اصحاب قرآنی یاوران حضرت مهدی(عج)

سامانه تلاوت آیات وحی

تفاوت عظيم حضرت فاطمه(ع) و حضرت مريم(ع)
ارسال نظر(0)

تفاوت عظيم حضرت فاطمه(ع) و حضرت مريم(ع)

اگر کسي بخواهد طوفاني به‌پا کند، آن «نوح» مي‌طلبد که 9 قرن و نيم تلاش بکند تا خدا درباره او بفرمايد: «سلام علي نوح في‌العالمين» (1) جهاني‌شدن و جهان‌شمول شدن کار حضرت نوح(ع) است که 950 سال رنج ببرد! آن طوفان مي‌آورد، آن جهاني مي‌شود. حضرت موسي(ع) با همه تلاش و کوشش آيةللعالمين نبود...

حضرت فاطمه(س)، رحمةللعالمین :

اگر کسي بخواهد طوفاني به‌پا کند، آن «نوح» مي‌طلبد که 9 قرن و نيم تلاش بکند تا خدا درباره او بفرمايد: «سلام علي نوح في‌العالمين» (1) جهاني‌شدن و جهان‌شمول شدن کار حضرت نوح(علیه السلام) است که 950 سال رنج ببرد! آن طوفان مي‌آورد، آن جهاني مي‌شود. حضرت موسي(علیه السلام) با همه تلاش و کوشش آيةللعالمين نبود؛ حضرت ابراهيم(علیه السلام) با همه سعي و تلاشش، معماري و مهندسي کعبه‌اش، کارمندي و کارگري کعبه‌اش، تبر کشيدن و بت‌شکن شدنش، «حرّقوه وانصروا ‌الهتکم» (2) را شنيدنش؛ مع ذلک آيةللعالمين نبود!

اگر کسي بخواهد جهاني بشود، يعني بين اوّلين و آخرين، حرفي براي گفتن داشته باشد؛ يا تلاش 950 ساله حضرت نوح(علیه السلام) مي‌طلبد که به تنهایي مي‌شود: « آية للعالمين». چون «سلام عالمين»، تنها کسي که در قرآن براي او چنين سلامي آمده، حضرت نوح(علیه السلام) است؛ که فرمود: «سلام علي نوح في‌العالمين». درباره موسي، عيسي و ابراهيم(علیهم السلام) دارد: «سلام علي ابراهيم» (3)، «سلام علي موسي و‌هارون» (4)؛ امّا في‌العالمين ندارد!

اگر کسي بخواهد جهاني بشود يا مانند حضرت نوح(علیها السلام) بايد قريب هزار سال زحمت بکشد؛ يا اگر نشد، نيمي از عالمين است، نه تمام عالمين. اگر حضرت مريم(علیها السلام) بخواهد عالمي بشود، به علاوه حضرت عيسي(علیه السلام) است؛ اگر حضرت عيسي(علیه السلام) بخواهد جهاني شود، به علاوه حضرت مريم(علیها السلام) است: و جعلنا ابن مريم و امّه آية للعالمين. امّا طبق بيان رسول گرامي(ص)، حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام)، سيّدة نساءالعالمين است؛ من‌الأوّلين و‌الآخرين. چون عدل قرآن کريم است، اين قرآن هم نذيرا للعالمين(5) است، ذکري للبشر(6) است و چون همتاي سایر انسان‌هاي کامل اهل‌بيت عصمت و طهارت(علیهم السلام) است؛ اين‌ها مي‌توانند پيام جهاني داشته باشند؛ مي‌شوند کلمه جامع.

در کسب روزي «علمي» و «مادي» :

وقتي وجود مبارک حضرت زکريا وارد محضر حضرت مريم(علیها السلام)مي‌شد، روزي‌هاي غيبي را در محضر او مي‌يافت؛ مثلاً ميوه غيرفصل مي‌يافت: کلّما دخل عليها زکريّا‌ المحراب وجد عندها رزقاً، به حضرت مريم(علیها السلام) مي‌گفت: أنّي لک هذا؛ قالت هو من عند‌الله ان‌الله يرزق من يشاء(7) و مانند آن. هر وقت حضرت زکريا وارد مي‌شد؛ ميوه‌هاي غيرفصل را، غذاهاي تازه غيرمترقّب را نزد حضرت مريم(علیها السلام) مي‌ديد، از ایشان سؤال مي‌کرد: اين روزي از کجاست؟ مي‌فرمود: از ناحيه غيب ‌الهي است.

امّا وقتي رسول‌خدا(ص) رحلت کردند، طبق نقل مرحوم کليني رضوان‌الله‌تعالی‌علیه، جبرئيل که از بزرگ‌ترين فرشتگان وحي‌الهي است، براي وجود مبارک حضرت فاطمه(علیها السلام) نازل مي‌شد، اسرار عالم را به آن‌حضرت مي‌آموخت، يا به آن حضرت تقديم مي‌کرد. هر وقت حضرت علي‌بن أبيطالب(علیه السلام) وارد مي‌شد؛ مي‌ديد مطالب جديد، معارف تازه، روزي‌هاي ملکوتي و علوم غيبي تازه‌اي از حضرت زهرا(علیه السلام) مي‌شنود. به ایشان مي‌فرمود: أنّي لک هذا؛ اين خبرهاي غيبي از کجاست؟ اين‌که در گذشته دور چنين بود، در آينده دور چنين مي‌شود، در عرش چه خبر است، در لوح چه خبر است، در کرسي چه‌ خبر است، در کتاب مبين چه خبر است، در امّ‌الکتاب چه خبر است، در قيامت چه خبر است؛ اين حرف‌ها را کي گفت؟ قالت من عند‌الله، مي‌فرمود: اين را از نزد خدا مي‌گويم.

حضرت مريم(علیها السلام) ميوه‌هاي تابستاني را در زمستان در حضور خود مي‌ديد، به حضرت زکريا مي‌گفت: اين‌ها داده خداست؛ ولي حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) اخبار لوح و قلم را، اخبار عرش و فرش را، اخبار مبدأ و معاد را، اخبار لوح محفوظ را، اخبار آينده و گذشته را در پاسخ به حضرت علي(علیه السلام) مي‌گفت: هو من عند‌الله. بين اين روزي و آن روزي، بين «سيب و گلابي» و «عرش و فرش» خيلي فرق است!! بين «سيب و گلابي» و «عرش و فرش» به همان اندازه «عرش» و «فرش» فرق است. اين‌را که در مصحف حضرت فاطمه(علیها السلام) است، نشانه کلمه جامعه بودن آن‌حضرت است.

وقتي حضرت علي‌بن‌أبيطالب(علیه السلام) دست به قلم مي‌برد که فرمان پيغمبر را اجرا کند و قرآن بنويسد؛ با قداست همراه است. اما وقتي همين علي‌بن أبيطالب(علیه السلام) دست به قلم مي‌برد تا گفتار و کلمات نوراني حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) را که از جبرئيل(علیه السلام) دريافت مي‌کرد بنويسد، آن‌هم با قداست همراه است. حضرت علي(علیه السلام) مي‌شود منشي پيغمبر اکرم(ص)، قرآن تحويل مي‌دهد؛ حضرت علي(علیه السلام) مي‌شود منشي حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام)، مصحف فاطمه تحويل مي‌دهد. اين مصحف فاطمه همانند باطن قرآن، منبع علمي اهل‌بيت(علیهم السلام) است.

کفالت حضرت زهرا(علیها السلام) در برابر کفالت حضرت مريم(علیها السلام) :

اگر کسي خواست ببيند چرا حضرت مريم(علیها السلام) نيمي از جهاني‌شدن است و تا حضرت عيسي(علیه السلام) ضميمه نشود، جهاني نخواهد شد؛ ولي حضرت فاطمه(علیها السلام) به تنهایي کلمه جامعه‌الهي است؛ بايد بداند کفيل حضرت مريم(علیها السلام)، حضرت زکريا بود: و کفّلها زکريا (8) يعني جعل‌الله سبحانه‌وتعالي زکريا کفيلاً للمريم؛ ولی کفيل وجود مبارک حضرت فاطمه(علیها السلام)، رسول گرامي اسلام(ص) است که اولين و آخرين، در پيشگاه رسالت آن‌حضرت خاضع‌اند.

(سخنراني علامه جوادي آملي در مراسم افتتاح شبستان امام خميني(ره) حرم ملکوتي کريمه اهل‌بيت(علیها السلام) ـ 5/ 5/ 1384)

پی‌نوشت‌ها :

1. صافات/79 2. انبياء/68

3. صافات/109 4. صافات/120

5. فرقان/1 6. مدّثر/31

7. آل‌عمران/37 8. آال‌عمران/37


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : دوشنبه 31 فروردین 1394
زمان : 18:06
تفاوت عظيم حضرت فاطمه(ع) و حضرت مريم(ع)
ارسال نظر(0)

 

 

تفاوت عظيم حضرت فاطمه(ع) و حضرت مريم(ع)

 

 اگر کسي بخواهد طوفاني به‌پا کند، آن «نوح» مي‌طلبد که 9 قرن و نيم تلاش بکند تا خدا درباره او بفرمايد: «سلام علي نوح في‌العالمين» (1) جهاني‌شدن و جهان‌شمول شدن کار حضرت نوح(ع) است که 950 سال رنج ببرد! آن طوفان مي‌آورد، آن جهاني مي‌شود. حضرت موسي(ع) با همه تلاش و کوشش آيةللعالمين نبود...

 

 

 

  حضرت فاطمه(س)، رحمةللعالمین :

 

اگر کسي بخواهد طوفاني به‌پا کند، آن «نوح» مي‌طلبد که 9 قرن و نيم تلاش بکند تا خدا درباره او بفرمايد: «سلام علي نوح في‌العالمين» (1) جهاني‌شدن و جهان‌شمول شدن کار حضرت نوح(علیه السلام) است که 950 سال رنج ببرد! آن طوفان مي‌آورد، آن جهاني مي‌شود. حضرت موسي(علیه السلام) با همه تلاش و کوشش آيةللعالمين نبود؛ حضرت ابراهيم(علیه السلام) با همه سعي و تلاشش، معماري و مهندسي کعبه‌اش، کارمندي و کارگري کعبه‌اش، تبر کشيدن و بت‌شکن شدنش، «حرّقوه وانصروا ‌الهتکم» (2) را شنيدنش؛ مع ذلک آيةللعالمين نبود!

اگر کسي بخواهد جهاني بشود، يعني بين اوّلين و آخرين، حرفي براي گفتن داشته باشد؛ يا تلاش 950 ساله حضرت نوح(علیه السلام) مي‌طلبد که به تنهایي مي‌شود: « آية للعالمين». چون «سلام عالمين»، تنها کسي که در قرآن براي او چنين سلامي آمده، حضرت نوح(علیه السلام) است؛ که فرمود: «سلام علي نوح في‌العالمين». درباره موسي، عيسي و ابراهيم(علیهم السلام) دارد: «سلام علي ابراهيم» (3)، «سلام علي موسي و‌هارون» (4)؛ امّا في‌العالمين ندارد!

اگر کسي بخواهد جهاني بشود يا مانند حضرت نوح(علیها السلام) بايد قريب هزار سال زحمت بکشد؛ يا اگر نشد، نيمي از عالمين است، نه تمام عالمين. اگر حضرت مريم(علیها السلام) بخواهد عالمي بشود، به علاوه حضرت عيسي(علیه السلام) است؛ اگر حضرت عيسي(علیه السلام) بخواهد جهاني شود، به علاوه حضرت مريم(علیها السلام) است: و جعلنا ابن مريم و امّه آية للعالمين. امّا طبق بيان رسول گرامي(ص)، حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام)، سيّدة نساءالعالمين است؛ من‌الأوّلين و‌الآخرين. چون عدل قرآن کريم است، اين قرآن هم نذيرا للعالمين(5) است، ذکري للبشر(6) است و چون همتاي سایر انسان‌هاي کامل اهل‌بيت عصمت و طهارت(علیهم السلام) است؛ اين‌ها مي‌توانند پيام جهاني داشته باشند؛ مي‌شوند کلمه جامع.

 در کسب روزي «علمي» و «مادي» :

وقتي وجود مبارک حضرت زکريا وارد محضر حضرت مريم(علیها السلام)مي‌شد، روزي‌هاي غيبي را در محضر او مي‌يافت؛ مثلاً ميوه غيرفصل مي‌يافت: کلّما دخل عليها زکريّا‌ المحراب وجد عندها رزقاً، به حضرت مريم(علیها السلام) مي‌گفت: أنّي لک هذا؛ قالت هو من عند‌الله ان‌الله يرزق من يشاء(7) و مانند آن. هر وقت حضرت زکريا وارد مي‌شد؛ ميوه‌هاي غيرفصل را، غذاهاي تازه غيرمترقّب را نزد حضرت مريم(علیها السلام) مي‌ديد، از ایشان سؤال مي‌کرد: اين روزي از کجاست؟ مي‌فرمود: از ناحيه غيب ‌الهي است.

امّا وقتي رسول‌خدا(ص) رحلت کردند، طبق نقل مرحوم کليني رضوان‌الله‌تعالی‌علیه، جبرئيل که از بزرگ‌ترين فرشتگان وحي‌الهي است، براي وجود مبارک حضرت فاطمه(علیها السلام) نازل مي‌شد، اسرار عالم را به آن‌حضرت مي‌آموخت، يا به آن حضرت تقديم مي‌کرد. هر وقت حضرت علي‌بن أبيطالب(علیه السلام) وارد مي‌شد؛ مي‌ديد مطالب جديد، معارف تازه، روزي‌هاي ملکوتي و علوم غيبي تازه‌اي از حضرت زهرا(علیه السلام) مي‌شنود. به ایشان مي‌فرمود: أنّي لک هذا؛ اين خبرهاي غيبي از کجاست؟ اين‌که در گذشته دور چنين بود، در آينده دور چنين مي‌شود، در عرش چه خبر است، در لوح چه خبر است، در کرسي چه‌ خبر است، در کتاب مبين چه خبر است، در امّ‌الکتاب چه خبر است، در قيامت چه خبر است؛ اين حرف‌ها را کي گفت؟ قالت من عند‌الله، مي‌فرمود: اين را از نزد خدا مي‌گويم.

حضرت مريم(علیها السلام) ميوه‌هاي تابستاني را در زمستان در حضور خود مي‌ديد، به حضرت زکريا مي‌گفت: اين‌ها داده خداست؛ ولي حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) اخبار لوح و قلم را، اخبار عرش و فرش را، اخبار مبدأ و معاد را، اخبار لوح محفوظ را، اخبار آينده و گذشته را در پاسخ به حضرت علي(علیه السلام) مي‌گفت: هو من عند‌الله. بين اين روزي و آن روزي، بين «سيب و گلابي» و «عرش و فرش» خيلي فرق است!! بين «سيب و گلابي» و «عرش و فرش» به همان اندازه «عرش» و «فرش» فرق است. اين‌را که در مصحف حضرت فاطمه(علیها السلام) است، نشانه کلمه جامعه بودن آن‌حضرت است.

وقتي حضرت علي‌بن‌أبيطالب(علیه السلام) دست به قلم مي‌برد که فرمان پيغمبر را اجرا کند و قرآن بنويسد؛ با قداست همراه است. اما وقتي همين علي‌بن أبيطالب(علیه السلام) دست به قلم مي‌برد تا گفتار و کلمات نوراني حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام) را که از جبرئيل(علیه السلام) دريافت مي‌کرد بنويسد، آن‌هم با قداست همراه است. حضرت علي(علیه السلام) مي‌شود منشي پيغمبر اکرم(ص)، قرآن تحويل مي‌دهد؛ حضرت علي(علیه السلام) مي‌شود منشي حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام)، مصحف فاطمه تحويل مي‌دهد. اين مصحف فاطمه همانند باطن قرآن، منبع علمي اهل‌بيت(علیهم السلام) است.

 کفالت حضرت زهرا(علیها السلام) در برابر کفالت حضرت مريم(علیها السلام) :

اگر کسي خواست ببيند چرا حضرت مريم(علیها السلام) نيمي از جهاني‌شدن است و تا حضرت عيسي(علیه السلام) ضميمه نشود، جهاني نخواهد شد؛ ولي حضرت فاطمه(علیها السلام) به تنهایي کلمه جامعه‌الهي است؛ بايد بداند کفيل حضرت مريم(علیها السلام)، حضرت زکريا بود: و کفّلها زکريا (8) يعني جعل‌الله سبحانه‌وتعالي زکريا کفيلاً للمريم؛ ولی کفيل وجود مبارک حضرت فاطمه(علیها السلام)، رسول گرامي اسلام(ص) است که اولين و آخرين، در پيشگاه رسالت آن‌حضرت خاضع‌اند.

 

(سخنراني علامه جوادي آملي در مراسم افتتاح شبستان امام خميني(ره)  حرم ملکوتي کريمه اهل‌بيت(علیها السلام) ـ 5/ 5/ 1384)

 

پی‌نوشت‌ها :

1. صافات/79            2. انبياء/68

3. صافات/109          4. صافات/120

5. فرقان/1               6. مدّثر/31

7. آل‌عمران/37         8. آال‌عمران/37

 


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : دوشنبه 31 فروردین 1394
زمان : 18:06
قسمتي از مناجات استاد بزرگ اخلاق حاج آقا مجتبی تهرانی (ره)
ارسال نظر(0)

قسمتي از مناجات استاد بزرگ اخلاق حاج آقا مجتبی تهرانی(ره) در ليالي قدر:

« یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعه مزجاة فاوف لنا الکیل و

تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین »

(سوره مبارکه یوسف / آیه ۸۸)

. . . . .

من همیشه قبل از اینکه از خداوند طلب مغفرت کنم، میگویم

خدایا من امشب از تمام کسانی که گردنشون حقی دارم ،

غیبت من رو کردن، مالی از من خوردن، آزاری رسوندن و ...

از همه اونها گذشتم . قلبا هم گذشتم و هیچ شکایتی ندارم.

خدایا اگر تو امشب من رو نبخشی و از سر تمام تقصیراتم نگذری،

من از تو بخشنده ترم و چنین چیزی غیر ممکنه !

پس حتما تو من رو بخشیدی.

خصوصا در لیالی قدر اینطور دعا کنید و ببینید چه حالی به شما دست میدهد.

خصوصا در حق کسانی که به شما بدی کردند؛ بیشتر دعا کنید.

ما در روایاتمان زیاد داریم که اگر در حق اینها دعا کنید

خداوند چندین برابر اون چیزی که خواستید رو برای خودتون مستجاب میکنه .

( نثار روح بلند این مرد الهي و همه علمای اسلام از اول تا آخر تاریخ صلواتی هدیه کنید به امید دعای خیرشون)

كليد درگاه آقاجانمان ، امام زمان (عج)

مكرر و در نهايت خشوع و خضوع ميگوئيم :


[ یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعه مزجاة فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین ]

( سوره مبارکه یوسف / آیه ۸۸)

« شرح پريشاني »

پر کن دوباره کِیْل مرا ایها العزیز
آخر کجا روم به کجا ایها العزیز

رو از من شکسته مگردان که سال‌هاست
رو کرده‌ام به سوی شما ایها العزیز

جان را گرفته‌ام به سردست و آمدم
از کوره راه‌های بلا ایها العزیز

وادی به وادی آمده‌‌ام از درت مران
وا کن دری به روی گدا ایها العزیز

چیزی که از بزرگی تو کم نمی‌شود
این کاسه را … فاوف لنا… ایها العزیز

خالی‌تر از دو چشم من این جان نیمه جان
محتاج یک نگاه تو یا ایها العزیز

ما، جان و مال باختگان را رها مکن
بگذار بگذرد شب ما ایها العزیز

دستم تهی است… راه بیابان گرفته‌ام
محتاج يك نگاه شما ایها العزیز

آقاجان !!! ؛ " مثل فرزندان يعقوب ، با شرمي سنگين به خدمت مولايمان مي رسيم ، از او مي خواهيم كه از خدا بخواهد ،گناهان سنگين و متفاوت ما را ببخشد و دستمان را براي آينده بگيرد . "

آري درست مثل فرزندان يعقوب مي گوييم :

« یا اَبانا اِستغفر لَنا ذنوبنا اِنّا کُنّا خاطِئین »

پدر ! تو براي ما آمرزش بخواه كه ما خطاكاريم . . .

{ صلوات + عج }


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393
زمان : 08:04
قسمتي از مناجات استاد بزرگ اخلاق حاج آقا مجتبی تهرانی (ره)
ارسال نظر(0)

 

 

قسمتي از مناجات استاد بزرگ اخلاق حاج آقا مجتبی تهرانی(ره) در ليالي قدر:

 

 

 

« یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعه مزجاة فاوف لنا الکیل و

تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین »

(سوره مبارکه یوسف / آیه ۸۸)

. . . . .

من همیشه قبل از اینکه از خداوند طلب مغفرت کنم، میگویم

خدایا من امشب از تمام کسانی که گردنشون حقی دارم ،

 غیبت من رو کردن، مالی از من خوردن، آزاری رسوندن و ...

از همه اونها گذشتم . قلبا هم گذشتم و هیچ شکایتی ندارم.

 خدایا اگر تو امشب من رو نبخشی و از سر تمام تقصیراتم نگذری،

 من از تو بخشنده ترم و چنین چیزی غیر ممکنه !

 پس حتما تو من رو بخشیدی.

 خصوصا در لیالی قدر اینطور دعا کنید و ببینید چه حالی به شما دست میدهد.

خصوصا در حق کسانی که به شما بدی کردند؛ بیشتر دعا کنید.

 ما در روایاتمان زیاد داریم که اگر در حق اینها دعا کنید

 خداوند چندین برابر اون چیزی که خواستید رو برای خودتون مستجاب میکنه .

 

( نثار روح بلند این مرد الهي و همه علمای اسلام از اول تا آخر تاریخ صلواتی هدیه کنید به امید دعای خیرشون)

 

 

كليد درگاه آقاجانمان ، امام زمان (عج)

 

مكرر و در نهايت خشوع و خضوع ميگوئيم :


 [ یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعه مزجاة فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین ]

( سوره مبارکه یوسف / آیه ۸۸)

« شرح پريشاني »

پر کن دوباره کِیْل مرا ایها العزیز
آخر کجا روم به کجا ایها العزیز

رو از من شکسته مگردان که سال‌هاست
رو کرده‌ام به سوی شما ایها العزیز

جان را گرفته‌ام به سردست و آمدم
از کوره راه‌های بلا ایها العزیز

وادی به وادی آمده‌‌ام از درت مران
وا کن دری به روی گدا ایها العزیز

چیزی که از بزرگی تو کم نمی‌شود
این کاسه را … فاوف لنا… ایها العزیز

خالی‌تر از دو چشم من این جان نیمه جان
محتاج یک نگاه تو یا ایها العزیز

ما، جان و مال باختگان را رها مکن
بگذار بگذرد شب ما ایها العزیز

دستم تهی است… راه بیابان گرفته‌ام
محتاج يك نگاه شما ایها العزیز

 

آقاجان !!! ؛ "  مثل فرزندان يعقوب ، با شرمي سنگين به خدمت مولايمان مي رسيم ، از او مي خواهيم كه از خدا بخواهد ،گناهان سنگين و متفاوت ما را ببخشد و دستمان را براي آينده بگيرد . "

  آري درست مثل فرزندان يعقوب مي گوييم :  

  « یا اَبانا اِستغفر لَنا ذنوبنا اِنّا کُنّا خاطِئین  »

پدر ! تو براي ما آمرزش بخواه كه ما  خطاكاريم  . . .

{ صلوات + عج }


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : چهارشنبه 20 اسفند 1393
زمان : 08:04
توفیق زن بیش از مرد است!
ارسال نظر(0)

رسول خدا ( صلي الله عليه وسلم ) : گفتن تسبيحات اربعه " سبحان الله، والحمد لله، ولا اله إلاّ الله، والله اكبر" در نزد من ، از آنچه كه آفتاب بر آن طلوع نموده محبوبتر است .

توفيق زن بيش از مرد است و اگر انسان تنزل كند، حداقل بايد بگويد زن همانند مرد است. زيرا ‏تقريباً شش سال قبل از اين كه مرد، مكلف شود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذيرفته است .

به گزارش شفقنا به نقل از خبرگزاری حوزه حضرت آیت‌ الله العظمی جوادی‌آملی در پاسخ راز به تکلیف رسیدن دختران قبل از پسران را تشریح کردند :

متن سوال و پاسخ معظم‌له به شرح ذیل است :

* توفیق زن بیش از مرد است :

توفيق زن بيش از مرد است و اگر انسان تنزل كند، حداقل بايد بگويد زن همانند مرد است. زيرا ‏تقريباً شش سال قبل از اين كه مرد، مكلف شود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذيرفته است. زن ‏همين كه از نُه سالگى گذشت و وارد دهمين سال زندگى‎ ‎شد، خدا او را به حضور مى ‏پذيرد و با او ‏سخن مى ‏گويد و روزه را بر او واجب مى‏ كند، مناجات‌هاى او را به عنوان دستور مستحب شرعى ‏گوش مى ‏دهد. آن هنگام كه مرد به عنوان يك نوجوان در حال بازى کودکانه است، زن مشغول راز و نياز ‏و نماز است. شش سال زمينه ‏سازى كردن، از دوران نوجوانى او را به حضور پذيرفتن، نماز را كه ‏عمود دين است بر او واجب كردن، روزه را كه سپر دين است و حج را كه وفد الى ‏اللَّه است و ‏مهمانان در آن سفر به ضيافتگاه خداوند مى‏ روند، بر زن واجب كردن، اينها همه نشانه آن است كه ‏زن براى دريافت فضائل، شايسته ‏تر از مرد است. و اگر اين منطق درست تبيين و اجرا گردد، نتيجتاً ‏معلوم خواهد شد كه زن بالاتر از مرد و لااقل همتاى مرد است .

* یک دستورالعمل :

‏ ‎ ‎زن گرچه ممكن است در طى دوران عادت از برخى از عبادت محروم باشد اما تمامى آن‏ها ‏جبران ‏پذير است، زيرا قضاى روزه‏ ها را به جا مى ‏آورد و براى نماز اگر وضو بگيرد و در مصلّاى خود رو به ‏قبله بنشيند، و به مقدار نماز، ذكر بگويد ثواب نماز را مى ‏برد. همان گونه كه اگر مسافرى پس از ‏خواندن دو ركعت واجب، سى يا چهل بار تسبيحات اربعه را تكرار كند، جبران آن دو ركعت ساقط ‏شده را خواهد كرد.

پس اين گونه از فضائل جبران‏ پذير است.‏ ‎ ‎عمده آن است كه مرد وقتى پانزده سالگى را تمام نمود و وارد شانزدهمين سال زندگى شد، ‏شايستگى خطاب الهى را كسب مى ‏نمايد و قبل از آن چنين لياقتى ندارد، زيرا بلوغ، زمينه تشرف به ‏مقام عبوديت است‎ .

* جشن تکلیف :

درباره يكى از علماى شيعه، ابن طاووس - رضوان اللَّه عليه - نقل شده است كه روز بلوغش ‏را جشن گرفت، او وقتى از پانزده سالگى وارد شانزدهمين سال زندگى شد دوستان و آشنايان خود ‏را به شكرانه اين كه من نَمُردم و سنّ من به حدّى رسيد كه خداى سبحان با من سخن گفت و از ‏من تكليف طلب كرد، جشن گرفت چون انسان‎ ‎تا قبل از بلوغ، مورد خطاب تكليفى خدا نيست، و به ‏هنگام بلوغ لياقت مى‏ يابد كه مورد خطاب خداى سبحان واقع شود. - اما این که آيا اين جشن، در اسلام ‏مشروعيت دارد و جزو سنن هست يا نه؟ مسأله‏ اى جداگانه است، كسى به قصد ورودِ سنّت اقدام ‏به برگزارى اين مراسم نمى‏ كند، بلكه اين جشن را به شكرانه يك نعمت برگزار مى‏ نمايد. و شايد ‏مرحوم سيد ابن طاووس، زير پوشش اطلاقات اوليه كه هر نعمتى به شما رسيده است حق‏ شناس و ‏شاكر باشيد، اين چنين عملى را انجام داده است‎- .‎ ‎ ‎بر اين اساس، بلوغ يك شرافت است. آنها كه اهل عرفان هستند، مى ‏گويند ما مشرَّف شديم نه ‏مكلّف، چون زحمت و مشقتى در كار نيست، بلكه شرف در كار است. لذا در مناجات‏ الذاكرين امام ‏سجاد (ع) مى ‏خوانيم «يا من ذكره شرف» اى خدايى كه نام تو مايه ‏شرافت است.‏ ‎ ‎اگر كسى به جايى برسد كه ذكر خدا گويد و در سايه اين ذكر، به ياد خدا باشد و خدا هم به ياد او ‏باشد، شرافتى نصيب او گرديده است، و این است که زن شش سال قبل از مرد به اين شرافت مى ‏رسد.

اگر ‏چنانچه به اين نكته دقت شود، قبل از اين كه مرد به راه بيفتد و در صراط مستقيم گام بردارد، زن ‏بخش زيادى از اين راه را طى كرده است. بنابراين هم آن محروميت‏ هايى كه زن در دوران عادت دارد ‏قابل جبران است و هم شش سال قبل از مرد، از همه مزايايى كه مرد محروم است برخوردار ‏مى‏ شود.‏

* دلایل جبران محرومیت از عبادات :

‎ ‎در پايان عمر نيز براى زنان غير سادات پس از سن پنجاه سالگى سخن از ايام محروميت نيست ‏و در اين مدت محروميت نيز اولاً، ايام عادت محدود و چند روز بيشتر نيست. ثانياً، آنها كه باردارند و ‏توفيق حمل امانت را دارند نيز محروميت از عبادت شامل آنها نمى‏ شود، چون غالباً عادت با حمل ‏جمع نمى‏ شود. ثالثاً، مدت شش سالى كه زن قبل از بلوغ مرد، بالغ مى ‏شود، همه نقص‏ ها را ‏ترميم مى ‏كند. بنابراين اگر نقصانى در ايمان باشد، علت آن هم نقص در عبادت باشد، نه تنها قابل ‏جبران است، بلكه اگر زن به اين فكر بيفتد كه دوران شش ساله را مغتنم شمارد، عظمتى فزون تر نيز ‏خواهد يافت.‏‎ ‎از آنچه گفته شد روشن مى‏ شود سِرّ بيان حضرت امير - سلام‏ اللَّه عليه - در نهج ‏البلاغه كه در ‏وصف زن خطاب به امام مجتبى عليه السلام مى ‏فرمايد‎:‎ ‎ »‎فاِنّ المرأة ريحانة وليست بقهرمانة»(1).‏ ‎ ‎يعنى اين كه زن ريحان است، بايد او را زودتر از مرد، تحت تربيت و تكليف قرار داد، در غير اين ‏صورت ضايع مى ‏شود. روايتى ديگر نيز از حضرت صادق - سلام ‏اللَّه عليه - نقل شده است كه ‏مى‏ فرمايد:‏ ‎ »‎من اتّخذ امرأة فليكرمها فانّما امرأة أحدكم لعبة فمن اتّخذها فلا يضيّعها»(2).‏ ‎ ‎مراد از لعب در روايت، بازيچه و اسباب‏ بازى نيست، بلكه يعنى، زن ريحانه است، اين ريحانه را ‏ضايع نكنيد. اسلام به اولياى مدرسه و منزل دستور مى ‏دهد كه به دخترها بيش از پسرها رسيدگى ‏كنيد. اگر تكليف بر دختر، شش سال قبل از پسر شروع مى ‏شود بنابراين اولياى منزل و مدرسه ‏مسؤوليت شان نسبت به دخترها بيش از پسرهاست‎ ‎ ‎روى اين تحليل، معلوم مى ‏شود زن براى نماز و راز و نياز، زودتر از مرد آمادگى پيدا مى‏ كند و اگر‎ ‎احياناً راه‌هاى عاطفى، زمينه ‏هاى انحراف را پيش روى زن قرار دهد، تكاليف عبادى آن راه‌ها را تعديل ‏مى‏ كند تا مبادا به انحراف برود‎.

منابع:
‏ (1) نهج البلاغه، نامه 31.‏ ‏(2) بحارالانوار، ج103، ص224.‏ ‏(3)زن در آئينه جلال و جمال، صفحات 379 ـ 382.

{صلوات+عج}


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : پنج‌شنبه 23 بهمن 1393
زمان : 09:38
توفیق زن بیش از مرد است!
ارسال نظر(0)

 

 

   رسول خدا ( صلي الله عليه وسلم ) : گفتن تسبيحات اربعه "  سبحان الله، والحمد لله، ولا اله إلاّ الله، والله اكبر" در نزد من ، از آنچه كه آفتاب بر آن طلوع نموده محبوبتر است .

 

 

 

توفيق زن بيش از مرد است و اگر انسان تنزل كند، حداقل بايد بگويد زن همانند مرد است. زيرا ‏تقريباً شش سال قبل از اين كه مرد، مكلف شود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذيرفته است .

به گزارش شفقنا به نقل از خبرگزاری حوزه حضرت آیت‌ الله العظمی جوادی‌آملی در پاسخ راز به تکلیف رسیدن دختران قبل از پسران را تشریح کردند :

متن سوال و پاسخ معظم‌له به شرح ذیل است :

* توفیق زن بیش از مرد است :

توفيق زن بيش از مرد است و اگر انسان تنزل كند، حداقل بايد بگويد زن همانند مرد است. زيرا ‏تقريباً شش سال قبل از اين كه مرد، مكلف شود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذيرفته است. زن ‏همين كه از نُه سالگى گذشت و وارد دهمين سال زندگى‎ ‎شد، خدا او را به حضور مى ‏پذيرد و با او ‏سخن مى ‏گويد و روزه را بر او واجب مى‏ كند، مناجات‌هاى او را به عنوان دستور مستحب شرعى ‏گوش مى ‏دهد. آن هنگام كه مرد به عنوان يك نوجوان در حال بازى کودکانه است، زن مشغول راز و نياز ‏و نماز است. شش سال زمينه ‏سازى كردن، از دوران نوجوانى او را به حضور پذيرفتن، نماز را كه ‏عمود دين است بر او واجب كردن، روزه را كه سپر دين است و حج را كه وفد الى ‏اللَّه است و ‏مهمانان در آن سفر به ضيافتگاه خداوند مى‏ روند، بر زن واجب كردن، اينها همه نشانه آن است كه ‏زن براى دريافت فضائل، شايسته ‏تر از مرد است. و اگر اين منطق درست تبيين و اجرا گردد، نتيجتاً ‏معلوم خواهد شد كه زن بالاتر از مرد و لااقل همتاى مرد است .

* یک دستورالعمل :

‏ ‎ ‎زن گرچه ممكن است در طى دوران عادت از برخى از عبادت محروم باشد اما تمامى آن‏ها ‏جبران ‏پذير است، زيرا قضاى روزه‏ ها را به جا مى ‏آورد و براى نماز اگر وضو بگيرد و در مصلّاى خود رو به ‏قبله بنشيند، و به مقدار نماز، ذكر بگويد ثواب نماز را مى ‏برد. همان گونه كه اگر مسافرى پس از ‏خواندن دو ركعت واجب، سى يا چهل بار تسبيحات اربعه را تكرار كند، جبران آن دو ركعت ساقط ‏شده را خواهد كرد.

پس اين گونه از فضائل جبران‏ پذير است.‏ ‎ ‎عمده آن است كه مرد وقتى پانزده سالگى را تمام نمود و وارد شانزدهمين سال زندگى شد، ‏شايستگى خطاب الهى را كسب مى ‏نمايد و قبل از آن چنين لياقتى ندارد، زيرا بلوغ، زمينه تشرف به ‏مقام عبوديت است‎ .

* جشن تکلیف :

درباره يكى از علماى شيعه، ابن طاووس - رضوان اللَّه عليه - نقل شده است كه روز بلوغش ‏را جشن گرفت، او وقتى از پانزده سالگى وارد شانزدهمين سال زندگى شد دوستان و آشنايان خود ‏را به شكرانه اين كه من نَمُردم و سنّ من به حدّى رسيد كه خداى سبحان با من سخن گفت و از ‏من تكليف طلب كرد، جشن گرفت چون انسان‎ ‎تا قبل از بلوغ، مورد خطاب تكليفى خدا نيست، و به ‏هنگام بلوغ لياقت مى‏ يابد كه مورد خطاب خداى سبحان واقع شود. - اما این که آيا اين جشن، در اسلام ‏مشروعيت دارد و جزو سنن هست يا نه؟ مسأله‏ اى جداگانه است، كسى به قصد ورودِ سنّت اقدام ‏به برگزارى اين مراسم نمى‏ كند، بلكه اين جشن را به شكرانه يك نعمت برگزار مى‏ نمايد. و شايد ‏مرحوم سيد ابن طاووس، زير پوشش اطلاقات اوليه كه هر نعمتى به شما رسيده است حق‏ شناس و ‏شاكر باشيد، اين چنين عملى را انجام داده است‎- .‎ ‎ ‎بر اين اساس، بلوغ يك شرافت است. آنها كه اهل عرفان هستند، مى ‏گويند ما مشرَّف شديم نه ‏مكلّف، چون زحمت و مشقتى در كار نيست، بلكه شرف در كار است. لذا در مناجات‏ الذاكرين امام ‏سجاد (ع) مى ‏خوانيم «يا من ذكره شرف» اى خدايى كه نام تو مايه ‏شرافت است.‏ ‎ ‎اگر كسى به جايى برسد كه ذكر خدا گويد و در سايه اين ذكر، به ياد خدا باشد و خدا هم به ياد او ‏باشد، شرافتى نصيب او گرديده است، و این است که زن شش سال قبل از مرد به اين شرافت مى ‏رسد.

اگر ‏چنانچه به اين نكته دقت شود، قبل از اين كه مرد به راه بيفتد و در صراط مستقيم گام بردارد، زن ‏بخش زيادى از اين راه را طى كرده است. بنابراين هم آن محروميت‏ هايى كه زن در دوران عادت دارد ‏قابل جبران است و هم شش سال قبل از مرد، از همه مزايايى كه مرد محروم است برخوردار ‏مى‏ شود.‏

* دلایل جبران محرومیت از عبادات :

‎ ‎در پايان عمر نيز براى زنان غير سادات پس از سن پنجاه سالگى سخن از ايام محروميت نيست ‏و در اين مدت محروميت نيز اولاً، ايام عادت محدود و چند روز بيشتر نيست. ثانياً، آنها كه باردارند و ‏توفيق حمل امانت را دارند نيز محروميت از عبادت شامل آنها نمى‏ شود، چون غالباً عادت با حمل ‏جمع نمى‏ شود. ثالثاً، مدت شش سالى كه زن قبل از بلوغ مرد، بالغ مى ‏شود، همه نقص‏ ها را ‏ترميم مى ‏كند. بنابراين اگر نقصانى در ايمان باشد، علت آن هم نقص در عبادت باشد، نه تنها قابل ‏جبران است، بلكه اگر زن به اين فكر بيفتد كه دوران شش ساله را مغتنم شمارد، عظمتى فزون تر نيز ‏خواهد يافت.‏‎ ‎از آنچه گفته شد روشن مى‏ شود سِرّ بيان حضرت امير - سلام‏ اللَّه عليه - در نهج ‏البلاغه كه در ‏وصف زن خطاب به امام مجتبى عليه السلام مى ‏فرمايد‎:‎ ‎ »‎فاِنّ المرأة ريحانة وليست بقهرمانة»(1).‏ ‎ ‎يعنى اين كه زن ريحان است، بايد او را زودتر از مرد، تحت تربيت و تكليف قرار داد، در غير اين ‏صورت ضايع مى ‏شود. روايتى ديگر نيز از حضرت صادق - سلام ‏اللَّه عليه - نقل شده است كه ‏مى‏ فرمايد:‏ ‎ »‎من اتّخذ امرأة فليكرمها فانّما امرأة أحدكم لعبة فمن اتّخذها فلا يضيّعها»(2).‏ ‎ ‎مراد از لعب در روايت، بازيچه و اسباب‏ بازى نيست، بلكه يعنى، زن ريحانه است، اين ريحانه را ‏ضايع نكنيد. اسلام به اولياى مدرسه و منزل دستور مى ‏دهد كه به دخترها بيش از پسرها رسيدگى ‏كنيد. اگر تكليف بر دختر، شش سال قبل از پسر شروع مى ‏شود بنابراين اولياى منزل و مدرسه ‏مسؤوليت شان نسبت به دخترها بيش از پسرهاست‎ ‎ ‎روى اين تحليل، معلوم مى ‏شود زن براى نماز و راز و نياز، زودتر از مرد آمادگى پيدا مى‏ كند و اگر‎ ‎احياناً راه‌هاى عاطفى، زمينه ‏هاى انحراف را پيش روى زن قرار دهد، تكاليف عبادى آن راه‌ها را تعديل ‏مى‏ كند تا مبادا به انحراف برود‎.

 

منابع:
‏          (1) نهج البلاغه، نامه 31.‏ ‏(2) بحارالانوار، ج103، ص224.‏ ‏(3)زن در آئينه جلال و جمال، صفحات 379 ـ 382.

 

{صلوات+عج}


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : پنج‌شنبه 23 بهمن 1393
زمان : 09:38
امیدبخش‌ترین آیه قرآن كريم از نظر حضرات معصومین (ع)
ارسال نظر(0)

وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى !!!

امیدبخش‌ترین آیه قرآن كريم از نظر حضرات معصومین (ع)

شان نزول آیه :

در شان نزول اين آيه آمده است كه جماعتى از يهود خدمت رسول الله (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) رسيدند، و از داستان ذى القرنين و اصحاب كهف و آفرينش روح سؤ ال كردند، پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود فردا به شما خبر خواهم داد، و ان شاء الله نگفت ، و همين سبب شد كه وحى الهى ايامى از او قطع شود و زبان دشمنان به شماتت باز گشت ، و از اين جهت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) غمگين شد .

در اينكه مدت انقطاع وحى چقدر بود؟ روايات مختلف است ، بعضى دوازده روز، بعضى پانزده ، بعضى نوزده ، بعضى بيست و پنج ، و حتى بعضى چهل روز نقل كرده اند.

پس ازآن سوره الضحي با فوجي از ملائك نازل شد و صداي رسول الله (ص) به تكبير بلند شد : الله اكبر ، الله اكبر، الله اكبر

در آيه مورد بحث ، برترين نويد را به رسول رحمت(ص) داده مى افزايد : به زودى پروردگارت آنقدر به تو عطا مى كند كه خشنود شوى (و لسوف يعطيك ربك فترضى ).
اين بالاترين اكرام و احترام پروردگار نسبت به بنده خاصش محمد (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) است كه مى فرمايد: آنقدر به تو مى بخشيم كه راضى شوى ، در دنيا بر دشمنان پيروز خواهى شد و آئين تو جهان گير خواهد گشت ، و در آخرت نيز مشمول بزرگترين مواهب خواهى بود.
بدون شك پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) به عنوان خاتم انبياء و رهبر عالم بشريت خشنوديش تنها در نجات خويش نيست ، بلكه آن زمان راضى و خشنود مى شود كه شفاعتش درباره امتش نيز پذيرفته شود، به همين دليل در روايات آمده است كه اين آيه اميدبخشترين آيات قرآن مجيد و دليل بر پذيرش شفاعت آن حضرت است .
در حديثى از امام باقر (عليه السلام ) از پدرش زين العابدين (عليه السلام ) از عمويش محمد بن حنفيه از پدرش امير مؤ منان (عليه السلام ) مى خوانيم : رسول الله فرمود: روز قيامت من در موقف شفاعت مى ايستم ، و آنقدر گنهكاران را شفاعت كنم كه خداوند گويد: ارضيت يا محمد؟! : آيا راضى شدى اى محمد؟! من مى گويم : رضيت ، رضيت : راضى شدم ، راضى شدم !
سپس امير مؤ منان (عليه السلام ) رو به جمعى از اهل كوفه كرده و افزود شما معتقديد اميدبخش ترين آيات قرآن آيه ((قل يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله )) است (اى كسانى كه نسبت به خود زياده روى كرده ايد از رحمت خدا نوميد نشويد .
گفتند: آرى ما چنين مى گوئيم .
فرمود: ولى ما اهل بيت مى گوئيم اميدبخش ترين آيات قرآن آيه
(( و لسوف يعطيك ربك فترضى )) است .
ناگفته پيدا است كه شفاعت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) شرائطى دارد، نه او براى هر كس شفاعت مى كند، و نه هر گنهكارى مى تواند چنين انتظارى را داشته باشد .

در حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم : رسول خدا وارد خانه فاطمه (عليهاالسلام ) شد در حالى كه لباس خشنى از پشم شتر در تن دخترش بود، با يك دست آسيا مى كرد، و با دست ديگر فرزندش را شير مى داد، اشك در چشمان پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) ظاهر شد، فرمود دخترم ! تلخى دنيا را در برابر شيرينى آخرت تحمل كن ، چرا كه خداوند بر من نازل كرده است كه آنقدر پروردگارت به تو مى بخشد كه راضى شوى (و لسوف يعطيك ربك فترضى ).

پس ما باید به دنبال عمل برویم، مابقی‌اش را آن‌ها شفاعت می‌کنند، امید آن‌ها هم این است که به آن‌ها شفاعت داده شده و ما هم امیدمان این است که شفاعت حضرات شامل ما شود. حضرت قسم می‌خورند و سه مرتبه می‌فرمایند : آن چیزی که در آینده خدا به ما عطا می‌کند و خشنود می‌شویم، شفاعت است .

علی ای حال ما امیدمان همین شفاعت است، به خصوص در عزاداری اباعبدالله الحسين (ع) . إن‌شاءالله مابقی نقص در عمل را به ما عنایت و مرحمت کنند .

«ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنين‏» فردای قیامت، در عوض «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ»‌های دنیا !

برای همین است که در بحارالانوار، ج 44 آمده که پیامبر هم خطاب به بانوی مکرّمه، بی بی دو عالم فرمودند: «یا فاطمة کل عین باکیة یوم القیامة الا عین بکت علی مصاب الحسین ع» همه چشم‌ها فردای قیامت گریان هستند الّا آن چشمی که برای مصائب حسین(صلوات اللّه و سلامه عليه) گریه کند. تازه بعد از آن هم می‌فرمایند: «فانّها ضاحکة مستبشرة بنعیم الجنة» نه تنها فردای قیامت گریان نیستند، بلکه به واسطه نعمت‌های بهشتی که به آن‌ها دادند، خندان هستند. یعنی چشم‌های این‌ها برق می‌زند، برق شادی! فردا همه چشم‌ها گریان هستند، همه هراسانند، همه می‌ترسند، امّا آن چشمی که برای حسین فاطمه(صلوات اللّه و سلامه عليه) گریه کرده، نمی‌ترسد، نگران نیست، بلکه بشارت‌ها را می‌بیند و خندان است، «ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنين‏» .

خیلی جالب است. آیت‌الله احمدی میانه جی(اعلي اللّه مقامه الشّريف) فرمودند: این « بِسَلامٍ آمِنين‏»، عوض آن «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ»‌ها هست .

[تلخيص از درس اخلاق آيت الله قرهي (زيده عزه) و تفسير نمونه]

{صلوات+عج}


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : پنج‌شنبه 09 بهمن 1393
زمان : 22:17
امیدبخش‌ترین آیه قرآن كريم از نظر حضرات معصومین (ع)
ارسال نظر(0)

 

 

وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى !!!

 

امیدبخش‌ترین آیه قرآن كريم از نظر حضرات معصومین (ع)

 

 

 

شان نزول آیه :

 

  در شان نزول اين آيه آمده است كه جماعتى از يهود خدمت رسول الله (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) رسيدند، و از داستان ذى القرنين و اصحاب كهف و آفرينش روح سؤ ال كردند، پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود فردا به شما خبر خواهم داد، و ان شاء الله نگفت ، و همين سبب شد كه وحى الهى ايامى از او قطع شود و زبان دشمنان به شماتت باز گشت ، و از اين جهت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) غمگين شد .

   در اينكه مدت انقطاع وحى چقدر بود؟ روايات مختلف است ، بعضى دوازده روز، بعضى پانزده ، بعضى نوزده ، بعضى بيست و پنج ، و حتى بعضى چهل روز نقل كرده اند.

   پس ازآن سوره الضحي با فوجي از ملائك نازل شد و صداي رسول الله (ص) به  تكبير بلند شد : الله اكبر ، الله اكبر، الله اكبر

     در آيه مورد بحث ، برترين نويد را به رسول رحمت(ص) داده مى افزايد : به زودى پروردگارت آنقدر به تو عطا مى كند كه خشنود شوى (و لسوف يعطيك ربك فترضى ).
      اين بالاترين اكرام و احترام پروردگار نسبت به بنده خاصش محمد (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) است كه مى فرمايد: آنقدر به تو مى بخشيم كه راضى شوى ، در دنيا بر دشمنان پيروز خواهى شد و آئين تو جهان گير خواهد گشت ، و در آخرت نيز مشمول بزرگترين مواهب خواهى بود.
بدون شك پيغمبر اكرم (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) به عنوان خاتم انبياء و رهبر عالم بشريت خشنوديش تنها در نجات خويش نيست ، بلكه آن زمان راضى و خشنود مى شود كه شفاعتش درباره امتش نيز پذيرفته شود، به همين دليل در روايات آمده است كه اين آيه اميدبخشترين آيات قرآن مجيد و دليل بر پذيرش شفاعت آن حضرت است .
در حديثى از امام باقر (عليه السلام ) از پدرش زين العابدين (عليه السلام ) از عمويش محمد بن حنفيه از پدرش امير مؤ منان (عليه السلام ) مى خوانيم : رسول الله فرمود: روز قيامت من در موقف شفاعت مى ايستم ، و آنقدر گنهكاران را شفاعت كنم كه خداوند گويد: ارضيت يا محمد؟! : آيا راضى شدى اى محمد؟! من مى گويم : رضيت ، رضيت : راضى شدم ، راضى شدم  !
سپس امير مؤ منان (عليه السلام ) رو به جمعى از اهل كوفه كرده و افزود شما معتقديد اميدبخش ترين آيات قرآن آيه ((قل يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله )) است (اى كسانى كه نسبت به خود زياده روى كرده ايد از رحمت خدا نوميد نشويد .
گفتند: آرى ما چنين مى گوئيم .
فرمود: ولى ما اهل بيت مى گوئيم اميدبخش ترين آيات قرآن آيه
  (( و لسوف يعطيك ربك فترضى )) است .
ناگفته پيدا است كه شفاعت پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) شرائطى دارد، نه او براى هر كس شفاعت مى كند، و نه هر گنهكارى مى تواند چنين انتظارى را داشته باشد .

در حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم : رسول خدا وارد خانه فاطمه (عليهاالسلام ) شد در حالى كه لباس خشنى از پشم شتر در تن دخترش بود، با يك دست آسيا مى كرد، و با دست ديگر فرزندش را شير مى داد، اشك در چشمان پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) ظاهر شد، فرمود دخترم ! تلخى دنيا را در برابر شيرينى آخرت تحمل كن ، چرا كه خداوند بر من نازل كرده است كه آنقدر پروردگارت به تو مى بخشد كه راضى شوى (و لسوف يعطيك ربك فترضى ).

پس ما باید به دنبال عمل برویم، مابقی‌اش را آن‌ها شفاعت می‌کنند، امید آن‌ها هم این است که به آن‌ها شفاعت داده شده و ما هم امیدمان این است که شفاعت حضرات شامل ما شود. حضرت قسم می‌خورند و سه مرتبه می‌فرمایند : آن چیزی که در آینده خدا به ما عطا می‌کند و خشنود می‌شویم، شفاعت است .

  علی ای حال ما امیدمان همین شفاعت است، به خصوص در عزاداری اباعبدالله الحسين (ع) . إن‌شاءالله مابقی نقص در عمل را به ما عنایت و مرحمت کنند .

«ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنين‏» فردای قیامت، در عوض «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ»‌های دنیا ! 

برای همین است که در بحارالانوار، ج 44 آمده که پیامبر هم خطاب به بانوی مکرّمه، بی بی دو عالم فرمودند: «یا فاطمة کل عین باکیة یوم القیامة الا عین بکت علی مصاب الحسین ع» همه چشم‌ها فردای قیامت گریان هستند الّا آن چشمی که برای مصائب حسین(صلوات اللّه و سلامه عليه) گریه کند. تازه بعد از آن هم می‌فرمایند: «فانّها ضاحکة مستبشرة بنعیم الجنة» نه تنها فردای قیامت گریان نیستند، بلکه به واسطه نعمت‌های بهشتی که به آن‌ها دادند، خندان هستند. یعنی چشم‌های این‌ها برق می‌زند، برق شادی! فردا همه چشم‌ها گریان هستند، همه هراسانند، همه می‌ترسند، امّا آن چشمی که برای حسین فاطمه(صلوات اللّه و سلامه عليه) گریه کرده، نمی‌ترسد، نگران نیست، بلکه بشارت‌ها را می‌بیند و خندان است، «ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنين‏» .

 خیلی جالب است. آیت‌الله احمدی میانه جی(اعلي اللّه مقامه الشّريف) فرمودند: این « بِسَلامٍ آمِنين‏»، عوض آن «السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ»‌ها هست .

 

[تلخيص از درس اخلاق آيت الله قرهي (زيده عزه) و تفسير نمونه]

 

{صلوات+عج}


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : پنج‌شنبه 09 بهمن 1393
زمان : 22:17
علامت های سه‌گانه شرح صدر
ارسال نظر(0)

علامتهای سه‌گانه شرح صدر :

گفتاري از حضرت آيت الله جوادي آملي (دامت بركاته)

شرح صدر را ابن‌مسعود از وجود مبارك رسول گرامي(عليه و علي آله آلاف التحيّة والثناء) پرسيد كه شرح صدر نشانه‌اي دارد يا نه؟ فرمود: آري, شرح صدر علامتي دارد، انسان « مشروح‌الصدر» اوصافي دارد :

« الْإِنَابَةَ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ وَ التَّجَافِيَ عَنْ دَارِ الْغُرُورِ وَ الِاسْتِعْدَادُ لِلْمَوْتِ »

اينها علامت‌هاي شرح صدر است . علم نافع آن است كه جاي چيزي را تنگ نكند, يك : به آن ظرف ظرفيّت دهد دو : آن شخص مي‌شود « مشروح‌الصدر» سه: علامت آن اين اصول سه‌گانه است چهار:يعنی تجافي از «دار الغرور»، اين مقامات و عناوين اعتباري جز نيرنگ چيزي نيست. انسان بايد به جامعه خدمت كند اگر به فكر عنوان باشد و به فكر عناوين وهمي و خيالي باشد اين هم راه ديگران را مي‌بندد و هم راه خود را نمي‌بيند، تجافي از «دار الغرور» و انابه به «دار الخلود» و آماده شدن براي پديده مرگ و مرگ را إماته كردن اينها نشانه شرح صدر است .

از وجود مبارك امام سجاد(صلوات الله و سلامه عليه) نقل شده است كه در شب 27 ماه مبارك رمضان مكرّر اين دعاي نوراني را تا صبح زمزمه مي‌كردند : « اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي التَّجَافِيَ عَنْ دَارِ الْغُرُورِ وَ الْإِنَابَةَ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ وَ الِاسْتِعْدَادَ لِلْمَوْتِ قَبْلَ حُلُولِ الْفَوْتِ»

گاهي شرح صدر مي‌خواهند مي‌گويند : ﴿رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي﴾, گاهي لوازم آن را از ذات اقدس اله مسئلت مي‌كنند مي‌گويند: « اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي التَّجَافِيَ عَنْ دَارِ الْغُرُورِ » و مانند آ‌ن.


اميدواريم همه ما ـ ان‌شاءالله ـ « مشروح‌الصدر » باشيم , همه ما علم نافع تهيه كنيم, همه ما چراغ هدايت باشيم, جامعه ما با فرهنگ ديني اين‌چنين آشنا ‌شود كه هرگز بيراهه نرود و راه كسي را نبندد و بداند انسان مرگ را مي‌ميراند و بداند مرگ پديده‌اي است در اثناي راه نه پايان راه و بداند مرگ, تخلّل عدم بين متحرّك و هدف نيست و بداند انسان كاري مي‌كند كه نه از جماد و نبات و حيوان ساخته است نه از فرشته و مَلك برمي‌آيد و مبارزات سه‌گانه و نفس‌گير براي انسان طرح شده است نه براي غير انسان، زيرا غير انسان يا « منقطع‌الآخر» است يا « منقطع‌الأول» است. اميدواريم بيانات نوراني اهل بيت براي جامعه ما راه‎گشا باشد در گوينده و شنونده اثر كند همه ما به فيض و فوز الهي بار يابيم.

« غفر الله لنا و لكم و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »

قسمت پاياني بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دامت بركاته)در برنامه تلويزيوني «دانش هدايتگر» ؛ قم ؛ آذر 1392


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : شنبه 20 دی 1393
زمان : 15:19
علامت های سه‌گانه شرح صدر
ارسال نظر(0)

 

علامتهای سه‌گانه شرح صدر :

گفتاري از حضرت آيت الله جوادي آملي (دامت بركاته)

 

 

 

  شرح صدر را ابن‌مسعود از وجود مبارك رسول گرامي(عليه و علي آله آلاف التحيّة والثناء) پرسيد كه شرح صدر نشانه‌اي دارد يا نه؟ فرمود: آري, شرح صدر علامتي دارد، انسان « مشروح‌الصدر» اوصافي دارد :

«  الْإِنَابَةَ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ وَ التَّجَافِيَ عَنْ دَارِ الْغُرُورِ وَ الِاسْتِعْدَادُ لِلْمَوْتِ »

     اينها علامت‌هاي شرح صدر است . علم نافع آن است كه جاي چيزي را تنگ نكند, يك : به آن ظرف ظرفيّت دهد دو : آن شخص مي‌شود « مشروح‌الصدر» سه: علامت آن اين اصول سه‌گانه است چهار:يعنی تجافي از «دار الغرور»، اين مقامات و عناوين اعتباري جز نيرنگ چيزي نيست. انسان بايد به جامعه خدمت كند اگر به فكر عنوان باشد و به فكر عناوين وهمي و خيالي باشد اين هم راه ديگران را مي‌بندد و هم راه خود را نمي‌بيند، تجافي از «دار الغرور» و انابه به «دار الخلود» و آماده شدن براي پديده مرگ و مرگ را إماته كردن اينها نشانه شرح صدر است .

از وجود مبارك امام سجاد(صلوات الله و سلامه عليه) نقل شده است كه در شب 27 ماه مبارك رمضان مكرّر اين دعاي نوراني را تا صبح زمزمه مي‌كردند : « اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي التَّجَافِيَ عَنْ دَارِ الْغُرُورِ وَ الْإِنَابَةَ إِلَى دَارِ الْخُلُودِ وَ الِاسْتِعْدَادَ لِلْمَوْتِ قَبْلَ حُلُولِ الْفَوْتِ»

گاهي شرح صدر مي‌خواهند مي‌گويند : ﴿رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي﴾, گاهي لوازم آن را از ذات اقدس اله مسئلت مي‌كنند مي‌گويند: « اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي التَّجَافِيَ عَنْ دَارِ الْغُرُورِ »  و مانند آ‌ن.


    اميدواريم همه ما ـ ان‌شاءالله ـ « مشروح‌الصدر » باشيم , همه ما علم نافع تهيه كنيم, همه ما چراغ هدايت باشيم, جامعه ما با فرهنگ ديني اين‌چنين آشنا ‌شود كه هرگز بيراهه نرود و راه كسي را نبندد و بداند انسان مرگ را مي‌ميراند و بداند مرگ پديده‌اي است در اثناي راه نه پايان راه و بداند مرگ, تخلّل عدم بين متحرّك و هدف نيست و بداند انسان كاري مي‌كند كه نه از جماد و نبات و حيوان ساخته است نه از فرشته و مَلك برمي‌آيد و مبارزات سه‌گانه و نفس‌گير براي انسان طرح شده است نه براي غير انسان، زيرا غير انسان يا « منقطع‌الآخر» است  يا « منقطع‌الأول» است. اميدواريم بيانات نوراني اهل بيت براي جامعه ما راه‎گشا باشد در گوينده و شنونده اثر كند همه ما به فيض و فوز الهي بار يابيم.

     « غفر الله لنا و لكم و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »

قسمت پاياني بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دامت بركاته) در برنامه تلويزيوني «دانش هدايتگر» ؛ قم ؛ آذر 1392


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : شنبه 20 دی 1393
زمان : 15:19


.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران