اصحاب قرآنی یاوران حضرت مهدی(عج)

سامانه تلاوت آیات وحی

در سايه سار بلند قامتان - سخنان حضرت امام خمینی(ره) درباره شهادت و شهیدان
ارسال نظر(0)

در سايه سار بلند قامتان

شهدا، شاهد برباطن وحقيقت عالمند وهم آنانند كه بديگران حيات مي بخشند.

امام خميني (ره)

امام خمینی(ره) و شهیدان

امام خمینی به عنوان معمار تجدید حیات اسلام در عصر حاضر و برافراشته نمودن پرچم اسلام در عرصه های مختلف زندگی اجتماعی نقش بسزایی در احیاء ارزشهای والای اسلام داشتند. در این بین یكی از واژه هایی كه توانست نقش حیاتی و محوری در سرنوشت اسلام و انقلاب اسلامی ایفا نماید همانا واژه ایثار و شهادت بود كه این مفهوم توسط رهبران انقلاب و در راس آنها امام خمینی(ره) به خوبی تبیین گردید و به بركت همین مفاهیم بود كه ملت ایران توانست در مقابل دشمنان خارجی قد علم نماید. گستردگی موضوع شهادت و تاثیر آن در سرنوشت انقلاب و جامعه به حدی بود كه موجب تشكیل نهادی به نام بنیاد شهید انقلاب اسلامی گردید تا بتواند ارزشها و فضیلتهای جهاد و شهادت را حفظ و در جامعه تعمیم و گسترش دهد. به راستی كه این بنیاد در اهداف و اساسنامه خود حفظ فرهنگ شهادت را بر خود فرض دانسته و ماموریت اصلی آن حفظ و ترویج فرهنگ شهادت است. لذا برای تامین و تضمین چنین هدف والائی تنها راه ممكن، نصب العین قرار دادن سخنان بزرگان از جمله حضرت امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری در تمام ابعاد و شئون می باشد. اینك به فرازهایی از این سخنان اشاره می نمائیم.

فرازهایی از سخنان حضرت امام خمینی(ره) درباره شهادت و شهیدان :

خاصیت طبیعی شهادت، ایجاد برکت و تداوم و گشایش در حرکت به سمت تعالی و کمال است. اینکه خداوند متعال در قرآن شهید را زنده معرفی میکند و در عرف اسلامی و اصطلاح شرعي به کشته‌ی راه خدا - شهید یعنی شاهد، ناظر و حاضر - این به این معناست که خون شهید ضایع نخواهد شد؛ شخصیت شهید که تبلور همان آرمانهای او و آرزوهای اوست، از میان مردم رخت بر نخواهد بست؛ این خاصیت شهادت است. آن کسانی که این حقیقت را از بن دندان درک کرده‌اند و تصدیق کرده‌اند، برای آنها کشته شدن در راه خدا به هیچ وجه ضایعه به حساب نمی‌آید؛ بلکه یک افتخار است، یک اقبال بزرگ است؛ آن را میخواهند، آن را از خدا میطلبند؛ آن را مثل یک حاجت بزرگ، در ذکر و مناجاتِ خودشان با خدا مطرح میکنند .

« شهادت عزت ابدی است »

ارزش شهادت _ شهيد _ مزارشهيد _ امام و شهدا _

جايگاه خانواده شهدا _ ملت شهيد پرور _ بنيادشهيد _ وظيفه مردم

ارزش شهادت :

((از شهادت باكی نیست … شهادت ارثی است كه از اولیا ما به ما می رسد.))

***

((شهادت فخر اولیا بوده است و فخر ما.))

***

شهادت عزت ابدی است، حیات ابدی است. آنها از شهادت بترسند و از مردن بترسند كه مردن را تمام می دانند و انسان را فانی.))

***

شهادت هدیه ای است از جانب خدای تبارك و تعالی برای آن كسانی كه لایق هستند و دنبال هر شهادتی باید تصمیم ها قوی تر بشود.

***

ملتی كه شهادت برای او سعادت است پیروز است.

***

آنكه شهادت را در آغوش، همچون عزیزی می پذیرد، آن كوردلان نمی توانند مقابله كنند.

***

خط سرخ شهادت آل محمد و علی است و این افتخار از خاندان نبوت و ولایت به ذریه طیبه آن بزرگواران و به پیروان خط آنان به ارث رسیده است.

***

همین شهادتها پیروزی را بیمه می كند، همین شهادتهاست كه دشمن شما را رسوا می كند در دنیا.

***

شهادت در راه خدا چیزی نیست كه بتوان آن را با سنجش های بشری و انگیزه های مادی ارزیابی كرد.

***

خداوندا این دفتر و كتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز و ما را هم از وصول به آن محروم مكن.

***

عزیزان من! از فدائی دادن و نثار جان و مال در راه خدا و اسلام و ملت مسلمان نهراسید كه این شیوه پیغمبر عظیم الشان و اوصیاء و اولیاء آنان بوده و خون ما رنگین تر از خون شهدای كربلا نیست.

***

این حس جلو آمدن برای اسلام و شهادت بود كه ما را به پیروزی رساند.

***

شهید :

امیدوارم كه این شهدا در نامه ای كه اسم شهدای بدر و كربلا نوشته می شود اسم اینها نوشته شده باشد.

***

رحمت سرشار خداوند متعال بر شهدای فضیلت، شهدایی كه با نثار خون خود درخت با بركت اسلام را آبیاری نمودند.

***

مگر شهادت هم نگرانی دارد؟ ما دوستانمان كه شهید شدند در جوار رحمت حق هستند، چرا برای اینها دل تنگ باشیم؟

***

چه سعادتمند بودند این شهیدان كه دین خود را به اسلام و ملت شریف ایران ادا نموده و به جایگاه مجاهدین و شهدای اسلام شتافتند.

***

خون سلحشوران كوخ نشین، كاخهای ستم را درهم كوبید.

***

خوشا به حال آنان كه با شهادت رفتند، خوشا به حال آنان كه در این قافله نور، جان و سر باختند، خوشا به حال آنهایی كه این گوهرها را در دامن خود پروراندند.

بدا به حال آنهایی كه از كنار این معركه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهی ساكت و بی تفاوت و یا انتقاد كننده و پرخاشگر گذشتند .

***

رحمت خداوند بر این مجاهدین عظیم الشان كه شهادتشان پیروزی اسلام را بیمه می كند .

***

مزار شهید :

همین تربت پاك شهیدان است كه تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.

***

امام و شهدا :

از خداوند می خواهم مرا در كنار شهدای جنگ تحمیلی بپذیرد.

***

جایگاه خانواده شهدا :

درود خداوند بر خانواده هایی كه با صبر و شكیبائی و مقاومت و با تقدیم عزیزان خود به خدا و اسلام، بزرگترین حماسه های تاریخ معاصر را ترسیم كرده و می كنند.

***

مادران و پدران و فرزندان و همسران این شهدا ، چون قهرمانان صدر اسلام به شهادت اینان افتخار می نمایند و چون كوهی در مقابل حوادث ایستاده اند.

***

كدام تحولی بالاتر از اینكه پدران و مادران و همسران شهیدان ما از فراق عزیزان خود شكوه نمی كنند ولی غبطه و حسرت دوری از قافله شهدا را بر زبان دارند.

***

خانواده های شهدا تا همیشه تاریخ، این مشعلداران راه اولیا ، افتخار روشنائی طریق الی الله را به عهده گرفته اند.

***

كارنامه نورانی شهادت و جانبازی عزیزان شما گواه صادقی بر كسب بالاترین امتیازات و مدارج تحصیلی معنوی آنان است كه با مهر رضایت خدا امضا شده است.

***

ملت شهید پرور :

ملتی كه خواهران و مادران دلیرش افتخار به مرگ جوانان برومندش می كند كه در صف شهدا هستند پیروز است.

***

شما ملت ایران كه با خون خود، با جوانهای خود، اسلام را بیمه كردید، دست اجانب را قطع كردید، شما بر همه ملت ما منت دارید، من از همه شما منت می كشم، من خادم همه شما هستم.

***

پیروز است ملتی كه راه خود را كه صراط مستقیم انسانیت است یافته و در راه آن به جهاد مقدس برخاسته است.

***

ملتی كه برای اقامه عدل اسلامی و اجرای احكام قرآن مجید و كوتاه كردن دست جنایتكاران ابرقدرت و زیستن با استقلال و آزادی قیام نموده است خود را برای شهادت و شهید دادن آماده نموده است و به خود باكی راه نمی دهد كه دست جنایتكار ابرقدرتها از آستین مشتی جنایتكار حرفه ای بیرون آید و بهترین فرزندان راستین او را به شهادت رساند.

***

كسانی كه برای هدف و عقیده جهاد می كنند و از میهن عزیز خود دفاع می نمایند از شهادت این عزیزان هراسی به خود راه نمی دهند.

***

در هر شهادتی، ملت متعهد به اسلام و كشور مصصم تر و در صحنه حاضرترند … ملت وفادار، شهادت را در راه خداوند با آغوش باز پذیرا هستند.

***

ملتی كه سالار شهیدان را پیشوا و ایثار و فداكاری را سلاح و شهادت را سبب جاودانگی خود می داند از چه می ترسد و با چه كسی جز خدا معامله می كند؟

***

بنیاد شهید :

بنیاد شهید از همه بنیادها افضل است برای اینكه شهید از همه افراد افضل است.

***

ارزش هر خدمتی موافق ارزش آن كسی است كه برایش خدمت می كنیم.

***

خدمت در بنیاد شهید در راس خدمتهاست.

***

شما كه خدمت به شهید می كنید و بنیاد شما كه بنیاد شهید است قدر این بنیاد را بدانید و قدر این خدمت را بدانید … خدمت شما به آنها خدمت به نبی اكرم است، خدمت به انبیاست.

***

وظیفه مردم :

این ملت بزرگ ایران است كه با قامتی استوار بر بام بلند شهادت و ایثار ایستاده است و هر روز نشاط و تحرك و فریاد او برای ادامه راه بیشتر می شود.

***

خداوند تعالی به همه ما توفیق تحمل مصائب و توان ادامه راه پرفروغ شهیدان را بیشتر از پیش كرامت فرماید و توطئه و مكر ستمگران را به خودشان برگرداند. و ملت پركرامت اسلام را در مسیر جهاد و شهادت ثابت قدم نگه دارد.

***

من در میان شما باشم یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می كنم كه نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد، نگذارید پیش كسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند.

***

شما این همه شهید دادید تا آزادی و استقلال را به دست آورید و باید با چنگ و دندان این آزادی و استقلال را حفظ كنید.

***

جهت اداي دين و خوشه چيني از خرمن معرفتي شهدا كه شمع فروزان راه سعادتند ، زندگينامه و وصيتنامه اين ستارگان آسمان ايمان و شجاعت را در ادامه ميآوريم و از همه خانواده معظم شهداي اصحاب قرآني تقاضا داريم كه با ارسال زندگينامه و وصيتنامه عزيزانشان ، ما را در اين مهم ياري نمايند .

مقام معظم رهبري امام خامنه اي :

. با اين ستاره ها ( شهيدان ) راه را ميتوان پيدا كرد


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : سه‌شنبه 04 شهریور 1393
زمان : 12:45
در سايه سار بلند قامتان - سخنان حضرت امام خمینی(ره) درباره شهادت و شهیدان
ارسال نظر(0)

 

در سايه سار بلند قامتان

 

شهدا، شاهد برباطن وحقيقت عالمند وهم آنانند كه بديگران حيات مي بخشند.

                                                                                               امام خميني (ره)

 

 

 

 

 امام خمینی(ره)  و شهیدان

 

   امام خمینی به عنوان معمار تجدید حیات اسلام در عصر حاضر و برافراشته نمودن پرچم اسلام در عرصه های مختلف زندگی اجتماعی نقش بسزایی در احیاء ارزشهای والای اسلام داشتند. در این بین یكی از واژه هایی كه توانست نقش حیاتی و محوری در سرنوشت اسلام و انقلاب اسلامی ایفا نماید همانا واژه ایثار و شهادت بود كه این مفهوم توسط رهبران انقلاب و در راس آنها امام خمینی(ره) به خوبی تبیین  گردید و به بركت همین مفاهیم بود كه ملت ایران توانست در مقابل دشمنان خارجی قد علم نماید. گستردگی موضوع شهادت و تاثیر آن در سرنوشت انقلاب و جامعه به حدی بود كه موجب تشكیل نهادی به نام بنیاد شهید انقلاب اسلامی گردید تا بتواند ارزشها و فضیلتهای جهاد و شهادت را حفظ و در جامعه تعمیم و گسترش دهد. به راستی كه این بنیاد در اهداف و اساسنامه خود حفظ فرهنگ شهادت را بر خود فرض دانسته و ماموریت اصلی آن حفظ و ترویج فرهنگ شهادت است. لذا برای تامین و تضمین چنین هدف والائی تنها راه ممكن، نصب العین قرار دادن سخنان بزرگان از جمله حضرت امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری در تمام ابعاد و شئون می باشد. اینك به فرازهایی از این سخنان اشاره می نمائیم.

 

فرازهایی از سخنان حضرت امام خمینی(ره) درباره شهادت و شهیدان :

 

    خاصیت طبیعی شهادت، ایجاد برکت و تداوم و گشایش در حرکت به سمت تعالی و کمال است. اینکه خداوند متعال در قرآن شهید را زنده معرفی میکند و در عرف اسلامی و اصطلاح شرعي به کشته‌ی راه خدا - شهید یعنی شاهد، ناظر و حاضر - این به این معناست که خون شهید ضایع نخواهد شد؛ شخصیت شهید که تبلور همان آرمانهای او و آرزوهای اوست، از میان مردم رخت بر نخواهد بست؛ این خاصیت شهادت است. آن کسانی که این حقیقت را از بن دندان درک کرده‌اند و تصدیق کرده‌اند، برای آنها کشته شدن در راه خدا به هیچ وجه ضایعه به حساب نمی‌آید؛ بلکه یک افتخار است، یک اقبال بزرگ است؛ آن را میخواهند، آن را از خدا میطلبند؛ آن را مثل یک حاجت بزرگ، در ذکر و مناجاتِ خودشان با خدا مطرح میکنند .

 

« شهادت عزت ابدی است »

 

ارزش شهادت _ شهيد _ مزارشهيد _ امام و شهدا _

جايگاه خانواده شهدا _ ملت شهيد پرور _ بنيادشهيد _ وظيفه مردم

 

 ارزش شهادت :

((از شهادت باكی نیست … شهادت ارثی است كه از اولیا ما به ما می رسد.))

 ***

((شهادت فخر اولیا بوده است و فخر ما.))

 ***

شهادت عزت ابدی است، حیات ابدی است. آنها از شهادت بترسند و از مردن بترسند كه مردن را تمام می دانند و انسان را فانی.))

 ***

شهادت هدیه ای است از جانب خدای تبارك و تعالی برای آن كسانی كه لایق هستند و دنبال هر شهادتی باید تصمیم ها قوی تر بشود.

 ***

ملتی كه شهادت برای او سعادت است پیروز است.

 ***

آنكه شهادت را در آغوش، همچون عزیزی می پذیرد، آن كوردلان نمی توانند مقابله كنند.

 ***

خط سرخ شهادت آل محمد و علی است و این افتخار از خاندان نبوت و ولایت به ذریه طیبه آن بزرگواران و به پیروان خط آنان به ارث رسیده است.

 ***

همین شهادتها پیروزی را بیمه می كند، همین شهادتهاست كه دشمن شما را رسوا   می كند در دنیا.

 ***

شهادت در راه خدا چیزی نیست كه بتوان آن را با سنجش های بشری و انگیزه های مادی ارزیابی كرد.

 ***

خداوندا این دفتر و كتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز و ما را هم از وصول به آن محروم مكن.

 ***

عزیزان من! از فدائی دادن و نثار جان و مال در راه خدا و اسلام و ملت مسلمان نهراسید كه این شیوه پیغمبر عظیم الشان و اوصیاء و اولیاء آنان بوده و خون ما رنگین تر از خون شهدای كربلا نیست.

 ***

این حس جلو آمدن برای اسلام و شهادت بود كه ما را به پیروزی رساند.

 ***

    شهید :

 امیدوارم كه این شهدا در نامه ای كه اسم شهدای بدر و كربلا نوشته می شود اسم اینها نوشته شده باشد.

 ***

رحمت سرشار خداوند متعال بر شهدای فضیلت، شهدایی كه با نثار خون خود درخت با بركت اسلام را آبیاری نمودند.

 ***

مگر شهادت هم نگرانی دارد؟ ما دوستانمان كه شهید شدند در جوار رحمت حق هستند، چرا برای اینها دل تنگ باشیم؟

 ***

چه سعادتمند بودند این شهیدان كه دین خود را به اسلام و ملت شریف ایران ادا نموده و به جایگاه مجاهدین و شهدای اسلام شتافتند.

 ***

خون سلحشوران كوخ نشین، كاخهای ستم را درهم كوبید.

 ***

خوشا به حال آنان كه با شهادت رفتند، خوشا به حال آنان كه در این قافله نور، جان و سر باختند، خوشا به حال آنهایی كه این گوهرها را در دامن خود پروراندند.

بدا به حال آنهایی كه از كنار این معركه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهی ساكت و بی تفاوت و یا انتقاد كننده و پرخاشگر گذشتند .

 ***

رحمت خداوند بر این مجاهدین عظیم الشان كه شهادتشان پیروزی اسلام را بیمه  می كند .

 ***

   مزار شهید :

 همین تربت پاك شهیدان است كه تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.

 ***

  امام و شهدا :

 از خداوند می خواهم مرا در كنار شهدای جنگ تحمیلی بپذیرد.

 ***

  جایگاه خانواده شهدا :

 درود خداوند بر خانواده هایی كه با صبر و شكیبائی و مقاومت و با تقدیم عزیزان خود به خدا و اسلام، بزرگترین حماسه های تاریخ معاصر را ترسیم كرده و می كنند.

 ***

مادران و پدران و فرزندان و همسران این شهدا ، چون قهرمانان صدر اسلام به شهادت اینان افتخار می نمایند و چون كوهی در مقابل حوادث ایستاده اند.

 ***

كدام تحولی بالاتر از اینكه پدران و مادران و همسران شهیدان ما از فراق عزیزان خود شكوه نمی كنند ولی غبطه و حسرت دوری از قافله شهدا را بر زبان دارند.

 ***

خانواده های شهدا تا همیشه تاریخ، این مشعلداران راه اولیا ، افتخار روشنائی طریق الی الله را به عهده گرفته اند.

 ***

كارنامه نورانی شهادت و جانبازی عزیزان شما گواه صادقی بر كسب بالاترین امتیازات و مدارج تحصیلی معنوی آنان است كه با مهر رضایت خدا امضا شده است.

 ***

  ملت شهید پرور :

 ملتی كه خواهران و مادران دلیرش افتخار به مرگ جوانان برومندش می كند كه در صف شهدا هستند پیروز است.

 ***

شما ملت ایران كه با خون خود، با جوانهای خود، اسلام را بیمه كردید، دست اجانب را قطع كردید، شما بر همه ملت ما منت دارید، من از همه شما منت می كشم، من خادم همه شما هستم.

 ***

پیروز است ملتی كه راه خود را كه صراط مستقیم انسانیت است یافته و در راه آن به جهاد مقدس برخاسته است.

 ***

ملتی كه برای اقامه عدل اسلامی و اجرای احكام قرآن مجید و كوتاه كردن دست جنایتكاران ابرقدرت و زیستن با استقلال و آزادی قیام نموده است خود را برای شهادت و شهید دادن آماده نموده است و به خود باكی راه نمی دهد كه دست جنایتكار ابرقدرتها از آستین مشتی جنایتكار حرفه ای بیرون آید و بهترین فرزندان راستین او را به شهادت رساند.

 ***

كسانی كه برای هدف و عقیده جهاد می كنند و از میهن عزیز خود دفاع می نمایند از شهادت این عزیزان هراسی به خود راه نمی دهند.

 ***

در هر شهادتی، ملت متعهد به اسلام و كشور مصصم تر و در صحنه حاضرترند … ملت وفادار، شهادت را در راه خداوند با آغوش باز پذیرا هستند.

 ***

ملتی كه سالار شهیدان را پیشوا و ایثار و فداكاری را سلاح و شهادت را سبب جاودانگی خود می داند از چه می ترسد و با چه كسی جز خدا معامله می كند؟

 ***

    بنیاد شهید :

 بنیاد شهید از همه بنیادها افضل است برای اینكه شهید از همه افراد افضل است.

 ***

ارزش هر خدمتی موافق ارزش آن كسی است كه برایش خدمت می كنیم.

 ***

خدمت در بنیاد شهید در راس خدمتهاست.

 ***

شما كه خدمت به شهید می كنید و بنیاد شما كه بنیاد شهید است قدر این بنیاد را بدانید و قدر این خدمت را بدانید … خدمت شما به آنها خدمت به نبی اكرم است، خدمت به انبیاست.

 ***

   وظیفه مردم :

 این ملت بزرگ ایران است كه با قامتی استوار بر بام بلند شهادت و ایثار ایستاده است و هر روز نشاط و تحرك و فریاد او برای ادامه راه بیشتر می شود.

 ***

خداوند تعالی به همه ما توفیق تحمل مصائب و توان ادامه راه پرفروغ شهیدان را بیشتر از پیش كرامت فرماید و توطئه و مكر ستمگران را به خودشان برگرداند. و ملت پركرامت اسلام را در مسیر جهاد و شهادت ثابت قدم نگه دارد.

 ***

من در میان شما باشم یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می كنم كه نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد، نگذارید پیش كسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند.

 ***

شما این همه شهید دادید تا آزادی و استقلال را به دست آورید و باید با چنگ و دندان این آزادی و استقلال را حفظ كنید.

 ***

  جهت اداي دين و خوشه چيني از خرمن معرفتي شهدا كه شمع فروزان راه سعادتند ، زندگينامه و وصيتنامه اين ستارگان آسمان ايمان و شجاعت را در ادامه ميآوريم و از همه خانواده معظم شهداي اصحاب قرآني تقاضا داريم كه با ارسال زندگينامه و وصيتنامه عزيزانشان ، ما را در اين مهم ياري نمايند .

 

     

  مقام معظم رهبري امام خامنه اي :

 

      . با اين ستاره ها ( شهيدان ) راه را ميتوان پيدا كرد                                  

             

 


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : سه‌شنبه 04 شهریور 1393
زمان : 12:45
سري عظيم _ كرامتی از ملامحمد باقر مجلسی (ره)
ارسال نظر(0)

سري عظيم

************

بسم رب العارفین :

علامه محمد باقر مجلسی صاحب کتاب بسیار معروف بحارالانوار که ایشان فرزند آخوند محمد تقی مجلسی که در کرامت پدرشان همین بس که وقتی تعداد تالیفات ایشان را بر طول عمرش تقسیم کردند برای هر روز هزار سطر تالیف داشتند .

مجلسی هم از آنجا مجلسی شد که پدرش میگوید : یک شبی در خود احساس کردم که هر دعایی بکنم برآورده خواهد شد در فکر بودم که چه دعایی بکنم که صدای گریه ی محمد باقر بلند شد که در قنداق بود پس دعا کردم خدایا اگر قرار است دعایی برآورده شود این پسر را برای خودت تربیت کن...

حالا کرامتی از محمد باقر مجلسی (ره) :

ملا محمد باقر مجلسي صاحب بحارالانوار به خط خود نوشته است . بنده خطاكار محمدباقر مجلسي فرزند محمدتقي، شبي از شبهاي جمعه درباره دعاها مطالعه مي كردم. دعايي نظرم را جلب كرد كه الفاظ آن كم بود ولي معناي زيادي داشت . و آن دعا این بود :

[ بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله من اول الدنیا الی فنائها و من الآخرﺓ الی بقائها

الحمدلله علی کل ﻧﻌﻣﺔ استغفرالله من کل ذنب و اتوب الیه یا ارحم الراحمین! ]

پس من در آن شب جمعه این دعا را خواندم .

در شب جمعه ی دیگر نیز باز در میان دعاها این دعا بیشتر از همه برایم لذیذ آمد و مشغول به خواندن آن شدم . در حین قرائت این دعا بودم که ناگهان شنیدم هاتفی (ندا دهنده ای) از سقف خانه آواز داد :

اًیّهَا العالِمُ الفاضِلُ ! همانا در شب جمعه ی گذشته که این دعا را قرائت کردی هنوز کِرام الکاتبین از نوشتن ثواب آن فارغ نشده اند که بار دیگر شروع به خواندن آن کردی . . .

پس من فهمیدم که این دعای عجیب سري عظيم است و چقدر در درگاه الهی آثار و برکات دارد .

(منبع : بحارالانوار ج 102 ص 35 )

دوستان زمان قدیم تعداد مکاشفات خیلی زیاد بود (مکاشفه یعنی چیزی مثل مورد بالایی یعنی کشف کنی ، شهود بشود یعنی در کل اسراری از غیب ببینی) .

شخصی گفت : رسول خدا (ص) را شبی در خواب دیدم از ایشان پرسیدم آقا چرا قدیم مکاشفات زیاد بود و امروزه نیست؟ ایشان فرمودند: زیرا قدیمی تر ها فقط حلال و حرام میدانستند یعنی مکروه ها را جزء حرام و مستحبات را بیشتر جزء واجب میدانستند و مباح و مکروه و مستحب و حلال و حرام مانند شما نداشتند انسانی که هفت رنگ باشه نمیشه بهش انسان گفت به آدم هفت رنگم مسلمان نمیگن ای که شیعه ی علی هستی به هزار راه نرو و دامن شخصیتت رو لکه دار نکن لعنت به اون شخصی که بنیان وجودش تو ظاهر مسلمون باشه و در باطن یهودی . . .

" برگرفته از کتاب کرامات الاولیا نوشته ی علامه میرزا محمد تنکابنی "


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : سه‌شنبه 21 مرداد 1393
زمان : 07:07
سري عظيم _ كرامتی از ملامحمد باقر مجلسی (ره)
ارسال نظر(0)

 

سري عظيم

 

************

 

بسم رب العارفین :

 

علامه محمد باقر مجلسی صاحب کتاب بسیار معروف بحارالانوار که ایشان فرزند آخوند محمد تقی مجلسی که در کرامت پدرشان همین بس که وقتی تعداد تالیفات ایشان را بر طول عمرش تقسیم کردند برای هر روز هزار سطر تالیف داشتند .

مجلسی هم از آنجا مجلسی شد که پدرش میگوید : یک شبی در خود احساس کردم که هر دعایی بکنم برآورده خواهد شد در فکر بودم که چه دعایی بکنم که صدای گریه ی محمد باقر بلند شد که در قنداق بود پس دعا کردم خدایا اگر قرار است دعایی برآورده شود این پسر را برای خودت تربیت کن...

 

حالا کرامتی از محمد باقر مجلسی (ره) :

 

   ملا محمد باقر مجلسي صاحب بحارالانوار به خط خود نوشته است . بنده خطاكار محمدباقر مجلسي فرزند محمدتقي، شبي از شبهاي جمعه درباره دعاها مطالعه مي كردم. دعايي نظرم را جلب كرد كه الفاظ آن كم بود ولي معناي زيادي داشت .  و آن دعا این بود :

   [  بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله من اول الدنیا الی فنائها و من الآخرﺓ الی بقائها

 الحمدلله علی کل ﻧﻌﻣﺔ استغفرالله من کل ذنب و اتوب الیه یا ارحم الراحمین!  ]

 

پس من در آن شب جمعه این دعا را خواندم .

در شب جمعه ی دیگر نیز باز در میان دعاها این دعا بیشتر از همه برایم لذیذ آمد و مشغول به خواندن آن شدم . در حین قرائت این دعا بودم که ناگهان شنیدم هاتفی (ندا دهنده ای) از سقف خانه آواز داد :

اًیّهَا العالِمُ الفاضِلُ ! همانا در شب جمعه ی گذشته که این دعا را قرائت کردی هنوز کِرام الکاتبین از نوشتن ثواب آن فارغ نشده اند که بار دیگر شروع به خواندن آن کردی . . .

پس من فهمیدم که این دعای عجیب سري عظيم است و چقدر در درگاه الهی آثار و برکات دارد .

 

( منبع : بحارالانوار ج 102 ص 35 )

 

دوستان زمان قدیم تعداد مکاشفات خیلی زیاد بود (مکاشفه یعنی چیزی مثل مورد بالایی یعنی کشف کنی ، شهود بشود یعنی در کل اسراری از غیب ببینی) .

 شخصی گفت : رسول خدا (ص) را شبی در خواب دیدم از ایشان پرسیدم آقا چرا قدیم مکاشفات زیاد بود و امروزه نیست؟ ایشان فرمودند: زیرا قدیمی تر ها فقط حلال و حرام میدانستند یعنی مکروه ها را جزء حرام و مستحبات را بیشتر جزء واجب میدانستند و مباح و مکروه و مستحب و حلال و حرام مانند شما نداشتند انسانی که هفت رنگ باشه نمیشه بهش انسان گفت به آدم هفت رنگم مسلمان نمیگن ای که شیعه ی علی هستی به هزار راه نرو و دامن شخصیتت رو لکه دار نکن لعنت به اون شخصی که بنیان وجودش تو ظاهر مسلمون باشه و در باطن یهودی . . .

 

" برگرفته از کتاب کرامات الاولیا نوشته ی علامه میرزا محمد تنکابنی "

 

 


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : سه‌شنبه 21 مرداد 1393
زمان : 07:07
سامانه تلاوت آيات وحي
ارسال نظر(0) | ادامه مطلب...

سامانه تلاوت آيات وحي

[ هذا من فضل ربي . . . ]

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
الحمدلله ربّ العالمین والصّلاة على نبیّه و آله الطّاهرین‌

" اگر قرآن در جامعه رواج پیدا کند، رونق پیدا کند، حفظ قرآن رایج بشود، انس با قرآن در بین اقشار مختلف جامعه رواج پیدا بکند، جامعه براى عمل به قرآن نزدیک میشود؛ ما این را میخواهیم. قرآن نور است، قرآن هدایت است، قرآن بیان است، تبیان است؛ قرآن با انسان حرف میزند، با دل انسان حرف میزند، با باطن انسان حرف میزند. با قرآن باید مأنوس شد، به قرآن باید نزدیک شد، اوّلین بهره را دلِ آماده و مستعدّ انسان میبرد؛ اگر دیدید دلتان به قرآن نزدیک است، خدا را شکر کنید؛ اگر دیدید معارف قرآنى را به‌آسانى قبول میکنید و در دل میپذیرید و تحمّل میکنید، بدانید که خداى متعال اراده کرده است شما را هدایت کند؛ ( فَمَن یُرِدِ اللهُ اَن یَهدِیَهُ یَشرَح صَدرَهُ لِلاِسلمِ وَ مَن یُرِد اَن یُضِلَّهُ یَجعَل صَدرَهُ ضَیِّقًا حَرَجًا کَاَنَّما یَصَّعَّدُ فِى السَّماء) خاصیّت قرآن این است: اگر دل شما به قرآن نزدیک شد، اگر اُنس با قرآن پیدا کردید، بدانید خداى متعال اراده کرده شما را هدایت کند و این بزرگ‌ترین نعمت الهى است . "

{ مقام معظم رهبري(مدظله العالي)}

سامانه تلاوت آيات وحي ، به منظور برخورداري از بهره هاي معنوي تلاوت كلام الله مجيد و بر اساس آموزه هاي دين مبين اسلام و احاديث معتبر ائمه معصومين (ع) ، خصوصا حديث شريف نبوي كه جهت ختم قرآن كريم يك دعاي مستجاب را بشارت داده اند ، اين تشكل الهي قرآني تحت عنوان " اصحاب قرآني ياوران حضرت مهدي(عج)"ساماندهي شده است .

جمعي از مؤمنين و عاشقان اهل بيت(ع) با استعانت از خداوند متعال هر هفته يك جزء از اين كتاب آسماني را قرائت نموده و علاوه بر فيوضات معنوي آن از عنايت ويژه ختم جمعي تلاوت آيات وحي كه با تلاوت جزء سي ام ، صبح هاي جمعه بعد از دعاي ندبه توسط اصحاب قرآني در مسجد بقيع انجام ميشود مستفيض مي شوند .

اصحاب قرآني به شكرانه اين هديه آسماني و نعمت عظيم الهي كه در عالم بي نظير است و جهت اداي دين به ساير اعضا كه موجبات اين سرمايه معنوي را فراهم مينمايند ، اموري عبادي را تحت عنوان "ميثاقنامه اصحاب قرآني" انجام ميدهند.


من الله التوفيق . . .

ادامه مطلب . . . 1 - ( جداول هفتگي تلاوت آيات نور ، هسته مركزي )

2 - ( جداول حلقه قرآني منطقه غرب تهران )

3 - ( جداول حلقه قرآني منطقه شرق تهران )

4 - ( جداول حلقه قرآني منطقه شمال تهران )

5 - ( جداول حلقه قرآني مسجد جامع گلشهر )


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : پنج‌شنبه 16 مرداد 1393
زمان : 10:22
گفتاری از مرحوم آیت‌الله بهجت(ره) : دعایی که از تعجیل در فرج مهمتر است
ارسال نظر(0)

گفتاری از مرحوم آیت‌الله بهجت (ره) :

دعایی که از تعجیل در فرج مهمتر است

مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار آن حضرت تا ظهور اوست؛

چون مردن تنها قطع حیات دنیای چند روزه فانی است؛ اما بیرون رفتن از عقیده صحیح، موجب هلاکت ابدی است.

در میان اعمال عبادی دعا از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است چرا که بهترین و والاترین کارها نزد خداوند با اوست. دعا نشان‌دهنده شناخت و معرفت خالق است، دعا بیانگر عجز و ضعف انسان در برابر خداوند است و به واسطه ادای نمازهای واجب،روزانه ده بار ذات اقدس اله را به این عبارت می‌خوانیم : [اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ ].

دعا زمینه جلب رحمت الهی است.

خداوند متعال در آیات قرآن می‌فرماید : هرگاه بندگان من، از تو درباره من بپرسند، بگو من نزدیکم و دعای دعاکننده را به هنگامی که مرا بخوانداجابت می‌کنم، پس آنان باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند، باشد که راه یابند.از این رو در آستانه فرارسیدن شب‌های قدر، شب‌های دعا و مناجات، توصیه‌هایی را از آیت‌الله محمدتقی بهجت (ره) آن سالک طریق الهی برای علاقه‌مندان بیان می‌شود:

چگونه می‌شود کاری بدون مقدمات و شرایط انجام گیرد؟ اگر می‌خواهید دعا کنید و واقعاً دعا و خواستن از خدا باشد، دعا تشریفاتی دارد.

برایدعا این امور لازم است :

1 - ثنا و تعظیم و تمجید ساحت مقدس حضرت حق تبارک و تعالی.

2 - اقرار به گناهان و اظهار ندامت از آن که تقریباً به منزله توبه یا ملازم آن است.

3 - صلوات بر محمد و آل محمد (ص) که وسیله و واسطه فیض هستند.

4 - بکاء و گریه، اگر نشد تباکی ولو خیلی مختصر

و بعد از اینها درخواست حاجت که در این صورت برآورده شدن حاجت برو و برگرد ندارد.

البته اگر این مطلب (یعنی ثنا، تعظیم و تمجید ...) در سجده باشد، مناسب‌تر است و تأثیر بکاء در این زمان به جایی می‌رسد که در عمل «ام داود» و نیز در قنوت وتر آمده است: [فإنّ ذالک علامة الإجابه]؛ این نشانه مستجاب شدن دعا است.

همچنیندر اذن دخول ائمه اطهار (ع) نیز وارد شده است [فهو علامة الاذن ] این علامت اذن است. یعنی راه تکوینی است به خدا و ارتباط با غیب است، البته برای کسی که این مطلب را باور کند.

آیا می‌شود همانگونه که به هنگام گرسنگی و تشنگی، به آب و نان احساس احتیاج می‌کنیم بلکه بیشتر از آن برای رفع گرفتاری‌های اهل ایمان احساس احتیاج به دعا برای آنان بکنیم؟! اگر بی‌تفاوت باشیم و برای رفع گرفتاری‌ها و بلاهایی که اهل ایمان بدان مبتلا هستند دعا نکنیم، آن بلاها به ما هم نزدیک خواهد بود.

چقدر رحمت خداوند شامل حال کسانی است که بی‌تفاوت نباشند و برای رفع این همه ابتلائات و بلاهایی که مسلمانان و بر اهل ایمان وارد می‌شود، گریه و تضرع و ابتهال کنند! ما باید در حال رخاء و آسایش، حالت ابتهال و تضرع و توسل داشته و ملتجی و شاکر باشیم تا در حال شدت و گرفتاری به فریاد ما برسند و گرنه همان بلا و گرفتاری به سراغ ما می‌آید.

این دعا خیلی عالی است که دستور داده شده است که در زمان غیبت خوانده شود که: « یا اَللّهُ یا رَحمانُ یا رَحیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلوبِ ثَبِّتْ قَلْبى عَلى دینِکَ »؛ ای خدا، ای رحمت‌گستر، ای مهربان، ای گرداننده دل‌ها، دل مرا بر دینت ثابت و استوار گردان!

در گرفتاری‌ها و ابتلائات، انسان چاره‌ای جز توسل به خدا و پناه آوردن آن به آن و لحظه به لحظه به خدا ندارد، ما باید از خدا بخواهیم که ما را آن به آن، از جمیع آفات و بلیات معنویه و صوریه، ظاهریه و باطنیه، دنیویه و اخرویه سالم و محفوظ بدارد. اگر انسان راستی راستی برای مؤمنین و مؤمنات دعا کند و برای خودش دعا نکند، مَلَک و فرشته‌ای برای او دعا می‌کند.

باید کسانی که حاجت مهمه‌ای دارند، یکی از همین نمازها و از این عبادت‌هایی که برای حاجت ذکر شده است را بجاآورند و اگر بخواهند تثبیت بکنند، تأیید بکنند و برسند به حاجت خودشان بلاشک، ملتفت باشند بعد از آن طلب حاجت ذکر شده استو اگر بخواهند تثبیت کنند، تأیید بکنند و برسند به حاجت خودشان بلاشک، ملتفت باشند بعد از آن طلب حاجت و نمازها و دعاها بروند به سجود و در سجود سعی کنند به اندازه بال مگسی چشم‌تر بشود، این علامت این است که مطلب تمام شود.

هر کس می‌خواهد دعایش مستجاب شود، برای نجات مؤمنین و مؤمنات دعا کند، تا دعای مَلَک که مورد استجابت است، یقیناً مشمول حال او شود!

خداوندبلاها را بدون حکمت و بدون ملاک و مصلحت نمی‌فرستد، بلکه برای دعا و تضرع ما می‌فرستد. بنابراین برای رفع آنها دعا لازم و تضرع به درگاهش مطلوب است.

دعاهای وارده در امکنه و ازمنه خاص؛ مکان‌ها و زمان‌های مخصوص اختصاصی نیست، به گونه‌ای که نتوان در وقت و یا جای دیگر خواند؛ بلکه این گونه دستورها به نحو مطلوب است.

***** شرط استجابت دعا، ترک معصیت است « أَوْفُوا بِعَهْدی أُوفِ بِعَهْدِکُم ْ » ، «فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ » ، «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ » .

گاهی مصلحت در غیرتعجیل است و گاهی مصلحت در تبدیل به احسن است. داعی (دعا کننده) خیال می‌کند مستجاب نشده است ولی اهل یقین می‌فهمند.

مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار آن حضرت تاظهور او می‌باشد؛ زیرا مردن، تنها قطع حیات دنیای چند روزه فانی است؛ اما بیرون رفتن از عقیده صحیح، موجب هلاکت ابدی از حیات جاوید آخرت و خلود در جهنم است،

لذا حضرت امیر (ع) در لیلة المبیت از رسول اکرم (ص) می‌پرسد: « أفِی‌ سَلَامَةٍ مِنْ دِینی ‌» ؛ آیا دین من سالم خواهد بود؟ یعنی از استقامت در دین و ثبات ایمان و عقیده تا مرز شهادت را که از خود شهادت بالاتر است، از آن حضرت سؤال می‌کند.

لذا همواره باید این دعا در دوران غیبت حضرت مهدی(عج) و در آخر الزمانورد زبان ما باشد.

این دعا خیلی عالی است که دستور داده شده است در زمان غیبت خوانده شود ،

که: «« یا اَللّهُ یا رَحمانُ یا رَحیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلوبِ ثَبِّتْ قَلْبى عَلى دینِکَ »».

{صلوات+عج}


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : یکشنبه 12 مرداد 1393
زمان : 07:31
گفتاری از مرحوم آیت‌الله بهجت(ره) : دعایی که از تعجیل در فرج مهمتر است
ارسال نظر(0)

 

گفتاری از مرحوم آیت‌الله بهجت (ره)  :

 

دعایی که از تعجیل در فرج مهمتر است

 

مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار آن حضرت تا ظهور اوست؛

چون مردن تنها قطع حیات دنیای چند روزه فانی است؛ اما بیرون رفتن از عقیده صحیح، موجب هلاکت ابدی است.

 

 

در میان اعمال عبادی دعا از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است چرا که بهترین و والاترین کارها نزد خداوند با اوست. دعا نشان‌دهنده شناخت و معرفت خالق است، دعا بیانگر عجز و ضعف انسان در برابر خداوند است و به واسطه ادای نمازهای واجب، روزانه ده بار ذات اقدس اله را به این عبارت می‌خوانیم :  [اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ ]

 دعا زمینه جلب رحمت الهی است

خداوند متعال در آیات قرآن می‌فرماید : هرگاه بندگان من، از تو درباره من بپرسند، بگو من نزدیکم و دعای دعاکننده را به هنگامی که مرا بخوانداجابت می‌کنم، پس آنان باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند، باشد که راه یابند.از این رو در آستانه فرارسیدن شب‌های قدر، شب‌های دعا و مناجات، توصیه‌هایی را از آیت‌الله محمدتقی بهجت (ره) آن سالک طریق الهی برای علاقه‌مندان بیان می‌شود:

 

چگونه می‌شود کاری بدون مقدمات و شرایط انجام گیرد؟ اگر می‌خواهید دعا کنید و واقعاً دعا و خواستن از خدا باشد، دعا تشریفاتی دارد.

 

برای دعا این امور لازم است :

 

1  -  ثنا و تعظیم و تمجید ساحت مقدس حضرت حق تبارک و تعالی.

2  - اقرار به گناهان و اظهار ندامت از آن که تقریباً به منزله توبه یا ملازم آن است.

3  - صلوات بر محمد و آل محمد (ص) که وسیله و واسطه فیض هستند.

4 - بکاء و گریه، اگر نشد تباکی ولو خیلی مختصر

و بعد از اینها درخواست حاجت که در این صورت برآورده شدن حاجت برو و برگرد ندارد.

 

البته اگر این مطلب (یعنی ثنا، تعظیم و تمجید ...) در سجده باشد، مناسب‌تر است و تأثیر بکاء در این زمان به جایی می‌رسد که در عمل «ام داود» و نیز در قنوت وتر آمده است: [فإنّ ذالک علامة الإجابه]؛ این نشانه مستجاب شدن دعا است.

همچنین در اذن دخول ائمه اطهار (ع) نیز وارد شده است [فهو علامة الاذن ] این علامت اذن است. یعنی راه تکوینی است به خدا و ارتباط با غیب است، البته برای کسی که این مطلب را باور کند.

 آیا می‌شود همانگونه که به هنگام گرسنگی و تشنگی، به آب و نان احساس احتیاج می‌کنیم بلکه بیشتر از آن برای رفع گرفتاری‌های اهل ایمان احساس احتیاج به دعا برای آنان بکنیم؟! اگر بی‌تفاوت باشیم و برای رفع گرفتاری‌ها و بلاهایی که اهل ایمان بدان مبتلا هستند دعا نکنیم، آن بلاها به ما هم نزدیک خواهد بود.

چقدر رحمت خداوند شامل حال کسانی است که بی‌تفاوت نباشند و برای رفع این همه ابتلائات و بلاهایی که مسلمانان و بر اهل ایمان وارد می‌شود، گریه و تضرع و ابتهال کنند! ما باید در حال رخاء و آسایش، حالت ابتهال و تضرع و توسل داشته و ملتجی و شاکر باشیم تا در حال شدت و گرفتاری به فریاد ما برسند و گرنه همان بلا و گرفتاری به سراغ ما می‌آید.

این دعا خیلی عالی است که دستور داده شده است که در زمان غیبت خوانده شود که: « یا اَللّهُ یا رَحمانُ یا رَحیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلوبِ ثَبِّتْ قَلْبى عَلى دینِکَ »؛ ای خدا، ای رحمت‌گستر، ای مهربان، ای گرداننده دل‌ها، دل مرا بر دینت ثابت و استوار گردان!

در گرفتاری‌ها و ابتلائات، انسان چاره‌ای جز توسل به خدا و پناه آوردن آن به آن و لحظه به لحظه به خدا ندارد، ما باید از خدا بخواهیم که ما را آن به آن، از جمیع آفات و بلیات معنویه و صوریه، ظاهریه و باطنیه، دنیویه و اخرویه سالم و محفوظ بدارد. اگر انسان راستی راستی برای مؤمنین و مؤمنات دعا کند و برای خودش دعا نکند، مَلَک و فرشته‌ای برای او دعا می‌کند.

باید کسانی که حاجت مهمه‌ای دارند، یکی از همین نمازها و از این عبادت‌هایی که برای حاجت ذکر شده است را بجاآورند و اگر بخواهند تثبیت بکنند، تأیید بکنند و برسند به حاجت خودشان بلاشک، ملتفت باشند بعد از آن طلب حاجت ذکر شده است و اگر بخواهند تثبیت کنند، تأیید بکنند و برسند به حاجت خودشان بلاشک، ملتفت باشند بعد از آن طلب حاجت و نمازها و دعاها بروند به سجود و در سجود سعی کنند به اندازه بال مگسی چشم‌تر بشود، این علامت این است که مطلب تمام شود.

 

هر کس می‌خواهد دعایش مستجاب شود، برای نجات مؤمنین و مؤمنات دعا کند، تا دعای مَلَک که مورد استجابت است، یقیناً مشمول حال او شود!

خداوند بلاها را بدون حکمت و بدون ملاک و مصلحت نمی‌فرستد، بلکه برای دعا و تضرع ما می‌فرستد. بنابراین برای رفع آنها دعا لازم و تضرع به درگاهش مطلوب است.

 دعاهای وارده در امکنه و  ازمنه خاص؛ مکان‌ها و زمان‌های مخصوص اختصاصی نیست، به گونه‌ای که نتوان در وقت و یا جای دیگر خواند؛ بلکه این گونه دستورها به نحو مطلوب است.

 

***** شرط استجابت دعا، ترک معصیت است « أَوْفُوا بِعَهْدی أُوفِ بِعَهْدِکُم ْ » ،  «فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ » ، «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ » .

 

گاهی مصلحت در غیرتعجیل است و گاهی مصلحت در تبدیل به احسن است. داعی (دعا کننده) خیال می‌کند مستجاب نشده است ولی اهل یقین می‌فهمند.

 

مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار آن حضرت تاظهور او می‌باشد؛ زیرا مردن، تنها قطع حیات دنیای چند روزه فانی است؛ اما بیرون رفتن از عقیده صحیح، موجب هلاکت ابدی از حیات جاوید آخرت و خلود در جهنم است،

لذا حضرت امیر (ع) در لیلة المبیت از رسول اکرم (ص) می‌پرسد: « أفِی‌ سَلَامَةٍ مِنْ دِینی ‌» ؛ آیا دین من سالم خواهد بود؟ یعنی از استقامت در دین و ثبات ایمان و عقیده تا مرز شهادت را که از خود شهادت بالاتر است، از آن حضرت سؤال می‌کند.

 

لذا همواره باید این دعا در دوران غیبت حضرت مهدی(عج) و در آخر الزمان ورد زبان ما باشد.

این دعا خیلی عالی است که دستور داده شده است در زمان غیبت خوانده شود ،

که: «« یا اَللّهُ یا رَحمانُ یا رَحیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلوبِ ثَبِّتْ قَلْبى عَلى دینِکَ »».

 

{صلوات+عج}

 


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : یکشنبه 12 مرداد 1393
زمان : 07:31
چهل حدیث « قرآني »
ارسال نظر(0)

چهل حدیث « قرآني »

مقـدمـه

«هذا بَيانٌ لِلنّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظةٌ لِلْمُتَّقينَ»


اين (كتاب خدا و آيات قرآنى) حجّت و بيانى است براى عموم مردم و راهنما و پندى براى پرهيزگاران.
در مقدمه «چهل حديث قرآن» بجاست كه اندكى درباره قرآن سخن گفته شود، امّا دشوارترين كار، همين است كه بشر خاكى و قلمها و بيانهاى ناتوان بشرى، بخواهد در باره كلام آسمانى خداوند، سخن بگويد.

راستى قرآن چيست؟


حتى اگر آنچه را در آياتِ خود قرآن، درباره «كلام اللّه » مى خوانيم، برشماريم، مقاله اى مبسوط خواهد شد. تا چه رسد به دريايى موّاج از احاديث رسول خدا و اهل بيت (عليهم السلام) كه در باره قرآن و حقيقت و ابعاد گوناگون آن بيان فرموده اند. براستى كه انتخاب يك آيه و چهل حديث، از اين گنجينه ژرف و بى پايان دشوار است.
تعبيراتى كه در متن احاديث در باره وحى الهى و قرآن به كار رفته، بسيار ژرف و زيبا و دلنشين و جامع است.
آنچه در زير مى آيد، توصيفاتى است كه از متن رواياتِ قرآنى برگرفته شده است. به فرموده اولياء دين، قرآن، كلام خدا و كتاب خداست، نور درخشنده الهى و تجلّيگاه خداست، نشان دهنده راه خدا، ريسمان محكم الهى، قانون پروردگار، نسخه شفابخش و نشانه لطف خداوند به بشر است. قرآن، آيتى از عظمت و بزرگوارى خدا و معجزه جاويد اوست.
قرآن، پرچم نجاتبخش، كتاب عبرت و آموزش و بيان و تبيان است. قرآن، كتاب هدايت و ارشاد است.
كتاب بشارت و انذار، توحيد و موعظه، آگاهى و اخلاق است. نورى است بى ظلمت، هدايتى است بى گمراهى و گنجى است بى پايان.
قرآن، كتاب علم و احكام و تاريخ و تحليل تاريخى است. كتاب سياست و حكومت، شعور و تدبّر و تفكّر است.
كتاب صلح وجهاد، كتاب مبدأ و معاد، كتاب ايمان و اعتقاد است. مونس انسان در تاريكيهاى جهل و هادى انسان در بيراهه هاى زندگى است.
كتاب ميزان، قسط، عدل، حق، يقين، راه راست و صراط مستقيم است. حالات گذشتگان را براى عبرت آيندگان بازمى گويد.
به عمل كنندگان «مؤمن» و «صالح»، وعده فلاح و رستگارى و عزّت و سربلندى مى دهد. كتاب دعوت و رشد، تقوا و صلاح، حيات و خلود است.
كتاب ظاهر و باطن،
كتاب دنيا و آخرت، كتاب طبيعت و ماوراء طبيعت، غيب و شهود، خدا و مردم است.
اسوه و الگوى خصال نيك و اعمال شايسته و امر به معروف و نهى از منكر و عبرت و اعتبار است. راه به سوى بهشت را مى نمايد و از راه دوزخ باز مى دارد.
استوارترين راه و صراطى است كه خداوند به آن دعوت نموده است. كتاب دين و سنّت هاى جاودان الهى است.
كتاب اخلاق و عرفان و فقه و قانون است. كتاب فصاحت و بلاغت و حكمت و حكومت است.
كتاب «انسان» است. و راهى به سوى جبروت و ملكوت نشان مى دهد.
انيس تنهاييها و مونس وحشتهاى انسان است. آرى ... دهها عنوان ديگر مى توان برشمرد، كه هر يك گوشه اى از عظمت و عمق و تعاليم و مفاهيم اين كتاب مقدس و معجزه ماندگار حضرت رسالت را نشان مى دهد.
اميد است كه توفيق خدايى شامل شود، تا با «قرائت»، «آموزش»، «شناخت»، «فهم» و «عمل» به اين كتاب آسمانى، در مسير سعادت و كمال قرار گيريم.

بخش اوّل:

اهميت و جايـگاه قـرآن

هدايت و قرآن

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آلهفرمود: من دو چيز در ميان شما باقى گذاشتم، تا وقتى كه به آن دو چنگ زنيد هرگز گمراه نخواهيد شد: يكى قرآن، ديگرى خاندانم.

بـرتـرى قـرآن

رسول خدا صلي الله عليه و آلهفرمود: بـرترى قـرآن بر سـاير سخـنها هـمانند برترى خدا بر مخـلوقات اوسـت.

احتـرام قـرآن

رسـول اكرم صلي الله عليه و آلهفرمود: قـرآن جز خـدا بهترين و برترين چيـزهاست، كسى كه احـترام قـرآن را نـگهدارد به خدا احـترام كرده است، و كسـى كه حـرمت قـرآن را نـگه ندارد نسبت به خدا بى حرمتى كرده اسـت، احـترام به قـرآن در پيشـگاه الهى هـمانند احتـرام پـدر بر فـرزند اسـت.

رمـز جاودانگى قــرآن

امام هشتم عليه السلام از امام كاظم عليه السلام نقل مى كند كه فرمود: مردى از امـام صادق عليه السلامپـرسيد چگونه است كه قـرآن هـر چه خـوانده و منتشـر مى شـود جز بر تازگى و طـراوتش افـزوده نمى شـود؟ امام صـادق عليه السلام فرمود: زيرا خـداوند آنرا براى زمان و مردم خـاصى قرار نـداده اسـت، بنـابراين در هر عصـرى نو، پيـش هر ملتى تا روز قيـامت تازه و شـاداب اسـت.

رهـبرى قـرآن

پيامبر گرامى اسلام صلي الله عليه و آله فرمود: بر شما باد قرآن، پس آنرا رهبر و پيشواى خود قرار دهيد، زيرا آن، سخن پروردگار جهانيان است. از طرف اوست و بسوى او برمى گردد، بنابراين به متشابهات آنها هم ايمان آوريد و از ضرب المثلهاى آن پند گيريد.

محتواى قـرآن

امام على عليه السلام فرمود: تـاريخ گـذشتگان و آيـندگان و بـرنامه زنـدگى شـما در قـرآن اسـت.

شـفاى قـرآن

پيامبر بزرگوار صلي الله عليه و آله فرمود: بر شما باد به قرآن، چون قرآن، شفاى سودمند، و داروى پربركت است و نگهبان كسى است كه به آن چنگ مى زند، و نجاتبخش كسى است كه از آن پيروى كند.

نـور قـرآن

امام حسن مجتبى عليه السلام فرمود: در اين قـرآن چراغـهاى روشـن (هـدايت) و داروى شـفابخش دلهـاست.

مـيزان بـودن قــرآن

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: اى مردم آنچه از من براى شما نقل مى شود چنانچه هماهنگ با قرآن بود بدانيد گفتار من است و اگر مخالف با محتواى قرآن بود گفته من نيست.

بخش دوّم:

حاملان قرآن و مسئوليت آنان

شرافت قرآنيان

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آلهفرمود: قرآنيان و شب زنده داران، بزرگواران امّت من هستند.

حامـل قـرآن

پيامبر خدا صلي الله عليه و آلهفرمود: حامل و حافظ قرآن پرچمدار اسلام است، كسى كه او را احترام كند خدا را گرامى داشته است، كسى كه به او اهانت كند مورد لعن و نفرين خدا خواهد بود.

مقـام قـرآن دانـان

پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: قرآنيان بالاترين مقام انسانى بعد از پيامبران و فرستادگان الهى را دارند، پس حقوق آنان را كم ندانيد، زيرا در پيشگاه الهى داراى منزلتى هستند.

حاملان و آموزگاران قرآن

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: حاملان قرآن همان آموزگاران سخن خدا و دربركنندگان نور خدايند، كسى كه آنان را دوست بدارد، خدا را دوست داشته و كسى كه نسبت به آنان دشمنى كند با خدا دشمنى كرده است.

مسئوليت قـرآن خـوان

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: اى جامعه قرآن خوانان! در مورد آنچه از قرآن خداوند بر دوش شما نهاده تقواى الهى را پيشه كنيد، زيرا من و شما مسئوليم، من مسئول ابلاغ رسالتم و از شما در باره آنچه از كتاب خدا و سنّت من داريد سؤال خواهد شد.

قـرآن و وظائف ما

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: قرآن و شگفتيهاى قرآن و مفاهيم آن را بياموزيد. مفاهيم قرآن همان واجبات و حدود آن است، زيرا قرآن برپنج وجه نازل شده است: حلال و حرام و محكم و متشابه و ضرب المثلها، به حلال قرآن عمل كنيد، و حرام را رها كنيد، به محكمات عمل كنيد و متشابه آن را واگذاريد و از ضرب المثلها پند گيريد.

قرآن براى عمل

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه قرآن را بياموزد و به آن عمل نكند و دنيا دوستى و زينت آن را بر قرآن ترجيح دهد سزاوار خشم خداوند است، و در رديف يهود و نصارى قرار خواهد داشت كه كتاب خدا را پشت سر انداختند.

قاريان و اميران

امام صادق عليه السلام به نقل از پدرانش فرمود: دو گروهند كه اگر اصلاح بشوند امّت من اصلاح خواهند شد و چنانچه فاسد شوند امت را فاسد خواهند كرد: حاكمان و قاريان قرآن.

قرائت بـدون عـمل

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه قرآن بخواند و به آن عمل نكند خداوند او را روز قيامت كور محشور خواهد كرد.

قـرائت قـرآن و گناه

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه قرآن بخواند و بعد حرام بخورد و بنوشد يا محبّت و زينت دنيا را بر آن برترى دهد مستوجب خشم الهى مى شود مگر اينكه توبه كند، و اگر بدون توبه بميرد، روز قيامت قرآن با او به محاجّه برمى خيزد و تا او را محكوم نكند دست برنمى دارد.

بخش سوّم:

آمـوزش قــرآن

آمـوزش قـرآن

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: بهترين شما كسى است كه قرآن آموزد و آن را آموزش دهد.

ارزش آموزش قــرآن

امام صادق عليه السلام فرمود: اگر كسى از قرآن يك حرف بياموزد، خداوند براى او ده حسنه مى نويسد، و ده گناه از او مى بخشد، و ده درجه او را بالا مى برد، فرمود: نمى گويم، در مقابل هر آيه، بلكه در مقابل هر حرفى مانند «باء» يا «تا» يا همانند آنها.

ثمرات يادگيرى قــرآن

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: اگر خواستار زندگى سـعادتمندان، و مـرگ شهيدان و نجات روز محـشر، و سـايه در روز قـيامت و هـدايت در روز گـمراهى هستيد پس قـرآن بياموزيد، زيرا آن گفـته خـداى مهربان و ايمنى از شيـطان و موجب برترى و وزنه خوبـيهاى شـما است.

فهم قرآن همراه آمـوزش

حضرت على عليه السلام فرمود: قـرآن را بيـاموزيد كه نيـكوترين گفـتار است، و در آن دانـا و آگاه شـويد كه بـهار دلهـاست و از نور آن شـفا بخواهيد، كه شـفا بخـش دلهـاست، آن را خـوب بخوانيد چون مفيدترين قصّـه هاسـت.

مؤمن و آموزش قــرآن

امام صادق عليه السلام فرمود: شايسته است كه انسانِ مؤمن نميرد تا قرآن را بياموزد يا در حال آموزش آن باشد.

بخش چهارم:

قـرائت قـرآن

روخوانى قـرآن

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: برترين عبادت امّت من روخوانى قرآن است.

فضيلت قـرائت قــرآن

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: اى سلمان! بر تو باد خواندن قرآن، زيرا قرآن خواندن كفّاره گناهان و سپرى در مقابل آتش و بازدارنده از عذاب است.

روزى پنجاه آيه

امـام صـادق عليه السلام فرمود: قـرآن، عـهدنامه خدا به بنـدگان اوست، پس شايسته است مســلمان در عـهدنـامـه اش بـنگرد، و روزى پنـجـاه آيـه از آن بخـواند.

انس با قـرآن در جـوانى

امـام صـادق عليه السلام فرمود: مؤمـنى كه در جـوانى قـرآن بخـوانـد، قـرآن با گـوشت و خـون او مـخــلوط مـى شــود، و خــدا او را بــا ســفيـران بـزرگـوار و نيـكوكار قـرار مـى دهـد و روز قيـامت قـرآن مـدافـع اوسـت.

رمضان بهار قـرآن

امام باقر عليه السلام فرمود: هـر چيـزى بـهارى دارد و بـهار قـرآن مـاه مـبارك رمـضـان اسـت.

قــرآن در ماه رمضان

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه در ماه مبارك رمضان يك آيه قرآن بخواند پاداش او همانند كسى است كه قرآن را در ماههاى ديگر ختم كرده است.

خانه و قرآن

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خانه اى كه در آن قرآن خوانده شود فرشتگان وارد آن مى شوند، و شيطانها از آن دور مى شوند، و اهل آن در آسايش قرار مى گيرند و به خير و بركت آن خانه افزوده مى شود و از بديها و آفات آن خانه كاسته مى شود. و خانه اى كه در آن قرآن نخوانند، محلّ حضور شياطين و دورى فرشتگان مى شود و بر اهلش تنگ مى شود و شرّش بسيار و خيرش اندك خواهد شد.

نورانيت خانه و قــرآن

امام صادق عليه السلام فرمود: خانه اى را كه مسلمانى در آن است و قرآن تلاوت مى كند اهل آسمان آنرا مى بينند همانگونه كه مردم دنيا ستاره نورانى را در آسمان مى بينند.

گـوش دادن به قـرآن

امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه حرفى از كتاب خدا را بشنود بدون آن كه بخواند خداوند حسنه اى براى او مى نويسد، و گناهى را از او مى بخشد، و يك درجه او را بالا مى برد.

آداب قرائت قـرآن

امام صادق عليه السلام فرمود: هنگامى كه به آيه اى كه ياد بهشت است رسيدى از خدا بهشت بطلب، و وقتى به آيه اى كه يادآور آتش است رسيدى از آن به خدا پناه ببر.

آهـنگ قـرائت قـرآن

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: قـرآن را با صـدا و آهنگ عـربى بخوانيد.

مقـام حافـظ قـرآن

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: تعداد درجات بهشت به تعداد آيه هاى قرآن است، هنگامى كه اهل قرآن وارد بهشت شود به او گفته مى شود قرآن بخوان و بالا برو، براى هر آيه اى درجه اى است، بنابراين بالاترين درجه از آنِ حافظان قرآن است.

روخوانى يـا از حفـظ ؟

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه از رو قرآن بخواند، خدا براى او دوهزار حسنه مى نـويسد، و كسـى كه آنـرا از حـفظ بخـواند هـزار حسنه نوشـته مى شـود.

پاداش ختـم قـرآن

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: وقتـى كسى قرآن را ختم كند، در آن هنگام هزار فرشته بر او درود مى فـرستـند.

قرائت غلط

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: قـارى چنـانچه قـرآن را غلط يا اشتباه يا با لحن غير عربى بخواند فـرشته آنرا هـمانطور كه نازل شده (صحيح و كامل) مى نويـسد.

فراموشى قرآن

40 - قالَ النَّبىُ صلي الله عليه و آله: «اَلا وَ مَنْ تَعلَّمَ القُرْآنَ ثُمَّ نَسِيَهُ مُتَّعَمِّداً لَقَى اللّهَ يَوْمَ الْقيامَةِ مَغْلوُلاً يُسَلِّطُ اللّهُ عَلَيْهِ بِكُلِّ آيَةٍ نَسِيَها حَيَّةً تَكُونُ قَرينَتُهُ اِلَى النّارِ اِلاّ اَنْ يُغْفَرَ لَهُ».

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: توجّه! توجّه! كسى كه قرآن را ياد بگيرد بعد بطور عمد (به خاطر سهل انگارى) فراموش كند روز قيامت دست و پا بسته خدا را ملاقات مى كند، و خدا در مقابل هر آيه اى كه فراموش كرده مارى بر او مسلّط مى كند كه تا آتش جهنّم همراه او خواهد بود مگر اينكه آمرزيده شود.

{ صلوات+عج }


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : سه‌شنبه 31 تیر 1393
زمان : 09:22
چهل حدیث « قرآني »
ارسال نظر(0)

 

چهل حدیث « قرآني »

 

 

مقـدمـه

 

 «هذا بَيانٌ لِلنّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظةٌ لِلْمُتَّقينَ»


اين (كتاب خدا و آيات قرآنى) حجّت و بيانى است براى عموم مردم و راهنما و پندى براى پرهيزگاران.
در مقدمه «چهل حديث قرآن» بجاست كه اندكى درباره قرآن سخن گفته شود، امّا دشوارترين كار، همين است كه بشر خاكى و قلمها و بيانهاى ناتوان بشرى، بخواهد در باره كلام آسمانى خداوند، سخن بگويد.

 

راستى قرآن چيست؟


حتى اگر آنچه را در آياتِ خود قرآن، درباره «كلام اللّه » مى خوانيم، برشماريم، مقاله اى مبسوط خواهد شد. تا چه رسد به دريايى موّاج از احاديث رسول خدا و اهل بيت (عليهم السلام) كه در باره قرآن و حقيقت و ابعاد گوناگون آن بيان فرموده اند. براستى كه انتخاب يك آيه و چهل حديث، از اين گنجينه ژرف و بى پايان دشوار است.
تعبيراتى كه در متن احاديث در باره وحى الهى و قرآن به كار رفته، بسيار ژرف و زيبا و دلنشين و جامع است.
آنچه در زير مى آيد، توصيفاتى است كه از متن رواياتِ قرآنى برگرفته شده است. به فرموده اولياء دين، قرآن، كلام خدا و كتاب خداست، نور درخشنده الهى و تجلّيگاه خداست، نشان دهنده راه خدا، ريسمان محكم الهى، قانون پروردگار، نسخه شفابخش و نشانه لطف خداوند به بشر است. قرآن، آيتى از عظمت و بزرگوارى خدا و معجزه جاويد اوست.
قرآن، پرچم نجاتبخش، كتاب عبرت و آموزش و بيان و تبيان است. قرآن، كتاب هدايت و ارشاد است.
كتاب بشارت و انذار، توحيد و موعظه، آگاهى و اخلاق است. نورى است بى ظلمت، هدايتى است بى گمراهى و گنجى است بى پايان.
قرآن، كتاب علم و احكام و تاريخ و تحليل تاريخى است. كتاب سياست و حكومت، شعور و تدبّر و تفكّر است.
كتاب صلح وجهاد، كتاب مبدأ و معاد، كتاب ايمان و اعتقاد است. مونس انسان در تاريكيهاى جهل و هادى انسان در بيراهه هاى زندگى است.
كتاب ميزان، قسط، عدل، حق، يقين، راه راست و صراط مستقيم است. حالات گذشتگان را براى عبرت آيندگان بازمى گويد.
به عمل كنندگان «مؤمن» و «صالح»، وعده فلاح و رستگارى و عزّت و سربلندى مى دهد. كتاب دعوت و رشد، تقوا و صلاح، حيات و خلود است.
كتاب ظاهر و باطن،
كتاب دنيا و آخرت، كتاب طبيعت و ماوراء طبيعت، غيب و شهود، خدا و مردم است.
اسوه و الگوى خصال نيك و اعمال شايسته و امر به معروف و نهى از منكر و عبرت و اعتبار است. راه به سوى بهشت را مى نمايد و از راه دوزخ باز مى دارد.
استوارترين راه و صراطى است كه خداوند به آن دعوت نموده است. كتاب دين و سنّت هاى جاودان الهى است.
كتاب اخلاق و عرفان و فقه و قانون است. كتاب فصاحت و بلاغت و حكمت و حكومت است.
كتاب «انسان» است. و راهى به سوى جبروت و ملكوت نشان مى دهد.
انيس تنهاييها و مونس وحشتهاى انسان است. آرى ... دهها عنوان ديگر مى توان برشمرد، كه هر يك گوشه اى از عظمت و عمق و تعاليم و مفاهيم اين كتاب مقدس و معجزه ماندگار حضرت رسالت را نشان مى دهد.
اميد است كه توفيق خدايى شامل شود، تا با «قرائت»، «آموزش»، «شناخت»، «فهم» و «عمل» به اين كتاب آسمانى، در مسير سعادت و كمال قرار گيريم.

 

بخش اوّل:

 

اهميت و جايـگاه قـرآن

 هدايت و قرآن

 

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آلهفرمود: من دو چيز در ميان شما باقى گذاشتم، تا وقتى كه به آن دو چنگ زنيد هرگز گمراه نخواهيد شد: يكى قرآن، ديگرى خاندانم.

 بـرتـرى قـرآن
 

رسول خدا صلي الله عليه و آلهفرمود: بـرترى قـرآن بر سـاير سخـنها هـمانند برترى خدا بر مخـلوقات اوسـت.

 
 احتـرام قـرآن
 

رسـول اكرم صلي الله عليه و آلهفرمود: قـرآن جز خـدا بهترين و برترين چيـزهاست، كسى كه احـترام قـرآن را نـگهدارد به خدا احـترام كرده است، و كسـى كه حـرمت قـرآن را نـگه ندارد نسبت به خدا بى حرمتى كرده اسـت، احـترام به قـرآن در پيشـگاه الهى هـمانند احتـرام پـدر بر فـرزند اسـت.

 
 رمـز جاودانگى قــرآن
 

امام هشتم عليه السلام از امام كاظم عليه السلام نقل مى كند كه فرمود: مردى از امـام صادق عليه السلامپـرسيد چگونه است كه قـرآن هـر چه خـوانده و منتشـر مى شـود جز بر تازگى و طـراوتش افـزوده نمى شـود؟ امام صـادق عليه السلام فرمود: زيرا خـداوند آنرا براى زمان و مردم خـاصى قرار نـداده اسـت، بنـابراين در هر عصـرى نو، پيـش هر ملتى تا روز قيـامت تازه و شـاداب اسـت.

 رهـبرى قـرآن
 

پيامبر گرامى اسلام صلي الله عليه و آله فرمود: بر شما باد قرآن، پس آنرا رهبر و پيشواى خود قرار دهيد، زيرا آن، سخن پروردگار جهانيان است. از طرف اوست و بسوى او برمى گردد، بنابراين به متشابهات آنها هم ايمان آوريد و از ضرب المثلهاى آن پند گيريد.

 محتواى قـرآن
 

امام على عليه السلام فرمود: تـاريخ گـذشتگان و آيـندگان و بـرنامه زنـدگى شـما در قـرآن اسـت.

 شـفاى قـرآن
 

پيامبر بزرگوار صلي الله عليه و آله فرمود: بر شما باد به قرآن، چون قرآن، شفاى سودمند، و داروى پربركت است و نگهبان كسى است كه به آن چنگ مى زند، و نجاتبخش كسى است كه از آن پيروى كند.

  نـور قـرآن
 

امام حسن مجتبى عليه السلام فرمود: در اين قـرآن چراغـهاى روشـن (هـدايت) و داروى شـفابخش دلهـاست.

 
 مـيزان بـودن قــرآن
 

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: اى مردم آنچه از من براى شما نقل مى شود چنانچه هماهنگ با قرآن بود بدانيد گفتار من است و اگر مخالف با محتواى قرآن بود گفته من نيست.

 
 

بخش دوّم:

 

حاملان قرآن و مسئوليت آنان

شرافت قرآنيان

 

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آلهفرمود: قرآنيان و شب زنده داران، بزرگواران امّت من هستند.

 حامـل قـرآن
 

پيامبر خدا صلي الله عليه و آلهفرمود: حامل و حافظ قرآن پرچمدار اسلام است، كسى كه او را احترام كند خدا را گرامى داشته است، كسى كه به او اهانت كند مورد لعن و نفرين خدا خواهد بود.

 مقـام قـرآن دانـان
 

پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: قرآنيان بالاترين مقام انسانى بعد از پيامبران و فرستادگان الهى را دارند، پس حقوق آنان را كم ندانيد، زيرا در پيشگاه الهى داراى منزلتى هستند.

 حاملان و آموزگاران قرآن
 

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: حاملان قرآن همان آموزگاران سخن خدا و دربركنندگان نور خدايند، كسى كه آنان را دوست بدارد، خدا را دوست داشته و كسى كه نسبت به آنان دشمنى كند با خدا دشمنى كرده است.

 
 مسئوليت قـرآن خـوان
 

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: اى جامعه قرآن خوانان! در مورد آنچه از قرآن خداوند بر دوش شما نهاده تقواى الهى را پيشه كنيد، زيرا من و شما مسئوليم، من مسئول ابلاغ رسالتم و از شما در باره آنچه از كتاب خدا و سنّت من داريد سؤال خواهد شد.

 
 قـرآن و وظائف ما
 

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: قرآن و شگفتيهاى قرآن و مفاهيم آن را بياموزيد. مفاهيم قرآن همان واجبات و حدود آن است، زيرا قرآن برپنج وجه نازل شده است: حلال و حرام و محكم و متشابه و ضرب المثلها، به حلال قرآن عمل كنيد، و حرام را رها كنيد، به محكمات عمل كنيد و متشابه آن را واگذاريد و از ضرب المثلها پند گيريد.

 قرآن براى عمل
 

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه قرآن را بياموزد و به آن عمل نكند و دنيا دوستى و زينت آن را بر قرآن ترجيح دهد سزاوار خشم خداوند است، و در رديف يهود و نصارى قرار خواهد داشت كه كتاب خدا را پشت سر انداختند.

 قاريان و اميران
 

امام صادق عليه السلام به نقل از پدرانش فرمود: دو گروهند كه اگر اصلاح بشوند امّت من اصلاح خواهند شد و چنانچه فاسد شوند امت را فاسد خواهند كرد: حاكمان و قاريان قرآن.

 قرائت بـدون عـمل
 

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه قرآن بخواند و به آن عمل نكند خداوند او را روز قيامت كور محشور خواهد كرد.

 قـرائت قـرآن و گناه
 

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه قرآن بخواند و بعد حرام بخورد و بنوشد يا محبّت و زينت دنيا را بر آن برترى دهد مستوجب خشم الهى مى شود مگر اينكه توبه كند، و اگر بدون توبه بميرد، روز قيامت قرآن با او به محاجّه برمى خيزد و تا او را محكوم نكند دست برنمى دارد.

 
 

بخش سوّم:

 

 آمـوزش قــرآن

 

آمـوزش قـرآن

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: بهترين شما كسى است كه قرآن آموزد و آن را آموزش دهد.

 
 ارزش آموزش قــرآن
 

امام صادق عليه السلام فرمود: اگر كسى از قرآن يك حرف بياموزد، خداوند براى او ده حسنه مى نويسد، و ده گناه از او مى بخشد، و ده درجه او را بالا مى برد، فرمود: نمى گويم، در مقابل هر آيه، بلكه در مقابل هر حرفى مانند «باء» يا «تا» يا همانند آنها.

 ثمرات يادگيرى قــرآن
 

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: اگر خواستار زندگى سـعادتمندان، و مـرگ شهيدان و نجات روز محـشر، و سـايه در روز قـيامت و هـدايت در روز گـمراهى هستيد پس قـرآن بياموزيد، زيرا آن گفـته خـداى مهربان و ايمنى از شيـطان و موجب برترى و وزنه خوبـيهاى شـما است.

 فهم قرآن همراه آمـوزش
 

حضرت على عليه السلام فرمود: قـرآن را بيـاموزيد كه نيـكوترين گفـتار است، و در آن دانـا و آگاه شـويد كه بـهار دلهـاست و از نور آن شـفا بخواهيد، كه شـفا بخـش دلهـاست، آن را خـوب بخوانيد چون مفيدترين قصّـه هاسـت.

 مؤمن و آموزش قــرآن
 

امام صادق عليه السلام فرمود: شايسته است كه انسانِ مؤمن نميرد تا قرآن را بياموزد يا در حال آموزش آن باشد.

 

بخش چهارم:

 

قـرائت قـرآن

 روخوانى قـرآن

 

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: برترين عبادت امّت من روخوانى قرآن است.

 
 فضيلت قـرائت قــرآن
 

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: اى سلمان! بر تو باد خواندن قرآن، زيرا قرآن خواندن كفّاره گناهان و سپرى در مقابل آتش و بازدارنده از عذاب است.

 
 روزى پنجاه آيه
 

امـام صـادق عليه السلام فرمود: قـرآن، عـهدنامه خدا به بنـدگان اوست، پس شايسته است مســلمان در عـهدنـامـه اش بـنگرد، و روزى پنـجـاه آيـه از آن بخـواند.

 انس با قـرآن در جـوانى
 

امـام صـادق عليه السلام فرمود: مؤمـنى كه در جـوانى قـرآن بخـوانـد، قـرآن با گـوشت و خـون او مـخــلوط مـى شــود، و خــدا او را بــا ســفيـران بـزرگـوار و نيـكوكار قـرار مـى دهـد و روز قيـامت قـرآن مـدافـع اوسـت.

  رمضان بهار قـرآن
 

امام باقر عليه السلام فرمود: هـر چيـزى بـهارى دارد و بـهار قـرآن مـاه مـبارك رمـضـان اسـت.

 
 قــرآن در ماه رمضان
 

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه در ماه مبارك رمضان يك آيه قرآن بخواند پاداش او همانند كسى است كه قرآن را در ماههاى ديگر ختم كرده است.

  خانه و قرآن
 

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خانه اى كه در آن قرآن خوانده شود فرشتگان وارد آن مى شوند، و شيطانها از آن دور مى شوند، و اهل آن در آسايش قرار مى گيرند و به خير و بركت آن خانه افزوده مى شود و از بديها و آفات آن خانه كاسته مى شود. و خانه اى كه در آن قرآن نخوانند، محلّ حضور شياطين و دورى فرشتگان مى شود و بر اهلش تنگ مى شود و شرّش بسيار و خيرش اندك خواهد شد.

نورانيت خانه و قــرآن

امام صادق عليه السلام فرمود: خانه اى را كه مسلمانى در آن است و قرآن تلاوت مى كند اهل آسمان آنرا مى بينند همانگونه كه مردم دنيا ستاره نورانى را در آسمان مى بينند.

 گـوش دادن به قـرآن
 

امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه حرفى از كتاب خدا را بشنود بدون آن كه بخواند خداوند حسنه اى براى او مى نويسد، و گناهى را از او مى بخشد، و يك درجه او را بالا مى برد.

 آداب قرائت قـرآن

امام صادق عليه السلام فرمود: هنگامى كه به آيه اى كه ياد بهشت است رسيدى از خدا بهشت بطلب، و وقتى به آيه اى كه يادآور آتش است رسيدى از آن به خدا پناه ببر.

 آهـنگ قـرائت قـرآن
 

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: قـرآن را با صـدا و آهنگ عـربى بخوانيد.

 
 مقـام حافـظ قـرآن
 

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: تعداد درجات بهشت به تعداد آيه هاى قرآن است، هنگامى كه اهل قرآن وارد بهشت شود به او گفته مى شود قرآن بخوان و بالا برو، براى هر آيه اى درجه اى است، بنابراين بالاترين درجه از آنِ حافظان قرآن است.

  روخوانى يـا از حفـظ ؟
 

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه از رو قرآن بخواند، خدا براى او دوهزار حسنه مى نـويسد، و كسـى كه آنـرا از حـفظ بخـواند هـزار حسنه نوشـته مى شـود.

 پاداش ختـم قـرآن
 

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: وقتـى كسى قرآن را ختم كند، در آن هنگام هزار فرشته بر او درود مى فـرستـند.

 
قرائت غلط
 

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: قـارى چنـانچه قـرآن را غلط يا اشتباه يا با لحن غير عربى بخواند فـرشته آنرا هـمانطور كه نازل شده (صحيح و كامل) مى نويـسد. 

فراموشى قرآن

 

 40  - قالَ النَّبىُ صلي الله عليه و آله: «اَلا وَ مَنْ تَعلَّمَ القُرْآنَ ثُمَّ نَسِيَهُ مُتَّعَمِّداً لَقَى اللّهَ يَوْمَ الْقيامَةِ مَغْلوُلاً يُسَلِّطُ اللّهُ عَلَيْهِ بِكُلِّ آيَةٍ نَسِيَها حَيَّةً تَكُونُ قَرينَتُهُ اِلَى النّارِ اِلاّ اَنْ يُغْفَرَ لَهُ». 

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: توجّه! توجّه! كسى كه قرآن را ياد بگيرد بعد بطور عمد (به خاطر سهل انگارى) فراموش كند روز قيامت دست و پا بسته خدا را ملاقات مى كند، و خدا در مقابل هر آيه اى كه فراموش كرده مارى بر او مسلّط مى كند كه تا آتش جهنّم همراه او خواهد بود مگر اينكه آمرزيده شود.

  { صلوات+عج }

 

 


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : سه‌شنبه 31 تیر 1393
زمان : 09:22
عامل باز شدن چشم برزخی/ بهترین دعا در شب قدر به روایت پیامبر(ص)
ارسال نظر(0)

عامل باز شدن چشم برزخی

*****

بهترین دعا در شب قدر به روایت پیامبر(ص)

شرح فرازي از دعای ابوحمزه ثمالی توسط آيت الله قرهي ( زيده عزه)

« إِلَهِی رَبَّیْتَنِی فِی نِعَمِکَ وَ إِحْسَانِکَ صَغِیراً وَ نَوَّهْتَ بِاسْمِی کَبِیراً فَیَا مَنْ رَبَّانِی فِی الدُّنْیَا بِإِحْسَانِهِ وَ تَفَضُّلِهِ وَ نِعَمِهِ وَ أَشَارَ لِی فِی الْآخِرَةِ إِلَى عَفْوِهِ وَ کَرَمِهِ »

*فردای قیامت، هیچ احدی، ولو معصوم، از خدا طلبکار نیست!

در این فراز از پروردگار عالم می‌خواهیم و عرضه می‌داریم: شما که در دنیا، ما را در احسان، فضل و نعم خود پرورش دادی، خودت هم عفو و کرمت را به من اشاره کردی که بدان در آخرت، من با عفو و کرم، سر و کار دارم.

پروردگار عالم اینجا می‌خواهد نکته‌ای را بیان کند که اگر کسی در دنیا متوجّه شد، می‌داند در آخرت هم همین است و آن نکته این است: فردای قیامت هم امیدتان به من باشد، نه عملتان. کما اینکه در دنیا، من پرورش دادم، فردای قیامت هم اگر عاقل باشید و بفهمید و عبد باشید، می‌دانید که با عفو و کرم من سر و کار دارید.

« نِعَمِهِ وَ أَشَارَ لِی فِی الْآخِرَةِ إِلَى عَفْوِهِ وَ کَرَمِهِ »، خدایا! تو در آخرت به عفو و کرمت اشاره فرمودی.

یعنی خداوند می‌فرماید: فردا هم من باید با عفو و کرمم برخورد کنم، نه با عدلم! نه با حساب‌رسی! نه با محاسبه اعمال! که اگر هزاری بگوییم اعمال ما خوب است و فرض هم بگیریم، بالجد خوب باشد، یعنی انسان هیچ عمل زشتی در دنیا انجام ندهد و تالی‌تلو معصوم (نوعی معصوم) بشود؛ باز اگر پروردگار عالم بخواهد به حسابرسی برسد، خلل زیاد است.

از آن طرف اگر خللی هم نباشد، خدا می‌گوید: همه اعمال را انجام دادی، به درستی هم انجام دادی، حالا نوبت من است که ا زتو سؤال کنم: این اعمال را با چه چیزی انجام دادی؟! مثلاً نماز خواندی، قیام، قعود، رکوع، سجود، ذکر و ... با چه بوده؟! با این بدنی که دادم، قیام کردی. با این بدن، رکوع، سجده و ... انجام دادی. با این زبانی که دادم، ذکر گفتی. حالا طلبکاری؟!

تازه این در حالی است که عصمت داشته باشیم و این هم یک فرضی است که برای امثال ما، محال است. البته نمی‌خواهم مأیوس کنم. امّا یک عدّه خاصّی هستند که تالی‌تلو معصوم هستند، خیلی کم هستند.

لذا همه اعمال هم درست باشد و بگوییم از کودکی تا لحظه مرگ در پرده عصمت بوده و این‌چنین جان داده؛ پروردگار عالم اگر بخواهد به حساب‌رسی برسد، امکان دارد خیلی خلل‌ها باشد و آنچه خودش می‌خواسته، انجام نشده باشد. ضمن اینکه می‌فرماید: این اعضاء و جوارحی که با آن‌ها اعمال انجام دادی، برای من است.

پس آن کسی که در دنیا، اعمال ما را به تفضّل، احسان و نعمش پرورش می‌دهد و« رَبَّانِی فِی الدُّنْیَا» است، همان اشاره کرده که فردای قیامت هم با عفو و کرم برخورد می‌کنم « وَ أَشَارَ لِی فِی الْآخِرَةِ إِلَى عَفْوِهِ وَ کَرَمِهِ »

این، ثمره همان «رَبَّانِی فِی الدُّنْیَا» است. لذا تا کسی «رَبَّانِی فِی الدُّنْیَا» را نفهمد و این را خوب متوجّه نشود که پرورش‌ دهنده در دنیا، پروردگار عالم است؛ این قضیّه را درک نمی‌کند که فردای قیامت هم «وَ أَشَارَ لِی فِی الْآخِرَةِ إِلَى عَفْوِهِ وَ کَرَمِهِ» است.

پس فردای قیامت هیچ احدی در عالم، حتّی معصوم، طلبکار از پروردگار عالم نیست و این، لطف خداست.

*جواب پیامبر(ص) که در شب قدر چه دعایی کنیم؟

از پیغمبر اکرم، خاتم رسل، محمّد مصطفی(ص) سؤال شد: در شب قدر چه دعایی کنیم؟ افضل لیالی و ایّام در ماه مبارک رمضان، شب و روز قدر است. اتّفاقاً این روایت در کتب اهل جماعت از جمله سنن ابن ماجه هم آمده: «لَمّا سَألَتهُ عائشَةُ عَنِ الدُّعاءِ فی لَیلَةِ القَدرِ» عایشه می‌گوید: از پیامبر از دعای در شب قدر سؤال کردم، حضرت فرمودند: «تَقولینَ» تو می‌گویی، «اللّهُمَّ إنَّکَ عَفُوٌّ تُحِبُّ العَفوَ، فَاعفُ عَنّی»، خدا! تو اهل عفو و بخشایشی و بخشش را هم دوست داری، پس از من درگذر و من را ببخش.

اصلاً یکی از مواردی که پروردگار عالم به آن، عشق می‌ورزد، همین آمرزش است.

در این شعری که بیان می‌کنند:

در ره دوست، به هر حیله، رهی باید کرد/گر به طاعت نشود، گو گنهی باید کرد

البته من نمی‌خواهم بگویم این شعر کاملاً درست است و باید گناه عمدی کنیم، منظور چیز دیگری است و آن اینکه پروردگار عالم چون خودش عفو را دوست دارد، پس کسی هم که بیاید استغفار کند، خدا هم او را می‌بخشد و هم عفو را دوست دارد.

ما عفو را دوست نداریم. البته شاید برای بار اوّل و دوم دوست داشته باشیم، امّا اگر دو بار خیانت و یا به تعبیر عامیانه نارویی ببینیم، دیگر از طرف نمی‌گذریم. می‌گوییم: او خیانت کرده و خائن است. امّا پروردگار عالم هزاران هزار بار از ما خیانت دیده، بالاترین خیانت هم این است: اعضاء و جوارحی را که خودش گفته: باید در راه خودش خرج بشود؛ در راه گناه خرج کردیم و در طاعت خرج نکردیم. گناه کردیم، آن معروف خدا را منکر و آن منکر را معروف کردیم. یعنی ضدّ فرمایش پروردگار عالم انجام دادیم. امّا تا آمدیم و الهی العفو گفتیم، پروردگار عالم بخشید. چرا؟

« اللّهُمَّ إنَّکَ عَفُوٌّ تُحِبُّ العَفوَ ، فَاعفُ عَنّی »، تو می‌آمرزی! تو بخشایش‌گر هستی! تو اهل عفوی! و بخشش را هم دوست داری، حالا که آن را دوست داری، از من درگذر.

در سوره نساء، آیه 43 در انتهای آیه می‌فرماید: «إنَّ اللّهَ کانَ عَفُوَّا غَفُورا»، عفوّاً یعنی خیلی زیاد، کما اینکه غفور بودنش هم همین است و زیاد است. «إنَّ اللّه َ کانَ عَفُوَّا غَفُورا» خدا خیلی دوست دارد ببخشد، عفو کند و در گذرد و اهل غفران است. در دعا هم می‌خوانیم.

*برای چه پروردگار عالم، عفو را دوست دارد؟

امیرالمؤمنین هم در خطبه‌ای که در نهج‌البلاغه هم آمده، وقتی خطبه را شروع می‌کنند، می‌فرمایند: «الحَمدُللّه الفاشی فی الخَلقِ حَمدُهُ»، ستایش برای خدایى است که حمد و ستایشش در میان هر چه خلق کرده، منتشر است؛ یعنی تمام عالم به تسبیح و تحمید و تقدیس ذوالجلال و الاکرام مشغول هستند. منتها ما صدایشان را نمی‌شنویم و متوجّه نیستیم. یعنی به آن‌جا نرسیدیم که با همین گوش عادی تسبیح و تقدیس و تحمید همه موجودات عالم را بشنویم. ما سمیعیم و بصیریم و هوشیم، با شما نامحرمان، ما خاموشیم. می‌گویند: شما نمی‌شنوید!

لذا امیرالمؤمنین پروردگار عالم را ستایش می‌کند که حمد را در خلقش، فاش کرد، گستراند و منتشر کرد. در ادامه نیز می‌فرماید: « و الغالِبِ جُندُهُ » ، و سپاهش را پیروز کرد. بالاخره پیروزی از آنِ خداست. «و المُتَعالی جَدُّهُ»، این تعالی پروردگار عالم، جلّ جلاله و عظم شأنه، الله اکبر، این خدایی که متعالی است، برتر از هر چیزی خودش را نشان داد.

بعد حضرت می‌فرمایند: «أحمَدُهُ عَلى نِعَمِهِ التُّؤَامِ، و آلائهِ العِظامِ، الّذی عَظُمَ حِلمُهُ فعَفا»، او را بر نعمت‌هاى دائمش و بخشش‌هاى بزرگش مى‌ستایم. آن خدایى که بردباریش زیاد است و مى بخشاید.

لذا معلوم می‌شود آن کسی که می‌خواهد اهل عفو باشد، باید یک خصوصیّتی را که پروردگار عالم دارد و ما از آن خیلی کم بهره‌برداری کردیم، در خود ایجاد کند. آن هم حلم است.

برای چه پیامبر فرمود: دعای شب قدرتان این باشد: «اللّهُمَّ إنَّکَ عَفُوٌّ تُحِبُّ العَفوَ»؟ برای چه پروردگار عالم عفو را دوست دارد؟ برای اینکه در حلم است. اگر کسی حلم و بردباری نداشته باشد، نمی‌گذرد. حلم و بردباری خدا، زیاد است. خدا خیلی حلیم است.

*چه کنیم تا اهل گذشت باشیم؟

باز در یکی دیگر از خطبه‌های نهج‌البلاغه که در مورد عظمت خداست، می‌فرمایند: «أمرُهُ قَضاءٌ و حِکمَةٌ» ، فرمان خدا حتمی است و اصلاً حکمتش در این مطلب خوابیده شده است. «و رِضاهُ أمانٌ و رَحمَةٌ»، رضا و خشنودی او رحمت و برگه‌ای امانی در دست ماست. می‌گویند: بالاترین مقام، مقام رضاست که اگر بنده هم به این مقام رسید: صددرصد بداند خدا هم از او راضی است. اگر ما به هر چه در مقدّراتمان قرار داده شده، راضی باشیم، خدا هم از ما راضی می‌شود، «یا سریع الرّضا» .

بعد می‌فرمایند: «یَقضی بِعِلمٍ، و یَعفو بِحِلمٍ»، به علم خودش حکم و قضاوت می‌کند، امّا وقتی عفو می‌کند، به این علّت است که حلیم است. خدا خیلی بردبار است، علّت عفو پروردگار عالم، حلم اوست و تا کسی هم به درجه نازله این حلم، نرسد، در جامعه نمی‌تواند اهل گذشت باشد. باید خیلی بردبار باشد تا بتواند اهل گذشت باشد.

چون اصلاً اگر اهل گذشت نباشی، نمی‌توانی امور را هم بچرخانی. پروردگار عالم با گذشتش اجازه می‌دهد انسان‌ها بر نفسشان و شیطان، غلبه پیدا کنند.

چون اگر پروردگار عالم می‌خواست حلم و بردباری نداشته باشد و در این بستر، از انسان‌ها نگذرد؛ معلوم است باید سریع آن‌ها را عذاب می‌کرد و می‌گفت: جواب این عملتان را ببینید. آن‌وقت همه چیز ویران می‌شد.

یعنی همان می‌شد که دشمن خوشش می‌آمد. شیطان هم همین را می‌خواهد. آن‌وقت دیگر این انسان برنمی گشت و امیدی به برگشتش نبود، چون دیگر عذاب شده بود امّا پروردگار عالم حلم و بردباری دارد و حلیم و صبور است. به خاطر همین می‌گذرد که برگردد.

*آزمودن آزموده توسط پروردگار عالم

البته اینکه می‌فرماید عفوش در حلمش است، یک تحمّل خیلی عجیبی می‌خواهد، چرا؟ چون دو بار می‌گذری، دوباره می‌بینی انسان خطا می‌کند. سه بار می‌گذری، ده بار می‌گذری، باز همین است. دیگر تعبیر عامیانه ما باشیم، حوصله‌مان سر می‌رود. تازه وقتی برمی‌گردد می‌دانی که این یک آدمی است که به تعبیر عامیانه چموش است و دوباره هم بر‌می‌گردد، به تعبیری دیگر سبقه دارد. مگر نمی‌گویند: آزموده را، آزمودن خطاست؟ پس صدق این بیان که آزموده را آزمودن خطاست، همه جا صادق نیست. نمی‌خواهم بگویم به طور مطلق غلط است، امّا همه جا صادق نیست و نباید هم باشد، چرا؟ چون اگر این‌طور بود پروردگار عالم می‌گفت: تو یک بار، دوبار، ده بار، بیست بار، صد بار، گناه کردی، من دیگر چقدر تو را آزمایش کنم؟! پس تو باید عذاب بشوی ولی خدا حلیم است که عفوش را بچشاند.

آن‌وقت دلیلش چیست؟ اینکه «تُحِبُّ العَفوَ» اصلاً خود پروردگار عالم، عفو را دوست دارد. خلاف ما که عفو را دوست نداریم. ما می‌گوییم: باید انتقام بگیریم، تا پدر صاحب بچّه را در نیاورم، ول نمی‌کنم، حتماً باید بفهمد ! امّا خدا این‌طوری نیست.

خدا گواه است در این ماه مبارک رمضان، این شب‌ها که می‌گذرد، یک خورده فکر کنیم. اگر بنا بود خدا هم مثل ما باشد، واقعاً من و تو اینجا بودیم؟! آن‌هایی که شب قدر می‌آیند، اصلاً می‌آمدند؟! در طول سال شاید بعضی‌ یک بار هم مسجد نروند امّا شب قدر می‌آیند، «الهی العفو» می‌گویند، گریه می‌کنند، ناله می‌کنند. اگر خدا حلم نداشت و بردبار نبود و این خصلت را نداشت، می‌گفت: اینکه یادم است پارسال هم آمد و گفت: «الهی العفو». ملائکه هم می‌گویند خدایا این هر سال می‌آید و می‌گوید: «الهی العفو»، خب این چه فایده‌ای دارد؟! اگر پروردگار عالم تأیید می‌کرد، می‌گفت: بله شما راست می‌گویید، معلوم است دیگر تمام می‌شد.

لذا اینکه امیرالمؤمنین می‌فرماید: اصل عفو پروردگار عالم، در حلم اوست و خود خدا عفو را دوست دارد، همین است. تازه خدا هم می‌داند ما چموش هستیم، از سال گذشته تا حالا رفتیم ولی باز هم شب قدر می‌آییم و می‌گوییم: «الهی العفو». ای بسا به اینکه ببیند با این حالی که ما داریم از مجلس که بیرون می‌رویم، همان دو ساعت بعد - حالا مثلاً بعضی فردا، بعضی یک هفته بعد، بستگی به افراد دارد - به گناهان مشغول می‌شویم امّا عفو می‌کند، چون حلم دارد.

*عفو در قدرت، خصوصیّت کریم

پس در این مطلب باید دقّت کنیم منتها دلیل اینکه پروردگار عالم می‌بخشد، یک مطلب دیگر هم هست. چرا می‌فرماید: «نِعَمِهِ وَ أَشَارَ لِی فِی الْآخِرَةِ إِلَى عَفْوِهِ وَ کَرَمِهِ»؟ چرا می‌فرماید من اشاره کردم، به شما گفتم که بدانید من فردای قیامت شما را می‌بخشم، عفو به شما دارم؟ علّتش چیست؟ یک دلیلش این است که پروردگار عالم قادر و حاکم است، مسلّط است. شاید فکر کنیم اتّفاقاً به واسطه همین حاکم و مسلّط بودن خوب است عذاب کند امّا ذات احدیّت، حتّی به کسان دیگر توصیه کرده است: تا قبلش امکان دارد بگویی من انتقامم را می‌گیرم، امّا به محض اینکه حاکمیّت پیدا کردی، اتّفاقاً باید عفو داشته باشی.

در تنبیه‌الخواطر هست که یک عرب بادیه‌نشین آمد و عرضه داشت: «قَالَ أَعْرَابِیٌّ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ یُحَاسِبُ الْخَلْقَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ» یا رسول الله! فردای قیامت چه کسی حساب را برای خلق انجام می‌دهد؟ حضرت فرمودند: «قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ». تا عرب بادیه‌نشین این را شنید، گفت: «قَالَ نَجَوْنَا وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ» گفت نجوای ما، صدای ما این است و از آن طرف ما می‌دانیم که این ظنّ، این ربّ کعبه ما را نجات می‌دهد. - ببینید گاهی یک بادیه‌نشین می‌فهمد، اهل معرفت است. اهل معنا این‌طورند. گاهی با اینکه من و شما و تصّور می‌کنیم، نمی‌فهمند یک چیزهایی می‌دانند که ما نمی‌دانیم- پیامبر سؤال کرد: «قَالَ وَ کَیْفَ ذَاکَ یَا أَعْرَابِیُّ» ای اعرابی! چطور تو می‌گویی خدا من را نجات می‌دهد؟ بگو ببینم ربّ کعبه چطوری تو را نجات می‌دهد؟ «قَالَ لِأَنَّ الْکَرِیمَ إِذَا قَدَرَ عَفَا» خیلی جالب است! گفت: برای اینکه کریم موقعی که قدرت گرفت، مسلّط شد، خصوصیّتش این است می‌گذرد و پروردگار عالم قادر و قدرتمند است و قدرتمندی است که کریم است پس می‌گذرد.

این «یا کریم و یا ربّ» که می‌گوییم، همین است و پروردگار عالم خیلی دوست دارد که انسان او را این‌طور صدا بزند و اکرم الاکرمین هم هست. لذا می‌گوید: حالا که قدرت دست کریم است، معلوم است می‌بخشد. یک موقع قدرت دست یک انسان لئیم و پست است، معلوم است او از دم همه را قیچی و ذبح می‌کند امّا یک موقع قدرت دست یک کریم است. کسی که کریم است از دم می‌بخشد امّا لئیم و پست می‌گوید: باید انتقام بگیرم.

*چرا پیامبر فرمودند: هر که در خانه ابوسفیان برود، در امان است

پیامبر هم کریم بودند. حتی آن‌ قدر کریم بود که در فتح مکّه فرمودند: برای امان بروید خانه اباسفیان. یا رسول الله! اباسفیان که تا دو ساعت پیش هنوز تسلیم نبود؟! به تعبیری فقط دیشب آن هم آخر شب آمده برای عذرخواهی و قبلش ایمان نیاورده بود؟ این همه هم مسلمانان را اذیت کرد! امّا پیامبر می‌فرماید: درب خانه او بروید. بعضی می‌گویند: این سیاست پیامبر بود امّا از این‌ها که بگذریم، پیامبر کریم است. پس کریم می‌گذرد و عفو می‌کند « لِأَنَّ الْکَرِیمَ إِذَا قَدَرَ عَفَا» این خصوصیّت کریم است که وقتی قدرت بگیرد، می‌گذرد.

من اشارتاً به زمان خودمان هم اشاره کنم، چون بالاخره باید در زمان خودمان هم باشد تا بفهمیم. اگر نباشد، به درد نمی‌خورد. با اینکه شخصی در لباس مرجعیت اقرار هم کرد تلویزیون هم فیلم‌برداری کرد و خودش هم گفت من از آیت الله خمینی می‌خواهم که بگذرد، من اشتباه کردم، «استغفراللّه ربی و أتوب الیه» هم گفت، اما پرونده‌های همکاری با ساواکش در ساواک موجود بود و یا مطالب دیگری که داشت، از جمله اینکه کشتن امام را به ساواک توصیه کرده بود، که شما چرا این را نمی‌کشید؟! اگر ناراحتید من به شما می‌گویم فتوا می‌دهم این آدم خوبی نیست و بروید او را بکشید.

علناً این مطالب بود و امام در جریان بودند، اما امام فرمود شأنش را حفظ کنید مواظبش باشید، حتی باز هم توبه نکرده بود؛ چون می‌گفت می‌خواهم برای درمان به انگلستان بروم. امام فرمود: بگویید هر پزشکی می‌خواهد، برایش بیاورند امّا نمی‌خواهد او آنجا برود. امام زیرک بود گفت او می‌خواهد از این طریق به عربستان برود و آنجا به او رسانه‌ای بدهند شروع کند علیه مردم صحبت کردن، علیه نظام و انقلاب صحبت کردن، امّا امام گذشت و فرمود: هیچ احدی حق ندارد.

شهید مدنی که خودش در مقام مرجعیّت بود، در نجف، درس کفایه ایشان، شلوغ‌ترین درس بود. شهید آیت‌الله قاضی که ایشان در علم اعجوبه‌ای بود. هم ایشان و هم شهید مدنی، دو سه نفر، وقتی از نجف رفتند، آیت‌الله العظمی خویی گریه کرد. گفت: این‌ها ستون‌های فقهی و علمی نجف بودند و امید آینده برای مرجعیت این‌ها بودند. آن‌ها هم می‌دانستند که آن مرجع، معاند است و معتقد بودند باید بشدت با او برخورد شود، اما امام فرمود: نه.

-کریم وقتی در قدرت باشد می‌گوید- حتّی فرمود برایش هر کاری دلش خواست، بکنید. باید حرمتش را حفظ کنیم. با اینکه چه آن زمان چه بعدش یک مدت مدیدی بعضی از کسانی که آن‌طرف آب با این‌ها ارتباط داشتند به تعبیر عامیانه ننه من غریب بازی هم درمی‌آوردند روضه موسی بن جعفر می‌خواندند برای ایشان! چون مثلاً موسی بن جعفر ... ، امام فرمود: نه آرام که این، رفتار کریمانه است.

یا راجع به بنی صدر که آن‌ قدر خیانت کرد، امام به صراحت بیان فرموده بود: ای کاش این توبه می‌کرد و برمی‌گشت. کریم وقتی قدرتمند است، قادر است، عفو می‌کند.

خصوصیّت پروردگار عالم این است که کریم مطلق است و با کریم‌های ما هم فرق می‌کند.

یا آقا را ببینید. در فتنه هشتاد و هشت بلاشک سران فتنه از لحاظ حکم فقاهتی به عنوان کسانی که غالی هستند و علیه نظام آمدند مهدور الدمند امّا ایشان قبول نکرد. گاهی حتّی این‌ها پررو هم می‌شوند امّا باز هم ایشان می‌گوید: نه. باور کنید خود امام و امروز هم خود حضرت آقا، امام المسلمین؛ هر دو در خفا ناراحت هستند و گریه هم کرده‌اند و می‌کنند که چرا این‌ها این‌طوری شدند. کریم این‌طور است، در رأس قدرت هیچ موقع انتقام نمی‌گیرد.

دیگر بالاتر از پروردگار عالم کریم داریم؟! معلوم است کرامت امام راحل و کرامت امام المسلمین، نه در مقابل کرامت خدا، بلکه در مقابل کرامت معصومین هم یک قطره کوچک نمی‌شود. با اینکه نائب امام زمان هستند امّا کرامت معصوم کجا و کرامت آن‌ها کجا؟! حالا حساب کنید پروردگار عالم چقدر کریم است و عفو دارد.

عفو برای آن کسی است که اتفاقاً درکمال قدرت باشد و لذا یک دلیل اینکه«واشارلی فی الآخرة الی عفوه و کرمه» را می‌فرماید، این است که خدایا! اشاره کردی به من، من در دنیا ربّانی هستم و فرمودی: در آخرت هم چون من ربّانی هستم و خودم پرورش دادم فردا هم از شما معامله ای که می‌کنم بخواهید از من، منم که دارم به شما یاد می‌دهم «اشار لی» .

معلوم می‌شود از خود همین «اشار لی» هم که عرض کردم دعاهایی که می‌بینید از لسان معصوم بیان می‌شود ما بخوانیم باز هم خود خدا به ما یاد داده و الّا ما بلد نبودیم دعا کنیم، خدا می‌گوید من به شما اشاره کردم در آخرت هم با عفو من. پس مدام یاد عفو باشیم، عملت را اصلاً نیاوری‌ها، نگویی خدا با عدلت، نگویی که دیگر معصوم هستم، من که دیگر تالی‌تلو معصوم هستم و یک نوعی عصمت دارم - که آن را عرض کردیم و دیگر بحث را تکرار نمی‌کنیم – اگر این‌طور باشد، می‌گوید همه اعضاء را من دادم. دیگر می‌خواهی چه بگویی؟! لذا فقط عفو.

*شرط چشیدن عفو خدا

منتها دقّت کنیم پروردگارعالم چقدر مهربان است و عفو خدا چطوری به سرعت به سمت ما می‌آید؟ امیرالمؤمنین یک جمله‌ای بیان فرمودند که خیلی جالب است. فرمودند: «مَنْ تَنَزَّهَ عَنْ حُرُمَاتِ اللَّهِ سَارَعَ إِلَیْهِ عَفْوُ اللَّه‏» هر که خودش را مواظبت کرد و از حرام‌های الهی منزّه کرد و از آن‌ها دور شد و اعضاء و جوارحش فعل حرام انجام نداد، عفو خدا به سرعت و با شتاب به سمت او می‌آید. نه اینکه او به سمت عفو خدا برود بلکه «سَارَعَ إِلَیْهِ عَفْوُ اللَّه‏» .

پس یک شرط برای ما گذاشته‌اند که اگر این شرط را رعایت کنیم، عفو خدا را می‌چشیم و معلوم می‌شود در همین دنیا هم عفو پروردگار را می‌چشیم، آن شرط چیست؟ اینکه از حرام‌های الهی منزّه شویم و اسّ و اساس لقمه است.

*چرا ما در محضر بزرگان چیز نمی‌شویم؟

بارها گفتم و بارها هم در آینده می‌گویم که آنچه که ما را بیچاره کرده، لقمه است. لقمه نه اینکه بگوییم سر یک سفره‌ای نشستیم و دو تا لقمه خوردیم. خیر، لقمه یعنی رزقی که دنبالش هستیم که آن را هم رزق می‌گویند، آن هم در سفره می‌آید دیگر. لقمه یعنی معامله‌ای که می‌کنیم. به تعبیر عامیانه از معامله در یک بقالی گرفته تا معامله یک تاجر بزرگ. اگر خدای ناکرده من بدانم یک چیزی را مثلاً به عنوان مناقصه گذاشتند امّا من با پارتی بازی، رانت یا رشوه دادن و پول دادن، شکّی نیست‌ و صددرصد بدان عزیز دلم! این لقمه حرام است. بعد حالا هزاری ماه مبارک بیاید، هزاری الهی العفو بگوییم، هزاری در جلساتی شرکت کنیم که یا حالا یا مثل من فقط نوار باشد و از بزرگان نکاتی را بیان کند یا محضر بزرگان باشد، چیزی نمی‌شویم. گاهی می‌بینی طرف یکی دو جلسه می‌آید، یک‌دفعه منقلب می‌شود و چشمش به چیزهای دیگری باز می‌شود. می‌فهمد، متوجّه می‌شود، دیگر ول کن نیست، امّا یک کسی گاهی یک سال، دو سال، ده سال پیش ولیّ خدایی فرض مثل آیت‌الله خوشوقت هم می‌رود، بعد چند سال اصلاً خسته می‌شود و می‌بیند که هیچ نفهمید چه گفت! می‌گوید: ولش کن و می‌گذارد و می‌رود. چون لقمه اثر می‌گذارد، چند سال هم رفته‌ امّا لقمه‌ بیچاره‌اش کرده.

*جان کندن سخت ملای نراقی

لذا خیلی باید مواظب باشیم. خدا را گواه می‌گیرم اگر بناست فقیرانه زندگی کنیم ارزش دارد که یک چیزهایی گیرمان بیاید. چون بالاخره چه فقیر باشیم و چه به ظاهر ثروتمند، رها می‌کنیم و می‌رویم.

اتّفاقاً وقتی زیاد دارم، موقع مرگ برایم سخت‌تر است. این قاعده است و استثناء هم برای هیچ احدی ندارد.

من یک چیزی بگویم، شاید بعضی نفهمند امّا من چه کار کنم؟! خب نفهمند. ملّای نراقی، صاحب اخلاق جامع السعادات، غوغا در محشر اخلاق، که در نجف رفته، آن مرجع عظیم‌الشّأن راهش نداد. دو بار و سه بار رفت، راهش نداد. خواست امتحانش کند ببیند چطوریست. گفت: باز هم می‌روم. روز چهارم خود آقا پابرهنه دم در آمد. گفت: آقا! تا دیروز اجازه نمی‌دادی بیایم؟! گفت: می‌خواستم ببینم این کتابی را که نوشته‌ای واقعاً اهلش هستی یا نه. خیلی متواضع بود امّا همین ملّای نراقی به واسطه داشتن خانه بزرگ در مکاشفه فرمودند که جان کندن من سخت بود. به تعبیری او را اینجا در جان کندن کمی اذیت کردند و دیگر تمام شد، مابقیش در عالم برزخش نور است و در قیامتش که معلوم است امّا بالاخره یک جایی اذیت شد. با اینکه با زحمت بوده و حلال.

وای به حال آن لقمه‌ای که بخواهد از طریق باند و رشوه و زیرمیزی و اسمش را بگذاریم شیرینی و ...، باشد. این لقمه بیچاره می‌کند. معلوم است انسان کور می‌شود. هم کور ظاهری که دیگر هیچ موقع حوادث را نمی‌بیند، هم کور دین می‌شود.

*توصیه اولیاء خدا در باب لقمه

لذا می‌خواهی بفهمی موقعی که غبار فتنه می‌شود - به خصوص وقتی زیاد می‌شود – چرا گاهی می‌بینی این آقا رفت آن طرفی؟ به خاطر لقمه است - این خیلی مهم است - چون لقمه شبهه‌ناک انسان را جزء مذبذبین می‌کند. مذبذبین یعنی کسانی که گاهی این‌ور هستند، گاهی آن‌ور و در غبار فتن مانده چه کار کند. بعضی مواقع می‌گوید: بالاخره بد هم نیست اگر فلان، تا دیروز اعلام حمایت می‌کرد امّا الان نه. تازه شبهه‌ناکش این است، اگر لقمه حرام باشد که دیگر هیچ!

لذا عرض کردم توصیه اولیاء خدا و عرفای عظیم‌الشّأن است که شما ضمن اینکه لقمه‌تان را دائم مواظبت می‌کنید و حق پروردگار عالم، خمس را هم از باب اینکه حق الله است، می‌دهید، باز هم مقداری‌اش را به عنوان رد مظالم بدهید که یک موقع شبهه‌ناک نباشد. با اینکه رعایت کردید و خمس هم دادید.

چون یک موقع من می‌دانم رعایت نکردم، رد مظالم می‌دهم. خودم هم می‌فهمم که کمیتم لنگ است. وجدانم هم می‌فهمد این معامله که کردم، این مناقصه‌ای که شرکت کردم، این پروژه‌ای که گرفتم، حق من نبود. حالا بالاخره به طریقه‌ای، در حزب و باند و گروهی‌ام یا کسی هستم، این را به من دادند، حق من نبود. یا رشوه دادم یا کاری کردم. حالا می‌گویم: یک خورده‌اش را هم رد مظالم می‌دهم. چه چیز را رد مظالم می‌دهی؟ آن که اصلاً اصلش حرام است. رد مظالم یعنی من نمی‌دانم شاید این وسط ناخودآگاه یک ظلمی هم کرده باشم.

لذا رد مظام بدهید. حرف‌های دیگران را هم گوش ندهید - خیلی رک می‌گویم، چون مال من نیست و من نوارم و حرف بزرگان را بیان می‌کنم - و حرف اولیاء و عرفا را گوش بدهید. نگویید می‌گویند: آقا این افراطی‌بازی‌ها چیست. خمس بده، انفاق هم که می‌کنی، حالا یک چیزی را هم رد مظالم بده. مگر در کار دقّت و مواظبت نمی‌کنی؟ مگر خدای ناکرده معامله‌ات مشکل دارد؟ نه. پس چه شبهه‌ناک است که رد مظالم بدهی؟! ول کن این حرف‌های چرندی را که یک عده می‌زنند، این‌ها افراطی هستند و دائم می‌خواهند مردم را در عسر و حرج بیاندازند. در این دوره زمانه طرف هشت‌شان، گرو نه‌شان است، طرف حق الله و خمس را که می‌گوید، بعد از این طرف هم می‌گوید: رد مظالم هم بپردازید. از این حرف‌ها هم می‌شنوید. می‌خواهم به شما قبل از اینکه کس دیگری بگوید، جلوتر خود من بگویم امّا حرف دیگران را گوش ندهید و حرف اولیاء خدا را گوش کنید و رد مظالم بپردازید. چون لقمه خیلی اثر دارد.

*عامل باز شدن چشم و گوش انسان

لذا اوّل چیزی که بیان شد، همین است «مَنْ تَنَزَّهَ عَنْ حُرُمَاتِ اللَّهِ سَارَعَ إِلَیْهِ عَفْوُ اللَّه‏». بعد هم دیگر معلوم است، وقتی این‌طور شد، باور کنید دیگر چشمتان را هم کنترل می‌کنید. باور کنید گوشتان را هم کنترل می‌کنید. باور کنید زبانتان را هم کنترل می‌کنید؛ چون دیگر چیزی در این جریان خون نرفته. جریان خون دارد این زبان را می‌چرخاند. پمپاژ قلب به مغز، به فکر با جریان خون است. اگر خون سالم، طاهر، پاک – البته خون ظاهرش نجس است - به مغز برسد، فکرم هم دیگر فکر خطا نمی‌شود. لقمه پاک که می‌خوری، چشمت باز می‌شود. با همین چشم می‌بینی چیزهایی که دیگران نمی‌بینند. تعجّب هم می‌کنی. نه با چشم دل، با همین چشم ظاهر و چشم بدن می‌بینی. با همین گوش آوای ملائک را می‌شنوی، نه گوش دل.

مگر نبود آیت‌الله العظمی آسیّد ابوالحسن اصفهانی که یک دفعه وارد حرم شد، فرمود: چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن. صدای آقا را می‌شنید.

ولیّ خدایی همین‌طور که وارد جایی شدند یک دفعه ناخودآگاه گفتند: آخ جون! آخ جون! چقدر قشنگ. همراهش متوجّه نشد، گفت: آقا به چه می‌گویی: آخ جون؟! فرمود: هیچی ولش کن، همین طوری در خودم با خودم بودم. فهمید که مطلبی است، اصرار کرد. گفت: آوای ملک است؟ فرمود: حالا اگر هم باشد، به تو چه ربطی دارد؟! تو یک کاری کن که تو هم آوای ملک را بشنوی و تو هم بگویی: آخ جون.

لذا با همین گوش می‌شود شنید. چه زمانی؟ موقعی که لقمه را درست کنی. باعث همه حرام‌ها، همین لقمه است. اگر درستش کردیم، اوج می‌گیریم. لذا عرض می‌کنم: واقعاً ارزش دارد انسان فقیرانه زندگی کند، اما چیزهایی گیرش بیاید.

خدا گواه است درد است! باید چقدر انسان پست و لئیم باشد که فکر کند سری در سرها درآوردن مثلاً با پولدار شدن است. واقعا انسان احمق است فکر کند حالا چون پولدارم، مثلاً سری در سرها دربیاورم. تا قبل کسی من را نمی‌شناخت. این رذلی آدم است. این کوته‌فکری است. برای همین می‌دود که به هر نوع شده ثروت بدست بیاورد. یا می‌گوید: اگر قدرت داشته باشم، سری در سرها درمی‌آورم. لذا می‌خواهد به هر نوعی شده، قدرت به دست بیاورد. تف به این قدرت! ‌تف به این ثروت! اگر بخواهی سری در سرها دربیاوری، برو سری دربیار در سرهای اولیاء خدا. برو سری در بیا در سرهای آن‌هایی که با آقاجان بودند، یاران امام زمان بودند. آن سری در سرهاست، نه منصب و قدرت داشتن. خاک بر سر ما که تا کسی منصب و قدرت دارد می‌گوییم چنین است امّا اگر نداشته باشد، می‌گوییم: نه. گاهی می‌بینیم بعضی از آقایان که از منصب و قدرت که کنار رفتند، دیگر اصلاً کسی با آن‌ها کاری ندارد. معلوم است که آن طرف احمق است. یا بنده خدا افتاده دیگر کسی نمی‌رود سر بزند. چون از کار افتاد، دیگر تمام شد. یک جای دیگر باید بفهمیم اشتباه کجاست.

خدایا! ما را بیدار بگردان.

{صلوات+عج}


نویسنده : ashabequrani
تاریخ : یکشنبه 29 تیر 1393
زمان : 08:01


.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران