وارده در مقامات شد و من هم به متابعت آن حضرت انجام وظیفه میکردم و بدون اختیار نماز مغرب و عشا را به آقا اقتدا کردم و متوجه نبودم که این آقا کیست.

بعد از آنکه اعمال تمام شد، آن بزرگوار فرمود:«ای سیّد آیا مثل دیگران بعد از اعمال مسجد سهله به مسجد کوفه می روی یا در همین جا می مانی؟» گفتم:«می مانم». در وسط مسجد در مقام امام صادق علیه السّلام نشستیم، به سیّد گفتم:«آیا چای یا قهوه یا دخانیات میل داری آماده کنم؟» در جواب، کلام جامع را فرمود:« این امور از فضول زندگیست و ما از این فضولات دوریم» این کلام در عمق وجودم اثر گذاشت به نحوی که هرگاه یادم می آید ارکان وجودم می لرزد.

به هر حال مجلس حدود ۲ ساعت طول کشید و در این مدت مطالبی رد و بدل شد که به بعضی از آنها اشاره می کنم.

 

از جمله مطالب در این جلسه، تأکید سيد عرب بر اعمال ذيل بود :

 

1 – تلاوت و قرائت این سوره ها بعد از نمازهای واجب بود : بعد از نماز صبح سوره یاسین، بعد از نماز ظهر سوره عم، بعد از نماز عصر سوره نوح، بعد از نماز مغرب سوره واقعه و بعد از نماز عشا سوره ملک.

2 – تأکید فرمود که:« بعد از نمازهای پنجگانه این دعا را بخوان : «اللّهمَ سَرّحُنی عَن الهُمُومِ وَ الغُمُومِ وَ وَحْشَةِ الصّدرِ وَ وَسْوَسَةِ الشّیْطانِ بِرَحْمَتِکَ یا أرْحَمَ الرّاحِمین».

3 – دیگر تأکید بر خواندن این دعا بعد از ذکر رکوع در نمازهای یومیه، خصوصاً رکعت آخر:

                                        «اللهمَ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ تَرَحَّمْ عَلی عَجْزِنا وَ اَغِثنا بِحَقِهم».

4 – درتعریف و تمجید از شرایع الاسلام مرحوم محقق حلّی فرمود:« تمام آن مطابق با واقع است مگر کمی از مسائل آن».

5 – تأکید بر خواندن قرآن و هدیه کردن ثواب آن برای شیعیانی که وارثی ندارند، یا دارند و لیکن یادی از آنها نمی کنند.

6 – تأکید بر زیارت سیّدالشهداء علیه السّلام.

7 – دعا در حق من و فرمود: قرار دهد خدا تو را از خدمتگزاران شرع .

        پرسیدم : « نمی دانم آیا عاقبت کارم خیر است و آیا من نزد صاحب شرع مقدس رو سفیدم؟»

فرمود : « عاقبت تو خیر و سعیت مشکور، و رو سفیدی».

        گفتم:« نمی دانم آیا پدر و مادر و اساتید و ذوی الحقوق از من راضی هستند یا نه؟»

فرمود:« تمام آنها از تو راضیند و درباره ات دعا می کنند».

        استدعای دعا کردم برای خودم که موفق باشم برای تألیف و تصنیف،

دعا فرمودند ؛

       در این جا مطالب دیگریست که مجال تفصیل و بیان آن نیست.

پس خواستم از مسجد بیرون روم به خاطر حاجتی، آمدم نزد حوضی که در وسط راه قبل از خارج شدن از مسجد قرار دارد. به ذهنم رسید چه شبی بود و این سیّد عرب کیست که این همه با فضیلت است؟ شاید همان مقصود و معشوقم باشد، تا به ذهنم رسید این معنی خطور کرد، مضطرب برگشتم و آن آقا را ندیدم و کسی هم در مسجد نبود !

یقین پیدا کردم که آقا را زیارت کردم و غافل بودم، مشغول گریه شدم و همچون دیوانه اطراف مسجد گردش می کردم تا صبح شد ( چون عاشقی که بعد از وصال مبتلا به هجران شود ).

این بود اجمالی از تفصیل که هر وقت آن شب یادم می آید، بهت زده می شوم.

 

                              به نقل از کتاب:« شیفتگان حضرت مهدی» جلد اول

 

يك چشم زدن غافل از اين ماه نباشيد         شايد كه نگاهي كند آگاه نباشيد

 

{  صلوات+عج  }


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : پنج‌شنبه 06 شهریور 1393
زمان : 10:39
وصیتنامه - زندگینامه فرمانده یگان (ش- م- ر) لشکر امام حسین(ع)
ارسال نظر(0) | ادامه مطلب...

السلام علیک یا ثارالله

السلام علیکم یا انصار اباعبدالله

وصیتنامه - زندگینامه

سردار رشید اسلام شهید محمد هاشم یاوری

فرمانده یگان (ش- م- ر) لشکر امام حسین (ع)

معاون قهرمان جبهه هاي نبرد حق عليه باطل ، شهيد بزرگوار خرازي

فرمانده لشكر امام حسين (ع)

ادامه مطلب ... : وصيتنامه - زندگينامه - خصوصيات اخلاقي و خاطرات ماندني -

شهيد از زبان همرزمانش .


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : چهارشنبه 05 شهریور 1393
زمان : 00:37


.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران