اصحاب قرآنی یاوران حضرت مهدی(عج)

سامانه تلاوت آیات وحی

مسجد در کلام حضرت امیرالمومنین علی (ع)
ارسال نظر(0)

 

 

مسجد در كلام حضرت اميرالمؤمنين (ع)

 

 نشستن در مسجد بهتر از نشستن در بهشت :

 

حضرت علی (ع) نشستن در مسجد را بهتر از نشستن در بهشت می داند چرا که در بهشت خود را خشنود می کنیم و در مسجد پروردگار را. آن حضرت بر لزوم خوشبو و معطر کردن مساجد در هر روز از هفته نیز تاکید کرده اند .

مسجد پایگاه توحید و سنگر ادای تکلیف عبودیت و کانون آکنده از جلوه جمال الهی و سکوی پرواز محبوبترین زمزمه های عارفانه است. حضرت علی (ع) نیز در مواردی توصیه ها و نکاتی را در اهمیت جایگاه این مکان مقدس دارند که بخشی از آن ها در زیر مرور می کنیم .

من اختلف الی المسجد اصاب احدی الثمان: اخا متفادا فی الله، او علما مستطرفا، اوآیة محکمة، او یسمع کلمة تدل علی هدی، او رحمة منتظرة، او کلمه ترده عن ردی، او یترک ذنبا خشیة اوحیاء. ترجمه: «کسی که پیوسته به مسجد برود یکی از منافع هشتگانه نصیبش می شود: برادران مفید و با ارزشی پیدا می کند، با علم و دانش نو و تازه آشنا می شود، عقائد خود را با دلیل و برهان محکم و استوار می سازد، کلمات و سخنانی که موجب هدایتش شود می شنود، رحمت الهی شامل حالش می گردد، مواعظی که او را از فساد و گناه جلوگیری کند می شنود، به خاطر حیاء و آبروی خویش ترک گناه می کند به خاطر ترس الهی مرتکب عمل خلافی نمی شود .

الجلسة فی الجامع خیر لی من الجلسة فی الجنة، فان الجنة فیها رضی نفسی والجامع فیه رضی ربی. ترجمه: نشستن در مسجد برای من بهتر از نشستن در بهشت است، زیرا در بهشت خود را خشنود می سازم و در مسجد پروردگارم را .

افزایش روزی

الجلوس فی المسجد من طلوع الفجر الی طلوع الشمس اسرع فی طلب الرزق من الضرب فی الارض. ترجمه: از طلوع فجر تا طلوع خورشید در مسجد نشستن، روزی را .(زیادتر) از تلاش برای کسب آن، به تو می رساند

صلاة فی المسجد الاعظم ماة صلاة و صلاة فی مسجد القبیله خمس و عشرون صلاة و صلاة فی المسجد السوق اثنتا عشر صلاة و صلاة الرجل فی بیته وحده صلاة واحدة ترجمه: نماز در مسجد اعظم برابر با صدنماز، و در مسجد قبیله برابر با بیست و پنج نماز، و در مسجد بازار، برابر با دوازده نماز، و نماز در خانه (که به تنهایی انجام می دهد) معادل یک نماز است .

من حق المسجد اذا دخلته ان تصلی فیه رکعتین و من حق الرکعتین ان تقرا فیهما بام القرآن و من حق القرآن ان تعمل بما فیه. ترجمه: از جمله حقوق مسجد آن است که به هنگام ورود در آن، دو رکعت نماز (تحیت) به جای آوری و ادای حق دو رکعت نماز به آن است که سوره فاتحه را در هر دو رکعت بخوانی و حق قران این است که بدانچه در آن آمده، عمل کنی .

الفضل فی دخول المسجد ان تبدا برجلک الیمنی اذا دخلت و بالیسری اذا خرجت. ترجمه: فضیلت آن است که در هنگام ورود به مسجد، پای راست و در وقت خروج، پای چپ مقدم شود .

رو به قبله بنشینید

دعای ذیل نیز از حضرت علی (ع) برای ورود به مسجد ذکر شده است: بسم الله وبالله، السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته

من السنة اذا جلست فی المسجد ان تستقبل القبلة ترجمه: مستحب است کسی که در مسجد می نشیند، رو به قبله باشد .

من اراد دخول المسجد فیلدخل علی سکون و وقار فان المساجد بیوت الله واحب البقاع الیه. ترجمه: هر کس می خواهد به مسجد داخل شود با آرامش و با طمانینه وارد شود، چون مساجد خانه های خدا و محبوب ترین محل ها در نظر او است .

حدود در مسجد اقامه نشود

نهی رسول الله (ص) ان تقام الحدود فی المساجد – الی ان قال او یعلق فی القبله منها سلاح. ترجمه: پیامبر (ص) از اینکه حدود در مساجد اقامه شود، نهی فرمودند – همچنین از اینکه سلاح در قبلگاه مساجد آویزان شود، نهی فرمودند .

ان امیرالمومنین (ع) رای قاصا فی المسجد قضربه بالدرة و طرده ترجمه: علی(ع) مردی را در مسجد دیدند که مشغول داستان سرایی بود او را با تازیانه زدند و از مسجد بیرون کردند .

السابق من دخل المسجد قبل الاذان، و المقتصد من دخله بعد الاذان، و الظالم من دخله بعد الاقامة ترجمه: پیشرو کسی است که قبل از اذان داخل مسجد می شود، میانه رو کسی است که بعد از اذان داخل مسجد می شود و ستمکار کسی است که بعد از برپایی نماز وارد مسجد می شود .

عن رسول ا... (ص) انه نهی ان یجلس الجنب فی المسجد ترجمه: رسول اکرم (ص) نشستن جنب در مسجد را نهی فرموده است .

انه نهی رسول الله (ص) ان تتشد فیها الضالة ترجمه: پیامبر اسلام (ص) نهی فرمودند از اینکه در مسجد گمشده را جستجو کنند

چهره ای خندان در قیامت برای حفظ حرمت مسجد .

من وقر مسجدا لفی الله یوم یلقاء ضاحکاً مستبشراً و اعطاه کتابه بیمینه؛ ترجمه: کسی که حرمت مسجد را نگاه دارد، روز قیامت خداوند او را با چهره ای خندان و شادمان ملاقات می کند و خداوند نامه اش (نامه اعمالش) را به دست راستش می دهد

ولایسمی المسلم رجیل و لایسمی المصحف مصیحف و لاالمسجد مسجد ترجمه  : نباید به مسلمان مردک گفته شود و قرآن را قرآنک و  از مسجد، تعبیر به مسجدک» کنند .

وقتی مسجد از درد به خود می پیچد

المساجد مجالس الانبیا و حرز من الشیطان. ترجمه: «مساجد محل نشستن پیامبران است و انسان را از شیطان در امان نگه می دارد .»

من وقر المسجد من نخامته لقی الله یوم القیامة ضاحکاً قد اعطی کتابه بیمینه و ان المسجد لیلتوی عند النخامة کتلوی احدکم بالخیزران اذا وقع به ترجمه: کسی که احترام مسجد راحفظ کند و از انداختن اخلاط (آب بینی و سینه) در آن خودداری نماید، در روز قیامت، با سرور و شادمانی و در حالی که کتاب اعمالش را در دست راست دارد، خداوند متعال را ملاقات می کند. مسجد، هنگامی که کسی در آن خلط می اندازد، از شدت درد و ناراحتی به خود می پیچد همان گونه که اگر یکی از شما را با چوب خیزران بزنند از شدت درد به خود می پیچید .

المساجد فی کل سبعة ایام وجمروها ؛ حضرت علی (ع) به نقل از پيامبر كرامي (ص) :     ترجمه: «مساجد را در هر روز از هفته خوشبو و معطر کنید

{ صلوات+عج }




نویسنده : محمدعلي-ياوري
تاریخ : شنبه 21 تیر 1393
زمان : 08:42
دستورالعمل مرحوم آيت‌الله قاضي(ره) درباره ورود ماه‌هاي رجب، شعبان و رمضان
ارسال نظر(0)

 

دستورالعمل مرحوم آيت‌الله قاضي به شاگردان خود

درباره ورود ماه‌هاي رجب، شعبان و رمضان

 

 

 

همان‌گونه كه در زمين‌هاي حرم بايد از محرّمات اجتناب نمود و ارتكاب يك سلسله اعمالي كه در جايي جرم نيست، امّا در حرم جرم محسوب مي‌شود، در اين ماه‌ها هم كه قرقگاه زماني محسوب مي‌شوند.

آيت الحق مرحوم حاج ميرزا علي قاضي طباطبائي درباره ماه‌هاي رجب، شعبان و رمضان فرمود:

هان!‌اي برادران عزيز و گراميم؛ آگاه باشيد! متوجّه و هشيار باشيد كه ما در قرقگاه زماني (ماه‌هاي رجب، شعبان و رمضان) داخل شده‌ايم!

و همان‌گونه كه در زمين‌هاي حرم بايد از محرّمات اجتناب نمود و ارتكاب يك سلسله اعمالي كه در جايي جرم نيست، امّا در حرم جرم محسوب مي‌شود، در اين ماه‌ها هم كه قرقگاه زماني محسوب مي‌شوند، چنين است و بايد با هشياري و مواظبت در آن وارد شد و به‌‌ همان نحو كه در قرقگاه مكاني كه حرم است، انسان به كعبه نزديك مي‌شود، در اين ماه‌ها هم كه قرقگاه زماني است، انسان به مقام قرب خداوند مي‌رسد. پس چقدر نعمت‌هاي پروردگار بر ما بزرگ و تمام است؟! و او هرگونه نعمتي را بر ما تمام نموده است.

پس حال كه چنين است، قبل از هر چيز، آنچه كه بر ما واجب و لازم مي‌باشد، توبه ايست كه داراي شرايط لازم و نمازهاي معلومه است۱ و پس از توبه، واجب‌ترين چيز بر ما، پرهيز از گناهان صغيره و كبيره است تا جايي كه توان و قدرت و استطاعت داريم!.

پس به راستي، هر كسي كه در صدد متذكّر شدن به ذكر حقّ و در مقام خشيّت از ذات اقدس حضرت حقّ متعال بوده باشد، مي‌تواند از راه مراقبه و محاسبه و معاتبه و معاقبه متذكّر گردد!.

پس از اين مرحله، با دل‌هاي خود، به خداوند رو آورده، بيماري‌هاي گناهانتان را معالجه و مداوا نمائيد و به وسيلۀ استغفار، بزرگي و سنگيني عيوب خود را كاهش دهيد و بپرهيزيد از اينكه حريم الهي را بشكنيد و پرده‌هاي حجاب را بالا زده، حرمت حرم را هتك نمائيد!

زيرا به راستي چنين شخصي در نظام تكوين بي‌آبرو و مهتوك است؛ گرچه خداوند كريم از روي كرمش، به حسب ظاهر، آبروي او را حفظ نمايد و همين جزاي اوست و نيازي به مجازات پروردگار ندارد!.



مرحوم قاضي مي‌فرمودند: انسان بايد به خدا پناه ببرد و خداوند خيلي كمك‌كننده و خير المعين و پسنديده و اختيار كننده است؛ اما دستورالعمل اين سه ماه:

۱. عليكم بالفرائض في أحسن أوقاتها! دستورالعمل آن است كه نماز‌هاي واجب را در بهترين اوقات خودش انجام دهيد همراه نوافل آن! (كه مجموعاً پنجاه و يك ركعت مي‌شود، اگر نتوانستيد چهل و چهار ركعت) و اگر شواغل دنيا شما را منع كردند، صلاه أوابين را كه همان نماز ظهر است، ترك نكنيد، چون خيلي اهمّيّت دارد! خصوص نماز ظهر خيلي اهميت دارد و آن به واسطه وقت آن و خصوصيت و موقعيت آن در بين اوقات ديگر است! و «صلاه‌ وسطي» را كه در قرآن آمده، تفسير به نماز ظهر كرده‌اند، و «صلاه اوابين» يعني آنها كه خيلي توجه به پروردگار دارند، يعني رجوع‌كنندگان به خدا؛ زيرا رجوع‌كنندگان به خدا به آن تمسك مي‌كنند.

۲. نوافل شب را هيچ چاره‌اي نيست، مگر آنكه آنها را به جا آوريد، نه خيال كنيد نماز شب ساقط است و آن سد سكندري است كه هيچ شكسته نمي‌شود! عجب از كساني كه قصد دارند، دنبال كنند مرتبه‌اي از كمال را در حالي‌كه شب‌ها قيام نمي‌كنند؛ ما نشنيده‌ايم كسي به مرتبه‌اي از كمال برسد، مگر به قيام شب و نماز شب.

۳. عليكم بقرئه القرآن! بر شما باد به قرائت قرآن كريم با صوت حزين و باآهنگ و غنا! يعني با صداي خوش بخوان كه تو را تكان دهد و در روايات داريم كه قرآن را با تغنّي بخوانيد. امام زين‌العابدين تغنّي به قرآن مي‌كردند، اين تغني در قرآن براي انسان بسيار مفيد است. به طور كلي غناي صوتي حرام است و اين اصلاً در تحت غناي حرام نيست؛ زيرا غناي حرام آن است كه انسان را به سوي لهو و لعب بكشاند.

۴. بر شما باد به أوراد معتاده كه معروف است و هر كدام از شما كه ورد خاصي دارد كه بايد بجا آورد؛ و سجده يونسيه را از پانصد تا هزار به‌جا آوريد؛ يعني تا هزار هم مي‌توان به‌جا آورد، بسيار هم خوب است.

۵. بر تو باد زيارت مشهد أعظم در هر روز! (كه منظور از مشهد أعظم أميرالمؤمنين(ع) است، چون مرحوم قاضي در نجف بوده‌اند) و زيارت مساجد معظمه! (كه منظور كوفه و سهله است) و در بقيه مساجد عبادت خود را به‌جا آوريد! چون مؤمن در مسجد مثل ماهي است در آب؛ همان‌طوري كه حيات ماهي به آب است، حيات مؤمن هم در مسجد است؛ ماهي را از آب بيرون اندازند، مي‌ميرد.

۶. بعد از نماز‌هاي واجب تسبيح حضرت صديقه طاهره(س) را ترك نكنيد! زيرا كه آن ذكر كبيره شمرده شده و لااقل بعد از هر نماز يك‌بار بگوييد و اگر توانستيد دو يا سه بار بگوييد بهتر است.

۷. از لوازم مهم، دعا براي فرج حضرت حجت بقيه الله الأعظم است در قنوت نماز وتر، و از آن گذشته در هر روز، و در جميع دعاها براي حضرت دعا كنيد.

۸. زيارت جامعه را روز‌هاي جمعه به‌جاي آوريد! مقصود، زيارت جامعه معروف است: زيارت جامعه كبيره.

۹. قرآن كه مي‌خوانيد، در اين سه ماه از يك جزء كمتر نباشد، در هر روز يك جزء.

۱۰. زيارت و ديدار برادران خود را زياد كنيد! (مقصود رفقاي طريق هستند) خيلي آنها را زيارت كنيد و ببينيد؛ زيرا اينها هستند برادران طريقي شما كه در طريق و عقبات نفس و تنگنا ها كه انسان گير مي‌كند، كمك انسان مي‌كنند و نجات مي‌دهند.

۱۱. زيارت قبور كنيد نه هر روز بلكه كم‌كم و گاه‌گاهي، (هفته‌اي يك مرتبه خوب است) و در روز زيارت كنيد نه در شب.

ما را چه كار با دنيا؟! ما را چه كار با اسم دنيا؟! اين دنيا ما را گول زد و فريفت و ما را به پستي و ذلت گراييد، مقام ما را پائين آورد و پست كرد، دنيا مال ما نيست، دنيا را ول كنيد و بسپاريد به دست آنها كه دنبال آن هستند و به كساني كه اهل دنيا هستند بدهيد.

به‌به! خوشا به حال كساني و آن مرداني كه بدن‌هاي آنها در اين عالم خاك است و قلوب آنها در عالم لاهوت است و [در] عالم عز و جلال پروردگار است! اين افراد هستند كه از جهت عدد اقل هستند و خيلي عددشان كم است، امّا قوتشان و جانشان و روحشان خيلي زياد است، از جهت عددشان كم، ولي از جهت مدديت و اصالت، اكثريت عالم هستند. من مي‌گويم آنچه را شما مي‌شنويد و استغفار مي‌كنم براي پروردگار.

مرحوم علامه طهراني در پايان اين سخنان و در توضيحاتي تكميلي آورده‌اند كه: اين دستوراتي است كه مرحوم قاضي به شاگردان خود داده است و رفقا اين دستورات را در اين سه ماه انجام مي‌دهند. البته اين اعمال را در حد امكان انجام دهيد، هر كسي كه نمي‌تواند هر روز را روزه بگيرد حتي‌الإمكان پنج روز از رجب و ده روز از شعبان را بگيرد؛ خلاصه به حسب ملاحظه مزاج و قوه و حال و استعداد بگيرد.

و ذكر يونسيه كه فرمود پانصد تا هزار، براي شاگردان مرحوم قاضي بوده كه بايد هر روز مي‌گفتند، (مرحوم آقا سيدجمال الدين گلپايگاني روزي سه هزار بار مي‌گفتند و البته چند ساعت طول مي‌كشيده) علي حد القدره و الإستطاعه و قرائت قرآن در شب علي حد القدره؛ اگر مي‌تواني نخواب و اگر كسي نمي‌تواند همه شب را نخوابد «علَي صَبٍّ»‌ باشد؛ صبّ يعني جگرسوخته، بيدارخوابي كند، شب زود بخوابد و سعي كند بيدارخواب كند، طوري كه بدن استراحت خود را بگيرد.

خود مرحوم قاضي اول شب مي‌خوابيدند، بعد نماز مي‌خواندند و بعد مي‌خوابيدند و باز نماز مي‌خواندند، همين طور تا دو ساعت به اذان كه ديگر نمي‌‌خوابيدند؛ مرحوم آخوند سه ساعت به اذان صبح بيدار بودند؛ اگر نافله شب را به‌جا نياوريد، فائده ندارد و عرفان معني ندارد؛ عرفان به عمل است نه به گفتن!

* صلوات+عج *




نویسنده : محمدعلي-ياوري
تاریخ : شنبه 21 تیر 1393
زمان : 08:42
حديثي ناب از امير كلام حضرت علي (ع)
ارسال نظر(0)

امام على علیه‏ السلام :


العُبودیَّهُ خَمسَهُ أشیاءَ : خَلاءُ البَطنِ ، وَقِراءةُ القرآنِ، وقِیامُ اللَّیلِ ، والتَّضَرُّعُ عِندَ الصُّبحِ ، والبُکاءُ مِن خَشیَةِ اللّه ؛

 

بندگى در پنج چیز اســت : اندرون از طعام تهى داشتن ، قرآن خواندن ، شب

را به عبادت گذراندن و هنگام صبح زارى کردن (به درگاه خداوند) و گریستن

از ترس خدا .

 

مستدرک الوسائل : ۱۱ / ۲۴۴ / ۱۲۸۷۵ منتخب میزان الحکمة : ۳۵۴

 




نویسنده : محمدعلي-ياوري
تاریخ : شنبه 21 تیر 1393
زمان : 08:42
فضيلت و برتري قرآن در كلام امير كلام (ع)
ارسال نظر(0)

 

فضيلت و برتري قرآن در كلام امير كلام (ع)

 

قرآن از دیدگاه امام علی (ع) در نهج البلاغه :

 

      از نگاه امام علی (ع) قرآن دارای رتبه و مقامی بس والا است. بعضی از ویژگی هایی را که در نهج البلاغه جمع آوری شده است را می توان در محورهای زیر خلاصه کرد  :     1-  نصیحت دهندۀ خیرخواه،2- بهترین راهنما، 3- گویندۀ راستگو .  4- محکم ترین و مطمئن ترین پناه گاه و دست  آویز، 5- بالاترين شفا دهنده، 6- سرچشمۀ علوم و دانش ها، 7 - بالاترین ثروت ها، 8-  موجب زندگی و نشاط دلها، 9 -  بالاترین شفاعت کننده،10 - کتابی جامع وجاودانه .

امام علی (ع) به عنوان بزرگ ترین پرورش یافتۀ مکتب قرآن و پیامبر اعظم (ص)همواره در سراسر نهج البلاغه در کلمات، خطبه ها و نامه های خود به مناسبت های مختلف ، ویژگی های قرآن را بیان نموده و ارزش های آن را برای مردم برشمرده و از قرآن کریم تجلیل کرده اند و بارها مردم را به رعایت حق قرآن و تدبر در آن ترغیب فرموده اند. به طوری که حتی در واپسین لحظات زندگی دنیایی خویش فرزندان مادی و معنوی خود را در عمل کردن به آن وصیت می کند و می فرماید:    "خدا را، خدا را دربارۀ قرآن (در نظر بگیرید) مبادا دیگران در عمل کردن به دستوراتش از شما پیشی گیرند".  همه این تأکیدات نشانۀ عظمت این کتاب آسمانی در نگاه امام علی (ع) است. این کلمات را می توان در محور های زیر ذکر نمود :

  1- نصیحت دهندۀ خیرخواه :  "بدانید که این قرآن آن نصیحت دهندۀ خیرخواه است که فریب نمى‏دهد" 

  2- بهترین راهنما : "قرآن راهنمائی است که گمراه نمى‏کند "  

  3-  گوینده راستگو :  " گویندۀ حدیث است که دروغ نمى‏گوید"    

  4- محکم ترین و مطمئن ترین پناه گاه و دست آویز   :  بر شما باد عمل کردن به قرآن، که ریسمان محکم الاهی، و نور آشکار و درمان سودمند است، که تشنگی را فرو نشاند، نگه دارندۀ کسی است که به آن تمسک جوید و نجات دهندۀ آن کسی است که به آن چنگ آویزد، کجی ندارد تا راست شود و گرایش به باطل ندارد تا از آن برگردانده شود .

5-  شفا دهنده :  از قرآن براى بیماری هاى خود شفا بطلبید، و به آن براى حل مشکلاتتان استعانت بجوئید، چه این که در قرآن شفاى بزرگ ترین دردها است که آن درد کفر و نفاق و گمراهى و ضلالت است  .

6- سرچشمۀ علوم و دانش ها  سرچشمۀ علوم و دانش ها همه در قرآن است". در جای دیگر در باره علوم بی شمار قرآن می فرماید: "خداوند قرآن را فرو نشانندۀ عطش علمی دانشمندان، و باران بهاری برای قلب فقیهان و راه گسترده و وسیع برای صالحان قرار داده است .

7- بالاترین ثروت هاست :  بدانید هیچ کس از شما بعد از دارا بودن قرآن کمترین نیاز و فقر ندارد و احدى قبل از دارا بودن قرآن بى‏نیاز نخواهد بو د .

8- موجب زندگی و نشاط دل ها است :  "بهار دل ها در آن است  ..."             

9- بالاترین شفاعت کننده : بدانید قرآن است شفاعت کنندۀ پذیرفته شده و گویندۀ تصدیق شده و هر کس که روز قیامت قرآن براى او شفاعت کند، شفاعت قرآن در مورد او پذیرفته شو د .

 10-  کتاب جاودانه : قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد ،   دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که روندۀ آن گمراه نگردد، شعله ای است که نور آن تاریک نشود، جدا کنندۀ حق و باطلی است که درخشش برهانش خاموش نگردد .

 11- جامعیت قرآن کریم :  حضرت دربارۀ جامعیت قرآن می فرماید :  کتاب پروردگار میان شما است که بیان کنندۀ حلال و حرام، واجب و مستحب، ناسخ و منسوخ، مباح و ممنوع، خاص و عام، پندها و مثل ها، مطلق و مقید، محکم و متشابه است، عبارات مجمل خود را تفسیر و نکات پیچیدۀ خود را روشن می کند  .
همچنین می فرماید: "در قرآن اخبار گذشتگان و آیندگان و احکام مورد نیاز زندگی تان وجود دارد . "

 

خطبه 110 نهج البلاغه :


وَ تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فَاِنَّهُ اَحْسَنُ الْحَدیثِ، وَ تَفَقَّهُوا فیهِ فَاِنَّهُ رَبیعُ الْقُلُوبِ، وَاسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَاِنَّهُ شِفاءُ الصُّدُورِ، وَاَحْسِنُوا تِلاوَتَهُ فَاِنَّهُ اَنْفَعُ الْقَصَص .


و قرآن بیاموزید که بهترین گفتارست، و در آن اندیشه کنید که بهار دلهاست، و از نورش شفا خواهید که شفاى سینه هاست، و آن را به نیکوترین صورت بخوانید که سودمندترین داستان سرایى است .


خطبه 133 نهج البلاغه :  


وَ کِتابُ اللّهِ بَیْنَ اَظْهُرِکُمْ، ناطِقٌ لایَعْیى لِسانُهُ، وَ بَیْتٌ لا تُهْدَمُ اَرْکانُهُ، وَ عِزٌّ لا تُهْزَمُ اَعْوا نُهُ  .


کتاب خدا بین شماست، گوینده اى است که زبانش خسته نمى شود، و خانه اى است که پایه هایش خراب نمى گردد، و مایه عزتى است که یارانش دچار شکست نمى شوند .

خطبه 158 نهج البلاغه :


فَجاءَهُمْ بِتَصْدیقِ الَّذى بَیْنَ یَدَیْهِ، وَالنُّورِ الْمُقْتَدى بِهِ. ذلِکَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوهُ وَ لَنْ یَنْطِقَ، وَلکِنْ اُخْبِرُکُمْ عَنْهُ: اَلا اِنَّ فیهِ عِلْمَ ما یَأْتى، وَالْحَدیثَ عَنِ الْماضى، وَ دَواءَ دائِکُمْ، وَ نَظْمَ ما بَیْنَکُمْ  .


پس او با کتابى که تصدیق کننده حقایق کتب آسمانى بود،و نورى که بایدازآن پیروى شود به جانب مردم آمد. آن نورقرآن است،آن رابه سخن آریدولى هرگز سخن نمى گوید،امّا من شما را از آن خبر مى دهم: آگاه باشید که دانش آنچه مى آید، و خبر آنچه که در عالم گذشت، و درمان دردهاى شما، و مقررات نظم دهنده زندگیتان در این کتاب است .

خطبه 167 نهج البلاغه : 


اِنَّ اللّهَ تَعالى اَنْزَلَ کِتاباً هادِیاً بَیَّنَ فیهِ الْخَیْرَ وَالشَّرَّ، فَخُذُوا نَهْجَ الْخَیْرِ تَهْتَدُوا، وَاصْدِفُوا عَنْ سَمْتِ الشَّرِّ تَقْصِدُوا. الْفَرائِضَ،

خداوند متعال کتابى هدایت کننده نازل کرد که خیر و شرّ را در آن کتاب بیان کرد، پس راه خیر را انتخاب کنید تا هدایت شوید، و از بدى روى بگردانید تا در راه مستقیم قرار گیرید. واجبات !

 

خطبه 176 نهج البلاغه :

 
وَاعْلَمُوا اَنَّ هذَا الْقُرْآنَ هُوَ النّاصِحُ الَّذى لایَغُشُّ، وَ الْهادِى الَّذى لا یُضِلُّ، وَالْمُحَدِّثُ الَّذى لا یَکْذِبُ. وَ ما جالَسَ هذَا الْقُرْآنَ اَحَدٌ اِلاَّقامَ عَنْهُ بِزِیادَة اَوْ نُقْصان: زِیادَة فى هُدًى، اَوْ نُقْصان مِنْ عَمًى. وَاعْلَمُوا اَنَّهُ لَیْسَ عَلى اَحَد بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فاقَة، وَ لا لاَِحَد قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًى. فَاسْتَشْفُوهُ مِنْ اَدْوائِکُمْ، وَاسْتَعینُوا بِهِ عَلى لاَْوائِکُمْ، فَاِنَّ فیهِ شِفاءً مِنْ اَکْبَرِ الدّاءِ وَ هُوَ الْکُفْرُ وَ النِّفاقُ وَ الْغَىُّ وَ الضَّلالُ. فَاسْاَلُوا اللَّهَ بِهِ، وَ تَوَجَّهُوا اِلَیْهِ بِحُبِّهِ، وَلاتَسْاَلُوا بِهِ خَلْقَهُ، اِنَّهُ ما تَوَجَّهَ الْعِبادُ اِلَى اللّهِ بِمِثْلِهِ. وَاعْلَمُوا اَنَّهُ شافِعٌ مُشَفَّعٌ، وَ قائِلٌ مُصَدَّقٌ; وَ اَنَّهُ مَنْ شَفَعَ لَهُ الْقُرْآنُ یَوْمَ الْقِیامَةِ شُفِّعَ فیهِ، وَ مَنْ مَحَلَ بِهِ الْقُرْآنُ یَوْمَ الْقِیامَةِ صُدِّقَ عَلَیْهِ، فَاِنَّهُ یُنادى مُناد یَوْمَ الْقِیامَةِ: «اَلا اِنَّ کُلَّ حارِث مُبْتَلًى فى حَرْثِهِ وَ عاقِبَةِ عَمَلِهِ غَیْرَ حَرَثَةِ الْقُرْآنِ». فَکُونُوا مِنْ حَرَثَتِهِ وَ اَتْباعِهِ، وَاسْتَدِلُّوهُ عَلى رَبِّکُمْ، وَاسْتَنْصِحُوهُ عَلى اَنْفُسِکُمْ، وَ اتَّهِمُوا عَلَیْهِ آراءَکُمْ، وَاسْتَغِشُّوا فیهِ اَهْـــواءَکُـــمْ . ............ وَ اِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ لَمْ یَعِظْ اَحَداً بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ، فَاِنَّهُ حَبْلُ اللّهِ الْمَتینُ وَ سَبَبُهُ الاَْمینُ، وَ فیهِ رَبیعُ الْقَلْبِ وَ یَنابیعُ الْعِلْمِ، وَ ما لِلْقَلْبِ جَلاءٌ غَیْرُهُ 


بدانید که قرآن خیرخواهى است که خیانت نمى کند، و هدایتگرى است که گمراه نمى نماید، و سخنگویى است که دروغ نمى گوید. احدى با قرآن ننشست جز اینکه به فزونى یا کمى از پیش آن برخاست: فزونى در هدایت، و کم شدن درکوردلى. بدانید که براى کسى بعد از بودن با قرآن تهیدستى نیست، و براى احدىمنهاى قرآن بى نیازى نمى باشد. از قرآن براى بیماریهاى خود شفا جویید، و از آن براى پیروزى برمشکلات یارى خواهید، که شفاى از بزرگترین بیماریها که کفر و نفاق و تباهى و ضلالت مى باشد درقرآن است. پس به وسیله قرآن از خدا بخواهید، و با عشق به قرآن به خدا توجه کنید، و بهوسیله آن ازمردم چیزى مخواهید، قطعاً عباد الهى در این دنیا با وسیله اى به مانند قرآن به خداوند توجه نکرده اند.بدانید که قرآن شافعى است که شفاعتش پذیرفته گشته، و گوینده اى است که گفتارش تصدیق شده است;آن که قرآن در قیامت به شفاعتش برخیزد شفاعتش در مورد او قبول است، و از هر که شکایت نمایدشکایتش پذیرفته است، زیرا ندادهنده اى در قیامت ندا مى دهد: «امروز هر انسانى دچار بذرى است کهافشانده و گرفتار نتیجه عمل خود است جز آنان که زارع بذر قرآن در سرزمین حیات خود بودند».پس از بذرافشانان قرآن و تابعان آن باشید، آن را رهنماى بر خداى خود قرار دهید، براى خود از قرآن طلب نصیحت کنید، آراء خود را که بر خلاف قرآن است متّهم نمایید، و خواهش خود را که مخالف قرآن است خائن بدانید. ...... خداوند احدى را به مانند این قرآن پند نداده، که قرآن رشته متین خدا و وسیله امین اوست، در آن بهار دل و چشمه هاى دانش است، دل را به غیر آن مایه جلا نیست .         ت

خطبه 198 نهج البلاغه 


فَالْقُرْآنُ آمِرٌ زاجِرٌ، وَ صامِتٌ ناطِقٌ، حُجَّةُ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ. اَخَذَ عَلَیْهِ میثاقَهُمْ، وَ ارْتَهَنَ عَلَیْهِ اَنْفُسَهُمْ، اَتَمَّ نُورَهُ، وَ اَکْمَلَ بِهِ دینَهُ،
قرآن امرکننده و نهى کننده است، خاموش و گویاست، حجت خدا بر مردم است،بر آن از خلق خود پیمان گرفت، و آنان را در گرو قرآن قرار داد، نورش را تمام و دینش را به آن کامل کرد،

{ صلوات+عج }




نویسنده : محمدعلي-ياوري
تاریخ : شنبه 21 تیر 1393
زمان : 08:42
آيت الكرسي و فضائل آن :
ارسال نظر(0)

 

 

آيت الكرسي و فضائل آن :

 

خداوند متعال در آیه 255 سوره بقره میفرماید:


"اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یُحِیطُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا یَؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ".


هیچ معبودی نیست جز خداوند یگانة زنده که قائم به ذات خویش است، و موجودات قائم به او هستند؛ هیچ
گاه خواب سبک و سنگین او را فرا نمیگیرد؛ (و لحظهای از تدبیر جهان غافل نمیماند)؛ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن او است. کیست که در نزد او، جز به فرمان او شفاعت کند؟ (بنابراین، شفاعت شفاعتکنندگان برای آنها که شایستة شفاعتند، از مالکیت مطلقه او نمیکاهد) آنچه را در پیش روی آنها (بندگان) و پشت سرشان است، میداند (و گذشته و آینده، در پیشگاه علم او یکسان است) و کسی از علم او آگاه نمیگردد، جز به مقداری که او بخواهد، (او است که به همه چیز آگاه است و علم و دانش محدود دیگران پرتوئی از علم بیپایان و نامحدود او است)، تخت (حکومت) او آسمانها و زمین را در برگرفته و نگاهداری آن دو او را خسته نمیکند، بلندی و مقام و عظمت، مخصوص او است .

آیه الکرسی فقط آیه 255سوره بقره است یا آیات 255تا257 سوره بقره است؟


قرائنی در دست است که نشان می دهد همان یک آیه است:


1. تمام روایاتی که در فضیلت آن وارد شده و از آن تعبیر به آیه الکرسی کرده همه نشان می دهد که یک آیه بیش نیست.


2. تعبیر به کرسی فقط در همان آیه اول است و نامگذاری به آیه الکرسی نیز مربوط به همین آیه است.


3. در بعضی از احادیث به همین معنی تصریح شده مانند حدیثی که در امالی شیخ از امیر مؤمنان علی(ع) نقل شده است که ضمن بیان فضیلت آیه الکرسی از «الله لا اله الا هو» شروع فرمود تا «و هو العلی العظیم».


4. در مستدرک سفینه البحار (ج 9، ص 97)، از مجمع نقل می کند «و آیه الکرسی معروفه و هی الی قوله و هو العلی العظیم؛ آیه الکرسی معروف است و آن تا و هو العلی العظیم است».


5. در حدیثی از امام علی بن الحسین(ع) می خوانیم که پیامبر اکرم(ص) فرمود: کسی که چهار آیه از اول سوره بقره و آیه الکرسی و دو آیه بعد از آن و سه آیه از آخر بقره را بخواند، هرگز ناخوشایندی در خودش و مالش نمی بیند و شیطان به او نزدیک نمی شود و قرآن را فراموش
نمی کند(بحارالانوار، ج 89، ص 265).


از این تعبیر نیز استفاده می شود که آیه الکرسی یک آیه است.
6. در بعضی از روایات وارد شده که آیه الکرسی پنجاه کلمه است و در هر کلمه ای پنجاه برکت است (مجمع البیان، ج 1 و 2، ص 361).


شمارش کلمات آیه نیز نشان می دهد که تا «و هو العلی العظیم» پنجاه کلمه است.
آری در بعضی از روایات دستور داده شده است که تا «هم فیها خالدون» بخواند، بی آن که عنوان آیه الکرسی مطرح باشد.


به هر حال آنچه از قرائن بالا استفاده می شود این است که آیه الکرسی یک آیه بیشتر نیست (تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی، ج 2، ص 276).
شایان ذکر است هر چند از نظر برخی مفسران آیه الکرسی تنها آیه 255 سوره بقره است؛ اما بیشتر مراجع تقلید در نماز لیله الدفن (= نماز وحشت) فرموده اند: احتیاط آن است که تا «هم فیها خالدون» یعنی انتهای آیه 257 خوانده شود (ترجمه تحریرالوسیله، امام خمینی، ج 1، ص 173 ؛ عروه الوثقی، محمد کاظم طباطبایی یزدی، ج 1، ص 326، انتشارات دارالتفسیر).

 

آیت الکرسی سید آیات قرآن است ...



عكس العمل شيطان هنگام نزول آيه الكرسي

امام محمد باقر از امير المومنين (ع) روايت فرموده: هنگامي كه آيت الكرسي نازل شد رسول خدا (ص) فرمود آيه الكرسي آيه اي است كه از گنج عرش نازل شده و زماني كه اين آيه نازل گشت هر بتي كه در جهان بود با صورت به زمين خورد.
در اين زمان ابليس ترسيد و به قومش گفت :"امشب حادثه اي بزرگ اتفاق افتاده است باشيد تا من عالم را بگردم و خبر بياورم.
ابليس عالم را گشت تا به شهر مدينه رسيد مردي را ديد و از او سوال كرد: " ديشب چه حادثه اي اتفاق افتاد"
مرد گفت "رسول خدا فرمود:" آيه اي از گنج هاي عرش نازل شد كه بت هاي جهان به خاطر آن آيه همگي با صورت به زمين خوردند. ابليس بعد از شنيدن حادثه به نزد قومش رفت و حادثه را به آن ها خبر داد.

آيت الكرسي سيد آيات قرآن

پيامبر به حضرت علي (ع) فرمود: " يا علي ! من سيد عربم-مكه سيد شهر هاست- كوه سينا سيد همه كوه هاست- جبرئيل سيد همه فرشتگان است – فرزندانت سيد جوانان اهل بهشتند- قرآن سيد همه كتاب هاست – بقره سيد همه سوره هاي قرآن است – ودر بقره يك آيه است كه آن آيه 50كلمه دارد و هر كلمه 50 بركت دارد و آن آيت الكرسي است.

پاداش كسي كه آيت الكرسي را زياد مي خواند

عبدالله بن عوف گفته است:" شبي خواب ديدم كه قيامت شده است و من را آوردند و حساب من را به آساني بررسي كردند. آنگاه مرا به بهشت بردند و كاخ هاي زيادي به من نشان دادند. به من گفتند: درهاي اين كاخ را بشمار ؛ من هم شمردم 50 درب داشت.
بعد گفتند: خانه هايش را بشمار. ديدم 175 خانه بود. به من گفتند اين خانه ها مال توست. آن قدر خوشحال شدم كه از خواب پريدم و خدا را شكر گفتم.

صبح كه شد نزد ابن سيرين رفتم و خواب را برايش تعريف كردم.
او گفت : معلوم است كه تو آيه الكرسي زياد مي خواني. گفتم : بله ؛ همين طور است. ولي تو از كجا فهميدي. گفت براي اينكه اين آيه 50 كلمه و 175 حرف دارد. من از زيركي حافظه او تعجب كردم. آنگاه به من گفت : هر كه آيه الكرسي را بسيار بخواند سختي هاي مرگ بر او آسان مي شود.

داستان نزول

رسول اكرم (ص) فرمود: چون خداي متعال خواست سوره ي حمد و آيه هاي شهدالله  (18و19 آل عمران) و قل اللهم (26-27آل عمران) و سوره توحيد و آيه الكرسي را به زمين نازل كندهمگي به عرش الهي چنگ زدند در حالي كه بين آن ها و خداوند حجابي نبود.
سپس فرمودند : پروردگارا ما را به خانه پر گناه و به سوي كساني كه عصيان و گناه مي كنند مي فرستي ؛ در حالي كه ما پاك و مطهر هستيم.

سپس خداي متعال فرمود :" به عزت و جلال خودم سوگند ، هيچ كس شما را بعد از نماز نخواند مگر اين كه او را در مرتبه بالاي قدس جاي دهم كه از نعمت هاي آن استفاده كنند و در هر روز 70 بار به او با نظر رحكت خود بنگرم و در هر روز 70 حاجت او را برآورم هرچند كه بسيار گناه كرده باشد كه كمترين آن دعاها و حاجت ها و آمرزش گناهان باشد. او را از هر دشمني پناه مي دهم و براي پيروزي بر هر دشمني ياريش مي دهم و مانعي به جز مرگ براي بهشت رفتن او نباشد.( يعني بعد از مرگ بلافاصله به بهشت مي رود)


آيت الكرسي براي حفظ چشم

بعد از هر نماز دستان را روي چشم بگذاريد و بعد از خواندن آيت الكرسي بگوييد:"اللهم احفظ حدقتي بحق حدقتي علي بن ابيطالب(ع)"


امان نامه الهي


امام كاظم (ع) فرمود: از بعضي پدران بزرگوارم شنيدم كه كسي داشت سوره حمد را مي خواند پس حضرت فرمود: هم شكر خدا را به جاي آورد و هم به پاداش رسيد. بعد حضرت شنيد كه سوره توحيد مي خواند فرمود: ايمان آورد و ايمني به دست آورد و سپس شنيد كه سوره قدر مي خواند فرمود: راست گفت و آمرزيده شد و بعد شنيد كه آيت الكرسي مي خواند فرمود: خداوند خالق امان نامه برايش فرو فرستاد.


قرآن برتر است يا تورات؟

روايت شده كه از پيامبر (ص) پرسيدند: قرآن برتر است يا تورات؟ فرمودند: در قرآن آيه اي است كه از تمام كتابهايي كه خداوند بر پيامبرانش نازل فرموده بهتر و برتر و والاتر است و آن آيه الكرسي است.
پيامبر فرمودند با فضيلت ترين آيه اي كه بر من نازل شد آيه الكرسي است.
پيامبر فرمودند آيه الكرسي وسوره توحيد عظيم تر از همه چيزهايي است كه دون و پست تر از خداست.

پيامبر (ص) فرمودند: دانش بر تو گوارا باد. سوگند به كسي كه جان محمد در دست اوست اين آيه داراي دو زبان و دو لب است كه در عرش الهي تسبيح و تقديس خدا مي گويد.
رسول خدا (ص) فرمود: در شب معراج دو لوح را ديدم ، كه در يك لوح سوره حمد و در لوح ديگر كل قرآن قرار داشت كه سه نور از آن مي درخشيد . پس گفتم اي جبرئيل اين نوره چيست؟ جبرئيل در جواب گفت : آن سه نور يكي سوره توحيد و يكي سوره ياسين و ديگري آيه الكرسي مي باشد.

پيامبر (ص) فرمودند: در معراج در آـسمان هفتم ديدم كه ملائكه حجب سوره نور را مي خوانند ، خزان كرسي آيه الكرسي و حمله عرش سوره مومن را مي خوانند.
امام صادق (ع) فرمود: همانا من از آيه الكرسي براي بالا رفتن درجات استفاده مي كنم.
امام صادق (ع) فرمودند: هرگاه سوره حمد و توحيد و قدر را با آيه الكرسي بخوانيد و بعد از آن برخيزيد و و رو به قبله حاجات خود را از خدا بخواهيد كه حاجاتتان بر آورده خواهد شد زيرا اسم اعظم هستند.

امام علي (ع) فرمودند اگر شما از آثار معنوي آيه الكرسي آگاه بوديد در هيچ حال خواندن آن را ترك نمي كرديد.


امام محمد باقر (ع) فرمودند: هر كس يك بار آيه الكرسي را بخواند خداوند هزار ناراحتي از ناراحتي هاي دنيا و هزار سختي آخرت رااز او دور مي كند كه كمترين ناراحتي دنيا فقر و كمترين سختي آخرت فشار قبر است.

رسول خدا در خواب به دختر خويش فرمودند: ترازوي اعمال خويش را با آيه الكرسي سنگين گردان. زيرا هركس آن را قرائت نمايد آسمان وزمين با فرشتگانش به جنبش و حركت در آيند و خداوند را با صداي بلند به پاكي ياد كنند و او را بزرگ بدارند و تسبيح گويند. پس از آن تمامي فرشتگان از خداوند مي خواهند كه گناه خواننده آيه الكرسي را ببخشد و از خطا و لغزشش در گذرد.
رسول خدا (ص) فرمودند: هركس آيه الكرسي را يك بار بخواند اسم او از ديوان اشقيا و انسان هاي بد محو مي شود.
امام رضا (ع) به نقل از پيامبر فرمودند: هر كس 100 مرتبه آيه الكرسي را بخواند چنان باشد كه همه عمر خود را عبادت كرده باشد.

بعد از نماز

پيامبر فرمودند: هر كس آيه الكرسي را بعد از نماز بخواند هفت آسمان شكافته گردد و به هم نيايد تا خداوند متعال به سوي خواننده آيت الكرسي نظر رحمت افكند و فرشته اي را بر انگيزد كه از آن زمان تا فرداي آن كارهاي خوبش را بنويسد و كارهاي بدش را محو كند


رسول اكرم (ص) فرمود: يا علي بر تو باد به خواندن آيه الكرسي بعد از هر نماز واجب. زيرا به غير از پيغمبر و صديق و شهيد كسي به خواندن آن بعد از هر نماز محافظت نمي كند و هر كس بعد از هر نماز آيه الكرسي را بخواند به جز خداوند متعال كسي او را قبض روح نمي كند و مانند كسي باشد كه همراه پيامبران خدا جهاد كرده تا شهيد شده است و فرمود: بعد از مرگ بلا فاصله داخل بهشت مي شود و به جز انسان صديق و عابد كسي بر خواندن آيه الكرسي مواظبت نمي كند.

در روايتي از امام باقر آمده است:" هر كس آيه الكرسي را بعد از هر نماز بخواند از فقر و بيچارگيدر امان شود و رزق او وسعت يابد و
خداوند به او از فضل خودش مال زيادي بخشد."

رسول اكرم فرمودندك هر كس آيه الكرسي را بعد از هر نماز واجب بخواند نمازش قبول درگاه حق مي گردد و در امان خدا باشد و خداوند او را از بلاها و گناهان نگه دارد.
جهت نور چشم بعد از هر نماز دست بر چشم بگذارد و آيه الكرسي بخواند و بگويد :" اعيذ نور بصري بنور الله الذي لا يطفي"
خداوند به موسي بن عمران وحي فرمود: كسي كه بعد از نماز واجبش آيه الكرسي بخواند خداوند متعال به او قلب شاكرين – اجر انبيا و عمل صديقين را عطا فرمايد و چيزي جز مرگ از داخل شدن او به بهشت جلوگيري نمي نمايد. مداومت نمي نمايد به آن مگر پيامبر يا صديق يا كسي كه از او راضي شده ام و يا شخصي كه شهادت را روزي او مي نمايم.

زيادي علم وحافظه

از پيامبر (ص) روايت كرده است كه فرمودند : 5 چيز حافظه را قوي مي گرداند :  شيريني – گوشت نزديك گردن– عدس – نان سرد و خواندن آيت الكرسي خوردن
عالمي گويد : هر كه علم مي خواهد بر پنج چيز مواظبت مي كند:
 
  ن1- نماز شب خواندن حتي اگر دو ركعت باشد.  2-خواندن آيت الكرسي 3- هميشه با وضو بودن 4 - پرهيزكاري در آشكارا و پنهان 5- غذا خوردن به منظور نيرو گرفتن نه شكم پر كردن

سفر


امام صادق (ع) فرمود: سفر را با دادن صدقه و يا با خواندن آيت الكرسي آغاز كنيد. كسي كه در سفر هر شب آيه الكرسي را بخواند هم خودش در سلامت باشد و هم چيزهايي كه همراه اوست.

حاجت


اگر براي كسي كار مهآورده گرددمي پيش آمده باشد و بخواهد كه زود انجام شود و به صحرايي رود كه در آنجا كسي نباشد و خطي دور خود بكشد و رو به قبله با تواضع بنشيند و 70 بار آيه الكرسي را بخواند . بدون شك در آن روز حاجات او بر آورده شود . اين كار تجربه شده است و شكي در آن نيست.

رسول اكرم (ص) فرمودند: هرگاه براي حاجتت از خانه ي خود بيرون آمدي آيه الكرسي را بخوان كه حاجتت به خواست خدا برآورده گردد.
امام علي (ع) فرمودند: هرگاه يكي از شما اراده حاجتي كند پس صبح روز پنج شنبه در طلب آن بيرون رود و در وقت بيرون رفتن آخر سوره آْ عمران ( آيه 190تا آخر) و آيه الكرسي و سوره قدر و حمد را بخواند ، زيرا كه در خواندن اين ها حوائج دنيا و آخرت برآورده مي شود ..

 

در روايت آمده است هر كس آيت الكرسي را در وقت غروب بخواند حاجتش برآورده گردد 

 

 

* صلوات+عج *

 

 




نویسنده : محمدعلي-ياوري
تاریخ : شنبه 21 تیر 1393
زمان : 08:42
دستورالعمل آيت الله شيخ حسنعلي نخودكي اصفهاني به امام خميني(ره)
ارسال نظر(0)

 

وقتي امام خميني از آيت الله نخودكي كيميا خواست،

چه پاسخي شنيد؟

 

 

دستورالعمل آيت الله شيخ حسنعلي نخودكي اصفهاني به امام خميني

 

سالك الي الله آيت الله حاج شيخ حسنعلي نخودكي اصفهاني در حرم امام رضا (ع) خطاب به امام خميني: چه اصراري داريد چيزي را كه ممكن است موجب خسران شود، ياد بگيريد؟ اما من چيزي را به شما ياد مي‌دهم كه برايتان خسارتي ندارد و محتاج ديگران هم نمي‌شويد . د

روايت اول: (به نقل از فرزندآيت الله موسي شبيري زنجاني )  ص

مطلبي را درباره منزلت و جايگاه آيه سوم سوره طلاق " ويرزقه من حيث لايحتسب ومن يتوكل علي الله فهو حسبه ان الله بلغ امره قد جعل الله لك شي قدرا" با يكي از روحانيون سرشناس تهران بحث مي‌كرديم و چون در تاكيد بر قرائت اين آيه به همراه بخشي از آيه دوم همين سوره ترديد وجود داشت از ايشان خواستيم در سفر امسال حج از علماي حاضر در اين خصوص سوال نمايند


ايشان پس از بازگشت از سفر در همين خصوص مي‌گويد: با فرزندآيت الله موسي شبيري زنجاني اين مطلب را در ميان گذاشتيم و مطلبي كه در خصوص ديدار ايشان و شيخ حسنعلي نخودكي مطرح بود را مورد سوال قرار داديم .ايشان در تماس تلفني با اين مرجع تقليد اصل ماجرا را جويا شده و به شرح ذيل بيان مي‌كنند

مطلب مذكور در نشريه زائر منتشر و در اختيار حجاج بيت الله الحرام قرار مي‌گيرد و از آنجا كه داراي اهميت خاصي از جهات نمايش اوج عرفان اين شيخ فاضل ،صداقت امام خميني (ره)در كلام و ...مي‌باشد بر آن ديديم تا با انتشار آن در ترويج آن قدمي برداشته باشيم

شرح ماجرا به نقل از فرزند آيت الله شبيري زنجاني از زبان پدر بزرگوارشان اين‌گونه نقل مي‌شود كه :ه

در سفري كه امام خميني(ره) و پدرم براي زيارت به مشهد مقدس رفته بودند امام در صحن حرم امام رضا (ع) با سالك الي الله حاج حسنعلي نخودكي مواجه مي‌شوند. امام امت (ره) كه در آن زمان شايد در حدود سي الي چهل سال بيشتر نداشت وقت را غنيمت مي شمارد و به ايشان مي‌گويد با شما سخني دارم.حاج حسنعلي نخودكي مي‌گويد: من در حال انجام اعمال هستم، شما در بقعه حر عاملي (ره) بمانيد من خودم پيش شما مي‌آيم. بعد از مدتي حاج حسنعلي مي‌آيد و مي‌گويد چه كار داريد؟

امام (ره) خطاب به ايشان رو به گنبد و بارگاه امام رضا (عليه‌السلام) كرد و گفت: تو را به اين امام رضا، اگر (علم) كيمياداري به ما هم بده؟

حاج حسنعلي نخودكي انكار به داشتن علم (كيميا) نكرد بلكه به امام (ره) فرمودند:اگر ما «كيميا» به شما بدهيم و شما تمام كوه و در و دشت را طلا كرديد آيا قول مي‌دهيد كه به جا استفاده كنيد و آن را حفظ كنيد و در هر جايي به كار نبريد؟

امام خميني (ره) كه از همان ايام جواني صداقت از وجودشان مي‌باريد، سر به زير انداختند و با تفكري به ايشان گفتند: نه نمي‌توانم چنين قولي به شما بدهم

حاج حسنعلي نخودكي كه اين را از امام (ره) شنيد روبه ايشان كرد و فرمود: حالا كه نمي‌توانيد «كيميا» را حفظ كنيد من بهتر از كيميا را به شما ياد مي‌دهم و آن اين كه

بعد از نمازهاي واجب يك بار آيه الكرسي را تا «هو العلي العظيم» مي‌خواني

و بعد تسبيحات فاطمه زهرا سلام الله عليها را مي‌گويي

و بعد سه بار سوره توحيد «قل هو الله احد» را مي‌خواني

و بعد سه بار صلوات مي‌گويي: اللهم صل علي محمد و آل محمد

و بعد سه بار آيه مباركه: وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا ؛

(سوره طلاق آيه 2 و 3) (هركس تقواي الهي پيشه كند، خداوند راه نجاتي براي او فراهم مي‌كند و او را از جايي كه گمان ندارد روزي مي‌دهد، و هركس بر خداوند توكل كند كفايت امرش را مي‌كند، خداوند فرمان خود را به انجام مي‌رساند، و خدا براي هر چيزي اندازه‌اي قرار داده است

را مي‌خواني كه اين از كيميا برايت بهتر است

روايت دوم:آيت‌الله سيد جعفر شبيري زنجاني

امام و مرحوم ابوي بالا سر حضرت امام رضا عليه‌السلام، آشيخ حسنعلي را مي‌بينند. مي‌آيند كه با ايشان صحبت كنند، ايشان زيارت مي‌خواندند و اشاره مي‌كنند برويد جلوي مدرسه حاج ملا جعفر، زيارت را كه خواندم، به آنجا مي‌آيم

به آنجا مي‌آيند و ظاهراً امام به ايشان مي‌گويند: «شما را به اين حضرت رضا عليه‌السلام قسم مي‌دهيم كه علم كيميا را به ما ياد بدهيد » د

ايشان مي‌گويند: «اگر همه كوه‌هاي عالم را طلا كنيد، آيا اطمينان داريد كه از آنها سوء استفاده‌اي نشود؟

امام مي‌گويند: نه، اطمينان نداريم

مي‌گويند: «پس چه اصراري داريد چيزي را كه ممكن است موجب خسران شود، ياد بگيريد؟ اما من چيزي را به شما ياد مي‌دهم كه برايتان خسارتي ندارد و محتاج ديگران هم نمي‌شويد

اين را نشنيده بودم، بعداً از اخوي بزرگ حاج آقا موسي شنيدم و كاملش را برايم بيان كردند

ايشان مي‌گويند آشيخ مي‌گفتند اول آية‌الكرسي مي‌خوانيد، بعد تسبيحات حضرت زهرا«سلام الله عليها»، بعد سه تا قل هو الله و سه صلوات و سه مرتبه « وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا » ( سوره طلاق، آيات 2 و 3

پدرم مي‌فرمودند بعد از آن ديگر هيچ وقت محتاج نشدم

{ صلوات+عج }




نویسنده : محمدعلي-ياوري
تاریخ : شنبه 21 تیر 1393
زمان : 08:42
توصیه‌های «ملاحسینقلی همدانی» برای رسیدن به قرب الهی
ارسال نظر(0)

توصیه‌های «ملاحسینقلی همدانی»

برای رسیدن به قرب الهی

مرحوم آیت‌الله ملاحسین‌قلی همدانی از اساتید عرفان در نامه‌ای به یکی از علما نوشته است: بعد از سعی در مراقبت، بیداری و قیام سحر را اقلاً یک دو ساعت به طلوع فجر مانده، الی مطلع الشمس از دست ندهد و نماز شب را با آداب و حضور قلب به‌ جا بیاورد و اگر وقتش زیادتر باشد، به ذکر یا فکر یا مناجات مشغول بشود .

عالم ربّانی، مرحوم آیت‌الله ملاحسین‌قلی همدانی بزرگمرد تربیت اخلاقیِ مکتب نجف، برای راهنمایی یکی از علمای طالب راه اخلاق و معنویت، نامه‌ای نگاشته که در آن به نکات بسیار مهمی از جمله راه رسیدن به قرب‌الهی و برخی شرایط رسیدن به آن از جمله التزام به شرع مقدس و نیز بیان دستورالعمل و برنامه‌ای تربیتی پرداخته است. دقت در مطالب این نامه و سعی بر اجرای آن، برای انسان‌های معنویت‌جو بسیار کارگشا خواهد بود .

متن نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله عَلی اعدائِهِم اجمعین .

مخفی نماناد بر برادران دینی که به جز التزام به شرع شریف در تمام حرکات و سکنات و تکلمات و لحظات و غیرها، راهی به قرب حضرت مَلِکُ المُلُوک جَلَّ جَلالُهُ نیست و به خرافات ذوقیه راه رفتن، لا یُوجِبُ اِلاّ بُعْداً (جز دور گشتن را موجب نمی‌شود)، کَما دَأْبُ الجُهَّالِ وَ الصُّوفِیَّةِ خَذَلَهُمُ اللهُ جَلَّ جَلالُهُ (چنانکه روشِ نادانان و صوفیان است که خداوند خوارشان سازد). اگر چه ذوق در غیر این مقام خوب است. حتی شخص، هرگاه ملتزم بر نزدن شارب(موی‌ سبیل) و نخوردن گوشت بوده باشد، اگر ایمان به عصمت ائمة اطهار(ع) آورده باشد،‌ باید بفهمد از حضرت احدیت دور خواهد شد و هکذا در کیفیت ذکر بِغَیْرِ ما وَرَدَ عَن السّاداتِ الْمَعْصُومینَ (به غیر از آنچه از سروران معصوم رسیده است) عمل کند .

بِناءً علی هذا (بنابراین) باید مقدم بدارد شرع شریف را و اهتمام کند هر چه در شرع شریف اهتمام به آن شده .

و آنچه این ضعیف از عقل و نقل استفاده کرده‌ام، اینست که اَهَمّ اشیاء از برای طالب قرب، جِدّ و سعی تمام در ترک معصیت است. تا این خدمت را انجام ندهی، نه ذکرت و نه فکرت به حال قلبت فایده‌ای نخواهد بخشید؛ چرا که پیشکش و خدمت کردن کسی که با سلطان در مقام عصیان و انکار است، بی‌فایده خواهد بود. نمی‌دانم کدام سلطان، (اعظم از این سلطان عظیم‌الشأن است) و کدام نِقار( نزاع و جدال) اقبح(زشت‌تر) از نِقار با اوست .

فَافْهمْ مِمّا ذَکَرْتُ اِنَّ طَلَبَکَ الْمَحَبَّهَ الاْلهیَّهَ مَعَ کَوْنِکَ مُرْتَکِباً لِلمَعصِیَهِ اَمْرٌ فاسِدٌ جِدًّا وَ‌کَیْفَ یَخْفی عَلَیْک کَوْنُ الْمَعْصِیَةِ سَببَاً لِلنَفْرَةِ وَ کَوْنُ النَفْرَةِ مانِعةَ الْجَمْعِ مَعَهُ الْمَحَبَّة. و اِذا تَحَقَّق عِنْدَکَ اَنَّ تَرْکَ الْمَعْصِیةِ اَوَّلُ الدّین وَ آخِرُهُ، ظاهِرُهُ وَ باطِنُهُ فَبادِرْ اِلی الْمُجاهَدَةِ، وَ اشْتَغِلْ بَتَمامِ الْجِدِّ اِلَی الِمُراقَبَةِ مِنْ اَوَّلِ قِیامِکَ مِنْ نَوْمِکَ فی جَمیعِ اَناتِکَ اِلی نِوْمِکَ. وَ اَلْزِمِ الاْدَبَ فی مُقَدَّسِ حَضْرَتِهِ وَ اعْلَمْ اَنَّکَ بِجَمیعِ اَجْزاءِ وُجُودِکَ ذَرَّةً ذَرَّةً اَسیرُ قُدْرَتِهِ وَراعِ حُرْمَةَ شَریفِ حْضُورِهِ. وَ اعْبُدْهُ کَأَنَّک تَراهُ فِانْ لَمْ تَکُنْ تَراهُ فَاِنَّهُ یَراکَ. وَ الْتَفِتْ دائِماً اِلی عَظَمَتِهِ وَ حِقارَتِکَ وَ رَفْعتِهِ وَ دَنائَتَکَ وَ عِزَّتِهِ‌ وَ ذِلَّتِکَ وَ غِناهُ وَ حاجَتِکَ. وَ لا تَغْفُلْ شَناعَةَ غَفْلَتِکَ عَنْهُ جَلَّ جَلالُهُ مَعَ الْتِفاتِهِ اِلَیْکَ دائِماً. وَ قُمْ بَیْنَ یَدَیْهِ مَقامَ الْعَبْدِ الذَّلیلِ الضَّعیفِ وَ تَبَصْبَصْ تَحْتَ قَدَمَیْهِ بَصْبَصَةَ الْکَلْبِ النَّحیفِ. اَوَلا یَکْفیکَ شَرَفاً وَ فَخْراً اَنَّهُ اَذِنَ لَکَ فی ذِکْرِ اسْمِهِ الْعَظیمِ بِلِسانِکَ الْکَثیفِ الَّذی نَجَّسَتْهُ قاذُورات الْمَعاصی؟

پس، از آنچه ذکر کردم، این را بدان که اینکه محبت الهی را بطلبی و در عین حال، مرتکب معصیت باشی، امری بسیار فاسد است. چگونه بر تو پوشیده است(و نمی‌دانی) که معصیت، سبب نفرت و بیزاری است و نفرت، با محبت جمع نمی‌شود؟ هرگاه در نزد تو ثابت شد که ترک معصیت، اول و آخر و ظاهر و باطن دین است، مبادرت کن به مجاهده و کوشش و با کوشش تمام، از ابتدای‌ بیداری‌ات از خواب، در همه لحظه‌ها تا زمان خوابیدن، به مراقبت مشغول شو و در محضر مقدس الهی با ادب ملازم باش و بدان‌که تو با تمام جزء جزء و ذره ذرة وجودت، اسیر قدرت خداوند هستی و احترام محضر شریف او را مراعات کن. و " او را چنان عبادت کن گویی او را می‌بینی. پس اگر او را نمی‌بینی، " او حتماً تو را می‌بیند .

و دائماً متوجه بزرگی او و حقارتِ خود و بلندیِ او و پستیِ خود و عزّت او و ذلّت خود و بی نیازیِ او و حاجتمندی خود باش. و غافل مباش از زشتیِ غافل بودنت از او، در حالی‌که او دائماً به تو توجه دارد. در برابر او، چون بنده‌ای ذلیل و ناتوان بایست و همچون سگی نحیف در زیر قدم‌های او، دُمْ جنبانی کن. آیا این شرف و افتخار، تو را کافی نیست که در بردنِ نام بزرگش به زبانِ ناپاک تو که کثافاتِ گناهان، آن را ناپاک کرده، به تو اِذن و اجازه فرمود؟

پس ای عزیز! چون این کریم رحیم، زبان تو را مخزن کوه نور، یعنی ذکر اسم شریف قرار داده،‌ بی‌حیایی است مخزن سلطان را آلوده به نجاسات و قاذورات غیبت و دروغ و فحش و اذیت و غیرها مِنَ المَعاصِی (گناهان دیگر) کردن. مخزن سلطان، باید محلّش پر عطر و گلاب باشد،‌ نه مجلس مَمْلُوّ از قاذورات .

و بی‌شک چون دقّت در مراقبت نکرده‌ای، نمی‌دانی که از جوارح سَبْعَه(اعضای هفت‌گانه) یعنی گوش و زبان و چشم و دست و پا و بطن و فرج، چه معصیت‌ها می‌کنی، و چه آتش‌ها روشن می‌نمایی و چه فسادها در دین خودت برپا می‌کنی، و چه زخم‌های منکره به سَیْف و سِنان (شمشیر و نیزه) زبانت به قلبت می‌زنی . اگر نکُشته باشی، بسیار خوب است. اگر بخواهم شرح این مفاسد را بیان کنم، در کتاب نمی‌گنجد؛ در یک ورق چه می‌توانم بکنم؟! تو که هنوز جوارحت را از معاصی پاک نکرده‌ای، چگونه منتظری که در شرح احوال قلب، چیزی به تو بنویسم؟! پس البِدارَ، البِدارَ اِلَی التَّوْبَةِ الصّادِقَةِ، ثُمَّ الْعَجَلَ، الْعَجَلَ، فِی الْجِدِّ وَ الْمُراقَبَةِ (پس بشتاب، بشتاب به سوی توبة راستین؛ سپس بشتاب بشتاب در کوشش و مراقبت) .

خلاصه بعد از سعی در مراقبت، البته طالب قرب، بیداری و قیام سحر را اقلاً یک دو ساعت به طلوع فجر مانده، الی مطلع الشمس از دست ندهد و نماز شب را با آداب و حضور قلب به‌ جا بیاورد و اگر وقتش زیادتر باشد، به ذکر یا فکر یا مناجات مشغول بشود؛ لیکن قدر معینی از شب باید مشغول ذکر با حضور بشود .

در تمام حالاتش، خالی از حزن نبوده باشد. اگر ندارد، تحصیل کند به اسبابش و بعد از فراغ (از نماز صبح)، تسبیح سیدة نساء و دوازده مرتبه سورة توحید و ده مرتبه " لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ یُمِیتُ وَ یُحْیِی وَ هُوَ حَیٌّ لا یَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلَى کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیر " و صد مرتبه «لا اِلهَ اِلاّاللهِ» و هفتاد مرتبه استغفار بخواند و قدری از قرآن شریف تلاوت کند و دعای معروف صَباح، یعنی (دعای) «یا مَنْ دَلَعَ لِسانَ الصَّباحِ الی آخر» البته خوانده شود .

و دائماً با وضو باشد، و اگر بعد از هر وضو دو رکعت نماز بکند، بسیار خوب است .

بسیار ملتفت باشد که به‌هیچ وجه، اذیتش به غیر نرسد. در قضاء حوائج مسلمین لا سِیَّما علماء و لا سیما اَتْقِیائِهِم (به ‌ویژه علما و به ‌خصوص پرهیزگاران ایشان) سعی بلیغ نماید .

و در هر مجلس که مَظَنّة(احتمال) وقوع در معصیت است، البته البته اجتناب نماید؛ بلکه مجالست با اهل غفلت بغیر شُغْل ضرورةً (بدون نیاز ضروری) مُضِرّ است؛ اگر چه از معصیت خالی بوده باشد. کثرت اشتغال به مباحات و شوخی بسیار کردن و لغو گفتن و گوش به اراجیف دادن، قلب را می‌میراند .

اگر بی‌مراقبت، مشغول به ذکر و فکر بشود، بی‌فایده خواهد بود؛ اگرچه حال هم بیاورد؛ چرا که آن حال، دوام پیدا نخواهد کرد. گول حالی را که ذکر بیاورد بی‌مراقبه، نباید خورد .

زیاده طاقت ندارم، بسیار التماس دعا از همه شماها دارم. این حقیرِ کثیرالتقصیر والمعاصی را فراموش نکنید و در شب جمعه، صد مرتبه و در عصر روز جمعه، صد مرتبه سوره قدر بخوانید .

و از جمله ابواب عظیمة ایمان، حُبِّ فِی الله جَلَّ جَلالُهُ وَ بُغْضِ فِی الله جَلَّ جلاله(دوستی برای خدا متعال و دشمنی برای او) است «وَ قَدْ عُقِدَ لَهُ فِی الْوَسایلِ وَ غَیْرِها مِنْ کُتُبِ الْاَخْبارِ باباً مُسْتَقِلاًّ فَارْجِعْ اِلَیْها لَعَلَّک تَعْرِفُ عَظَمَتَهُ وَ تَأْخُذُ لِنَفْسِکَ نَصیباً مِنْهُ» (و برای «دوستی در راه خدا» و «دشمنی در راه خدا» باب مستقلی در کتاب وسائل الشیعه و کتب اخبار دیگر منعقد شده است. به آن کتب مراجعه کن؛ شاید عظمت آن را دریابی و بهره‌ای از آن برای خویشتن برگیری) .

شکی نیست که محبوب اول، ذات اقدس کبریائی جل جلاله است «بَلْ وَ کُلُّ مَحَبَّةٍ لا تَرْجِعُ اِلی مَحَبَّتِهِ فَلَیْسَ بِشِیْءٍ» (بلکه هر محبتی که بازگشت به محبت خدا نکند، ارزشی ندارد) .

ثُمَّ بَعْدَهُ باید هر کس این سلطان عظیم‌الشأن را بیشتر دوست داشته باشد. پس اول محبوب بعد از واجب الوجود، وجود مقدس ختمی مآب است، « ثُمَّ بَعْدَهُ امیرُالُمؤْمِنینَ ثُمَّ الاْئِمَّةُ الْمَعْصُومُونَ: ثُمَّ الْاَنبِیاءُ وَ الْمَلائِکَةُ ثُمَّ الْاَوْصِیاءُ ثُمَّ الْعُلَماءُ وَ الْاَوْلِیاءُ».(پس از او، حضرت امیر(ع) آن‌گاه امامان معصوم. مرحله بعد، پیامبران و فرشتگان، بعد از آن‌ها، اوصیا و پس از ایشان، دانشمنان و اولیا قرار دارند) و در زمان خودش، اتقیاء زمانش را لا سِیَّما (به ویژه) اگر عالم باشد، ترجیح بدهد در محبت بر کسانی که بعد از اویند، در درجه و هکَذا یَتَنَزَّلُ (همین‌طور پایین‌تر می‌آید) .

ولیکن سعی کند صادق باشد در این محبت. مرتبه آسانی نیست. اگر متفکر باشید، خواهید فهمید که اگر آثار محبت در حرکات و سکنات ظاهر شد، ‌شخصِ مُدَّعیِ این محبت، صادق است، وَ اِلاّ فَلا (وگرنه،صادق نیست)؛ لیکن گمان ندارم که به کُنْه و لوازمش برسی، و حقیر هم بیش از این، در وسعم نیست .

اَلْحاصِلُ لا طَریقَ اِلَی الْقُرْبِ اِلاّ بِشَرْعٍ شَریفٍ فی کُلِّ کُلِّیًّ وَ‌جُزْئِیٍّ (خلاصه اینکه هیچ راهی به سوی قرب و نزدیکی به خداوند نیست، مگر به‌ وسیله (عمل به) شرع شریف، در هر امر کلی و جزیی) .

{ صلوات + عج }




نویسنده : محمدعلي-ياوري
تاریخ : شنبه 21 تیر 1393
زمان : 08:22
توصیه‌های «ملاحسینقلی همدانی» برای رسیدن به قرب الهی
ارسال نظر(0)

 

توصیه‌های «ملاحسینقلی همدانی»

برای رسیدن به قرب الهی

 

مرحوم آیت‌الله ملاحسین‌قلی همدانی از اساتید عرفان در نامه‌ای به یکی از علما نوشته است: بعد از سعی در مراقبت، بیداری و قیام سحر را اقلاً یک دو ساعت به طلوع فجر مانده، الی مطلع الشمس از دست ندهد و نماز شب را با آداب و حضور قلب به‌ جا بیاورد و اگر وقتش زیادتر باشد، به ذکر یا فکر یا مناجات مشغول بشود .

عالم ربّانی، مرحوم آیت‌الله ملاحسین‌قلی همدانی بزرگمرد تربیت اخلاقیِ مکتب نجف، برای راهنمایی یکی از علمای طالب راه اخلاق و معنویت، نامه‌ای نگاشته که در آن به نکات بسیار مهمی از جمله راه رسیدن به قرب‌الهی و برخی شرایط رسیدن به آن از جمله التزام به شرع مقدس و نیز بیان دستورالعمل و برنامه‌ای تربیتی پرداخته است. دقت در مطالب این نامه و سعی بر اجرای آن، برای انسان‌های معنویت‌جو بسیار کارگشا خواهد بود .

متن نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و الصلوة و السلام علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله عَلی اعدائِهِم اجمعین .

مخفی نماناد بر برادران دینی که به جز التزام به شرع شریف در تمام حرکات و سکنات و تکلمات و لحظات و غیرها، راهی به قرب حضرت مَلِکُ المُلُوک جَلَّ جَلالُهُ نیست و به خرافات ذوقیه راه رفتن، لا یُوجِبُ اِلاّ بُعْداً (جز دور گشتن را موجب نمی‌شود)، کَما دَأْبُ الجُهَّالِ وَ الصُّوفِیَّةِ خَذَلَهُمُ اللهُ جَلَّ جَلالُهُ (چنانکه روشِ نادانان و صوفیان است که خداوند خوارشان سازد). اگر چه ذوق در غیر این مقام خوب است. حتی شخص، هرگاه ملتزم بر نزدن شارب(موی‌ سبیل) و نخوردن گوشت بوده باشد، اگر ایمان به عصمت ائمة اطهار(ع) آورده باشد،‌ باید بفهمد از حضرت احدیت دور خواهد شد و هکذا در کیفیت ذکر بِغَیْرِ ما وَرَدَ عَن السّاداتِ الْمَعْصُومینَ (به غیر از آنچه از سروران معصوم رسیده است) عمل کند .

بِناءً علی هذا (بنابراین) باید مقدم بدارد شرع شریف را و اهتمام کند هر چه در شرع شریف اهتمام به آن شده .

و آنچه این ضعیف از عقل و نقل استفاده کرده‌ام، اینست که اَهَمّ اشیاء از برای طالب قرب، جِدّ و سعی تمام در ترک معصیت است. تا این خدمت را انجام ندهی، نه ذکرت و نه فکرت به حال قلبت فایده‌ای نخواهد بخشید؛ چرا که پیشکش و خدمت کردن کسی که با سلطان در مقام عصیان و انکار است، بی‌فایده خواهد بود. نمی‌دانم کدام سلطان، (اعظم از این سلطان عظیم‌الشأن است) و کدام نِقار( نزاع و جدال) اقبح(زشت‌تر) از نِقار با اوست .

فَافْهمْ مِمّا ذَکَرْتُ اِنَّ طَلَبَکَ الْمَحَبَّهَ الاْلهیَّهَ مَعَ کَوْنِکَ مُرْتَکِباً لِلمَعصِیَهِ اَمْرٌ فاسِدٌ جِدًّا وَ‌کَیْفَ یَخْفی عَلَیْک کَوْنُ الْمَعْصِیَةِ سَببَاً لِلنَفْرَةِ وَ کَوْنُ النَفْرَةِ مانِعةَ الْجَمْعِ مَعَهُ الْمَحَبَّة. و اِذا تَحَقَّق عِنْدَکَ اَنَّ تَرْکَ الْمَعْصِیةِ اَوَّلُ الدّین وَ آخِرُهُ، ظاهِرُهُ وَ باطِنُهُ فَبادِرْ اِلی الْمُجاهَدَةِ، وَ اشْتَغِلْ بَتَمامِ الْجِدِّ اِلَی الِمُراقَبَةِ مِنْ اَوَّلِ قِیامِکَ مِنْ نَوْمِکَ فی جَمیعِ اَناتِکَ اِلی نِوْمِکَ. وَ اَلْزِمِ الاْدَبَ فی مُقَدَّسِ حَضْرَتِهِ وَ اعْلَمْ اَنَّکَ بِجَمیعِ اَجْزاءِ وُجُودِکَ ذَرَّةً ذَرَّةً اَسیرُ قُدْرَتِهِ وَراعِ حُرْمَةَ شَریفِ حْضُورِهِ. وَ اعْبُدْهُ کَأَنَّک تَراهُ فِانْ لَمْ تَکُنْ تَراهُ فَاِنَّهُ یَراکَ. وَ الْتَفِتْ دائِماً اِلی عَظَمَتِهِ وَ حِقارَتِکَ وَ رَفْعتِهِ وَ دَنائَتَکَ وَ عِزَّتِهِ‌ وَ ذِلَّتِکَ وَ غِناهُ وَ حاجَتِکَ. وَ لا تَغْفُلْ شَناعَةَ غَفْلَتِکَ عَنْهُ جَلَّ جَلالُهُ مَعَ الْتِفاتِهِ اِلَیْکَ دائِماً. وَ قُمْ بَیْنَ یَدَیْهِ مَقامَ الْعَبْدِ الذَّلیلِ الضَّعیفِ وَ تَبَصْبَصْ تَحْتَ قَدَمَیْهِ بَصْبَصَةَ الْکَلْبِ النَّحیفِ. اَوَلا یَکْفیکَ شَرَفاً وَ فَخْراً اَنَّهُ اَذِنَ لَکَ فی ذِکْرِ اسْمِهِ الْعَظیمِ بِلِسانِکَ الْکَثیفِ الَّذی نَجَّسَتْهُ قاذُورات الْمَعاصی؟

پس، از آنچه ذکر کردم، این را بدان که اینکه محبت الهی را بطلبی و در عین حال، مرتکب معصیت باشی، امری بسیار فاسد است. چگونه بر تو پوشیده است(و نمی‌دانی) که معصیت، سبب نفرت و بیزاری است و نفرت، با محبت جمع نمی‌شود؟ هرگاه در نزد تو ثابت شد که ترک معصیت، اول و آخر و ظاهر و باطن دین است، مبادرت کن  به مجاهده و کوشش و با کوشش تمام، از ابتدای‌ بیداری‌ات از خواب، در همه لحظه‌ها تا زمان خوابیدن، به مراقبت مشغول شو و در محضر مقدس الهی با ادب ملازم باش و بدان‌که تو با تمام جزء جزء و ذره ذرة وجودت، اسیر قدرت خداوند هستی و احترام محضر شریف او را مراعات کن. و " او را چنان عبادت کن گویی او را می‌بینی. پس اگر او را نمی‌بینی، " او حتماً تو را می‌بیند .

و دائماً متوجه بزرگی او و حقارتِ خود و بلندیِ او و پستیِ خود و عزّت او و ذلّت خود و بی نیازیِ او و حاجتمندی خود باش. و غافل مباش از زشتیِ غافل بودنت از او، در حالی‌که او دائماً به تو توجه دارد. در برابر او، چون بنده‌ای ذلیل و ناتوان بایست و همچون سگی نحیف در زیر قدم‌های او، دُمْ جنبانی کن. آیا این شرف و افتخار، تو را کافی نیست که در بردنِ نام بزرگش به زبانِ ناپاک تو که کثافاتِ گناهان، آن را ناپاک کرده، به تو اِذن و اجازه فرمود؟

پس ای عزیز! چون این کریم رحیم، زبان تو را مخزن کوه نور، یعنی ذکر اسم شریف قرار داده،‌ بی‌حیایی است مخزن سلطان را آلوده به نجاسات و قاذورات غیبت و دروغ و فحش و اذیت و غیرها مِنَ المَعاصِی (گناهان دیگر) کردن. مخزن سلطان، باید محلّش پر عطر و گلاب باشد،‌ نه مجلس مَمْلُوّ از قاذورات .

و بی‌شک چون دقّت در مراقبت نکرده‌ای، نمی‌دانی که از جوارح سَبْعَه(اعضای هفت‌گانه) یعنی گوش و زبان و چشم و دست و پا و بطن و فرج، چه معصیت‌ها می‌کنی، و چه آتش‌ها روشن می‌نمایی و چه فسادها در دین خودت برپا می‌کنی، و چه زخم‌های منکره به سَیْف و سِنان (شمشیر و نیزه) زبانت به قلبت می‌زنی . اگر نکُشته باشی، بسیار  خوب است. اگر بخواهم شرح این مفاسد را بیان کنم، در کتاب نمی‌گنجد؛ در یک ورق چه می‌توانم بکنم؟! تو که هنوز جوارحت را از معاصی پاک نکرده‌ای، چگونه منتظری که در شرح احوال قلب، چیزی به تو بنویسم؟!                                                                                                                       پس البِدارَ، البِدارَ اِلَی التَّوْبَةِ الصّادِقَةِ، ثُمَّ الْعَجَلَ، الْعَجَلَ، فِی الْجِدِّ وَ الْمُراقَبَةِ (پس بشتاب، بشتاب به سوی توبة راستین؛ سپس بشتاب بشتاب در کوشش و مراقبت) .

خلاصه بعد از سعی در مراقبت، البته طالب قرب، بیداری و قیام سحر را اقلاً یک دو ساعت به طلوع فجر مانده، الی مطلع الشمس از دست ندهد و نماز شب را با آداب و حضور قلب به‌ جا بیاورد و اگر وقتش زیادتر باشد، به ذکر یا فکر یا مناجات مشغول بشود؛ لیکن قدر معینی از شب باید مشغول ذکر با حضور بشود .

در تمام حالاتش، خالی از حزن نبوده باشد. اگر ندارد، تحصیل کند به اسبابش و بعد از فراغ (از نماز صبح)، تسبیح سیدة نساء و دوازده مرتبه سورة توحید و ده مرتبه  " لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ یُمِیتُ وَ یُحْیِی وَ هُوَ حَیٌّ لا یَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلَى کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیر " و صد مرتبه «لا اِلهَ اِلاّاللهِ» و هفتاد مرتبه استغفار بخواند و قدری از قرآن شریف تلاوت کند و دعای معروف صَباح، یعنی (دعای) «یا مَنْ دَلَعَ لِسانَ الصَّباحِ الی آخر» البته خوانده شود .

و دائماً با وضو باشد، و اگر بعد از هر وضو دو رکعت نماز بکند، بسیار خوب است .

بسیار ملتفت باشد که به‌هیچ وجه، اذیتش به غیر نرسد. در قضاء حوائج مسلمین لا سِیَّما علماء و لا سیما اَتْقِیائِهِم      (به ‌ویژه علما و به ‌خصوص پرهیزگاران ایشان) سعی بلیغ نماید .

و در هر مجلس که مَظَنّة(احتمال) وقوع در معصیت است، البته البته اجتناب نماید؛ بلکه مجالست با اهل غفلت بغیر شُغْل ضرورةً (بدون نیاز ضروری) مُضِرّ است؛ اگر چه از معصیت خالی بوده باشد. کثرت اشتغال به مباحات و شوخی بسیار کردن و لغو گفتن و گوش به اراجیف دادن، قلب را می‌میراند .

اگر بی‌مراقبت، مشغول به ذکر و فکر بشود، بی‌فایده خواهد بود؛ اگرچه حال هم بیاورد؛ چرا که آن حال، دوام پیدا نخواهد کرد. گول حالی را که ذکر بیاورد بی‌مراقبه، نباید خورد .

زیاده طاقت ندارم، بسیار التماس دعا از همه شماها دارم. این حقیرِ کثیرالتقصیر والمعاصی را فراموش نکنید و در شب جمعه، صد مرتبه و در عصر روز جمعه، صد مرتبه سوره قدر بخوانید .

و از جمله ابواب عظیمة ایمان، حُبِّ فِی الله جَلَّ جَلالُهُ وَ بُغْضِ فِی الله جَلَّ جلاله(دوستی برای خدا متعال و دشمنی برای او) است «وَ قَدْ عُقِدَ لَهُ فِی الْوَسایلِ وَ غَیْرِها مِنْ کُتُبِ الْاَخْبارِ باباً مُسْتَقِلاًّ فَارْجِعْ اِلَیْها لَعَلَّک تَعْرِفُ عَظَمَتَهُ وَ تَأْخُذُ لِنَفْسِکَ نَصیباً مِنْهُ» (و برای «دوستی در راه خدا» و «دشمنی در راه خدا» باب مستقلی در کتاب وسائل الشیعه و کتب اخبار دیگر منعقد شده است. به آن کتب مراجعه کن؛ شاید عظمت آن را دریابی و بهره‌ای از آن برای خویشتن برگیری) .

شکی نیست که محبوب اول، ذات اقدس کبریائی جل جلاله است «بَلْ وَ کُلُّ مَحَبَّةٍ لا تَرْجِعُ اِلی مَحَبَّتِهِ فَلَیْسَ بِشِیْءٍ» (بلکه هر محبتی که بازگشت به محبت خدا نکند، ارزشی ندارد) .

ثُمَّ بَعْدَهُ باید هر کس این سلطان عظیم‌الشأن را بیشتر دوست داشته باشد. پس اول محبوب بعد از واجب الوجود، وجود مقدس ختمی مآب است، « ثُمَّ بَعْدَهُ امیرُالُمؤْمِنینَ ثُمَّ الاْئِمَّةُ الْمَعْصُومُونَ: ثُمَّ الْاَنبِیاءُ وَ الْمَلائِکَةُ ثُمَّ الْاَوْصِیاءُ ثُمَّ الْعُلَماءُ وَ الْاَوْلِیاءُ».(پس از او، حضرت امیر(ع) آن‌گاه امامان معصوم. مرحله بعد، پیامبران و فرشتگان، بعد از آن‌ها، اوصیا و پس از ایشان، دانشمنان و اولیا قرار دارند) و در زمان خودش، اتقیاء زمانش را لا سِیَّما (به ویژه) اگر عالم باشد، ترجیح بدهد در محبت بر کسانی که بعد از اویند، در درجه و هکَذا یَتَنَزَّلُ (همین‌طور پایین‌تر می‌آید) .

ولیکن سعی کند صادق باشد در این محبت. مرتبه آسانی نیست. اگر متفکر باشید، خواهید فهمید که اگر آثار محبت در حرکات و سکنات ظاهر شد، ‌شخصِ مُدَّعیِ این محبت، صادق است، وَ اِلاّ فَلا (وگرنه،صادق نیست)؛ لیکن گمان ندارم که به کُنْه و لوازمش برسی، و حقیر هم بیش از این، در وسعم نیست .

اَلْحاصِلُ لا طَریقَ اِلَی الْقُرْبِ اِلاّ بِشَرْعٍ شَریفٍ فی کُلِّ کُلِّیًّ وَ‌جُزْئِیٍّ (خلاصه اینکه هیچ راهی به سوی قرب و نزدیکی به خداوند نیست، مگر به‌ وسیله (عمل به) شرع شریف، در هر امر کلی و جزیی) . 

{ صلوات + عج } 




نویسنده : محمدعلي-ياوري
تاریخ : شنبه 21 تیر 1393
زمان : 08:22
ميثاقنامه اصحاب قرآني ياوران حضرت مهدي (عج)
ارسال نظر(0)

بسم الله الرحمن الرحيم

ميثاقنامه اصحاب قرآني ياوران حضرت مهدي (عج)

قرآن كريم : فا قرءوا ما تيسر من القرآن ( مزمل 20 )

[ هرچه برايتان ميسر است قرآن بخوانيد .]

رسول الله (ص ) : نوروا بيوتكم بتلاوة القرآن

[خانه هاي خودرا با تلاوت قرآن روشنائي بخشيد .]

اميرالمؤمنين ( ع ) : حملة القرآن في الدنيا عرفاء اهل الجنة يوم القيامة

[همراهان قرآن در دنيا ، عرفاء بهشت هستند در روز قيامت .]

امام خمینی ( ره ) : توصيه اخلاقي عرفاني به يادگار عزيزشان حاج احمدآقا ...

( از کتاب سیره آفتاب )

" فرزندم ! با قرآن این بزرگ کتاب معرفت آشنا شو ، اگر چه با قرائت آن ، و راهی از آن به سوی محبوب باز کن و تصور نکن که قرائت بدون معرفت اثری ندارد که این وسوسه شیطان است .

آخر ، این کتاب از طرف محبوب است برای تو و برای همه کس ، و نامه محبوب ، محبوب است اگر چه عاشق و محب ، مفاد آن را نداند و با این انگیزه ،حب محبوب که کمال مطلق است به سراغت آید و شاید دستت گیرد .

ما اگر در تمام لحظات عمر به شکرانه این که قرآن کتاب ما است به سجده رویم از عهده بر نیامده ایم " .

*****************************************

به منظور بر خورداري از بهره هاي معنوي قرائت قرآن مجيد ، بر اساس آموزه هاي دين اسلام و حديث شريف نبوي كه جهت ختم قرآن كريم يك دعاي مستجاب را بشارت داده است ، متعهد مي شوم با استعانت از قرآن كريم هر هفته يك جزء از اين كتاب آسماني را قرائت نموده كه علاوه بر فيوضات معنوي آن از عنايات ويژه ختم جمعي آيات وحي كه با تلاوت جزء سي ام ، بعد از دعاي ندبه توسط همراهان قرآني انجام ميشود بهره مندگردم .

همچنين در راستاي گسترش فرهنگ اسلامي و اداء وظيفه نسبت به همراهان قرآني و برادران ايماني با اتكال خداوند متعال موارد ذيل را انجام خواهم داد :

1- در ملاقات اصحاب قرآني بعد از سلام ، با ذكر صلوات بر " محمد وآل محمدموجبات نزول رحمت الهي را فراهم مي آورم .

2- در وقت خدا حافظي ، همراه خوبم را به انجام حق و صبر توصيه مي نمايم .

( وتواصو بالحق وتواصو بالصبر )

3- در لحظات مظان استجابت دعا قبل از خواسته خودم ، اصحاب قرآني را دعا خواهم كرد .

4- در هنكام توفيق زيارت ائمه معصومين (عليهم السلام) و ساير اماكن زيارتي ، نايب الزيارة اصحاب قرآني خواهم بود .

5- چنانچه هريك از اعضاي اين تشكل مقدس به رحمت ايزدي پيوست ، (درصورت امكان) براي او يك شبانه روز نماز قضا خوانده و يك روز روزه بگيرم .

6- با اعلام به موقع خبر مذكور ، حتي المقدور در تشييع جنازه ومجلس ترحيم ايشان شركت نموده و براي وي نمازليلة الدفن بخوانم .

7- به شكرانه اين هديه آسماني كه خداوند به من ارزاني داشته است و روزانه از مواهب شركت در چندين ختم قرآن كريم متنعم ميشوم، درلحظات روحاني سجده شكر ، استجابت دعاي اصحاب قرآني را مسئلت مينمايم .

* - از خداوند مهربان توفيق انجام امور فوق را خواستارم . امضاء

( لطفا ، نام ونام خانوادگي _ نام پدر _ شماره تلفن ثابت و شماره همراه خود را جهت تكميل اطلاعات اعلام فرمائيد . )

” وما توفيقي الا بالله ، عليه توكلت ، واليه انيب ، والصلاة علي محمد و آله الطاهرين“

****************************

*****************

***********

***

*




نویسنده : محمدعلي-ياوري
تاریخ : جمعه 20 تیر 1393
زمان : 09:13

صفحه قبل1...151617صفحه بعد


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران